ایران و عواقب موشک باران عربستان ، که با برپایی کنفرانس مطبوعاتی توسط نمایندگی شورای ملی مقاومت ایران در واشنگتن صورت گرفت.
جزییات دقیقی از تصمیمگیری، برای حمله موشکی، به تأسیسات نفتی آرامکو در عربستان را افشا کرد. در مورد اهمیت این کنفرانس و بازتاب آن، آقای محسن نادی شبستری طی گفتگویی با تلویزیون ایران آزاد به این موضوعات پرداخته و به سئوالات پاسخ داده است.
محسن نادی شبستری: این کنفرانس ۱۶ روز بعد از شلیک موشکها و پهبادهای که رژیم علیه تاسیسات نفتی عربستان در ۲۳ شهریور شلیک کرد برگزارشد، در واقع بادکنک رژيم را ترکاند. بعد از شلیک موشکها و پهبادها و انفجارها، رژیم بطرز دوگانهای رفتار میکرد، از یک طرف باد به غبغب میانداخت و میخواست قدرتنمایی بکند، و صحبت از دیپلماسی قدرت میکرد و جامعه بینالمللی را با این همه فشار و تحریم مثل همیشه با سیاستهای باصطلاح جنگطلبانه و جنگافروزانهش عقب بنشاند، از یک طرف دیگر همزمان از آنجا که جرات به گردن گرفتن را نداشت به شدت بدنبال این بود که ردی و آثاری نماند و مدعی بود که هیچ ردی و ادعای نیست، ما نزدیم. هیچ ادلهای هم وجود نداشت و اظهارات امریکا، عربستان سعودی و هر طرف دیگری تلویحا اشاره میکردند رژیم پشت آن است یا کار رژیم است و نمیتواند کار حوثیها باشد.
در چنین وضعیتی مقاومت ایران کنفرانس مطبوعاتی میگذارد که به خارقآلعادهترین وجه با جزئیات تمام مسئولیت مستقیم رژیم را در این عملیات بزرگ افشاء میکند. در این کنفرانس از ابتدا که مسئولیت طراحی، روز نشست تصمیمگیری در شورای امنیت رژيم با حضور روحانی شیاد و ظریف که عضو ثابت شورای امنیت ملی رژیم است، اجرایی کردن طرحها، آدرس پادگانها، تونلها و زرادخانههای موشکی، سکوهای پرتاب، تا چارت عریض و طویلی که رژیم راه انداخته برای صدور تروریزم و جنگافروزی در منطقه افشاء کردند.
همراه با عکسهای ماهوارهای دقیق با مختصات، وقتی چنین افشاءگری میشود، با این درجه از صحت و دقت و در جزئیات مشخص است بادکنکی که گفتم چطور میترکد، در این افشاءگری حتی به موشکهای که رژيم خیلی سر ساخت و شلیک آن قدرتنمایی میکرد در آنجا نیز موشکها را یا از کره شمالی خریده و یا از روی آنها کپی کرده است، حتی تاریخ رفتن هیئتهای رژیم به کره شمالی را هم افشاء کرده است.
محسن نادی شبستری: مقاومت ایران در تشکیل جلسه شورای امنیت ملی رژيم تاریخ داد که تصمیمگیری در روز ۳۱ ژوئیه بوده است. این جلسه به ریاست حسن روحانی تشکیل شد و ظریف حضور داشت، علاوه بر اینها تعدادی از سران و فرماندهان نظامی رژيم شرکت داشتند، پاسدار سرلشکر قاسم سلیمانی، پاسدار سرلشکر حسین سلامی، غلامعلی رشید فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء،( این قرارگاه بالاترین ارگان نظامی رژیم است)، امیرعلی حاجیزاده، این دو نفر رشید و حاجیزاده بطور خاص برای اجرای این عملیات به این جلسه آمده بودند.
علاوه بر اینها همچنین تعدادی از فرماندهان نیروی انتظامی و ارتش رژیم بودند، طرح اولیه تنظیم میشود و برای علی خامنهای فرستاده میشود و او تایید کلی میکند، و رشید و حاجیزاده را مسئول طرح میکند، آنها طرح را به معاونت هوا، فضا سپاه تحویل میدهند، طرح در آنجا تکمیل و تهیه میشود، طرح تکمیل شده مجددا به علی خامنهای ارسال میشود و او تایید نهایی را اعلام میکند، و طرح به تایید قرارگاه خاتم الانبیاء میرسد، با تایید و چک غلامعلی رشید اجرایی و فرمان اجرا داده میشود.
