طفلی به نام شادی مجموعه اشعار و سرودههای محمدرضا شفیعی کدکنی، شاعر مردمی و ایراندوست میهن است… مضمون آن سرودهاش، گمشدگی شادی و خوشبختی مردمان ستمدیده ایران است. توسعه، شادی گم شده ماست.
با الهام از آن شعر لطیف، نگاهی به گمشدهی دیگر میهن میاندازیم: توسعه!
اقتصاد ایران، مانند کودکی که روزگاری با وعدههای بزرگ در سند چشمانداز بیستساله (۱۳۸۴-۱۴۰۴) نوید رشد ۸درصدی و تبدیل شدن به قدرت اقتصادی منطقه را میداد، حالا در پیچ و خمهای سیاستهای ناپایدار، تحریمهای خارجی و داخلی، و بیاعتمادی فزاینده، راه خود را گم کرده است. این طفل، که توسعه نام داشت، قرار بود با تکیه بر درآمدهای سرشار نفتی، بازارهای متنوع صادراتی، و سرمایهگذاریهای خارجی و داخلی، ایران را به قلههای پیشرفت برساند. اما امروز، نهتنها آن چشمهای روشن و براق در افق دیده نمیشود، بلکه سایهای از ناامیدی و افول بر پیکر اقتصاد ایران افتاده است.

چرخهای از حرکت ایستاده اقتصاد
اعتصابهای اخیر اصناف مختلف، از کامیونداران و نانوایان تا کفاشان، زنگ خطری است که نشان میدهد اقتصاد ایران دیگر توان تحمل فشارهای چندجانبه را ندارد. کامیونداران، که ستون فقرات زنجیره تأمین کشور هستند، در هفتههای گذشته با توقف فعالیت خود در دهها شهر، حمل کالاهای اساسی و صنعتی را مختل کردند. این اعتصاب در اقتصادی که لجستیک آن به شدت جادهمحور است، باعث توقف ناوگان حملونقل و به معنای فلج شدن جریان کالا، سرمایه و تولید است.

نانوایان نیز، که با نیازهای روزمره مردم گره خوردهاند، از افزایش هزینههای گاز، آرد و تجهیزات شکایت دارند. وقتی پخت نان، که سادهترین و ضروریترین کالای مصرفی است، دیگر صرفه اقتصادی ندارد، نشان از عمق بحران در معیشت و تولید دارد. کفاشان نیز، که نماد تولید محلی و سنتی هستند، با بستن واحدهای صنفی خود، اعلام کردند که دیگر توان ادامه ندارند. این اعتراضات، که همزمان و از بخشهای مختلف اقتصاد سر برآوردهاند، تنها یک پیام دارند: فشار بر بخش خصوصی، که ستون اصلی اقتصاد ایران است، به سطح غیرقابل تحملی رسیده است.
این اعتصابها، صدای فروپاشی اعتماد اقتصادی است. بخش خصوصی، که در غیاب حمایتهای دولتی، سالها با تحریم، تورم و رکود جنگیده، حالا در آستانه تسلیم شدن است. اگر این بخش، که آخرین مدافع اقتصاد واقعی کشور است، از پای درآید، چیزی جز پوستهای توخالی از اقتصاد باقی نخواهد ماند.
درآمدهای افسانهای و توسعه گمشده
در حالی که ایران طی چهار دهه گذشته بیش از دو تریلیون دلار درآمد نفتی داشته، محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور وقت، در سال ۱۳۹۳ اعلام کرد که برای رسیدن به رشد ۸درصدی، به ۱۵۰تا ۲۰۰میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی نیاز است. این در حالی است که سند چشمانداز بیستساله، که از سال ۱۳۸۴آغاز شد، قرار بود ایران را به اقتصاد اول خاورمیانه تبدیل کند. اما بیست سال بعد، شاخصهای کلیدی مانند اشتغال، معیشت، تولید و سرمایهگذاری در بدترین وضعیت خود قرار دارند.

درآمدهای نفتی عظیم، که ده برابر نیاز اعلامشده برای سرمایهگذاری بوده، نتوانسته موتور توسعه را روشن نگهدارد. نرخ پسانداز و سرمایهگذاری داخلی همچنان پایین است، و شفافیت در مورد ذخایر ارزی وجود ندارد. تحریمهای خارجی، که همواره بهعنوان مقصر اصلی معرفی شدهاند، تنها بخشی از داستان هستند. ریشه اصلی، در نبود دموکراسی و شفافیت نهادی نهفته است. بدون نهادهای قابل اعتماد و پاسخگو، سرمایهگذاری خارجی و نوآوری، که پیشنیاز رشد پایدار هستند، به محاق میروند. در مقابل، کشورهایی مانند قطر و عربستان با قراردادهای کلان سرمایهگذاری، از منابع مشترک با ایران بهرهای بهمراتب بیشتر بردهاند.
افول تجارت خارجی و تنوع گمشده
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد که تجارت خارجی ایران، بهویژه صادرات غیرنفتی، در دو دهه اخیر به شدت افول کرده است. در سال ۱۴۰۲، تنها سه کشور (چین، امارات و عراق) حدود ۶۰درصد از صادرات غیرنفتی ایران را جذب کردهاند، در حالی که در سال ۱۳۸۳، ۸۰درصد صادرات به ۲۱کشور انجام میشد. این کاهش تنوع شرکای تجاری، اقتصاد ایران را در برابر شوکهای خارجی و تحریمها به شدت آسیبپذیر کرده است.

