رادان از همزادش درس نگرفت!
احمدرضا رادان فرمانده نیروی انتظامی تحت امر خامنهای در زاهدان سخنانی را بر زبان آورد که یادآور حرفهای بی معنای سلامی فرمانده سپاه پاسداران است.
رادان روز سهشنبه سوم مرداد در زاهدان به لاف و گزاف گفت: اگر کسی «جرأت کرد» در هر نقطهای از کشور «به مأموری تعرض کند»، «کمترین کار گذشتن از جنازه اش است».
احمدرضا رادان که در کلانتری ۱۶ زاهدان حضور یافته بود، افزود: «دو خط قرمز برای پلیس وجود دارد، اول اینکه کسانی بخواهند از دیوار قانون عبور کنند و کسانی که بخواهند از مأمور قانون عبور کنند.»
البته پر واضح است که برای فرمانده انتظامی تحت امر خامنهای عبور از دیوار مردم و تجاوز به مال و ناموس مردم مرز سرخ نیست. تنها حمله به نیروی سرکوبگر و نادیده گرفتن نظم اهریمنی حاکم مرز سرخ است!
رادان برای روحیه دادن به نیروهای پلیس و انتظامی که از حملات مستمر مردم و جوانان وحشتزده شدهاند گفت:
حمله «افراد مسلح» به این کلانتری برای نیروی انتظامی «افتخار آفرین شد»، که مهاجمان مسلح توانستند به این کلانتری وارد شوند اما «دیگر نتوانستند از آن خارج شوند و کشته شدند».
لازم به یاد آوری است که رادان در محل کلانتری ۱۶ زاهدان سخن میگفت. این همان کلانتری است که روز ۱۷تیرماه ۱۴۰۲ مورد تهاجم مسلحانه جوانان غیرتمند زاهدان قرار گرفت. تهاجم این جوانان به این کلانتری در انتقام به کشتار نمازگزاران زاهدان در جریان قیام ۱۴۰۱ صورت گرفت که طی آن بیش از ۱۰۰تن از نمازگزاران از جمله چند کودک کشته شدند.
رادان و درس آموزی از تاریخ
رجز خوانی رادان به سبک سلامی در حالی صورت گرفت که در روز گذشته در جریان درگیری نیروی سرکوبگر انتظامی با جوانان مسلح در ملایر یک سرهنگ نیروی انتظامی کشته شد، و چند روز پیشتر در محور خاش ۴ مامور انتظامی به شکل خفت باری کشته شدند. اما رادان و نیروی تحت فرمانش امکان واکنشی را نداشتند.
اینکه رادان برای روحیه دادن به نیروهای وارفته و تحت فرمانش بخواهد از سلامی تبعیت کند و با وراجیهای بی نتیجه آنها را سرپا نگهدارد، قابل فهم است. اما بهتر است این حقیقت را هم به آنها بگوید که روزهای دشواری در پیش است. اگر در قیام و خیزش ۱۴۰۱ چند ده مامور و بسیجی توسط مردم با دست خالی کشته شدند، در قیام ۱۴۰۲ وضعیت تفاوت کیفی دارد.
رادیکالیزم جامعه را فرا گرفته است. خط های انحرافی که مبلغ عدم خشونت و فعال کردن قشر خاکستری بودند از دور خارج شدند. متحد استراتژیک شیخ یعنی شاه پرستی از حیز انتفاع! ساقط شده است.
با افزایش فقر و فلاکت در جامعه طی یک سال اخیر وضعیت انفجاری جامعه شدیدتر شده است.
در همین زمینه
پاسدار رادان پاسخ خود را از جوانان شورشی بهبهان گرفت!
همه این وضعیتها مسلما در رویارویی ناگزیر مردم و زنان و جوانان با نیروی سرکوبگر خود را نشان خواهد داد. کانون های شورشی به صورت غیرقابل تصوری فعالیتهایشان را گسترش دادند. بنابر این همان گونه که سلامی مستعان بدست به جنگ کرونا رفت و سرافکنده برگشت، فرمانده جدید نیروی انتظامی یعنی رادان هم بخاطر داشته باشد که سرنوشتی غمبارتر از سلامی در انتظار اوست.
تاریخ در مورد مرگ موسولینی نوشته است: در ۲۵ آوریل۱۹۴۵ او از میلان جایی که در آنجا مستقر بود گریخت و سعی در فرار به سمت مرز سوئیس داشت. او و معشوقه اش، کلارا پتاچی ، در ۲۷ آوریل توسط پارتیزانهای محلی در نزدیکی روستای دونگو در دریاچه کومو به اسارت درآمدند. آنان بعد از ظهر دو روز قبل از خودکشی آدولف هیتلر، موسولینی و پتاچی را در ایتالیا تیرباران کردند.
تاریخ گاهی به دیکتاتورها و پادوهای شان فرصت خودکشی هم نمیدهد.







