تخریب برجهای زندان گوهردشت تلاشی برای از بین بردن آثار جرم
فروریختن یکی از آخرین برجهای نگهبانی زندان گوهردشت برای بسیاری از مردم ایران یک واقعه تارخی است. این زندان بخشی از یک مکان تاریخی است که نام آن با شکنجه، اعدام و یکی از هولناکترین جنایتهای تاریخ معاصر ایران گره خورده است. رژیم ایران اکنون دیوارها و برجهای زندان را از میان میبرد؛ اما آنچه میکوشد ویران کند، حافظه یک جنایت است.
گوهردشت در دهههای دیکتاتوری خمینی و خامنهای یکی از مخوفترین زندانهای ایران بود. در تابستان ۱۳۶۷، هزاران زندانی سیاسی در سراسر ایران اعدام شدند و گوهردشت یکی از مراکز اصلی این کشتار بود. اهمیت این زندان اما فقط در اسناد و آمار خلاصه نمیشود؛ دیوارهای آن شاهدانی خاموش بر سرگذشت انسانهایی بودند که برخی تنها به دلیل عقیده و فعالیت سیاسی خود به مرگ محکوم شدند.
زندان گوهر دشت و آثار جنایت
آنچه امروز امکان پاککردنش وجود ندارد، گواهی زندانیانی است که سالها بعد در دادگاه حمید نوری، از آنچه در گوهردشت دیده بودند گفتند. محمود رویایی در دادگاه از انتقال زندانیان به «راهروی مرگ» و مشاهده انتقال طنابهای دار به انبار زندان سخن گفت؛ همان مکانی که بعدها «سالن مرگ» نام گرفت.
مجید صاحبجمع یکی دیگر از شاهدان نیز از روز ورودش به گوهردشت گفت؛ از راهرویی که زندانیان مجبور بودند از میان صف مأموران عبور کنند و با کابل و چوب مورد ضربوشتم قرار بگیرند. او شهادت داد که حمید نوری را در میان مأموران دیده است. اصغر مهدی زاده زندانی سیاسی دیگر از سالن مرگ گفت و اینکه چگونه در سالن مرگ گوهر دشت زندانیان به دار کشیده شدند.
بیشتر بخوانید
در شهادتی دیگر، مجتبی اخگر زندانی سابق توضیح داد که چند بار به «راهروی مرگ» برده شده و در یکی از این موارد، به دستور و با حضور نوری، ۶۰ ضربه کابل به او زدهاند. او درباره حافظه زخمی خود گفت: «مغز کامپیوتر نیست»؛ انسان پس از سالها تحمل آن همه وحشت، ممکن است بخشی از جزئیات را بهتدریج به یاد بیاورد.
بنابراین، رژیم میتواند برج گوهردشت را فرو بریزد، دیوارهایش را تخریب کند و محل زندان را از سیمای شهر پاک کند؛ اما نمیتواند شهادت بازماندگان، نام قربانیان و اسناد جنایت را از بین ببرد
اگر هدف از این تخریب، پاککردن رد جنایت باشد، نتیجه میتواند درست معکوس شود: هر آجر فرو ریخته، پرسش تازهای ایجاد میکند که چه چیزی قرار بود زیر آوار پنهان شود. گوهردشت دیگر فقط یک زندان نیست؛ یک سند تاریخی و بخشی از حافظه جنایت علیه بشریت در ایران است. ساختمان میتواند از میان برود، اما حقیقتی که هزاران قربانی و بازمانده بر آن شهادت دادهاند، با بولدوزر ویران نمیشود.







