ریزش سپاه در رویارویی با قیام ، درنیتجه اعتراضات سراسری تمامی اقشار جامعه است . رژیم تلاش میکند نیروهایش را سرپا نگهدارد و در این رابطه خامنه ای مستقیم وارد شده و ضمن تایید ریزش در سپاه ، نیروهایش را سرپا نگهدارد.سئوال این است که: ارزیابی از ریزش نیروهای رژیم بعد از قیام چگونه است، رژیم نیروهای قیام آفرین را چگونه توصیف میکند، عامل تعیین کننده بین مردم ورژیم چیست و… درهمین رابطه آقای محسن نادی شبستری درگفتگویی با تلویزیون ایران آزاد به سئوالات فوق پاسخ میدهد.
محسن نادی شبستری: در یک کلام قیام قهرمانانه مردم ایران است و اینکه رژيم وحشی و جنایتکار با نحوه مقابلهش با اعتراضات عمومی که بیش از ۷۵۰ کشته و هزاران مجروح و بیش از ۱۲ هزار دستگیری داشته، فکر میکنم برای جامعه جهانی روشن است چنین رژيمی در بین خانواده ملل متحد جای ندارد.
این حرف را مقاومت ایران سالها است میگوید به عینه هم اثبات شده، بواقع چنین رژيم جنایتکاری بخصوص وزیرخارجه جنایتکارش که همدست قاسم سلیمانی است که در لیست تروریستی آمریکا و لیست تحریم قرار دارد. این محصول خون و رنج و شکنج مردم ایران و قیام قهرمانانه است، رژيم مشروعیت ندارد، ما گفته و تکرار میکنیم از کرسی سازمان ملل گرفته تا تمامی مجامع بینالمللی و کنفرانسهای حقوق بشری و کمیسیون صلح این رژیم جایی در آنها ندارد، باید اخراج شود.
قرار بوده در کنفرانس ۶ و ۷ دسامبر که در رم کنفرانس دیالوگ مدیترانه مطالعات استراتژیک برگزار بشود، خبرگزاری ایتالیایی کرونا نوشته که لغو سفر وزیر خارجه آخوندها به ایتالیا، و ملاقات او با نخست وزیر و وزیرخارجه ایتالیا منتفی است. او در نشست مطالعات استراتژیک در رم که برای ۶ و ۷ دسامبر برنامه ریزی شده شرکت نخواهد کرد. دلیلش را رئیس فدراسیون حقوق بشر ایتالیا آقای آنتونی که دهها سال هست برای دفاع از حقوق بشر در ایران در ایتالیا کار میکند و زحمت میکشد، گفته جواد ظریف باید در صندلی متهم در مقابل دادگاه بینالمللی قرار گیرد. این فدراسیون در آخر اضافه میکند که ما میخواهیم کنفرانس رم دعوت عضو رژيم ایران را لغو کرده و وقایع وحشتناک در ایران را قویا محکوم کند و همبستگی خود را با مردم دردمند از این سرکوب خشن ابراز کند، به این دلیل، این وزیرخارجه جایش در کنفرانس نیست و جای او صندلی محاکم بینالمللی است.
محسن نادی شبستری: ریزش نیروهای رژیم چیز جدیدی نیست، قبل از قیام بوده و در حین قیام بوده و بعدش هم خواهد بود، بطور مشخص راه دور نرویم آخرینش قیام دی ماه ۹۶ را در نظر بگیریم بلافاصله بعد از قیام جعفری فرمانده آن موقع سپاه گفت وضعیت درونی سپاه یکی از ذغدغههای رهبری است، در ۱۹ فروردین وقتی سپاه در لیست رفت ریزش شدت پیدا کرد، روندش طوری افزایش پیدا کرد که خامنهای نگران شد و در نشست ۱۰ مهرماه که با فرماندهان سپاه داشت، گفت ریزش و رویش در همه جا هست، در سپاه هم ریزش های وجود داشته و قضاوت قاطع بنده این است در سپاه غلبه با رویشها بود، که این حرف مزخرفی است، این ریزشها بجای میرسد که فرمانده کل سپاه جعفری میبرد، ریزش فرمانده سپاه که بی نیازی از توضیحات بیشتر را نشان میدهد، از ۹۶ که ادامه دارد قطعا بعد از قیام اخیر روند ریزش تسریع میشود، کما اینکه علم الهدی پیش بینی کرده و میگوید کسانی که عاشق امام بودند دچار تردید نشوند، تماما ترسشان از این ریزشها است.
