چهارشنبه, ۲۵ شهریور, ۱۴۰۵
ایران آزادی
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
ایران آزادی
No Result
View All Result

لمپنیسم پهلوی‌گرا

۵ دی, ۱۴۰۴
لمپنیسم پهلوی‌گرا
Share on TwitterShare on Facebook

ابزار رژیم ملایان برای تخریب اپوزیسیون واقعی و انکار آینده دموکراتیک ایران

روانشناس ایرج عابدینی – دی ماه ۱۴۰۴

طی سال‌های گذشته، جامعه ایران شاهد موج‌های بزرگی از مقاومت و اعتراض بوده است؛ موج‌هایی که نه تنها از نظر اجتماعی و سیاسی اهمیت داشته‌اند، بلکه نقطه‌های عطفی در تغییر روان جمعی مردم به حساب می‌آیند. سه خیزش دی ۹۶، آبان ۹۸ و اعتراضات ۱۴۰۱ در مجموع بهترین نمونه برای فهم این مسیر تاریخی‌اند. هر سه نه تنها ساختار سیاسی رژیم ملایان را به چالش کشیدند، بلکه تصویری جدید از آینده ایران ارائه دادند؛ آینده‌ای مبتنی بر آزادی، دموکراسی و برابری، و نه بازتولید ساختارهای عمودی قدرت، چه مذهبی و چه سلطنتی. اما در کنار این حرکت تاریخی، پدیده‌ای شکل گرفت که کمتر درباره آن گفته شده: لمپنیسم پهلوی‌گرا. این پدیده بخشی از اپوزیسیون نیست، بلکه عملاً به گونه‌ای خطرناک در نقش ابزاری فرهنگی و روانی برای ادامه حیات رژیم آخوندی عمل می‌کند.

برای فهم بهتر این موضوع باید از واژه “لومپن” شروع کرد. این کلمه ریشهآلمانی دارد و نخستین بار توسط کارل مارکس برای نام‌گذاری طبقه‌ای از افراد به‌کار رفت که بیرون از ساختار اقتصادی و اجتماعی جامعه قرار داشتند؛ نه کارگر صنعتی بودند، نه دهقان، نه بورژوا و نه روشنفکر (مانیفست کمونیست). مارکس از آن‌ها به‌عنوان گروه‌هایی یاد کرد که “فاقد هویت طبقاتی، بی‌ثبات و مستعد سوءاستفاده سیاسی” هستند. بعدها این واژه برای توصیف رفتارهایی به‌کار رفت که مبتنی بر هیجان، قدرت‌نمایی، فقدان مسئولیت‌پذیری و نفی گفتگوست. از اینجا “لومپن‌پرولتاریا” وارد تحلیل‌های روان‌شناختی و سیاسی شد و امروز در ادبیات فرهنگ سیاسی، معادل نیروهای پر سر و صدا، ضد فکر، ضد اخلاق و تسلیم‌شده در برابر قدرت عمودی است (رابرت دال، دموکراسی و نقد اجتماعی). بنابراین وقتی از “لمپنیسم” صحبت می‌کنیم، منظور یک طبقه اجتماعی نیست؛ منظور یک الگوی رفتاری است.

در سطح جهانی، لمپنیسم پدیده‌ای تاریخی است. در اروپا، آمریکای لاتین و آفریقا بارها دیده شد که گروه‌های حاشیه‌ایِ فاقد هویت و تحلیل سیاسی، توسط دولت‌ها، دیکتاتورها و کودتاچیان برای سرکوب جنبش‌های مردمی بسیج شدند (هرتسفلد، ایران پس از کودتا). این نیروها ابزار آماده برای ایجاد آشوب، کشتن گفتگو و مسموم کردن فضای سیاسی بودند.

