قیام سازمان یافته ، راه کار خروج از وضعیت موجوداست. رژیم آخوندی در شرایط فعلی در بحرانهای مرگباری بسر میبرد و با افزایش سرکوب، تلاش میکند، تا هر اعتراضی را، در نطفه خفه کند.
این بحرانها چی هست و آیا رژیم قادر به پشت سر گذاشتن این بحرانها هست؟ راه حل مقابله با سرکوب چیست؟ استراتژی قیام سازمانیافته و کانونهای شورشی چی هست؟ آیا رژیم قادر به سرکوب قیامهای مردمی و فعالیتهای کانونهای شورشی هست؟ آقای مهدی براعی، درگفتگویی با تلویزیون ایران آزادی به این موضوعات پرداخته وبه سئوالات پاسخ میدهد.
مهدی براعی: وقتی بحران میگوییم بحرانها الان در واقع رژیم را در حالت محاصره قرار دادند در یک تقسیم بندی کلی اگر بخواهیم بکنیم یکی بحرانهای داخلی و یکی هم بحرانهای خارجی یا بینالمللی است، همانند طناب داری است که به گردن رژیم افتاده است، هر روز هم بر گردنش تنگتر میشود.
از ویژگیهای بحرانها چه داخلی و چه خارجی یکی این است که لاعلاج است رژیم برای اینها درمان ندارد، نمیتواند بر اینها فائق بیاید، نمیتواند حل بکند، مثل یک غده سرطانی در بدن که علاج ندارد و هر روز هم پیشرونده است و گسترش پیدا میکند.
دومین ویژگی این بحرانها نه تنها توقف نمیتواند بکند نه تنها به عقب بر نمیگردد بلکه از آن طرف گسترش پیدا میکند، و رژیم را بیشتر در بر میگیرد و در محاصره قرار میدهد، فشار بر رژیم را بیشتر میکند.
یک مثال بگوییم مثلاً در مورد بحرانهای بینالمللی قبلاً تا زمانی که سیاست مماشات بود، سیاست مماشات یعنی سیاست حفظ رژیم و کمک کننده برای رژیم بود، حتی بحرانهای داخلی که داشت با کمک سیاست مماشات و کشورهای غربی به رژیم میکردند و مدد میرساندند، میتوانست تا اندازهای بر بحرانها فائق بیاید، با سرکوب و اقدامات دیگری میتوانست این بحرانها را مهار کند.
مثلاً در قیام ۸۸ زمانی که اوباما بود سیاست مماشات برقرار بود دیدیم مردم قیام کردند و ۶ ماه ادامه داشت و با شعارهای مرگ بر خامنهای و مرگ بر اصل ولایت فقیه رژیم را کلافه کرده بودند و میخواستند رژیم را از دور خارج بکنند، اما چون سیاست مماشات سیاست حفظ رژیم بود از این بابت به کمک رژیم آمد و در واقع به رژیم دست باز داد تا بتواند قیام را متوقف کند،. الان که سیاست مماشات شکست خورده و آن کمکها و مددها نه تنها نیست، بلکه تبدیل به فشار بر روی رژیم شده است، سیاست تحریمها و سیاست در لیست بردن مقامات رژیم، اینها آن بحرانهای است که رژیم را در برگرفته است، به همین دلیل تحت این بحرانها به او فشار میآید و نه علاجی و نه درمانی برای او دارد و وضعیت درناک و اسفناکی رژیم را در برگرفته و هر روز میبینیم وضعیتش بحرانیتر میشود، ِ و به نقطه خفگی رژیم میرسد و آن نقطه پایانی و سرنگونی رژیم است.
پرسش: آیا میتوانید کمی بیشتر در مورد بحرانهای داخلی و خارجی که رژیم را محاصره کرده است توضیح دهید؟
مهدی براعی: اصلیترین بحرانی که رژیم به آن دچار شد خارج شدن امریکا از برجام در اردیبهشت ۹۷ بود، حرفش این بود که برجام مسئله حل نمیکند اتفاقاً برجام به رژیم در زمینه اتمی، دخالت در منطقه، موشکی، جنگافروزیش و سرکوب در داخل کمک میکند، این یک تحول بسیار مهم بود چون تمام سرمایهگذاری رژیم بخصوص روحانی و ولی فقیه بر روی برجام بود. برجام را که امضاء کرد ۱۵۰ میلیارد دلار به او پول دادند، درواقع ماشین تروریزم و موشکی و سرکوبش را بیشتر تأمین کرد، و نفت را به دو و نیم میلیون رساند، از آبان ۹۷ تحریمها اعمال شد، از اردیبهشت ۹۸ کشورهای که از خرید نفت معاف بودند (۸ کشور) هم تمام شد، در نتیجه این حلقه تنگتر شد، نفت و فلزات و چیزهای مختلف تحریم شدند و امریکا ا علام کرد میخواهیم نفت را به صفر برسانیم، خبرگزاریها گفتند ۱۰۰ تا ۳۰۰ هزار بشکه نفت در روز میتواند بفروشد.
