اعتراضات دهه ۶۰
تاریخچه اعتراضات
تاریخچه مردم ایران مملو از قیام و خیزش و اعتراض به وضع موجود است. از نطفههای جنبش که در سالهای پیش از انقلاب مشروطه در این خاک بسته شد تا شکوفایی جنبش در قیام ستارخان و باقرخان و تفنگ همیشه پرباروت میرزا کوچکخان همیشه این سرزمین از تن ندادن به ظلم و استبداد گواهی میدهد.
مصدق در بیدادگاهی که استبداد و استعمار برایش ترتیب داده بودند فریاد زد: گناهی جز ملی کردن صنعت نفت نداشته و ندارم. نسل مصدق با کوله باری از تجربههای شکست و پیروزی مسیری نو در پیش گرفت و مبارزه در اواخر دوران استبداد پهلوی دوم به شکل نوین و قهرآمیز در آمد.
وقتی خمینی هیولای تاریخ ایران به سرزمین ما پا گذاشت یکباره انگار تمام کشتههای سالیان ما را به یغما برد و کویری بی حاصل از نومیدی و یاس برجای گذاشت.
اما خواست خمینی پیش نرفت. آن چه در این صفحات می خوانیم گواهی همین واقعیت است. مردمی که با شعار «تا آخر می ایستیم» و «سرخم قدغن» پا به میدان مبارزه گذاشته، نمیبایست و نمی تواند جز به استمرار قیام و خیزش و سرانجام انقلاب بیندیشد.
قیام در دهه ۶۰
دههی ۶۰ خورشیدی مصادف بود با سالهای جنگ ایران و عراق، سرو صدای این جنگ بقدری مهیب بود که فریاد اعتراضهای مردم به گوش جهان نرسید؛ اعتراضات به راحتی سرکوب میشدند. فضایی آکنده از رعب و وحشت در زندگی مردم ایجاد شده بود، تا کسی نتواند اعتراضی داشته باشد. با این حال اعتراضات مهمی از دههی ۶۰ به ثبت رسیدهاست. دهه ۶۰شروعی بر اعتراض سراسری در ایران بعد از حکومت ولایت فقیه بود.
۷ اردیبهشت ۱۳۶۰، تظاهرات مادران
در هفتم اردیبهشت در تظاهرات مادران بهخاطر اعتراض به کشتار مجاهدین بهویژه خواهرانمان صورت گرفت، بیش از ۱۵۰هزار نفر از مردم تهران راهپیمایی کردند در این تظاهرات مجاهدین دو شهید و ۷۰ مجروح تقدیم آزادی کردند.
۳۰ خرداد ۱۳۶۰، تظاهرات بیش از ۵۰۰ هزار نفر از مردم ایران
تظاهرات بیش از ۵۰۰ هزار نفر از مردم ایران در تهران تظاهرات مسالمت آمیزی برگزار کردند اما خمینی با صدور فتوای کشتار مردم تظاهر کننده و معترض تظاهرات مسالمت آمیز مردم را به خاک و خون کشید و نشان داد که هیچ امکانی برای مسالمت با این رژیم دیگر وجود ندارد.
۵ مهر ۱۳۶۰، شعار «مرگ بر خمینی»
در روز ۵ مهر ۱۳۶۰ برای اولین بار میلیشیای مجاهدین بهصورت دستهجمعی در نقاط مختلف تهران و چند شهر دیگر به خیابانها ریختند و با شعار «مرگ بر خمینی» بت و هیبت خمینی دجال را شکستند.
آذرماه سال ۱۳۶۳، اعتصاب بیش از ۲۰ هزار تن از کارگران دوبآهن اصفهان
در آذرماه سال ۱۳۶۳، بیش از ۲۰ هزار تن از کارگران دوبآهن اصفهان دست به اعتصاب قهرآمیز زدند، کارگران اعتصابی، برای آزاد کردن همکاران بازداشتشده خود ناگزیر از گروگان گرفتن افرادی شدند که وابسته به ارگانهای حکومتی بودند، اما این ماجرا مطلقاً در هیچ رسانهای بازتاب نیافت و هیچ کس خبردار نشد که در اصفهان چه خبر است و در کارخانه ذوبآهن اصفهان چه غوغایی برپاست. مدیرعامل پیشین این کارخانه، مهندس محمدعلی متقی که منتخب و محبوب کارگران بود سال ۶۰ توسط حکومت اعدام شده بود، اعدام او در شکلگیری این اعتراض قهرآمیز مؤثر بود.
مرداد سال ۱۳۶۴، اعتصاب ۳۰۰۰نفر از کارگران ماشینسازی اراک
مردادماه سال ۱۳۶۴، اعتصاب ۳۰۰۰نفر از کارگران ماشینسازی اراک، یک واقعه مهم اجتماعی و یک قیام بزرگ کارگری بود. در آن واقعه، کارگران ماشینسازی اراک در اعتراض به اضافه شدن ساعت شیفت کاری، خط تولید کارخانه را به کنترل خود در آورده و مانع از ورود عوامل دولتی به کارخانه شدند تا نهایتاً حرف خود را به کرسی نشاندند. وابستگان حکومت، حکم کرده بودند کارگران با اضافه کردن ساعت شیفتهای کاری و اضافه کردن شیفتها بهصورت فوقالعاده، برای پاسداران ادوات جنگی و مهندسی بسازند؛ اما کارگران در مقابله با سیاست جنگ ضدملی خمینی و در دفاع از ساعت کار اعلام شده و رسمی، از همراهی با این وابستگان حکومتی سر باززدند و از تغییر خط تولید و تغییر ساعت کار خودداری کردند. کارگران برای به کرسی نشاندن حرف خود، کلیه خطوط تولید را به کنترل درآوردند و نهایتاً کار را به جایی رساندند که این برنامه لغو شد.
این اعتراض کارگران ماشینسازی اراک یک وجه سیاسی دیگر هم داشت، و آن این که بطور عملی در برابر جنگ ضد ملی ایران و عراق ایستادند که این جنگ خواست حاکمیت و شخص خمینی بود.