بنابراین یک ریل کاملی را طی میکنند، همزمان یک هفته قبل از شروع عملیات یک تعداد از فرماندهان هوا، فضا سپاه به فرماندهی پاسدار امیری عازم خوزستان میشوند و به قرارگاه امیدیه میروند.
قرارگاه امیدیه در ۸۵ کیلومتری اهواز قرار دارد، در واقع قرارگاه سابق شکاری پنجم نیروی هوایی بوده، آنجا در بخشی از این قرارگاه مستقر میشوند و علت هم دارد، یعنی اتاق عملیات اجرایی را آنجا میزنند. حضور یکسری از فرماندهان ارتش پوشی برای حضور آنان بود، بنابراین از الف تا ی تصمیمگیری از علیخامنهای تا آخرین فرماندهش افشاء شد، اینکه به جنوب در امیدیه بردند، بخاطر موقعیت جغرافیایی و نزدیکی به هدف بود.
محسن نادی شبستری: در کنفرانس در جزئیات لیست تمامی محلها همراه با عکسهای ماهوارهای این مراکز افشا شد. در اساس رژیم مراکز موشکی را در استانهای جنوبی بدلیل جغرافیا و موقعیت سوق الجیشی مستقر کرده، تونلها و پادگانهای مختلف در این کنفرانس را آقای جعفرزاده شمردند.
تونلهای در جاده شیراز اندیمشک، در کیلومتر ۱۰ و ۱۲ که وارد جزئیات نمیشوم، ۹ مرکز اسم برده شده مراکزی که در آنجا سکوهای پرتاب موشک و نگهداری موشک یا محل تولید موشک افشاء شده بود، رژیم در جزائر تنب بزرگ و کوچک و در بندرعباس در همه اینها مراکز موشکی و سکوهای پرتاب را مستقر کرده است.
محسن نادی شبستری: در این افشاگری چند پیام مهم سیاسی بود. اول اینکه رژيم در این عملیات مستقیم شرکت داشته و عملیات را انجام داده است، نه اینکه پشتش بوده، چون ما عادت کردیم به این اخبار هر جا عملیات نظامی است میگویند رژيم پشتش بوده است. نیروهای نیابتی و مزدورانش بودند از حزبالله تا حوثیها، تا حشدالشعبی عراق، همه هم میگویند رژیم پشتش بوده و دستور رژيم بوده ولی هیچکدام اینطوری مستقیم نبوده، این کنفرانس با این جزئیات حجمی از اطلاعات با این درجه وثوق یعنی با عکسهای ماهوارهای و تاریخ و روز و اسم مشخص و ریل تصمیمگیری بیسابقه بود و نشان میداد رژيم برخلاف تلاشهای که در این چند روز میکرد و می خواست بگوید اثری از او نیست و کسی هم سندی ندارد رو بکند.
نکته دوم قدرت آلترناتیو بود، رژیم با آلترناتیوی مواجه است، که دست به چنین افشاءگری با این درجه از وثوق میزند آن هم در شرائطی که همین مقاومت ۱۰۰ کنفرانس افشاءگرانه علیه اتمی و موشکی رژيم اجرا کرده است، از نطنز و اراک و اطلاعات حیاتی که دنیا و رژيم به آن معترف است.
بعد از تجربه ۱۰۰ افشاءگری، الان مقاومت اطلاعات، در این سطح و اشل را دوباره رو میکند. این فقط حاکی از پایگاه گسترده مردمی و منابع مردمی و قیمتی است که مقاومت پای آن میدهد.
این مقاومت شایسته و برازنده جایزه صلح است، فتیله بمباتمی و موشکهای بالستیکی رژیم را کشیدند، با این افشاءگریها دست رژیم را در صدور ترویزم و جنگافروزی بستند، به واقع جای قدردانی دارد و کار مقاومت ایران از این نظر بیسابقه است.