اگر بخواهد وارد مذاکره بشود باید از اتمی، موشکی، تروریزم و دخالت در منطقه دست بکشد، اگر دست بکشد زیر علامت سؤال میرود چون ولایت فقیه هویتش را از اینها میبیند، باید دست از سرکوب بردارد و این رژیم بدون سرکوب حتی یک روز نمیتواند دوام بیاورد، به این دلیل میگوییم لاعلاج است و راه حل ندارد و هیج را عقب نشینی ندارد و نمیتواند بر این مشکلات فائق بیاید.
آمریکا دو روز پیش دو نهاد رژیم را مورد تحریم قرار دادند و تقریباً تمام سران رژیم تحریم است، یک گزارشی وزارتخارجه امریکا به کنگره داده و نوشته: «وزیر خارجه در مورد اختیارات تعویض شده این تحریمات را اضافه کرده، تمام فرماندهان سپاه در لیست هستند، عبدالله عراقی فرمانده نیروی زمینی سپاه، عباس جعفری دادستان کل تهران، حسن فیروزآبادی مشاور ارشد ولایت فقیه، نهادهای نیروی قدس سپاه پاسداران، نیروی بسیج، نیروی انتظامی ولایت فقیه، وزارت اطلاعات، سازمان زندانها و سازمان انصار حزبالله، تیپهای تروریستی مثل تیپ فاطمیون و سیستم بانکیش، و چیزی نیست که مورد تحریم قرار نگرفته باشد، به همین دلیل این سیتم فلج است.
سپاه پاسداران را هم در لیست تروریستی بردند و بیت ولی فقیه که در واقع قدرت حاکمه و چپاول است، تمام اینها را زیر تحریم برد، پس رژیم چگونه میخواهد بر اینها فائق بیاید، البته ابن روزها ظریف دورهگردی راه انداخت که بتواند تحریمها را بشکند و از آن طرف رئیس جمهور فرانسه ماکرون او را به کنفرانس جی ۷ دعوت کرد و شکست خورد و دو روز بعد امریکا تحریمهای جدیدی را اعمال کرد، بعد ظریف برای اینکه عقب نیافتد گفت: تا تحریمها برداشته نشود مذاکره نخواهد بود، به این صورت میخواست قدرتنمایی بکند تا افتضاحش را بپوشاند.
یا بلحاظ اقتصادی میگویند میزان معاملات اروپا با رژیم دو میلیارد و ۵۸۶ یورو بوده که نسبت مشابه سال قبل ۲۵ درصد کاهش یافته است، همچنین میزان صادرات اتحادیه اروپا ۵۳ درصد افت کرده است، میزان وارداتش ۱۵ درصد کاهش پیدا کرده است، این را رسانههای رژیم نوشتند، طبعاً جلوتر برویم صادرات نفتش به صفر میرسد و معاملات بانکی افت کرده و در واقع ظریف در لیست رفته دیگر سیاست خارجی به رسمیت شناخته نمیشود.
همین کشتی نفتش الان در دریای مدیترانه یک روز گفتن میخواهد به یونان برود، بعد گفتن قبرس میرود، اعلام کردند میرود ترکیه و ترکیه گفت میرود لبنان و همینطور ادامه دارد و وزارتخارجه امریکا اعلام کرده هر کسی به این کشتی کمک کند کمک به سپاه پاسداران است، سپاه پاسداران در لیست است آنها هم در لیست قرار میگیرند، به این دلیل کشورها یکی یکی اعلام میکنند نمیتوانیم کمک بکنیم، یعنی رژیمی که قبل از این بحرانها میدان پیدا کرده بود و مانور میکرد وهمه جا میرفت و هر کاری و دخالتی میکرد، الان در این حلقه محاصره افتاده در واقع در تله اقتاده است، تلهای که راه گریز ندارد بحران یعنی این وضعیت بحرانی که راه خروج ندارد، به همین دلیل میگوییم پیشرونده است، و متوقف هم نخواهد شد.