محسن نادی شبستری: سیمای آزادی مکالمات روزهای اول قیام یعنی سطح فرماندهی سپاه را پخش کرد، که از وحشت غالب تهی کرده بودند، فرمانده منطقه فلان به بالای خودش اطلاع میداد که اگر شده پیاده برای ما کمک بفرستید، یعنی بدو رو برای کمک بیایند، از عهدهشان بر نمیآئیم، مثلا فرماندار شهر قدس میگفت این شهر با ۴۲۰ هزار جمعیت سه کلانتری دارد، که باید ۸ تا داشته باشد، همین سه تا هم از پس مردم بر نمیآید، در جای دیگری میگوید ما نفهمیدیم که کی به دستور چه کسی و چه زمانی این نفرات فرمانداری را خالی کردند و در رفتند، این گویای حال و روز نیروهای رژيم است
محسن نادی شبستری: پاسخ به این سوال خیلی واضح است، این فرهنگ تمام دیکتاتورهای خونریز است، که مردم بپاخاسته و جوانان رشید و دلیر و بی باک را که در دفاع از حق خودشان حق مردمشان حاضر هستند جانشان را فدا کنند، اشرار مینامد. بطور مشخص راجع به این رژيم بخواهیم صحبت کنیم، از خمینی ملعون تا خامنهای در قیام های مختلف از قیام قزوین، مشهد، شیراز و میخواهند دانشجو باشند و یا کارمند باشند، علیه رژيم باشد اسمش اشرار است، صفتی که شایسته خود این جنایتکارها است. اگر قیام سال ۸۸ و یا قیام ۹۶ یادتان باشد، حرف ثابت رژيم این بوده که اشرار مینامد، در صوررتیکه این قاتلان که مردم را تیکه و پاره میکنند و در صحنهها دیدیم با کلت از نزدیک میزند و نفر دوم با تبر به جانش میافتد نفرات کناری هم با مشت و لگد، اشرار و جنایتکاران واقعی خودشان هستند، نه قیام کنندگان دلیر و مردم ایران.
محسن نادی شبستری: حق کاملا با ایشان است، این مراکز از صدا و سیما تا همه مراکز به غارت رفته وغصب شده حق حاکمیت مردم ایران و متعلق به مردم ایران است و تمامش باید گرفته شود. همانطور که در جریان قیام هم دیدیم مردم صدها مراکز و نهادهای دولتی را به آتش کشیدند و این مشروعترین حق مردم ایران است در واکنش به این همه جنایاتی هست که دیدیم. صداو سیما هم صدا و سیمای مردم ایران نیست و از حلقوم رژيم باید بیرون کشیده شود. مردم هم این خط و استراتژی را نشان دادند و جا دارد جوانان دلیر در گروه های سازمانیافته خودشان با پشتیبانی و حمایت کانونهای شورشی قطعا از لوث وجود رژیم پاک خواهند کرد.
محسن نادی شبستری: حق کاملا با ایشان است، این مراکز از صدا و سیما تا همه مراکز به غارت رفته وغصب شده حق حاکمیت مردم ایران و متعلق به مردم ایران است و تمامش باید گرفته شود. همانطور که در جریان قیام هم دیدیم مردم صدها مراکز و نهادهای دولتی را به آتش کشیدند و این مشروعترین حق مردم ایران است در واکنش به این همه جنایاتی هست که دیدیم. صداو سیما هم صدا و سیمای مردم ایران نیست و از حلقوم رژيم باید بیرون کشیده شود. مردم هم این خط و استراتژی را نشان دادند و جا دارد جوانان دلیر در گروه های سازمانیافته خودشان با پشتیبانی و حمایت کانونهای شورشی قطعا از لوث وجود رژیم پاک خواهند کرد.
