به قلم عبدالرحمن گورکی، نویسنده و تحلیلگر سیاسی
شتاب تحولات در رابطه با ایران هر روز بیشتر میشود. این، یک روند طبیعی از فروپاشی یک رژیم دیکتاتوری است که ما شاهد آن هستیم. مردم و هر نیرویی در دو سوی تخاصم، آنچه میتوانند بکنند، فقط کوتاهکردن یا طولانیکردن «زمان» آن است. از یک طرف، جبهه مردم گسترش و تقویت میشود و از طرف دیگر، حلقه دیکتاتور هر روز کوچکتر و ضعیفتر میگردد. فروپاشی دیکتاتوری، حاصل بلوغ در وضعیت سیاسی و اجتماعی جامعه است که از هر نظر مهیاست. به موازات یکی، دیگری هم در جهت «معکوس» پیش میرود.
قیام مردم ایران در سال ۱۴۰۱ با خواسته اصلی «سرنگونی دیکتاتوری» با موفقیت راه خود را به سوی «آزادی» باز کرد و انبوه جریاناتی که مانند گیاهان بهاری روئیدند، بعداز مدت کوتاهی محو شدند و آنچه در صحنه باقی ماند، «آلترناتیو دمکراتیک شورای ملی مقاومت ایران» بود که اصیلترین، ریشهدارترین و واجد شرایطترین و در عین حال دیرپاترین ائتلاف سیاسی در صحنه ایران است. این نیرو نهتنها در صحنه ماند، بلکه گسترش یافت و مصممتر شد.
به طوری که اکنون، در همه جای ایران، از یک نیروی سازمانیافته و متشکل برخوردار است و در سطح جهانی نیز، توسط طیف وسیعی از شخصیتها، سیاستمداران و پارلمانترهای کشورهای جهان حمایت میگردد.
حکومت دیکتاتوری و وضعیت مردم در ایران
نقض حقوق بشر در ایران ادامه دارد و هر روز بر آمار اعدامشدگان در ایران افزوده میگردد. آژانس بینالمللی انرژیم اتمی نیز، پیشاپیش دولتمداران برجسته کشورهای مختلف از تلاش رژیم ایران برای دستیابی به بمب اتم نگران هستند. گسترش جنگ غزه بسیاری کشورها و بهویژه کشورهای منطقه را نگران ساخته است.
هیچکس و جریانی خواستار گسترش جنگ نیست. اما در عین حال اکثر دولتها به این واقعیت نزدیک شدهاند که برای حل بحران منطقه، چارهیی جز سرنگونی رژیم ایران وجود ندارد. زیرا تاکنون همه درهای دیگر کوبیده شده و راه به جایی نبرده است! این جریانات به این باور رسیدهاند که رژیم کنونی ایران، «تغییرناپذیر» است و همچنان روی خط سرکوب در داخل و توسعهطلبی در خارج ایران حرکت میکند. بنابراین، چارهیی جز «تغییر رژیم» ایران باقی نمانده است.
اقدامی بیسابقه در سازمان ملل
اخیرا، گزارشگر ویژه سازمان ملل، آقای جاوید رحمان طی گزارشی اعلام کرد که «جنایات قساوتبار از جمله اعدامهای شتابزده، خودسرانه و فراقضایی که طی سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۱ و در سال ۱۳۶۷ انجام شده است مصداق «جنایات علیه بشریت» شامل قتل و کشتار و همچنین نسلکشی است و باید عاملان این جنایتها محاکمه شوند.
جاوید رحمان گفته است: «تکرار میکنم، برای چنین نقض فاحش حقوقبشر، صرفنظر از اینکه چه زمانی مرتکب شدهاند، نباید مصونیت از مجازات وجود داشته باشد. نباید اجازه داد رژیم ایران و رهبران آن از عواقب جنایات علیه بشریت و نسلکشی خود بگریزند. یک مکانیسم مستقل تحقیق و حسابرسی بینالمللی برای ایران کاملاً ضروری است».
حمایت اکثریت کنگره امریکا
کنگره امریکا در قطعنامه ۱۱۴۸خود با امضای اکثریت اعضای کنگره، حمایت خود را از مقاومت مردم ایران اعلام و خواهان بهرسمیت شناختن حقوق مردم ایران و مبارزه آنها برای برقراری جمهوری دموکراتیک مبتنی بر جدایی دین و دولت و یک ایران غیراتمی، و برنامه ۱۰مادهیی خانم رجوی و حقوق مجاهدین در اشرف۳ و بهرسمیت شناختن مبارزه کانونهای شورشی با سپاه پاسداران گردید.