مهدی براعی: در رژیم بحرانهای زیادی است بحران سیاسی در بین سران رژیم و جنگ و دعوای بین گرگها است، ولی اصلیترین بحران اقتصادی است، اقتصاد فروپاشیده است و اقتصادی ندارد برای همین آماری که میدهند نجومی است، اقتصادش رکورد تورمی است، یعنی هم رکود و هم تورم حاکم است، سازمان اقتصاد جهانی اعلام کرد تورم در پایان سال جاری به ۴۰ درصد خواهد رسید، در حالیکه در نیمه سال ۲۰۱۹ برآوردی که کردند از ۴۰ درصد گذشته است، و میگویند به بالای ۵۰ درصد میرسد، این مردم را فقیرتر میکند و فقر بالا میرود و قیمتها افزایش پیدا میکند و هزار و یک مشکل ایجاد میکند، بیکاری افزایش پیدا میکند، بنگاههای تولیدی در حال تعطیل شدن هستند، بنگاههای تولیدی نیاز به مواد اولیه دارند و مواد اولیه از خارج وارد میشود، وارد کردن مواد نیاز به ارز دارد، ارزی نیست و همه در حال چپاول و غارت است، در نتیجه کارگاههای تولیدی در حال تعطیل شدن هستند، اینها که تعطیل بشوند بیکاری افزایش پیدا میکند، ایران تنها کشوری است که رشد منفی داشته در سال ۲۰۱۷ سه درصد رشد منفی داشته، درآمد ناخالص ملی ۳ درصد بوده، در سال ۲۰۱۹، شش درصد رشد منفی داشته، حتی یمن که در حال جنگ است رشد مثبت داشته، ولی رژیم رشد منفی داشته است.
طبق آمار روزنامههای رژیم در سال ۹۵ در حد ۵ درصد فقیرتر شدند، از سال ۹۶ تا سال ۹۸ فقر عمومی بیش از شش درصد نسبت به سال ۹۷ افزایش پیدا کرده است، مرکز آمار رژیم در گزارش اردیبهشت سال ۹۸ از نرخ تورم داده گفته، نرخ تورم در اردیبهشت سال ۹۸ نسبت به سال ۹۷ به بالای ۵۳ درصد رسیده است، این را میگویند ابرتورم، یعنی تورم نرمال نیست، نه تنها نرمال نیست بلکه با هیچ دستگاهی نمیخواند که تورم بیش از ۵۳ ردرصد باشد.
همین مرکز آمار اعلام کرده سطح قیمتها در اردیبهشت ۹۸ بیش از ۵۲ درصد نسبت به اردیبهشت سال ۹۷ افزایش پیدا کرده است، در همین گزارش مرکز آمار اعتراف شده که سطح مواد غذایی مردم در اردیبهشت ۹۸ بیش از ۷۰ درصد افزایش پیدا کرده، یعنی این میزان از تورم طبعاً بیکاری و فقر بدنبال دارد، خط فقر الان بالای ۶ میلیون تومان است، در حالیکه هر کارگری در سال ۹۸ حقوقش یک میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است، هر کارگر با خانواده سه و سه دهم، یا چهار نفر، پس زیر ۶ میلیون درآمد ندارد، و چیزی که رسمیت دارد و مجلس تصویب کرده این است، در حالیکه حقوق کارگر را بدهند الان پرداخت حقوق کارگر تا ۶ ماه به تعویق میافتد، در نتیجه از زیر خط فقر به زیر خط فلاکت رسیده است، حتی از زیر خط فلاکت گذشته و به خط مرگ رسیده، یعنی جامعه و مردم حتی غذا ندارند که بخورند، این وضعیت جامعه است.
