سیستان و بلوچستان، روایت محرومیت و تلاش برای بقا در سایه کمبود فرصتهای اقتصادی و اجتماعی است. استان سیستان و بلوچستان، با وجود منابع طبیعی غنی و ظرفیتهای فراوان، همچنان یکی از فقیرترین و محرومترین استانهای ایران است. این محرومیت نه ناشی از شرایط طبیعی، بلکه نتیجه مستقیم سیاستهای تبعیضآمیز و مدیریت ناکارآمد است. در این میان، کودکان کار و زبالهگرد، سوختبران و کولبران، چهرهای تلخ از واقعیتهای این استان را نمایان میسازند.
کودکان کار و زبالهگرد، قربانیان خاموش تبعیض
کودکان کار و زبالهگرد در خیابانهای زاهدان و سایر شهرهای استان سیستان و بلوچستان به چهرهای آشنا تبدیل شدهاند. این کودکان، بهدلیل وضعیت نابسامان اقتصادی خانوادههای خود، از تحصیل بازمانده و به مشاغل طاقتفرسا و خطرناک روی آوردهاند. آنها روزانه با خطراتی همچون بیماری، سوءتغذیه و خشونت مواجه هستند.
یکی از جوانان بلوچ در ویدئویی از زاهدان میگوید: “این دختر بچه هشتساله بلوچ است. اینجا سرزمینش است، جایی که منابع طبیعی و جوانان توانمند دارد، اما هیچ فرصتی برای رشد وجود ندارد. سهم کودکان ما از این سرزمین چیزی جز زجر و سختی نیست.”
سوختبری و کولبری، جانفشانی برای لقمهای نان
سوختبری یکی از معدود گزینههای اقتصادی در استان سیستان و بلوچستان است که جان بسیاری از مردم را به خطر میاندازد. سوختبران گالنهای سوخت را در مسیرهای خطرناک حمل میکنند و در معرض خطرات مختلفی همچون تصادفات، انفجار و تیراندازی قرار دارند. سود این تجارت نه به مردم، بلکه به شبکههای تجاری و واسطهها تعلق میگیرد.
طرح رزاق که توسط سپاه پاسداران برای ساماندهی تجارت سوخت اجرا شد، به جای بهبود وضعیت، انحصار و محدودیت بیشتری برای مردم ایجاد کرد. افشای فساد گسترده در این طرح، از جمله سوءاستفادههای مالی توسط پاسدار محمد کرمی، خشم عمومی را برانگیخته است. پاسدار محمد کرمی فرمانده نیروهای نیروی تروریستی سپاه قدس در منطقه شرق ایران و عامل کشتار جمعه خونین زاهدان و خاش با همدستی چند چپاولگر سپاه پاسداران در طرح رزاق میلیاردها تومان را غارت کردهاند که این غارت توسط رسانههای محلی افشاء گردید و یک رسوایی را برای سرکوبگران نتیجه داد. مردم در این جریان متوجه شدند که امثال پاسدار کرمی صرفا برای پول و دزدی و غارت دست به کشتار میزنند و این درحالی است که هیچ اعتقاد پایهای و مبنایی ندارند.
سیستان و بلوچستان، سرزمین ظرفیتهای از دست رفته
استان سیستان و بلوچستان دارای منابع غنی طلا، نفت و معادن دیگر است. اما این منابع بهجای استفاده برای توسعه و بهبود زندگی مردم، بهدلایل مختلف به خارج از استان منتقل شده و مردم از منافع آن بیبهره ماندهاند. عدم شفافیت در قراردادهای اقتصادی، تخریب محیطزیست و مهاجرت اجباری مردم از مناطق معدنی، از جمله پیامدهای این وضعیت هستند.
در همین زمینه
گزارش اختلاس و دزدیهای محمد کرمی، استاندارسابق سیستان و بلوچستان
چالشهای زیرساختی و آموزشی
محرومیت از زیرساختهای آموزشی و بهداشتی در مناطق روستایی و حتی شهری، همچنان یک چالش بزرگ است. جوانان و حتی تحصیلکردگان استان سیستان و بلوچستان بهدلیل نبود فرصتهای شغلی مناسب، مجبور به پذیرش مشاغل کاذب و پرخطر شدهاند. این وضعیت باعث افزایش نارضایتی عمومی و مهاجرت نیروهای متخصص از استان شده است.
نقش حکومت در گسترش فقر
حکومت ایران با سیاستهای تبعیضآمیز خود، نقش اصلی در گسترش فقر و محرومیت در سیستان و بلوچستان دارد. نبود برنامهریزی شفاف و اقدامات هماهنگ در سطح ملی و محلی، بحرانهای این استان را تشدید کرده است. با ادامه این سیاستها، نهتنها مردم این استان بلکه کل کشور درگیر پیامدهای آن خواهند شد.
راه نجات، پایان تبعیض و سرکوب
مردم سیستان و بلوچستان و ایران به این باور رسیدهاند که تنها راه رهایی از این وضعیت، پایان حکومت تبعیضآمیز و سرکوبگر ولایت فقیه است. روز رهایی، روزی است که مردم ایران و بهویژه سیستان و بلوچستان، بتوانند آزادانه و بدون ترس از تبعیض، سرنوشت خود را تعیین کنند.
سرنگونی این حکومت، گامی بزرگ بهسوی عدالت اجتماعی، پیشرفت اقتصادی و بازگشت امید به زندگی در این استان و سراسر ایران خواهد بود.







