پارلمان اروپا بر انجام اقدام عملی برای توقف اعدامها در ایران تاکید کرد
روز چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، در پارلمان اروپا نشستی با عنوان «اقدام عملی برای توقف اعدامها» برگزار شد. در این کنفرانس، خانم مریم رجوی و نیز جمعی از نمایندگان و شخصیتهای سیاسی اروپایی سخنرانی کردند. محور اصلی این نشست، بررسی وضعیت حقوقبشر در ایران، بهویژه افزایش نگرانکننده اعدامها و ضرورت واکنش فوری جامعه جهانی بود.
سخنان خاویر سارسالخوس،عضو کنفرانس رؤسای کمیسیونها در پارلمان اروپا
امروز ما حمایت بیدریغ خود را از ایران دموکراتیک دوباره تأیید میکنیم.
این موضع دائم ما قبل و بعد از ۲۸فوریه بوده است. و صرفنظر از تغییر شرایط ژئوپلیتیکی. تعهد ما مشروط نیست. بلکه اصولی است. ما همیشه از یک ایده ساده اما اساسی دفاع کردهایم. آینده ایران متعلق به مردم ایران است. این آنها هستند، که تنها یک روز، باید سرنوشت خود را تعیین کنند. ما میتوانیم مردم ایران را همراهی کنیم. ما میخواهیم این کار را انجام دهیم. ما میخواهیم کمک کنیم. آنچه ما بهدنبال آن هستیم درگیری نیست، بلکه صلح است. ایرانی با ثبات که بهطور مثبت به منطقه و جامعه جهانی کمک کند. در عینحال، ما باید درباره اعدامهای انجام شده توسط رژیم روشن و قاطع باشیم. چه قبل و چه بعد از ۲۸فوریه. جامعه بینالمللی و اتحادیه اروپا نمیتوانند در مواجهه با چنین نقضهای شدید و بزرگ کرامت انسانی بیتفاوت بمانند. اعدامها بخشی از درگیریهای جاری نیستند. آنها الگویی از سرکوب توسط رژیم هستند.
اکنون آنها به یک عمل انتقامجویانه نفرتانگیز تبدیل شدهاند. رژیم هرگز برای انجام سرکوب بدون هیچگونه محدودیت اخلاقی یا قانونی به بهانه درگیری نیاز نداشته است. بنابراین امروز ما به همه کسانی که برای آزادی در ایران مبارزه میکنند ادای احترام میکنیم…
بهطور خلاصه، اجازه دهید نتیجهگیری کنم. ما به یک ایران آزاد، به یک ایران دموکراتیک، به یک ایران که با خود و با جهان در صلح است، اعتقاد داریم. این چیزی است که ما در پارلمان، در این پارلمان دموکراسی اروپا، از آن حمایت میکنیم.
در همین زمینه
پتراس آستراویچیوس، نماینده پارلمان اروپا از لیتوانی:
مسأله ایران از طریق جنگ خارجی یا سیاست مماشات حل نخواهد شد، تغییر واقعی تنها از طریق مردم ایران و مقاومت سازمانیافته محقق میشود، ما باید از نیروهای تغییر در ایران حمایت کنیم و آنها را بهرسمیت بشناسیم
وضعیت ایران دیگر تنها مایه نگرانی ایرانیان و مردم ایران نیست، بلکه برای همه ما اهمیت دارد. صلح و امنیت، چه در خاورمیانه و چه در اروپا و فراتر از آن، و حتی اقتصاد جهانی، به آنچه اکنون در ایران میگذرد گره خورده است. همانطور که مطلع شدهایم، موشکهای حاکمان تهران بهزودی میتوانند به بسیاری از پایتختهای اروپایی برسند…
کمک به رفع تهدیدات ناشی از رژیم ایران وظیفه و منفعت مشترک ماست، نه کمک به هیچ جناح خارجی. من گفتههای خانم رجوی و همکاران را تکرار نمیکنم و فقط بار دیگر تأکید میکنم که مسأله ایران از طریق جنگ خارجی یا سیاست مماشات حل نخواهد شد. من از مدتها پیش به این باور رسیدهام که تغییر واقعی تنها از طریق مردم ایران، اقدامات آنها، مقاومتشان و مقاومت سازمانیافته همه ما محقق میشود.