مهدی براعی: وقتی میگوییم بحران اقتصادی رژیم دقت بکنیم که قبل از هر چیز فساد و غارت و دزدی در رژیم هست، که پایه فقر است و تحریم نیست، مثلاً جدیداً نوشتند دو عضو مجلس رژیم به اتهام دزدی دستگیر شدند، فردی بنام فریدون احمدی و محمد عزیزی، که عضو مجلس بودند، اینها یا معاون وزیر بودند یا قائم مقام بودند یا مشاور وزیر بودند، چپاول و غارت بسیار بسیار بالا است، در پیام شماره ۱۳ برادر مسعود در رابطه با تحریمات بیت ولایت فقیه قسمتی را میخوانم، «بیشترین زدوبندهای سیاسی و کلان دزدیهای اقتصادی و چپاول دارایها و اموال مردم ایران در همین جا صورت میگیرد، (یعنی در بیت خامنهای، که یک نمونه آن ستاد فرمان اجرایی خمینی است)، راستی که بیت خامنهای بزرگترین چراگاه، مرکز غارت و چپاول در جهان است، که مردم ایران نخستین قربانی آن هستند، در شرح وظایف ۱۲ گانه بیت خامنهای در کنترل بر جامعه و نهادهای حکومتی صحبت میکند میگوید حوزههای کنترلی آن به هیچکس حساب پس نمیدهند، به هیچ قاعده و قانونی پایبند نیستند و هرگز مالیات هم نمیدهند»، وقتی این وضعیت است اقتصاد ایران بخش اعظم آن دست سپاه برای چپاول و غارت و سرکوب است، یک اقتصاد نرمال و کلاستیک مثل بقیه کشورها نیست، تمام طرحها و پروژهها و صادرات و ارز مملکت هم دست سپاه است، سپاه هم به کسی حساب پس نمیدهد، برای همین این اقتصاد فروپاشی شده قبل از هر چیز ناشی از عنصر سیاسی است، ناشی از نظام ولایت فقیه است، تا نظام ولایت فقیه سرنگون نشود بحران اقتصادی هم درست نمیشود، وضعیت هر روز به این سمت میرود، برای مردم هم خیلی گویا و روشن است تمام ریشه مشکلات سیاسی و در حاکمیت ولایت فقیه است، این نیست که اکونومیک باشد که راه حل اقتصادی داشته باشد، یعنی با طرحهای اقتصادی برای جامعه بشود مشکلات را حل و فصل کرد، مطلقاً اینطوری نیست، اگر چه از خامنهای جنایتکار تا روحانی میخواهند بگویند مشکل اقتصادی داریم و گویا مدار را در مسائل اقتصادی ببندند، و میگویند فشار تحریم است، درحالیکه مشکل مشکل سیاسی است، مشکل نظام منحوس ولایت فقیه است، تا این رژیم هست وضعیت هر روز بدتر میشود، و مردم هم این را خوب میفهمند و متوجه هستند که این رژیم باید سرنگون بشود و هیچ راه حلی ندارد، به همین دلیل وضعیت جامعه انفجاری است، به همین دلیل ما با جنبش عظیمی در برابر آخوندها مواجه هستیم، که آماده خیز برداشتن و قیام است، نمونهش در قیام ۹۶ دیدیم، یک روز در مشهد شروع شد و روز دوم و سوم در سراسر ایران گسترش پیدا کرد، ومردم خشمشان در مقابل ولایت فقیه به نمایش گذاشتند، و شورش عظیمی بود، با شعارهای مرگ بر اصل ولایت فقیه، مرگ بر خامنهای، مرگ بر روحانی، اصلاحطلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا، یعنی این زدوبند و تبلیغات هم دیگر جواب ندارد، به این وسیله میخواهند رژیم را سرنگون بکنند، یعنی چند روز بیشتر نشد، که تقریباً تمام مردم در سراسر ایران بپاخاستند، خشم عظیم و جنبش عظیم یعنی راهی برای رژیم باقی نمیگذارد یعنی خلاصه جامعه در شرائط انفجاری است و هر لحظه ممکن است جامعه منفجر بشود، و بر سر رژیم خراب بشود، رژیم هم نمیتواند این را متوقف بکند.