محسن نادی شبستری: اگر به تعاریف مهره های رژيم گوش کنیم این رشادت مردم و جوانان قیام آفرینی که از آن صحبت میکنیم بخوبی توصیف شده، واقعا هر کسی تحت تاثیر چنین رشادتهای قرار میگیرد. رگبار تیربارهای سنگینی که شلیک میکنند و تیر وتبری که میزنند این شجاعتی که با دستهای خالی جوانان قیام آفرین مقابله میکردند برای رژيم شوکهآور بود. برای خیلی از ناظران بینالمللی هم شوکه آور بود که چطوری با دست خالی و این میزان از رشادت با سرکوب مقابله میکنند. فرماندار شهر قدس و قلعه حسن خان را دارم که میگوید معترضان درب را شکستند وارد فرمانداری شدند، سینه سپر میکردند و میگفتند اگر میتوانید ما را بزنید. در جای دیگری هم گفته جمعیت ۴۰ نفره پاسداران نمیتوانستند در مقابل جمعیت ۲هزار نفره جوانان شورشی مقابله کنند، یا آخوند حوزه علمیه کازرون گفته سه دسته بودند، یک دسته شعار علیه رژيم و خامنهای میدادند، دسته دوم کسانی بودند که سراغ مدیر حوزه را میگرفتند، برای اینکه او را گوشمالی بدهند، سری سوم سیاهی لشکری بودند که از اینها حمایت میکردند. در جاهای دیگر میگفتند اینها لایه به لایه حرکت میکردند، یک لایه موتورسوار میآمدند و یک لایه از اینها حمایت میکرد، لایه بعدی از این لایه دوم حمایت میکرد، یعنی به انحاء مختلف و با سازمانیافتگی و رشادت و جسارت جوانان سرتاسر مقامات رژیم اعتراف میکنند.
محسن نادی شبستری: این نیروهای وحشی و جنایتکار را نگه داشتن دو راه بیشتر ندارد، یکی باید پول در حلقومشان ریخت، امتیاز به آنان داد، دستشان را در غارت و چپاول باز کرد، یکی دستشان در جنایت باز کرد، جزء این دو راه حلی دیگر رژیم تا الان نداشته است. این دفعه هم همینطور بوده، این دفعه هم خامنهای گفت ۴۰ هزار پروژه به بسیج اختصاص دادیم، یعنی چراغ سبز غارت را به اینها بدهیم و از این طرف هم گفت در مفهومش آتش باختیار، یعنی دستتان باز است هر کاری میخواهید بکنید، با همین فرامین از راس رژيم است که اینطوری تیر و تبر به مردم میزنند، با کلت راه میافتند و از پشت به سر همه شلیک میکنند، کار ولایت فقیه همین است. در عادل آباد شیراز بود که لودر بردند تا دیوار زندان را خراب کنند، یعنی مردم برایشان اهدافشان مشخص است، تصرف صداو سیما و تصرف زندانها، تصرف وزارت اطلاعات هر ناحیه برای همه مشخص است.
محسن نادی شبستری: در قیام هم مثل همه جا تعادل قوا است که تعیین تکلیف میکند، در این قیام تعادل بین رژیم و مردم برای همه دنیا بارز شد. تعادل جدیدی برقرار است، مهمترین تعادل بین جوانان قیامآفرین و کل مردم ایران و چه رژیم و کل دنیا، چشمشان به این مسئله باز شد که مردم چه قدرتی دارند. این از تعیین کنندهترین پارامترها است، حتی خود قیام آفرینان به این رسیدند و باید بیشتر برسند. بر اساس استراتژی کس نخارد کسی جزء مردم ایران و مقاومت مردم ایران قرار نیست کسی این رژیم را تعیین تکلیف بکند و نمیتواند هم بکند و نخواهد هم کرد. مردم حتی با دست خالی چه قدرتی دارند، وقتی جمع میشوند ارکان رژیم را به لرزه در میآورند، صدها و هزاران نهاد و بانک را به آتش میکشند، باور به این مسئله پارامتر بسیارمهمی است ولی همزمان با باور به این مسئله، باور به پوسیدگی رژيم هم تعیین کننده است. رژيم علیرغم هارت و پورتی که میکند و علیرغم اینکه سرکوب هم میکند ولی در محتوی رژيم متزلزل، پوسیده و در حال سرنگونی است و آخرین دست و پاهایش را میزند، رژیم در حالت تعادل و ثباتی نیازی به تبر زدن و کشتار اینطوری و رگبار و تیربار بستن به مردم ندارد، اوج افلاس و ناتوانی و درماندگی رژيم که از بیچارگی دست به چنین جنایاتی میزند از یک طرف، از آن طرف هم باور به قدرت لایزال مردم و قیام آفرینان فکر میکنم دو پارمتر تعیین کننده هستند.