نکته بعدی این است که تمامیت رژیم در این عملیات شرکت داشته و نه کار این جناح و آن جناح بوده باشد. شما اگر به انعکاسات مطبوعات نگاه بکنید تیتر خیلی از مطبوعات این است مقاومت ایران گفت شخص خامنهای دستور این علملیات را داده است.
شخص خامنهای طرح عملیات علیه تاسیسات پالایشگاه عربستان را تایید کرده است. از خامنهای تا حسن روحانی شیاد تا وزیر خارجه تا ژنرالهای سپاه و ارتش در این عملیات دست داشته اند.
نکته بعدی این افشاءگری در این اشل یک سیلی محکم به سیاست مماشات بوده است، که حتی در چنین موقعیتی وقتی رژیم دست به اقدام جدی تمام عیار نظامی و جنگی زده، منابع معلومالحال مطبوعاتی و سیاسی، باز بدنبال ماستمالی کردن نقش رژیم هستند، و باید نقطه پایانی باشد بر این ادعاهای پوشال در رژیم باشد.
نتیجهگیری سیاسی مهمی که میشود کرد این رژیم در داخل ایران هیچ پایگاهی ندارد، رژیم مجبور است در استیصال مطلق وقتی تحت تحریمهای بینالمللی و تحت نظارت بینالمللی موضوعش روی میز است، برای مذاکره التماس میکند، با چنین عملیاتی به پای خودش شلیک میکند.
این در داخل ایران از کانونهای شورشی از قیامها گرفته، از تظاهراتهای سراسری در تمام شهرهای ایران رژیم در تنگنای مطلق است، وقتی تنگنای مطلق است وقتی در سطح بینالمللی هم با تحریمهای خفهکننده مواجه است، یک راه حل بیشتر ندارد خودزنی احمقانه بکند تا شاید راه نفسی برای خودش باز بکند.
این نشاندهنده این است رژیم در ایران فاقد کمترین پایگاه است.
نکته آخر این کنفرانس نشان داد با رژیم فقط یک زبان وجود دارد و آن هم قاطعیت است و هیچ چیز دیگری نیست.
محسن نادی شبستری: من کاملا موافق هستم و همانطور که توضیح دادم این افشاءگری با این درجه از وثوق با این ابعاد و این میزان از اطلاعات بلاشک و بدون تردید بیانگر داشتن پایگاه مردمی است.
این رژیم بی تجربهی نیست، رژیم ۱۰۰ کنفرانس مطبوعاتی افشاءگری از سوی مقاومت را متحمل شده است، اعدامها و دستگیریهای کرده، هر کسی که مینیمم آشنایی در صحنه سیاسی ایران با رژیم داشته باشد میداند برای تک به تک این اطلاعات مقاومت ایران قیمت میدهد.
علاوه بر پایگاه گسترده مردمی از منابع نظامی تا اجتماعی گرفته، قیمت هم میدهد، بارها بخاطر خارج کردن یک سند شهید دادیم، دستگیری و اعدام دادیم، ولی مقاومت برای سرنگونی این رژیم سوگند خورده است، تا وقتی این مقاومت هست آب خوش از گلوی رژیم پایین نمیرود. حالا مماشاتگران هر چی میخواهند بکنند، به واقع تیرخلاصی است به تمام مماشاتگرانی که فقط برای غارت و چپاول مردم ایران سینه چاک رژیم هستند.
محسن نادی شبستری: این کنفرانس بدلیل اینکه از قبل اعلام شده بود رسانهها آمادگی داشتند و موضوع روز بود، استقبال بسیار وسیع بود و رسانهها علت استقبال گستردهشان پیشینهای است که از این مقاومت و افشاءگریهای او دارند، یعنی هر وقت مقاومت و بطور خاص نمایندگی شورای ملی مقاومت در واشنگتن اعلام مصاحبه مطبوعاتی افشاءگرانه راکرده به یقین هستند که اطلاعات دست اول و ناب و حیاتی باید افشاء بشود، چون افشاءگریهای اراک و نطنز و موشکهای بالستیک را دارند. استقبال بسیار بالا بود، تلویزیونها و رسانههای مختلف شرکت کرده بودند، تلویزیون فاکس نیوز گزارش مفصلی از این کنفرانس داد، تلویزیون العربیه گزارشی برای دنیای عرب داد، روزنامه واشنگتن تایمز و دیلی استار انعکاس دادند ولی نکته مهم این است رسانهها به توجه اعتبار اطلاعاتی و سیاسی که مقاومت در این چند دهه از خودش نشان داده از این کنفرانس استقبال کردند.