مهدی براعی: الان جامعه در شرائط انفجار است و ما هر روز شاهد هستیم، البته رژیم سرکوب میکند اگر بگوییم مشکل یک تا صد رژیم چیست؟ این است که جلوی قیام مردم را بگیرد، تمام امکاناتش را برای این بکار میگیرد، ترس و وحشتش از قیام است، درنتیجه با دستگیری، شکنجه، سرکوب تلاش میکند جلوی قیام مردم را بگیرد، ولی بر این موقعیت انفجاری نمیتواند فائق بیاید، ما امروز شاهد اعتراضات بسیاری در سطح جامعه هستیم، هر چند رژیم تلاش میکند در نطفه خفه بکند ولی نمیتواند اعتراضات را متوقف بکند، مردم آماده قیام هستند، به فرض مثال قیام ۹۶ یا قیام کازرون و یا قیامهای که در کرج، اصفهان، شیراز، انجام گرفت، کی دو روز قبل فکر میکرد قیام انجام خواهد شد؟ در شهرهای کوچک که فکر میکردند امکان پتانسیل نیست یکدفعه قیام شعله میکشید، در اهواز، کشاورزان اصفهان بودند، تبلیغات رژیم هم هست که مشکلات مردم را حل کردیم اما از آن طرف داد و فغانشان در آمده روحانی رئیس جمهور ولی فقیه میگوید در این ۴۰ سال مشکلات این چنینی نداشتیم، و تماماً به همدیگر نسبت به وضعیت انفجاری جامعه هشدار میدهند، مواظب باشیم هر لحظه ممکن است منفجر بشود، البته ما باید هر چه بیشتر از این وضعیت استفاده بکنیم، خوشبختانه کانونهای شورشی در دااخل ایران هستند و گسترش پیدا میکنند، بدنبال سازماندهی قیام هستند و رژیم نمیتواند این وضعیت را ادامه بدهد، یعنی وضعیتی است که قابل توقف نیست، آتش زیر خاکستر است.
مهدی براعی: شاخص وابستگی و غیروابستگی چیست؟ یک جنبشی که وابسته نباشد شاخصش قیمت دادنش است، چون وقتی وابسته است قدرتش را از خارجی میگیرد، خودش نمیخواهد قیمت را بدهد، در حالیکه شورای ملی مقاومت از روز اول تا امروز که در سی تیر ۳۸ مین سالگردش بود، مجاهدین که نیروی اصلی این مقاومت هستند ۱۲۰ هزار شهید دادند، یک بخشی از آن قتلعام سال ۶۷ است، که سی هزار شهید و قتلعام شدند، در نتیجه این نمیتواند وابسته باشد، وابسته یعنی بدنبال سیاست یک کشور خارجی است، یعنی زمانی که سیاست مماشات حاکم بود اگر این جنبش یعنی مجاهدین وابسته بودند، باید بدنبال سیاست مماشات میرفتند، مماشات یعنی وقتی خاتمی آمد و بعد از آن گفتند برای حفظ رژیم وارد مذاکره و گفتگو شویم، ولی مقاومت ایران از روز ۳۰ خرداد خطش این بود رژیم باید سرنگون بشود، و این رژیم اصلاحپذیر نیست، افعی کبوتر نخواهد زایید، بخاطر همین استقلال و نرفتن زیر بار استعمار بود که سیاست مماشات، مجاهدین را در لیست تروریستی قرار داد، و دست و پایش را بستند بدلیل اینکه آن سیاست کثیف مماشات با رژیم را پیش ببرند، اتهامات دروغین به مجاهدین چرا؟ چون خاتمی آمده بود!!! میخواستند با آن سیاست پیش بروند در زمان شیراک در اتحادیه اروپا بود به رژیم گفت: اگر تو سر اتمی بیایی و موافقت کنی ما مجاهدین را در لیست قرار خواهیم داد، این جنبش نمیتواند وابسته باشد والا باید چشمش به قدرتهای بزرگ و استعماری و هر چه میگویند او اجرا بکند، یک روز از گفتگو و یک روز از تضاد با رژیم صحبت میکنند، یکبار تخفیف تضاد و آن جناحش را تقویت میکنند و یک جناحش را تضعیف میکنند و این معنای وابستگی دارد، که خوشبحتانه مقاومت سازمانی دارد که در برنامه کهکشان اخیر دیدیم و همه دیدند، نیروی سازمانیافته و کانونهای شورشی که در داخل روزانه فعالیت میکنند نشاندهنده استقلال این مقاومت و این جنبش است.
مهدی براعی: طبعاً همه مردم آماده قیام هستند و رویکردمان را باید رو به دشمن بگیریم و هر چه بیشتر این دشمن را افشاء و با آن مبارزه کنیم و بجنگیم تا رژیم را سرنگون کنیم و راه قیام را باز کنیم.