ما در پارلمان اروپا چه کاری میتوانیم انجام دهیم؟ معتقدم که ما باید از نیروهای تغییر در داخل ایران حمایت کنیم. ما باید آنها را بهرسمیت بشناسیم. این نیروهای تغییر در ایران چه کسانی هستند؟ این پرسشی است که گاهی به شکلی کلیشهای در پارلمان اروپا مطرح میشود. زمانی که ما در کمیته امور خارجی جلسات استماع برگزار میکنیم و از حامیان شاه سابق و پسرش دعوت بهعمل میآوریم، در واقع به مردم ایران پشت میکنیم. این موضوع کاملاً روشن است.
فرانسیشکو آسیش، نماینده پارلمان اروپا از پرتغال:
سازمان مجاهدین به این دلیل هدف اصلی رژیم است که محتملترین جایگزین با بیشترین شانس برای سرنگونی ملایان و دستیابی به تغییری واقعی است
اتحادیه اروپا باید بر حق مردم ایران و کانونهای شورشی برای دفاع از خود در برابر سرکوب سیستماتیک نیروهای امنیتی رژیم تأکید کند، این در نهایت بهمعنای رد جایگزینهای مصنوعی و ساخته شده در خارج و حمایت صریح ما از مقاومت ایران و طرح ۱۰ مادهیی خانم مریم رجوی است…
اما ما نسبت به سکوت جامعه جهانی و بهویژه سکوت اتحادیه اروپا در قبال این اعدامهای اخیر نگران هستیم. و فراتر از این میروم؛ من بهعنوان فردی از جناح چپ و میانه-چپ، از سکوت سنگینِ چپِ اروپا در برابر این تراژدی واقعی انسانی متأسفم. رویکرد تحریکآمیز رژیم نشاندهنده آن است که سقوط خود را پیآمد اجتنابناپذیر مداخله نظامی آمریکا و اسراییل نمیبیند. رژیم تحت لوای جنگ، نه تنها میتواند خود را در نگاه جامعه جهانی قربانی جلوه دهد، بلکه میتواند جنگ علیه مردم خود را با بهرهگیری از قطع اینترنت و در مصونیت کامل ادامه دهد. رژیم میداند که با پایان جنگ، بار دیگر باید با قیام و خشم مردم روبهرو شود.
به همین دلیل، برخلاف باورهای رایج در اروپا، حمایت علنی از مقاومت ایران بیشترین تأثیر را بر رژیم خواهد داشت. بهرسمیت شناختن سیاسیِ مقاومت، تهدیدی جدی برای تهران محسوب میشود. اروپا با تداوم نادیده گرفتن مردم ایران و مقاومت سازمانیافته آنها، خود را از مؤثرترین اهرم و متحد در سیاستهایش در قبال ایران محروم کرده است. رژیم بر اساس تجربه میداند که همافزایی میان اعتراضات تودهای، واحدهای مقاومت و رزمندگان سازمان مجاهدین خلق، تهدیدی موجودیتی و سهمگین برای بقای آن است. حملات هوایی نمیتوانند رژیم را سرنگون کنند، اما مقاومت ایران میتواند.
هیچ سطحی از بمباران نمیتواند جایگزین این نیرو در صحنه، یعنی نیروی مردم ایران شود.
میخواهم موضع خود را روشن کنم. این وظیفه اتحادیه اروپا نیست که اپوزیسیونی را که بیشتر میپسندد انتخاب کند و به اپوزیسیونی که کمتر میپسندد بیاعتنایی ورزد. وظیفه اروپا به هیچوجه تسلیم شدن در برابر فشارهایی نیست که هدفشان ترویج وارثان سلطنتِ پیش از سال ۱۹۷۹ است؛ سلطنتی که با سرکوب توسط پلیس مخفی مخوف(ساواک)، اعدامها، شکنجه و انحلال احزاب سیاسی شناخته میشد. این حق مردمِ حاکم بر سرنوشتِ خویش در ایران است که تقدیر خود و حاکمانی را که میخواهند در رأس کشورشان ببینند، از طریق انتخابات آزاد انتخاب کنند.