حمایت سنای امریکا از مردم و مقاومت ایران
در تاریخ ۴مردادماه ۱۴۰۳ قطعنامه دو حزبی ۵۹۹ در سنای امریکا در حمایت از حقوق ساکنان اشرف3 یک نقطه بینظیر و سرفصلی بود. اقدامات اخیر رژیم ایران که بعداز نمایش انتخابات ولی فقیه در ایران صورت میگیرد، گویای این است که تا این رژیم بر سر کار باشد صلح و امنیت در خارج از مرزهای ایران مورد تهدید است. زیرا در ایران تحت حاکمیت ولی فقیه، آزادی و دمکراسی و حقوق مردم همچنان «قربانی» است. نمیشود یک رژیم در داخل کشور طور دیگری باشد و در خارج از مرزها طور دیگری! این دو، دو روی یک سکهاند!
در همین زمینه
حضور شهردار اسبق نیویورک در مقاومت ایران
امسال رودی جولیانی، شهردار پیشین نیویورک و از حامیان دیرین مقاومت ایران، در سالگرد حملات دولت دستنشانده خامنهای در عراق به اشرف نخستین در استان دیالی در۶ و ۷مرداد سال۱۳۸۸ درکنفرانسی با حضور خانم مریم رجوی گفت: «هیچکس، هیچکس نمیتوانست این جنبش در تبعید را برپا نگهدارد، بهجز ملتی با این نوع استعداد و نجابت و بزرگی. خانم رجوی یک نمونه از آن است، اما شما همه بسیار شبیه به او هستید. ملتی بسیار تأثیرگذار.
کشور شما در آستانه یک انقلاب است. شما یک سرمایه بزرگ خواهید بود برای کمک به ما در برقراری جهانی آزاد که در آن حقوقبشر مورد ستایش قرار میگیرد». وی همچنین افزود: «شما چیزی دارید که بسیاری از کشورها، وقتی دیکتاتوری را سرنگون کردند، هرگز نداشتند و همیشه به سردرگمی و هرج و مرج منجر شد. شما یک دولت موقت کاملاً آماده دارید که میتواند، فردا، تحت رهبری خانم رجوی زمام امور را بهدست گیرد و برای ما چیزی ایجاد کند که در خاورمیانه قویاً در انتظارش هستیم، دمکراسی. شما در آستانه سرنگونی یک دیکتاتور هستید. ما باید بجنگیم. این مسأله که مذاکره، مذاکره، مذاکره، مذاکره؛ آخرین باری که این کار را کردیم، به هیتلر رسیدیم تا زمانی که چرچیل آمد، چون چرچیل حاضر بود بجنگد».
دو روی یک سکه!
اگر در داخل ایران، بیش از صدهزار ایرانی توسط دیکتاتوری به قتل رسیدهاند، مابهازای آن در خارج از مرزهای ایران، ترور، انفجار، تهدید و جنگافروزی است و بالعکس! اگر در خارج از مرزها به این رژیم امتیاز داده میشود، در ایران سرکوب مردم ایران و کشتار فرزندانش افزایش مییابد. چون آزادی و دمکراسی بیشتری قربانی است!
اگر در خارج از ایران، جنایات رژیم مورد حسابرسی قرار نمیگیرد، در داخل ایران، آمار دستگیریها و شکنجهها و اعدامها افزایش مییابد. پس حمایت از سیاست مماشات با این رژیم، جز همکاری و همسویی با دیکتاتوری مذهبی نیست. این رژیم خود به خود نه تغییر رفتار میدهد و نه سرنگون میشود.
برانداز واقعی!
سرنگونی رژیم دیکتاتوری، کار مردم و مقاومت ایران است. بههمین خاطر است که نابودی فیزیکی مقاومت در داخل، ترور و اعمال محدودیت علیه آنها در خارج ایران، همواره اولویت دیکتاتوری حاکم بوده است. قبل از همه، رژیم میداند که اشرف۳ الهامبخش و الگو و سمبل جوانان ایرانی است. آنها حیات خود را وقف آزادی مردم و میهنشان کردهاند.
هزار تن از آنها برای سالیان در زندانهای رژیم بودهاند و نیمی از آنها اعضای خانوادههایشان توسط رژیم اعدام شدهاند. آنها شاهدان قتلعام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ بودند که اکثرشان از هواداران مجاهدین بودند. از سال گذشته رژیم در یک توطئه جدید، یک بهاصطلاح دادگاه غیابی را برای محاکمه ۱۰۴ تن از اعضای مجاهدین و مقاومت ایران را شروع کرده و آنها را به اعدام و استراد تهدید کرده است.







