از خرید نسیه رب و نان تا درخواست نصف نان در پایتخت
گزارش میدانی منتشرشده در روزنامه حکومتی شرق در تاریخ ۹ خردادماه ۱۴۰۵، تصویری کمسابقه از گسترش فقر و تنگنای معیشتی در میان اقشار مختلف جامعه ارائه میدهد. آنچه زمانی به محلههای فقیرنشین محدود بود، اکنون به بخش بزرگی از خانوادههای مرفه نشین شهری رسیده است. بازگشت پدیده خرید نسیه، افزایش خریدهای اعتباری، رشد سرقتهای مواد غذایی و تغییر الگوی مصرف خانوارها، تنها بخشی از نشانههای بحرانی است که زندگی روزمره شهروندان را تحت تأثیر قرار داده است.
بررسی روایتهای منتشرشده نشان میدهد که نسیه دیگر یک استثنا نیست، بلکه به بخشی از زندگی روزمره بسیاری از خانوادههای کارمند، دانشجویان و جوانان تحصیلکرده تبدیل شده است.
خرید نسیههای اشتراکی برای زنده ماندن
یکی از روایتهای گزارش رسانه حکومتی شرق مربوط به سه دختر جوان تحصیلکرده است که برای کار و زندگی به تهران آمدهاند. آنها که در یک خانه اجارهای زندگی میکنند، اکنون برای تأمین ابتداییترین اقلام غذایی به خرید نسیه روی آوردهاند.
مریم، یکی از این دختران، میگوید برای نخستین بار در زندگی خود مجبور شده رب گوجهفرنگی و روغن را نسیه تهیه کند. او توضیح میدهد که برای جلوگیری از افزایش بدهی به یک فروشگاه، خریدهای اعتباری را میان چند مغازه تقسیم کردهاند. یکی نان و پنیر را نسیه میگیرد، دیگری حبوبات را و نفر سوم روغن و رب را. این شیوه زندگی که زمانی نماد استقلال جوانان تحصیلکرده بود، اکنون به شبکهای برای بقا تبدیل شده است.
بازگشت دفترهای نسیه در سراسر تهران
گزارش رسانه حکومتی شرق نشان میدهد که دفترهای خرید نسیه بار دیگر به سوپرمارکتهای تهران بازگشتهاند. مغازهداران میگویند تفاوت امروز با گذشته در هویت مشتریان است. در سالهای قبل، متقاضیان نسیه عمدتاً از اقشار کمدرآمد بودند. اما اکنون کارمندان، افراد تحصیلکرده و مشتریان قدیمی نیز برای تهیه کالاهای ضروری به خرید نسیه متوسل میشوند.
بیشتر بخوانید
به گفته یکی از کاسبان شرق تهران، بسیاری از مشتریان با ظاهری آراسته و لباسهای مرتب وارد مغازه میشوند اما برای خرید چند قلم کالای اساسی با مشکل مالی روبهرو هستند. سبد خرید این افراد نیز تغییر کرده است. کالاهای رفاهی جای خود را به نان، تخممرغ، حبوبات و کنسرو دادهاند. این فروشنده میگوید هر روز بر شمار مشتریانی افزوده میشود که تا دریافت حقوق ماه بعد توان پرداخت نقدی هزینههای زندگی را ندارند.
درخواست نصف نان و خرید دانهای میوه
نانوایان نیز از تغییر رفتار مشتریان سخن میگویند. برخی شهروندان به دلیل ناتوانی مالی درخواست نصف نان میکنند یا تلاش دارند با روشهای مختلف هزینه کمتری پرداخت کنند. در میوهفروشیها نیز وضعیت مشابهی مشاهده میشود. خرید کیلویی میوه برای بسیاری از خانوادهها به خاطرهای دور تبدیل شده است. مشتریان اکنون به جای چند کیلو میوه، تنها چند عدد سیب، پرتقال یا موز خریداری میکنند.
فروشندگان میگویند وزن خریدها به کمتر از نیم کیلو رسیده است. همچنین تقاضا برای میوههای درجه دو و ارزانتر به شکل چشمگیری افزایش یافته است. حتی در برخی موارد، مشتریان قدیمی برای گرفتن میوه نیز درخواست خرید نسیه میکنند.
فرسایش سرمایه اجتماعی نماد شکست سیاستهای حکومت
وقتی خانوادههای تحصیلکرده برای خرید نان، تخممرغ و چند عدد میوه ناچار به خرید نسیه میشوند، طبیعی است که موضوعاتی مانند آموزش، فرهنگ، کتاب، هنر و مشارکت اجتماعی به حاشیه رانده شود. در چنین شرایطی، جامعه نه تنها با بحران اقتصادی بلکه با فرسایش سرمایه اجتماعی نیز مواجه میشود.
آنچه امروز در دفترهای نسیه سوپرمارکتها، نانواییها و میوهفروشیهای تهران ثبت میشود، تنها فهرست بدهی مردم نیست؛ این دفترها سندی از شکست سیاستهایی هستند که طی دههها منابع کشور را به جای رفاه شهروندان صرف حفظ ساختار قدرت کردهاند.
گسترش فقر در میان کارمندان، دانشجویان، نتیجه مستقیم فساد ساختاری، غارت منابع ملی، سوءمدیریت مزمن و اولویتدادن به پروژههای شکست خورده سیاست های جنگ طلبانه و بنیادگرایی و تروریسم حکومت بر نیازهای واقعی مردم است. در حالی که میلیونها ایرانی برای خرید نان و تخممرغ به خرید نسیه پناه میبرند، بخش بزرگی از سرمایههای کشور صرف سرکوب داخلی، توسعه ماشین نظامی، برنامههای موشکی و حمایت از شبکههای نیابتی در منطقه شده است.
امروز خرید نسیه به نماد فروپاشی تدریجی قدرت خرید مردم تبدیل شده است. بحرانی که حتی رسانههای حکومتی نیز دیگر قادر به پنهانکردن آن نیستند. بسیاری از ناظران معتقدند استمرار این روند، نشانهای از فرسایش پایههای حکومت و گسترش نارضایتی عمومی است؛ روندی که افق پایان آن را میتوان در سپیده قیام سازمان یافته مردمی و نبرد دلاوران کانونهای شورش و مقاومت برای دستیابی به ایرانی آزاد، آباد و برخوردار از عدالت اجتماعی مشاهده کرد.







