نوجوان بلوچ احمد باهورزهی ۱۸ساله چند ماه قبل دچار تصادف رانندگی شده و مجروح میگردد. خانواده وی برای درمان آسیبهای ناشی از تصادف رانندگی وی را به زاهدان مرکز استان منتقل میکنند. احمد باهورزهی اهل شهرستان سیب و سوران از توابع سراوان میباشد.
روایت قتل نوجوان بلوچ احمد باهورزهی
احمد باهورزهی پنج ماه قبل به همراه خانوادهاش درحال تردد با خودروی پلاک سراوان در خیابان جمهوری زاهدان توسط گشت پلیس نیروهای سرکوبگر بدون دلیل متوقف میشوند. شهرکی مامور نیروی سرکوبگر انتظامی اقدام به ناسزاگویی به سرنشینان خودرو میکند و از همه آنها میخواهد که از خودرو خارج شوند. خانوده احمد باهورزهی توضیح میدهند که این نوجوان به دلیل مصدومیت و وجود پلاتین در پای او قادر به پیاده شدن نیست و سربازی که همراه با مامور سرکوبگر شهرکی بوده است به این موضوع اشاره میکند. اما فرمانده گشت پلیس افسر جنایتکار نیروی انتظامی بنام شهرکی با خشم اقدام به تیراندازی کرده که بر اثر تیراندازی پنج گلوله مستقیم به احمد باهورزهی اصابت میکند. بعد از این جنایت ماموران سرکوبگر نیروی انتظامی صحنه را ترک میکنند.
پنج ماه درد و رنج بر اثر زخم گلولههای سرکوبگران
احمد باهورزهی بعد از اصابت گلوله بلافاصله توسط خانواده به بیمارستان تامین اجتماعی زاهدان منتقل میشود. اما بعد از پنج ماه تحمل رنج و درد ناشی از زخم گلولههای مزدور سرکوبگر شهرکی جان خود را از دست میدهد.
خانواده این جوان بیگناه بلوچ نسبت به این جنایت شکایت میکنند، اما تاکنون شکایتها و دادخواهی این خانواده به جایی نرسیده است و هیچ ارگانی پاسخگوی آنان نمیباشد. تشییع جنازه احمد نوجوان بلوچ روز جمعه ۲۱دیماه ۱۴۰۳با حضور مردم و خانواده وی در آرامستان سوران انجام شد و بهخاک سپرده شد، اما شهرکی فرد جانی همچنان به زندگی خائنانه خود خود ادامه میدهد.
تخریب وحشیانه منازل مسکونی در چابهار؛ سرکوب سیستماتیک در بلوچستان
احمد باهورزهی تنها قتیل دستگاه سرکوبگر خامنهای نیست
حکومت خامنهای در استان سیستان و بلوچستان نسبت به کشتار فرزندان بلوچ تا کنون برخورد منفعلانه و بیتفاوت داشته است. این بهدلیل کینهای است که حکومت ولایت فقیه از فرزندان بلوچ دارد. به این دلیل که مردم بلوچستان هرگز تسلیم اندیشه ارتجاعی و عقب مانده ولایت فقیه نمیشوند و حاضر به هیچگونه همکاری و سازش در مقابل سرکوبگریهای حکومت خامنهای نیستند و هر روز با سیاستهای سرکوبگرانه وسازشکارانه حکومت ولایت فقیه به مخالفت برمیخیزند و مقاومت در مقابل آن را برگزیدهاند.
مقاومت جوانان البته بهای سنگینی دارد از جمله پذیرش مرگ و ریختن خونشان بدون اینکه مرتکب خطایی شده باشند. کشتار فرزندان بلوچ از جمله احمد باهورزهی بیپاسخ نخواهد ماند و بیتردید تا سرنگونی، مزدوران جنایتکار خواب آرامی نخواهند داشت.







