نگاهی به وضعیت دردناک ولی فقیه نورسیده!
صحنه سیاسی ایران این روزها دوران عبرتآموزی را طی میکند. مجتبی خامنهای با همه تردیدهایی که در مورد سلامتش وجود دارد، اکنون اسما ولی فقیه رسمی رژیم است. اما آن چه که وضعیت او را در شرایط کنونی تراژدیکتر میسازد، شقه و شکاف درونی باندهای قدرت است که بیرحمانه در صدد حذف همدیگر هستند و فریادهای بیصدای مجتبی خامنهای کمترین تاثیری در کم کردن آن ندارد بلکه آن را با شعله بیشتری برافروختهتر میسازد.
هرکدام از باندهای قدرت تلاش دارند خط خود را اکسیر حیات بقای رژیم به مجتبی بخورانند. اما پر واضح است که مجتبی هم مثل پدرش فهمیده است که هر دو مسیر به یکجا خواهد رسید؛ جاده سرنگونی.
وضعیت این روزهای مجتبی خامنهای در نقش ولی فقیه تداعیکننده سرنوشت دردناک برههای همولایتیهای ما در مراتع شمال است. وقتی این حیوانات زبان بسته را برای علامت گذاری داخل یک حلقه غیرقابلفرار هدایت میکنند، هرگز نمیتوانند حدس بزنند چه لحظات دردناکی در انتظار آنان است. دو چوپان با سیخها و درفشهای سرخ شده در آتش در خروجی این حلقه نشستهاند. هر برهای دو انتخاب بیشتر ندارد؛ داغ خوردن به دست این چوپان یا آن چوپان! تفاوتشان فقط ممکن است در پهنای سیخ و درفششان باشد اما نتیجه یکی است. داغ مالکیت!
مجتبی خامنهای بر سر دو راهی
مجتبی خامنهای هم گویی اکنون در چنین تلهای گیر افتاده است؛ یا باید راه حل باند محافظهکاران نزدیک به خودش را بپذیرد و جنگ را به هر قیمتی ادامه دهد و یا حرف باند مقابل را بپذیرد و به جام زهر بخورد و سرنگون شود.
نگاهی به موضعگیریهای باندهای قدرت تصویر واضح
تری از این صحنه نهایی سرنگونی بهدست میدهد.
روزنامه حکومتی آرمان ملی در تشریح حملاتی که از سوی باند پایداری به شخصیتهای حامی دولت انجام میشود، نوشت:
«در ویدئویی که به تازگی از یک تجمع در فضای مجازی منتشرشده، شعارهای توهینآمیز و تهدیدآمیزی علیه حسن روحانی مطرح شده است. در این ویدئو یک فرد معمم بهطور بیسابقهای علیه رئیسجمهور پیشین درشتگویی کرده و حسن روحانی را متهمی میداند که باید اعدام شده باشد… مجتبی امینی تهیه کننده سریال گاندو در ایکس خطاب به روحانی نوشت: «ریش و عمامه برای آخوند انگلیسی به چه درد میخورد… مردک؛ منفورتر از تو در این مملکت وجود ندارد… جرات داری دقایقی در یکی از میادین شهر، یک شب حضور پیدا کن… حنای تو رنگی ندارد و به گندم ری نخواهی رسید… مختارها به حسابت خواهند رسید… روباه انگلیسی».
چنین سطحی از تهدید در ادبیات باندهای حکومتی نسبت به هم بیسابقه است. اما این حمله و هجوم صرفا در همین سطح محدود نمیماند. چنانکه میبینیم شریعتمداری کیهان نیز تیغ از نیام میکشد و رو به روحانی و خاتمی مینویسد:
– اظهارات آقای محمد خاتمی در پوشش «صلح شرافتمندانه»! و تاکید آقای حسن روحانی در پوشش
«پایان عزتمندانه جنگ»! دقیقاً همان خواسته برزمین مانده و آرزوی برباد رفته آمریکا و رژیم صهیونیستی در جریان دو جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان است و مفهوم واقعی آن تسلیم بیشرفانه و ذلیلانه است. این همخوانی با خواستههای رسماً اعلام شده آمریکا نمیتواند تصادفی باشد و مراکز قضائی و امنیتی نباید از کنار آن به آسانی عبور کنند. چرا که خطا وقتی به تکرار مینشیند «خط» است و نه خطا.»