چگونه انتخاب‌های ما سرنوشت را شکل می‌دهند؟

در ایران اما این پدیده نقطه عطف مشخصی دارد: کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲. دولت ملی دکتر محمد مصدق با پشتوانه استقلال‌طلبی و خواست مردم برای دموکراسی، فرصت تاریخی تحول را پیش روی مردم ایران قرار داده بود. سقوط این دولت تنها با دخالت خارجی رخ نداد؛ خیابان علیه عقلانیت بسیج شد. افرادی‌ مانند “شعبان جعفری” و “طیب حاج رضایی” و دیگر لمپن های مرتجع نقش کلیدی در ایجاد آشوب خیابانی و حمله به نیروهای طرفدار دولت ملی داشتند. کودتاچیان فهمیدند برای سرنگونی مصدق کافی است عقل را از خیابان بیرون بکشند و جای آن چماق بگذارند (ایران پس از کودتا). همان روز که چماق در میدان بهارستان بلند شد، دموکراسی ایرانی از پا افتاد.

پیامد روانی کودتا اما از خود کودتا عمیق‌تر بود. سلطنت پس از ۱۳۳۲ آموخت که برای حفظ قدرت نیازی به مشارکت مردم نیست؛ کافی‌ست گروه‌هایی از حاشیه‌نشین‌ها را بسیج کند. این روند فقط در دهه‌های میانی قرن نماند. در ماه‌های آخر حکومت شاه، هنگامی که جنبش انقلابی به اوج رسید، دربار تلاش کرد با گردآوری نیروهای فاقد پایگاه فکری و سیاسی از نقاط مختلف ایران، کسانی که مأموریت داشتند شعار “جاوید شاه” سر دهند و علیه مبارزین واقعی فضای هیجان و ارعاب ایجاد کنند، تصویر قدرت را بازسازی کند و حرکت مردم را منحرف سازد (ایران: تاریخ معاصر). این الگوی لمپن‌سازی، نه استثناء بود و نه تاکتیک اضطراری؛ یک روش تثبیت‌شده برای مقابله با جامعه بود؛ روشی که بعدها رژیم ملایان نیز همان را در ابعاد مذهبی بازتولید کرد.

پس از انقلاب، این الگو فقط رنگ عوض کرد؛ محتوایش همان بود. لمپنیسم از سلطنت به ساختار مذهبی منتقل شد. چماقداران مذهبی جای لمپن‌های سلطنتی را گرفتند. خیابان دوباره علیه جامعه بسیج شد. این روند آن‌قدر آشکار بود که تنها شانزده ماه پس از انقلاب، آقای موسی خیابانی در مصاحبه‌ای تلویزیونی در سال ۵۹، درباره خطر تکامل این پدیده هشدار داد. او دقیقاً خطر همان ساختاری را توضیح داد که از دل لمپنیسم خیابانی متولد شد و به ابزار حذف سیاسی و خشونت کور تبدیل می‌شد. هشدار او امروز روشن‌تر از همیشه معنا دارد. او گفت:

«این مسئله چماقداری در رشد خودش در شانزده ماه گذشته الان به نقطه واقعاً خطرناکی رسیده است. الان چماقداری به صورت تهدید مشخصی بر امنیت اجتماعی ما و آینده سیاسی کشور ما درآمده است. همین آقایون چماقدارها، همین آقایون اوباش جلو دانشگاه را بعضی وقت‌ها غُرُق می‌کنند. جلوی مردم را می‌گیرند. هرکس را که دلشان بخواهد بازرسی بدنی می‌کنند. هر وقت دلشان بخواهد به کتابفروشی‌ها حمله می‌کنند… به همین ترتیبی که الان امروز وارد مغازه‌های کتابفروشی می‌شوند، چه تأمینی وجود دارد که فردا وارد خانه‌ها نشوند؟ این جریان در روند تکاملی خود به تروریسم کور خواهد انجامید… برخی از این عناصر چماقدار دارند در گروه‌های تروریستی متشکل و سازماندهی می‌شوند.»

این گفته‌ها سندی است از اینکه لمپنیسم وقتی از سطح اجتماعی عبور می‌کند و به سازمان سیاسی تبدیل می‌شود، مقصدش روشن است: ترور. همان‌طور که آقای خیابانی هشدار داد، چماقداری علیه مردم ساختاری دارد، نه تصادفی؛ و هرجا تکامل یابد، دیر یا زود به خشونت سازمان‌یافته و تروریسم خواهد رسید. تاریخ همین را تأیید کرد.