این وظیفه تک به تک ماست و هر کسی خارج و داخل ایران هست وظیفهای جزء این نداریم، مجاهدین و مقاومت ایران هم کاری بجزء این ندارند، طبعاً مسیری را که طی میکنیم این است، اما اینکه چرا مجاهدین و شورا مورد حمایت قرار گرفتند وقتی یک جنبش مستقل است دلیلی ندارد که کشورها از او حمایت نکنند، وقتی در دنیای تعادل قوا جنبشی فعالیت دارد مورد حمایت قرار میگیرد، اتفاقاً این از نقاط مثبت هر جنبشی است که در عین استقلال بتواند حمایت کسب بکند، ما که نمیخواهیم منزوی و ایزوله بشویم، و از دنیا خودمان را قطع بکینم، شاخص استقلال ایزوله بودن و جدای از جامعه بینالمللی که نیست، این حمایتهای گسترده نقطه قوت و حمایت سازمانهای حقوق بشری و پارلمانها و کشورها همه جا داریم و مورد حمایت گسترده قرار میگیریم، از آن طرف اتفاقاً باید هر چه بیشتر بر انزوای رژیم پافشارد، و او را ایزوله کرد، البته این حمایتها با حفظ مرزسرخهایمان است، ما همیشه مرز سرخ داریم و از آن هم کوتاه نخواهیم آمد، مرز سرخمان استقلال و سرنگونی رژیم به هر قیمت است و حاضر نیستیم در قبال اینها ذرهای کوتاه بیاییم، استقلال و مرزسرخهامان حاکمیت مردم است، فردا به دیکتاتوری دیگری تن نخواهیم داد برای همین گفتیم مرز سرخ ما نه شاه است و نه شیخ، هیچ کدام از اینها را نخواهیم پذیرفت. سلطنت شیخ آن روی سکه سلطنت شاه است، شیخ میگوید من نماینده خدا هستم، شاه هم میگوید من سایه خدا هستم و هر دو در دیکتاتوری به هم میرسند، در نتیجه با حفظ مرزسرخها هر چه بتوانیم حمایت گسترده بینالمللی جلب بکنیم به جنبشمان کمک میکنیم و خون برای ما ذخیره میکند، و جنبشمان را تقویت میکند و رژیم را بیشتر در انزوا قرار میدهد و راه سرنگونی رژیم را هموار میکند، به همین دلیل یکی از اقدامات جدی مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران همین کسب حمایتها بوده، دیدید هر روز شخص خواهر مریم که این جنبش را نمایندگی میکند همین فعالیتها را میکند و همین کهکشان که امسال برگزار شد ۳۵۰ نماینده شخصیت از ۴۷ کشور در آن شرکت داشتند، به مدت ۵ روز در اینجا حضور داشتند، از مقاومت و مجاهدین حمایت کردند، و گفتند این رژیم باید برود وآلترناتیوش هم این شورا و محاهدین هستند، و بر این پافشردند، این حمایتها جنبشمان را حمایت میکند، مردم را بیشتر پشتیبانی میکند، و باید حمایتهای بینالمللی را بیشتر گسترش بدهیم.
مهدی براعی: همیشه هر جنبشی سازمان رهبری کننده خودش را میخواهد، جنبشهای که خودبخودی باشند، یعنی سازمانیافته نباشند به نتیجه نمیرسند، یا اگر به نتیجه هم برسند نتیجهش در جیب مردم ایران نمیرسد، هیچوقت به نفع مردم نخواهد بود، وقتی رهبری میگوییم سازمان رهبری کننده و آن رهبرش است، اینکه گفتید میتواند به اهدافش برسد خیر، نمیتواند برسد، مثلاً شواری ملی مقاومت دنبال این هدف است که رژیم سرنگون بشود و یک حاکمیت مردمی برقرار بشود، حاکمیت مردم یعنی مردم خودشان تصمیم بگیرند، انتخابات آزاد و احزاب تشکیل بشود، به همین دلیل دولت موقتی برای ۶ ماه دارد، که بر روی کار است و در این ۶ ماه انتخابات آزاد میگذاریم بنام انتخابات مجلس موسسان، به محض انتخابات آزاد مجلس موسسان را تشکیل میدهد، که نوع حکومت آینده را تعیین میکند، و قانون اساسی را خواهد نوشت، ممکن است یک سالی هم طول بکشد، دولت موقت کنار میرود و مسئولیت شورای ملی مقاومت تمام میشود، بعد از آن مجلس موسسان یک دولت دیگری را تشکیل میدهد، که تصمیم میگیرد و انتخابات دیگری را میگذارد یا دولتی را معرفی میکند و تحت نظر آن مجلس موسسان که کنترل میکند و دولتی خواهد بود تا قانون اساسی نوشته بشود و هر چه مجلس موسسان تصمیم بگیرد.