اما اگر رژیم، سازمان مجاهدین خلق را بهعنوان تهدید اصلی برای بقای خود شناسایی نکرده بود، چرا در دهههای گذشته تمام سیستم سرکوب خود را علیه آن بسیج میکرد؟ اگر سازمان مجاهدین هدف اصلی رژیم است، به این دلیل است که محتملترین جایگزین و سازمانی با بیشترین شانس برای سرنگونی ملایان و دستیابی به تغییری واقعی است. به همین دلیل است که اتحادیه اروپا باید با شورای ملی مقاومت ایران، بهعنوان جایگزینی دموکراتیک که متعهد به گذاری مبتنی بر حاکمیت مردم است، وارد گفتگو شود.
از همان سال ۲۰۰۴، خانم مریم رجوی علناً اعلام کردند که راهحل ایران نه جنگ خارجی است و نه سیاست مماشات، بلکه «راهحل سوم» است: تغییر دموکراتیک توسط مردم ایران و مقاومت آنها. برخلاف آنچه بازماندگان ملایان و شاه بهدنبال آن هستند، ایشان از آتشبس استقبال کرده و ابراز امیدواری کردند که این امر به پایان جنگ منجر شده و راه را برای صلح و آزادی هموار کند.
اتحادیه اروپا چه نقشی میتواند در این بحران ایفا کند؟ بسیار حیاتی است که فراخوانهای صلح توسط رژیم بهعنوان بهانهیی برای یک مماشات جدید مورد سوءاستفاده قرار نگیرد. به باور من، این خطر اصلی است که امروز با آن روبهرو هستیم. صلحی بدون تعهد صریح به تغییر رژیم توسط مردم، بحران را حل نخواهد کرد و خطر آمادهسازی جنگهای گستردهتر و مخربتر در آینده را به همراه دارد. اتحادیه اروپا باید هر گونه توافق بینالمللی با تهران، از جمله هر توافقی بر اساس آتشبس کنونی را، منوط به بهبودهای قابل راستیآزمایی در وضعیت حقوقبشر در ایران کند. همچنین اتحادیه اروپا باید سفارتخانههای رژیم را تعطیل و سفرا، دیپلماتها و مأموران آن را که بهعنوان ابزارهای سرکوب فراملی و فعالیتهای خصمانه رژیم در سراسر اتحادیه اروپا عمل میکنند، اخراج کند.
اما مهمتر از همه، اتحادیه اروپا باید بر حق مردم ایران و واحدهای مقاومت مردمی برای تلاش در جهت تغییر دموکراتیک و حفاظت از خود در برابر سرکوب سیستماتیک نیروهای امنیتی رژیم تأکید کند. این در نهایت بهمعنای رد جایگزینهای مصنوعی و ساخته شده در خارج و حمایت صریح ما از مقاومت ایران، از تمام مبارزان راه آزادی و از طرح ۱۰مادهای ارائه شده توسط خانم مریم رجوی است؛ زیرا این طرح تنها راه معتبر به سوی ۳هدف اساسی یعنی صلح، آزادی و دموکراسی است.
آنتونیو لوپز استوریس وایت، عضو کنفرانس رؤسای هیأتها در پارلمان اروپا
بگذارید متواضعانه استثنائی را در مورد آنچه درباره «سکوت اروپا» گفته شد، مطرح کنم. در حالی که ۳دولت در اروپا – یعنی ایتالیا، فرانسه و اسپانیا – مانع از قرار گرفتن نام سپاه پاسداران در فهرست تروریستی اروپا در شورای اروپا میشدند، اینجا در این پارلمان که پذیرای شماست و از شما استقبال میکند، رویکرد متفاوتی وجود داشت. …
با این حال، آیا این کافی است؟
قطعاً خیر. ما متوقف نخواهیم شد و تا زمانی که دموکراسی و آزادی به ایران نرسد، ساکت نخواهیم ماند. دهههای بسیار زیادی گذشته است و رژیمهای متعددی در ایران بودهاند، چه مذهبی و چه غیرمذهبی. اکنون زمان آن فرا رسیده است که مردم ایران سخن بگویند. این رژیم باید بداند که هر بار آنها شکنجه میکنند یا میکشند، هزاران نفر دیگر برای محکوم کردن این کشتارها برخواهند خاست.