اکنون برگردیم به امروز. در سال‌های اخیر، اپوزیسیون واقعی ایران و مردم داخل کشور، سه بار تاریخ را لرزاندند. دی ۹۶ نخستین شکاف بزرگ روانی در ساختار قدرت رخ داد: شعار “اصلاح‌طلب، اصولگرا ـ دیگه تمومه ماجرا” نه فقط یک جمله اعتراضی، بلکه پایان یک توهم بود (مرکز مطالعات اجتماعی ایران). مردم گفتند مشکل فرد نیست؛ مشکل ساختار است. این گذار از سطح سیاست به سطح روان جمعی، ترک‌های واقعی بر پیکر قدرت انداخت.

آبان ۹۸ مرحله دوم بود. اعتراضات گسترده برخاسته از خشم اقتصادی و تحقیر اجتماعی، نشان داد که مردم دیگر در پی اصلاحات تدریجی نیستند. شکستن ترس جمعی بزرگ‌ترین تغییر جامعه پس از انقلاب بود. حکومت با خشونتی بی‌رحمانه پاسخ داد، اما این خشونت نه جنبش را خاموش کرد، نه ترس را بازگرداند؛ تنها شکاف را عمیق‌تر کرد (گزارش خبرنگاران مستقل).

۱۴۰۱ اوج این روند بود. انقلابی اجتماعی که با شعار “مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر” تکلیف آینده را روشن کرد: ایران دیگر خواهان بازگشت به گذشته نیست. نه سلطنت، نه سلسله، نه قدرت موروثی. نه ولایت، نه آخوند، نه حاکمیت مذهبی. مردم گفتند: آزادی، برابری، سکولاریسم، دموکراسی (تحلیل رسانه‌های مستقل). همین شعار به اندازه یک قرن تحول سیاسی ارزش دارد.

اما درست در همین زمان که مردم به بالاترین سطح آگاهی رسیدند، رژیم ملایان فهمید که سرکوب فیزیکی دیگر کافی نیست. باید چهره اپوزیسیون را خراب کرد. باید آلترناتیو را زشت نشان داد. باید امید را مسموم کرد. اینجاست که لمپنیسم پهلوی‌گرا وارد صحنه شد، دقیقاً مانند ۱۳۳۲ اما با ابزاری تازه.

چهره‌هایی که در ظاهر مخالف رژیم‌اند، اما در عمل بهترین خدمت را به آن می‌کنند: علی کریمی، یاسمین امینی پهلوی، علیرضا کیانی و ده‌ها چهره دیگر که با فحاشی، ناسزاگویی، حمله ناموسی، تحقیر روشنفکران، دشمنی با جنبش‌های آزادی‌خواه و نفرت‌پراکنی آشکار، تصویری زشت از اپوزیسیون می‌سازند. رفتار این افراد نه مقاومت است، نه سیاست؛ این‌ها خشونت فرهنگی است.

امروز همان روندی که آقای موسی خیابانی درباره‌اش هشدار داده بود دوباره در حال تکرار شدن است. اگر در سال‌های پس از انقلاب، چماقداری در خیابان برای حفظ قدرت مذهبی عمل می‌کرد، امروز بخشی از لمپنیسم رسانه‌ای و دیجیتال برای بازسازی سایه سلطنت‌گرایی و خنثی‌سازی آینده دموکراتیک ایران بسیج شده است. چماقداری از خیابان به فضای مجازی مهاجرت کرده؛ چاقو و چماق جای خود را به توهین و تهدید داده؛ سازماندهی بدنی جای خود را به بسیج رسانه‌ای.

وقتی لمپن‌های سلطنت‌گرا با پرچم اسرائیل به هم‌میهنان خود فحاشی می‌کنند، یا در تجمعات خارج کشور به منتقدان حمله می‌کنند، یا روشنفکران را مزدور می‌خوانند، یا علیرضا کیانی تهدید می‌کند که آینده سیاسی ایران فقط “شاه‌محور” خواهد بود و هرکس پیروی نکند دشمن است، این‌ها فقط ناسزا نیست؛ این‌ها بازتولید همان چرخه تاریخی‌ست که آقای خیابانی سال ۱۳۵۹ درباره آن هشدار داد. او گفت: “این جریان به تروریسم کور خواهد انجامید.” و ما امروز نشانه‌های آغاز همان مرحله را می‌بینیم.