این برنامه این رهبری و جنبش است، اگر این برنامه وجود نداشته باشد جنبش نمیتواند به نتیجه برسد، مثل خمینی دیدیم وقتی مردم با خشم علیه شاه شورش کردند خمینی بر روی این موج سوار شد، مردم میخواستند دیکتاتوری شاه را سرنگون بکنند و حاکمیت مردمی بر سر کار بیاید، آزادی یعنی حاکمیت مردمی، آزادی. خمینی آمد بدتر از شاه، یک حاکمیت ولایت فقیه برقرار کرد که فاشیزم مذهبی است، بجای مجلس موسسان مجلس خبرگان را تشکیل داد، اگر محلس موسسان تشکیل میداد هیچوقت اصل ولایت فقیه از آن در نمیآمد، در نتیجه در مجلس موسسان که ۴۰۰ و ۵۰۰ نفر دارد مجلس خبرگان با ۷۰ نفر را درست کرد، و گفت باید خبره در فقه باشند یعنی آخوند باشند، آخوندهای دستچین را در آنجا بردند، و آن آخوندها دستپختشان که آن موقع بهشتی ملعون بود آمدند و گفتند اصل ولایت فقیه، اصل ولایت فقیه یعنی تمام قدرت در دست او باشد.
برای همین میگویند ولایت فقیه نماینده خدا بر روی زمین است، سوءاستفاده تمام عیار از این که الان هم در دست حامنهای است و به این صورت پیش میبرد، هر جنبشی سازمان رهبری کننده میخواهد البته قبل از آن سرنگونی است و سرنگونی بدون یک جنبش و سازمان رهبری کننده نمیتواند. الان خواهر مریم صبح تا شب این جنبش را معرفی میکند، و حمایت برای آن جلب میکند، تا این مقاومت را مشروع و پایداری بکند، رژیم خمینی را منفور بکند، و در انزوا قرار بدهد، اتمیش را همین مقاومت افشاء کرد تا بحال ۶۵ بار رژیم در سازمان ملل محکوم شده است، کی برنامه جنگافروزیش را افشاء کرده؟ همین مقاومت و همین جنبش، کی تروریزم و تمام این وضعیت فاجعه بار رژیم را افشاء کرده؟، به همین دلیل حمایت بینالمللی کسب کرده، از آن طرف هم کانونهای شورشی در داخل ایران است این سازمان ما مقاومت سازمانیافته برای سرنگونی رژیم را بوجود آورده است، این ضرورت مسئله است.
مهدی براعی: سازمان مجاهدین بخشی از آن در داخل و بخشی در خارج از ایران است، طبعاً بال سیاسی آن شورای ملی مقاومت در خارج و آنهای که در اشرف ۳ حضور دارند، ولی بخش اعظم آن در داخل ایران حضور دارند، همان کانونهای شورشی که هستند، این حضور هم گستردهتر میشود طبعاً هر مقاومتی بدلیل دیکتاتوری و حاکمیت ولایت فقیه نمیتواند در داخل همهش حضور داشته باشد، در داخل به نابودی کشانده میشود، علیرغم این سرکوب در داخل و خارج حضور دارد، نسبت به وضعیت مجاهدین اشراف کافی دارند ما روزانه گزارشات مستند در تمام اقشار جامعه و در داخل داریم و همه بدست مقاومت میرسد، ممکن است کامل نباشد ولی در آخرین وضعیت هست، دلیلش هم موضعگیریها و اقدامات وکارهای که انجام میشود بر اساس همان کارها و وضعیتها در جامعه هست عمل میکند، بنابراین فکر نمیکنم چنین چیزی به وضعیت مجاهدین همخوانی داشته باشد.