شاخص باز بودن تجاری، که نسبت تجارت به تولید ناخالص داخلی را نشان میدهد، در ایران روند نزولی داشته است. از سال ۱۳۸۵تا ۱۳۹۰، اقتصاد ایران به سمت بستهتر شدن حرکت کرد، و در دهه ۹۰، بیثباتی و نوسانات شدید مانع از شکلگیری روند مشخصی شد. رتبه ایران در این شاخص در سال ۲۰۲۲، ۱۲۸از ۱۷۸کشور بود، که با توجه به وابستگی به صادرات نفت، حتی این رتبه نیز اغراقآمیز به نظر میرسد.
تنوع کالاهای صادراتی نیز رشد چشمگیری نداشته است. اگرچه تعداد اقلام صادراتی با ارزش بیش از ۱۰هزار دلار افزایش یافته، اما این رشد در مقایسه با روند جهانی ناچیز است. ماندگاری کالاهای صادراتی نیز نگرانکننده است؛ تنها ۲۸.۷درصد از اقلام صادراتی در بازه ۱۱ساله (۱۳۹۲-۱۴۰۲) بهطور مداوم صادر شدهاند. این نشاندهنده نبود برنامهریزی بلندمدت برای حفظ بازارهای صادراتی است.
در همین زمینه
توسعه اقتصادی ایران از مسیر سرنگونی ولایت فقیه
تحریمهای داخلی، زخمی عمیقتر
در حالی که تحریمهای خارجی بهعنوان مانعی بزرگ معرفی میشوند، فعالان اقتصادی مانند بهرام شکوری تأکید دارند که تحریمهای داخلی، از جمله قطع برق و گاز، سیاستهای ارزی ناپایدار، و قوانین متناقض، ضربهای بهمراتب سنگینتر وارد کردهاند. وقتی کارخانهها به دلیل کمبود سوخت یا برق ماهها تعطیل میمانند، چگونه میتوان از تولید و صادرات سخن گفت؟ وقتی صادرکننده مجبور است ارز خود را با نرخهای غیرواقعی به دولت بفروشد، انگیزهای برای ادامه فعالیت باقی میماند؟
سیاستهای ارزی، که نرخ دلار را روزانه تغییر میدهند، برنامهریزی را برای کوچکترین کسبوکارها غیرممکن کردهاند. قوانین مالیاتی سلیقهای و انحصارات دولتی، فضای رقابت آزاد را نابود کردهاند. فعالان اقتصادی مانند علی شریعتی نیز به نبود پیچیدگی در صادرات اشاره میکنند. ایران همچنان به صادرات کالاهای ساده مانند محصولات پتروشیمی، خیار و رب گوجهفرنگی وابسته است، در حالی که جهان به سمت صادرات خدمات مهندسی، الکترونیک و فناوری اطلاعات حرکت کرده است. این عقبماندگی، همراه با مشکلات انتقال ارز و نبود زیرساختهای صادراتی، ایران را از دهکده جهانی تجارت دور کرده است.

طفلی که دیگر دیده نمیشود
طفلی به نام توسعه، که روزگاری با وعدههای سند چشمانداز و درآمدهای نفتی قرار بود ایران را به قلههای پیشرفت برساند، حالا در میان سیاستهای ناکارآمد، بیاعتمادی بخش خصوصی، و افول تجارت خارجی گم شده است. چشمهای این طفل، که زمانی روشن و براق بود، حالا تیره و کمسو شده است. اعتصابهای اصناف، کاهش تنوع شرکای تجاری، و ناپایداری شاخصهای اقتصادی، همه نشان از عمق این گمگشتگی دارند. اگر روزی شادی در شعر شفیعی کدکنی با گیسویی بلند به بالای آرزو گم شد، توسعه نیز در ایران امروز، میان تحریمهای داخلی و خارجی، بیثباتیها و نبود اعتماد، راه خود را گم کرده است. این طفل، دیگر نه در خلیج فارس دیده میشود و نه در ساحل خزر.
آرمین بهاری