اگر چنین نیروهایی به قدرت برسند، با توجه به رفتار و گفتارشان، شکی نیست که از شاه و شیخ هم فراتر خواهند رفت؛ زیرا این جریان بدون چارچوب اخلاقی، بدون برنامه سیاسی، بدون مسئولیت‌پذیری مدنی و با ذهنیتی انتقام‌جو عمل می‌کند. اگر امروز در ضعف این‌گونه حمله و تهدید می‌کنند، تصور کنید در قدرت چه خواهند کرد.

اپوزیسیون واقعی ایران همان است که در ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ خیابان را پر کرد. همان است که گفت “اصلاح‌طلب، اصولگرا ـ دیگه تمومه ماجرا”. همان است که گفت “مرگ بر ستمگر ـ چه شاه باشه چه رهبر”. همان است که گفت “زن، مقاومت، آزادی”.

اگر آینده‌ای برای ایران هست، از همینجا می‌آید، نه از صفحه اینستاگرام لمپن‌ها.

اگر امیدی هست، از مردم می‌آید، نه از فحاشی.

اگر آزادی بیاید، با اندیشه می‌آید، نه با تهدید.

فردای ایران را لمپن‌ها نمی‌سازند؛ مردم می‌سازند.

منابع

• کارل مارکس، مانیفست کمونیست

• رابرت دال، دموکراسی و نقد اجتماعی

• مایکل هرتسفلد، ایران پس از کودتا

• کورت ومر، تاریخ معاصر ایران

• مرکز مطالعات اجتماعی ایران: خیزش دی ۱۳۹۶

• گزارش‌های مستقل خبرنگاران داخل ایران درباره آبان ۱۳۹۸

• تحلیل رسانه‌های مستقل درباره اعتراضات ۱۴۰۱

‏• jahatpress.ir — بازتاب رسانه‌ای فحاشی علی کریمی

ما را در ایکس ایران آزادی دنبال کنید

ما را در تلگرام ایران آزادی دنبال کنید

Tags: رضا پهلویلمپنیسمنظام سلطنتنظام ولایت
TweetShare

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توصیه سردبیر

خبرها و تحلیلها

مجتبی بابا خانی در یک درگیری قهرمانانه با پاسداران به شهادت رسید

۱۸ شهریور, ۱۴۰۵

پربیننده‌ترین‌ها

مجتبی بابا خانی در یک درگیری قهرمانانه با پاسداران به شهادت رسید

۱۸ شهریور, ۱۴۰۵
فاجعه در بازار سیب ارومیه حاصل یک سال زحمت در آستانه نابودی

فاجعه در بازار سیب ارومیه حاصل یک سال زحمت در آستانه نابودی

۲۴ شهریور, ۱۴۰۵
چرا رژیم از ارجاع پرونده اتمی به شورای امنیت وحشت‌زده است؟

چرا رژیم از ارجاع پرونده اتمی به شورای امنیت وحشت‌زده است؟

۲۰ شهریور, ۱۴۰۵
مجتبی خامنه‌ای با کدام درفش داغ زده می شود؟!

مجتبی خامنه‌ای با کدام درفش داغ زده می شود؟!

۲۲ شهریور, ۱۴۰۵
جنایتی که هنوز ادامه دارد؛ کنفرانس بین‌المللی درباره قتل‌عام ۶۷

جنایتی که هنوز ادامه دارد؛ کنفرانس بین‌المللی درباره قتل‌عام ۶۷

۲۱ شهریور, ۱۴۰۵
ترک تحصیل، وقتی فقر دانش‌آموز را از مدرسه می‌راند

ترک تحصیل، وقتی فقر دانش‌آموز را از مدرسه می‌راند

۱۹ شهریور, ۱۴۰۵

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

  • خانه
  • خبرها و تحلیلها
  • حقوق بشر
  • طنز
  • درباره ما
  • ارتباط با ما
  • صفحات ویژه
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.