محسن نادی شبستری: فکر میکنم برای پاسخ به این سوال خوب است اشارهای به بحث عمق استراتژیک رژيم بکنیم، رژيم برای خودش بلعیدن عراق و لبنان و سوریه بطور مشخص در وهله اول عراق را عمق استراتژیکش گذاشته بود. همان بحث صدور ارتجاع برای اینکه در داخل کشور خودش را حفظ کند باید چنگکهایش را در کشورهای دیگر بیندازد تا تعادل خودش را حفظ کند، دم دستترین عراق بود. عراق بدلیل ژئوپلتیکی و بدلیل جغرافیای سیاسی منطقه مناسب ترین جا بوده، مرز طولانی که دارد و شیعیان و غیره، به این دلائل عمق استراتژیک رژیم بوده و برای همین هم هست که فرمانده ارتش آزادیبخش در یکی از بیانیه های قیام گفتند اخراج رژیم از عراق به معنای پایان ولایت فقیه است.
عراق با این درجه از اهمیتی که برای رژيم داشته و رژیم مدعی آن بوده، خامنهآی مفلوک خودش را رهبر خود خوانده شیعیان جهان و منجمله شیعیان عراق میداند. شاهد تظاهرات شیعیان بر علیه او هستیم، یک نقطه عطف مهم و کیفی است، اتفاقاتی که درنجف و بصره و بطور مشخص تسخیر کنسولگری رژیم وآتش زدن در نجف و کربلاء و در بصره و تهاجم به سفارت مرکزی در بغداد، بسیار تعیین کننده است. رژيمی که با دجالیت مدعی رهبری شیعیان است و بلحاظ سیاسی رژيم عراق دست نشانده خودش بود، از مالکی تا عادل المهدی و بقیه و حکمرانی در عراق میکرد، دچار چنین وضعیتی شده، تاثیرش را روی نیروهای رژيم میتوانید ببینید، کما اینکه دری نجف آبادی میگوید اینها مسائلی نیست که در عراق افتاق میافتد و ما بتوانیم از کنار آن ساده رد شویم. یا پروانه سلحشوری عضو مجلس ارتجاع میگوید تمرکز خود را بر کشورهای منطقه گذاشتیم یعنی دخالت در امور کشورهای دیگر و امروز مردم آن کشورها نیز ما را لعن و نفرین میکنند. تصور بکنید این قیامی که در عراق است، اینکه سپهبد جمیل الشمری قاتل مجاهدین در اشرف در ۱۰ شهریور ۹۲ بوده، صحنه گردان این قتل عام بوده، بعد فرمانده نظامی ناصریه و ذیقار شد و بعد از کشتاری که در ناصریه داشت دستور دستگیری او را دادند و من یک خبر داشتم که حکم اعدام او را بررسی میکنند. آتش زدن کنسولگریها و استعفای عادل المهدی بعنوان پارامتر مهم و یک نقطه عطف بوده، چون دولت دست نشانده رژیم بوده است.
در عراق کاری به جای میرسد که قیام کنندگان او را کنار میزنند و برکنارش میکنند به این هم رضایت نمیدهند. حسن الموسوی در مصاحبه با الدجله گفت عادل عبدالمهدی کارمند رژيم ایران است و ما مسئلهمان او نیست، مسئلهمان کل حکومت است. بنابراین سقوط عمق استراتژیکی رژيم و یا در معرض سقوط قرار گرفتنش و این ضربات جدی خوردن، نقاط عطفی که گفتم تاثیر مستقیم دارد بر روی نیروهای رژيم که یکی نماینده مجلس رژیم بود و یکی دری نجف آبادی بود و با زبان اشهد میگویند ما را لعن و نفرین میکنند. در همین برنامه که هنوز در ایران قیام نشده بود در تاثیرش گفتیم مردم ایران پیشتاز قیام علیه رژيم بودند و نشان دادند لبنان و عراق و ایران همزمان شعار اخراج رژیم نقطه پایان گذاشتن بر عمق استراتژیکی او یعنی سرنگونی رژيم است، یعنی پایه هایش زده میشود.
محسن نادی شبستری: رژیم کلا غرق در بحران است، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، بینالمللی. آثار اقتصادی آشکار شده و بی پولی او را کمرشکن میکند، دست زدن به چنین حماقتی افزایش بنزین آن هم نه غافلگیرانه که کاری کرد انجام شد. چند ماه است این را مطالعه میکند و قبل از اینکه اعلام بکند جوانب قیام و واکنشها را در نظر گرفت، نیروهایش را در جلوی پمپ بنزینها مستقر کرد، حساب شده بود ولی چرا ؟ چون چارهای ندارد، پول ندارد، بلحاظ اقتصادی ورشکسته است. باید دستش را یکبار دیگر تا ته در جیب مردم ایران بکند. بنابراین هیچ چیز اتفاقی نیست، گران شدن کالاها ناشی از گران شدن بنزینها است، اینها گریبان رژيم را گرفته و بیشتر هم خواهد گرفت. اما بلحاظ از دست دادن سلطهش در عراق بحران جدی است، با شکستش در عراق از دست دادن عمق استراتژیک بحران جدی استراتژیکی برای او است.
