نقش سازماندهی در مقاومت علیه دیکتاتوری چیست و اساسا مبارزه چیست و در سقوط دیکتاتوری تا چه میزان تاثیرگذار است. در هر مبارزه جدی علیه دیکتاتوری، «سازماندهی» بعنوان دانش پایه و مادر، اولین و مهمترین کاری است که باید انجام شود. حتی به نسبت دانش سیاسی، نظامی و ایدئولوژیک، اولویت با سازماندهی است.
یک اصل قدیمی نظامی میگوید: «اول سازماندهی کن، بعد خود را بساز و آنگاه دست به عمل بزن».
سازماندهی را «شکلبندی، و نظم دادن به اجزاء و آرایش نیروها و امکانات در یک سیستم برای دستیابی به بهترین بازدهی به منظور تحقق اهداف تعیین شده» تعریف میکنند…!
یعنی یک سیستم یا تشکیلات اجتماعی زمانی میتواند به اهدافش برسد که پیش از آن، توانسته باشد، فرم مناسب برای آرایش به سمت هدفی که به دنبال آن هست را کشف کرده باشد.
بعنوان مثال: فرم سازماندهی در یک حزب سیاسیِ که فعالیت علنی دارد. با فرم سازماندهیِ یک سازمان زیرزمینی که در حال «مبارزه قهرآمیز» است، سراپا متفاوت است.
چون این هدف هست که تعیین میکند نیروهایمان را چگونه سازماندهی کنیم. به همین دلیل بهترین فرماندهان بهترین سازماندهنگان هم هستند.
تجربه تاریخی در جنگ جهانی دوم
در جنگ جهانی دوم پس از شوک اولیه ناشی از تهاجم برقآسای ارتش آلمان نازی به کشورهای اروپایی، بخصوص پس از انتقال یهودیان و کولیها به اردوگاههای کار اجباری، مردم در کشورهای اشغال شده، چه به صورت محلی و چه در مقیاس گسترده اقدام به سازماندهی مقاومت کردند.
در ژوئن ۱۹۴۰ ۴۰۰هزار سرباز بریتانیایی و فرانسوی که در بندر دانکرک محاصره شده بودند. با کشتیهای بریتانیایی به انگلستان منتقل شدند. این سربازان فرانسوی هسته اولیه ارتش آزادیبخش فرانسه را در تبعید تشکیل دادند.
ژنرال دوگل که آنزمان سرهنگ زرهی بود. در هیجدهم ژوئن ۱۹۴۰ یک روز پس از اینکه «فلیپ پتن» تسلیم هیتلر شد. از رادیو بی بی سی در لندن فراخوان به مقاومت داد.
در سال ۱۹۴۱ «ژان مولن» استاندار شارتر که از همکاری با اشغالگران سرباز زده بود. توسط حکومت دست نشانده فلیپ پتن از کار برکنار شد. چندی بعد به لندن رفت و با ژنرال دوگل برای سازماندهی مقاومت در داخل فرانسه ملاقات کرد.
هدف از این ملاقات سازماندهی کانونهای پراکنده مقاومت بود. تا گروهایی مثل گروه مانوکیان و حزب کمونیست که به دلیل پراکندگی میزان تأثیرشان در مبارزه علیه نازیها کم بود زیر چتر یک رهبری سیاسی قرار بگیرند. او پس از توافق با دوگل برای تشکیل شورای ملی مقاومت در دوم ژانویه ۱۹۴۲ بصورت مخفی به جنوب فرانسه بازگشت. وی توانست توافق سایر گروهای مقاومت را جلب کند.
نتیجه
به این ترتیب شورای ملی مقاومت فرانسه بال سیاسی مقاومت از نیمه سال ۱۹۴۳ تأسیس شد. فعالیت همه گروههای مقاومت را چه در داخل فرانسه و چه در تبعید زیر چتر خودش گرفت. از جمله ارتش آزادیبخش فرانسه که با حمایت متفقین، از ادغام ارتش آفریفا به فرماندهی ژنرال ژیرو که از حکومت ویشی جدا شده بود و نیروهای وابسته به دوگل که در انگلستان سازماندهی شده بودند تشکیل شد.
ارتش آزادیبخش فرانسه در هماهنگی با کانونهای مقاومت در داخل کشور که همه آنها زیر یک فرماندهی مشترک «شورای ملی مقاومت» سازماندهی شده بودند، یکسال بعد در سال ۱۹۴۴ فرانسه را از اشغال نازیها و دولت ویشی باز پس گرفتند.
نقش سازماندهی در مقاومت علیه دیکتاتوری