مهدی براعی: من نمیدانم چنین چیزی نوشته شده ولی به نظر من مقایسه درستی نیست، نمیشود مقایسه کرد و نباید هم مقایسه کرد، کانونهای زمان چهگوارا شرائط خاص خودش را داشت، آن الگو برداری کلیشهای مطلقاً درست نیست، آن مبارزه روستایی و جنگ روستایی بود شرائط فرق میکرد، الان سالیان از آن گذشته و مجاهدین و کانونهای شورشی پیوند با قیامها در شهرها با رژیم جنایتکاری مثل ولایت فقیه و الان قابل قیاس نیست، جنس فعالیتها ممکن است اگر چیزی مترادف باشد اسمی باشد، شباهتهای اسمی داشته باشد، ولی محتوایی ندارد، محتوی کاملاً متفاوت است، طبعاً وقتی میگوییم شورش، کلمه شورش در تاریخ جنبشها و مقاومتها کلمه شورش بکار برده میشود، استفاده میشود، ولی هر جایی شورش آن متفاوت است، چون کلمه شورش بکار برده میشود پس مثل هم هستند، نه شبیه هم نیستند، اصلاً محتوایی فرق میکند، نحوء کار و جنس نیرو، موقعیت اجتماعیش، شرائط بینالمللی و جنبش رهبریکنندهش، متفاوت است، شاید کلمه کانون شورشی بکار برده شده بر این اساس نتیجهگیری بشود این دو مثل هم هستند، اگر هم باشد در اسم و فرم است، در محتوا کاملاً با هم متفاوت است.
مهدی براعی: حتماً آموزش ایدئولوژیکی لازم است، هر نیروی انقلابی یک آرمان و هدف میخواهد آرمان ما چیست؟ آرمان ما آزادی است، بتوانیم آزادی را محقق کنیم، این آرمان از ایدئولوژیش بر میاید، سازمان که میخواست بنیانگذاری بشود، بنیانگذاران سازمان میگفتند نمیتوانیم یک سازمان انقلابی بدون ایدئولوژی انقلابی داشته باشیم، یا آرمان انقلابی داشته باشیم، ما نمیتوانیم تشکیلات درست کنیم که آرمان نداشته باشد، ایدئولوژی نداشته باشد، ایدیولوژی انقلابی ضرورت است چنانچه فرد انقلابی که میخواهد ساخته شود باید آرمان انقلابی داشته باشد، یک ایدئولوژی داشته باشد، به همین خاطر بنیانگذاران سازمان در سال ۴۴ اسلام انقلابی را که البته در مقابل اسلام ارتجاعی آخوندها بود آمدند و این را کشف کردند به عنوان آرمان خود قرار دادند و به همین دلیل توانستند مجاهد خلق یعنی نیروی انقلابی بر روی آن بسازند یک تشکیلات انقلابی را بسازند، در نتیجه وقتی این ساخته شد توانستند مشی انقلابی را پیشه کنند، که همان مشی سرنگونی رژیم شاه بود، الزامش دادن جانشان بود دستگیری و زندان و تمام اینها بود به همین دلیل حتماً در آموزشها هست اگر دقت کرده باشید در سیمای آزادی و یا کتابهای سازمان و یا در شبکههای اجتماعی از طرف سازمان میرود یکی از آموزشهای خیلی گیرا علیرغم اینکه سالیان از آن گذشته و جوانان و کانونهای شورشی به آن رو میآورند تبیین جهان است، تبیین جهان از ۷۰ قسمت در سیمای آزادی پخش شده است، خیلی مورد استقبال قرار گرفته است، همان زمان که کلاسهای تبیین بود در دانشگاه صنعتی شریف بود، ۱۰ هزار نفر در آنجا شرکت میکردند در سالن ورزش آن دانشگاه هفتهای یک بار بود، همان روز که اجرا میشد خیلی کسانی بودند که میامدند ولی جا نبود، سه کلاس مجاور هم داشت، آنها هم پر میشد، کارتی بود و هر کسی نمیتوانست بیاید، انجمن دانشحو. یان مسلمان بود، که کلاسها را برگزار کرده بود، کارتی بود و به همه کارت نمیرسد، بلافاصله همان شب کلاسها تبدیل به یک جزوء میشد، و نوار ویدئویی آن به تمام سراسر اتسانها و مراکز جنبش مجاهدین میرفت، و همه جنبشها یکروز در هفته در مرکز جنبش پخش میکردند، مثلاً مشهد آنجا آموزش داده میشد، و همانطور شهرهای کوچکتر، آنقدر مورد استقبال قرار گرفته بود که اگر یک روز تأخیر میشد همه شورش میکردند میگفتند چی شد؟