اصلیترین بحرانی که میتوان گفت بجرء اقتصادی و عمق استراتژیکی اصل بحرانش مواجه با نسل عاصی و شورشی مردم ایران است. در این قیام هم بخوبی نشان داده شده و پرده ها کنار رفته و کسانی که مدعی بودند مردم ایران کاری نمیکنند، دیدند همه پوشال است. مردم ایران عاصیترین و شورشیترین در ضمن شجاعترین و دلاورترین مردم هستند. از هیچ چیزی هم نمیترسند، این قیام امروز نه فردا، نه پس فردا، قیام سر سازش با رژيم ندارد، همچنان که فرمانده ارتش آزادیبخش گفت: این قیامی است تا پیروزی، چون هیچ تضادی بین مردم و هیئت حاکمه حل نشده است، پاسخی نگرفتند که هیچ به تضادهای آنان افزوده شده است. خون بیش از ۷۵۰ نفر ریخته شد، جراحت هزاران نفر و دستگیری و شکنجه به تضادهای بین مردم و هیئت حاکمه اضافه میکند. جای میتوان گفت شورش ادامه دارد یا نه! که تضادی حل شده باشد، امتیازی داده باشد، تنها امتیازش هم فقط سرکوب و وحشیگری چپاول بیشتر است.
نخیر هیچوقت دیر نیست این حرف هم قبلش هم بود ولی من نگفتم، فرمانده ارتش آزادیبخش رهبر مقاومت ایران در بیانیه های مختلف به نیروهای سرکوبگر رژیم تاکید کرده بود از هر کجا و هر لحظه سلاح ها را تحویل جوانان شورشی بدهید، اگر طرف رژیم بر نمیگردانید، اگر نمیپیوندید به صفوف تظاهرات کنندگان که به طرف مردم بیائید و تغییر جهت و جبهه بدهید، لااقل سلاحها را زمین بگذارید، این هیچوفت دیر نیست، تا وقتی رژيم هست این جنگ ادامه دارد، این نبرد، نبردی است تا پیروزی.
محسن نادی شبستری: اصلیترین نتیجه گیری استراتژیک همیشه در طول حیات ننگین این رژيم بحث دو استراتژی بوده، یکی بحث استحاله و مدره شدن، جنس عوض کردن، طبیعت عوض کردن رژيم بوده، که چپاولکران کشورهای غربی اروپایی در این خط جبهه مماشات در این خط بودند، که این رژیم را با توجیهات مختلف استراتژی استحاله را غالب کنند. پوشال بودنش قبل از همه برای خودشان برملاءشد. این استراتژی استحاله ضربات مختلف خورده بود در قیام دی ماه مرده بود، ولی در قیام ۹۸ تشیع جنارهش برگزار شد، دفن شد تمام شد. مردم ایران نشان دادند یک استراتژی اصیل و ماندگار است، آن هم استراتژی قهرآمیز و سرنگونی به دست مردم و مقاومت ایران است. این قیام آینده سرنگونی رژيم را برای آینده بیمه کرد. این جوانان شورشی یا قیام دلاورانه با دست خالی نشان دادند سر سازش با رژيم ندارند، آتش زیر خاکستر شعلهورتر است. بنابراین فکر میکنم قیام یک نتیجه گیری دیگری هم میشود از آن گرفت خون جوانان این قیام که بر کف خیابانها ریخته شد با خون ۱۲۰ هزار شهید این مقاومت که از سی خرداد سال ۶۰ شروع شد، با خون اشرفیان در ۱۰ شهریور، با خون تمام شهداء قیامهای قبلی و منجمله قیام ۹۶ گره خورد و یکپارچه شد، کسانی که در اوهامشان فکر میکنند شهداء شهید میشوند و میروند، نخیر آن شهداء با این شهداء خونشان گره میخورد تا سرنگونی رژیم که به همین زودی که دیر نیست و این شعار نیست از روی تحلیلها میتوان نتیجه گیری کرد.







