مفهوم آنچه باید «باشد»
فاشیزم دینی حاکم بر ایران بار دیگر دست به کشتار بهترین و نیکترین فرزندان این میهن زد؛ اعدام زندانیان سیاسی. یک بار دیگر در پهنه حیات انسانی، دو الگوی زیستی در مقابل با یکدیگر قرار گرفتند. یکی راه «عافیت جویی» و بعضاً با نام «مصلحت» یا بیهزینگی که بر مدار صیانت از خود میچرخد. دیگری راه پرداخت هزینه «ایثار و رزمندگی» که بر پایه عبور از خود برای رسیدن به آرمانی والاتر بنا شده است.
کسانی که خود را متعلق به تاریخ و میهن میدانند آماده هستند تا «هزینه» را امروز بپردازد. برای اینکه چراغ راه «آینده» برای دیگران روشن باشد. در چنین میدانی، زمان مفهومی برای ساختن میباشد و برای گذراندن آن نیست. اما کسی نیز هست که زمان را متعلق به خود میداند، سعی میکند هزینهها را به دوش دیگران یا به آینده واگذار کند. او همواره در سرآب، منتظر «فرصت مناسب» میماند که شاید هرگز نرسد. در این میدان شعار اصلی، حرکت با جریان آب است که فرسوده نشود و پیشه کردن «صبر» نه برای گشایش بلکه در جهت باد حرکت کردن میباشد. ایران کنونی ما که طی این سالیان حاکمیت ننگین فاشیزم ولایت فقیه، جامعهاش روحیه ایثار و رزمندگی را حفظ کرده، همواره زنده، پویا و مقاوم در برابر ظلم و ستم است. مقاومت به هر قیمت، نه بر پایه «آنچه که هست» بلکه بر پایه «آنچه باید باشد» استوار است. شاهد هستیم که در این ایام چگونه فرزندان چنین خلقی هزینهها را آگاهانه میپذیرند تا بنبستهای تاریخی را بشکنند. انتخاب «فدا شدن» در اقیانوس تغییر به قیمت رزمندگی و شهادت است. انتخاب «فدا شدن» به معنای یک دگرگونی آنی نیست. بلکه به معنای استمرار در یک «پرداخت مداوم» است.
از «بقا» تا «حیات آرمانی» تغییری بدون هزینه رخ نمیدهد
«بودن به هر قیمت» و در توهمات بسر بردن و فرود بیهزینه برای قدرت، تکرار و فرسودگی و بیهزینگی میباشد. اما «شدن» به قیمت فدا کردن همه چیز است. این همان نقطهای است که به مسیر یک رزمنده «امتداد» میدهد. و او با گره زدن قطره گذران زندگی خود به اقیانوس یک آرمان والا، از قید و بندها نجات مییابد. در عوض میبینیم که خطرات پنهانی نیز وجود دارند که خود را در آزادی بهانه میکنند. در این دیدگاه واژه آزادی استفاده میشود، اما در عمل به حذف دیگران میانجامد و به بیثباتی و آسیب گسترده ختم میشود. ولی تاریخ خودش نشان داده که در نهایت بیهزینگی تاریخ را ورق نمیزند، آنها شاید برای مدتی در حاشیه تاریخ زنده باشند و مزاحمت ایجاد کنند. اما ورق اصلی تاریخ به دست کسانی نوشته و امضاء میشود که در لحظه انتخاب، همه چیز را فدای آرمان میکنند.
بیشتر بخوانید
تفاوت بیهزینگی با یک ایثارگر
این تفاوت همواره در نقطه توقف این دو دنیا یا این دو دیدگاه میباشد. اولی در بیهزینگی تا جایی پیش میرود که «خودش» به خطر نیفتد. اما ایثارگر درست از همان نقطهای شروع میکند که «خودش» را نادیده میگیرد. این یکی به دنبال زیستن در تاریخ است، اما آن یکی به دنبال ساختن تاریخ است. در بیهزینگی دنیا فقط اصالت دادن به خود برای بدست آوردن «وسیله» است. در این دیدگاه، سازش کردن و حتی ارزشهای اخلاقی برای بقای نکبتبار خویش میباشد. اما در دیدگاه ایثار و رزمندگی، وسیله (حتی جان خویشتن) زمانی ارزش دارد که در خدمت آرمان باشد. در بیهزینگی بنبستها راهی ندارند و باید به «از ما بهتران» متوسل شد که در نهایت هم به رکود میانجامد. زیرا کسی حاضر نیست فراتر از منافع کوتاه مدت خود گامی بردارد. اما در دنیای گشایش ایثار، یک نیروی محرکهای میباشد که بنبستهای تاریخی را میشکند. در نهایت، تفاوت این دو دنیا در انتخاب میان دو فعل «ماندن» یا «شدن» است. گریز از هزینه تغییر است، یا اشتیاق برای «پرداخت هزینه» و پیشبرد تکامل.
نتیجه نهایی یا پرداخت هزینه» در مسیر آزادی
وقتی «هزینه دادن» با «استمرار» گره میخورد و تداوم پیدا میکند، پدیدهای نو متولد میشود. آن کس که هزینهای میدهد، «بذر» حقیقت را میکارد و با تداوم و استمرار، آن را «آبیاری» میکند تا اینکه این حقیقت درختی تنومند در باور مردم شود. او با وقف زندگی، از مرز محدود «بودن» میگذرد و در آرمان خویش تکثیر میشود. این بالاترین مرتبت فرد یا افراد برای «شدن» است، جایی که آنها میروند تا حقیقت بماند. در چنین دیدگاهی است که انسان زندگیاش را به اندازه «شکوه آرمانش» بزرگ میکند و آن را یکجا وقف میکند. پذیرفتن آگاهانه از دست دادن چیزهای واقعی، برای آرمان آزادی. اینجاست که مفهوم هزینه، از یک انتخاب سنگین، تبدیل به یک ضرورت میشود.
صالح شهنی