عدم کفایت پزشکیان!
اما تنها مقامات حامی دولت نیستند که مورد تهاجم قرار گرفتند بلکه خود پزشکیان هم معرض یک فشار همه جانبه از سوی این باندهاست. طوری که روزنامه حکومتی هم میهن وابسته به باند کارگزاران در تشریح این فشارها مینویسد:
«چون هنوز شورای عالی امنیت ملی تشکیل جلسه زیر ساختمان هرمی بهارستان را به مصلحت نمیداند ۲۰۰ نماینده دوشنبه شب به حرم حضرت عبدالعظیم حسنی در شهرری رفتند.
بیشتر بخوانید
از جمع آن ۲۰۰ نماینده ۱۰ تَن برای نطق انتخاب شدند و جدای مطالبهٔ بازگشایی مجلس صدای شگفت آوری که شنیده شد و یکی به صراحت بر زبان آورد طرح عدم کفایت سیاسی رییس جمهوری بود! هر چند که مادام که آقای قالیباف مجلس را کنترل میکند جای نگرانی نیست اما این صدا را نمیتوان ناشنیده انگاشت.»
این روزنامه سپس با یادآوری واقعه تاریخی عدم کفایت سیاسی بنی صدر توسط مجلس حکومتی در سال ۶۰ به دستور خمینی و تبعات آن مینویسد:
«نکته چهارم اما این است که آنچه اقتدارگرایی ایرانی فراموش کرده این است که پروژه حذف اولین رییس جمهوری ایران هزینههای زیادی تحمیل کرد و تقابل مسلحانهٔ مجاهدین خلق در ادامهٔ آن نیز خسارات فراوانی به بار آورد.»
روزنامه همدلی که متوجه شد که از دل این قیاس تاریخی، درخشندگی مقاومت خونبار مجاهدین در برابر هیولای ارتجاع خمینی رخ نشان داده است در سطور بعدی تلاش کرد کمی حرفش را تعدیل کند. لذا نوشت: «غرض این نیست که گفته شود اگر پزشکیان برکنار شود از دل آن یک مجاهدین/ منافقین دیگر برمیخیزد که بندهٔ خدا عِده و عُده ندارد و نهایت این است که به حرفهٔ پزشکی یا باغداری در ارومیه بازمیگردد ولی آیا مشکلات داخلی و خارجی این جماعت حل میشود؟»
تهدید واقعی کدام است؟
البته روزنامه هم میهن عامدانه خود را به کوچه علی چپ زده است تا همه واقعیت را بیان نکند. آن چه که راه را به روی هر دو باند بسته است و مجتبی خامنهای را در بنبست مرگبار قرار داده، همین خطر رادیکالیسم و قیام در تقدیر است که جز مجاهدین و آرمان سرنگونی قهرآمیز آنان مسیر دیگری را نمیشناسد.
پس باید به مجتبی خامنهای حق بدهیم که در این دو راهی «داغ» شدن تلاش کند هرچه دیرتر به خروجی برسد. این خروجی چه مذاکره و عقب نشینی باشد و چه جنگ و سرکوب سرانجامی جز سرنگونی برای او ندارد. این پایان محتوم و ناگریز همه دیکتاتورهاست.
منابع
- کیهان – ۱۷ شهریور۱۴۰۵. کجای این دو پیشنهاد شرافتمندانه و عزتمندانه است؟ !
- جوان – ۱۷ شهریور ۱۴۰۵. صفار هرندی تبیین میکند
- هم میهن – ۱۷ شهریور ۱۴۰۵. بیانیه حزب توسعه ملی…
- هم میهن – ۲۱ شهریور ۱۴۰۵. وقتی به پزشکیان حداقلی هم راضی نیستند
- روزنامه آرمان ملی – ۱۷ شهریور. پشت پرده حملات تندروها به حسن روحانی