آنچه در زمستان گذشته در ایران رخ داد، این باور نکردنی بود – هر چند از این رژیم هر چیزی برمیآید اما غیرقابل تحمل بود.
ما باید کارهای بیشتری انجام دهیم. بله، دولتها سالیان متمادی در محکوم کردن رژیم کوتاهی کردند و حتی با آنها معامله کردند؛ با این بهانهها: «خاتمی، رئیسجمهور اصلاحطلب»، «رفسنجانیِ عملگرا» و «روحانی، رئیسجمهور میانهرو». اینها واژگانی بود که بسیاری در دولتها و متأسفانه در دیگر نهادهای اروپایی برای توصیف عاملان کشتارهای خونین به کار میبردند. اکنون زمان تغییر این ادبیات است. زمان آن است که جوامع اروپایی بهروشنی درک کنند چه چیزی در خطر است. آنچه در اینجا در خطر است، جان جمعیتی بیگناه است که تنها خواسته آنها – و باز هم عذر میخواهم که تکرار میکنم اما باید کاملاً شفاف باشد – این است که مثل ما زندگی کنند. آیا این خواسته زیادی است؟ فکر نمیکنم. و من اطمینان دارم همکارانم نیز همینطور فکر میکنند.
لئولوکا اورلاندو، عضو کمیسیون خارجه پارلمان اروپا از ایتالیا
مایلم یادآوری کنم که رهایی از ترس، یکی از ۴آزادی بنیادین تشکیلدهنده سازمان ملل متحد است. معتقدم باید به یاد داشته باشیم که ترویج رهایی از ترس تا چه اندازه حائز اهمیت است.
با سخن گفتن از رهایی از ترس، مایلم تکرار کنم که آینده ایران متعلق به مردم ایران است؛ و تنها به مردم ایران تعلق دارد. مردم ایران این حق را دارند که در مسیر پیمودن راهی که «الگوی ایرانی دموکراسی» نامیده میشود، مورد احترام قرار گیرند. مردم ایران حق دارند در مسیر دموکراتیک ایرانی گام بردارند تا آزاد باشند و ایران را از چنگال ترس و دیکتاتوری دینی ملایان رها سازند.
ضروری میدانم که بر محورهای مقاومت واقعی ایران و برنامهیی که شما با این صراحت بیان کردید، تأکید ورزم:
۱. انتخابات آزاد و عادلانه
۲. برابری کامل جنسیتی و مشارکت فعال زنان در رهبری سیاسی
۳. جدایی دین از دولت؛ چرا که درآمیختن دین و سیاست، آسیبی دوجانبه به نهاد دولت و ساحت دین است
۴. بهرسمیت شناختن حقوق گروههای قومی و ملیِ تحت ستم
۵. و در پایان، هر چند مایل بودم در ابتدا بر آن تأکید کنم: همزیستی مسالمتآمیز با سایر ملتها
رژیم ایران تلاش خواهد کرد تا با جلب همدستی بینالمللی برای حفظ قدرت استبدادی خود، بر سر آتشبس و بهاصطلاح «صلح» مذاکره کند. خطر اصلی در اینجا نهفته است.
مایلم تأکید کنم که مقاومت، علیرغم سرکوبهای تشدید شده و اعدامهای روزانه، ادامه دارد. آتشبس باید پیشدرآمدی برای گشودن مسیر دموکراسی در ایران باشد؛ چرا که به باور من، آینده ایران تنها به مردم ایران تعلق دارد. و اجازه دهید بگویم که آینده اتحادیه اروپا نیز در گرو اعتبار آن در احترام به حاکمیت قانون، آزادی و دموکراسی است. مقاومت ایران حق دارد که پاسخی روشن و قاطع از سوی اتحادیه اروپا مطالبه کند.