محسن نادی شبستری: رژیم در همه افشاءگریهای مقاومت اینطوری است، عمامه به زمین زدن و داد و فغان کردن و راه حل را در اتهام به مقاومت زدن و شیطانسازی میداند، این را در همه افشاءگریها تجربه کردیم.
این بار هم مستثنی نیست، این بار هم همین کار را کرده و خواهد کرد، نکته مهم بخاطر اعتبار افشاءگریهای مقاومت جرات یک کاری را ندارد، جرات تکذیب را ندارد!! هیچوقت نداشته در تمام افشاءگریهای ما جرات تکذیب را نداشته چون میداند و ما اعلام هم کردیم و به سازمان ملل هم گفتیم که حاضریم در ترکیب هیئتهای بینالمللی نماینده مقاومت را بفرستیم دانه به دانه را نشان بدهد.
از آنجا که خودش هم بر روی صحت افشاءگریهای ما تردیدی ندارد هرگز تکذیب نکرده و این بار هم نخواهد کرد، جرات ندارد تکذیب کند، اگر توانستند این همه پادگانها و مراکز و تونلها و زرادخانهها را اگر جرات انکار دارد بسمالله، ولی ندارد، بنابراین مثل همیشه واکنشش دیوانهوار است، چون میزش را خراب کردیم، چون بادکنکش را ترکاندیم.
محسن نادی شبستری: این را با منطق نمیشود جواب داد باید جای رژيم بود تا بتوان جواب داد، با منطق جور در نمیآید، شما وقتی تحت تحریم هستید، وقتی بدنبال مذاکره هستید، وقتی بدنبال برجام هستید، در چنین موقعیتی چنین کاری شلیک به پای خود است. اما باید درد و وضع رژیم را هم فهمید!! رژیم بیخودی که نمیگوییم در بنبست سرنگونی است، نمیگوییم در مسیر سرنگونی است، در بنبست سرنگونی است، یعنی راه پس و پیش ندارد.
رژیم با مملکتی طرف است که تمام شهرهای آن بپا خواستند، قیام در همه جا شعله کشیده است، کانونهای شورشی مقاومت هر روز به روز گستردهتر میشوند، از این طرف تحریمهای بینآلمللی در حال خفهکردن او هستند، خفهکردن یک واژه تبلیغاتی یا توصیفی نیست، رژیم بواقع در حال احتضار و خفگی است.
تولید نفت کشور که دو نیم میلیون در روز بود به ۵۰هزار در روز میرسد، این بلحاظ اقتصادی تمام کرده است. بنابراین در چنین شرائطی که پا را بر روی گلوی او گذاشتند، بلحاظ داخلی مقاومت ایران و کانونهای شورشی و مردم او را به لبه پرتگاه و سرنگونی رساندند، چه کار میتواند بکند؟ باید اقدامی بکند که صحنه را به هم بزند، حالا از این ستون به آن ستون فرج است.
محسن نادی شبستری: رژیم یکی از دلائل اینکه علیرغم قیمتی که برای او دارد ولی اینکارها را میکند و در این سالها به آن عادت کرده بخاطر سیاست کثیف مماشات است، که هرگز کسی از رژیم قیمت را نگرفته است. رژیم هم بخاطر اینکارهایش تا حالا قیمتی نداده است، هر کاری خواسته کرده، برجهای خبر را منفجر کرده، جنگافروزی کرده، کشورها را به هم ریخته، یعنی کسی هم نبوده از او قیمت را بگیرد. رژیم بر روی سیاست مماشات حساب کرده که کاری نمیکنند در ضمن حساب کرده بر روی انتخابات امریکا که یکسال و نیمی مانده و الان در دورانی وارد میشویم که کسی نمیخواهد ریسک بکند و چنین قیمتی را بدهد. ولی حرف مقاومت ایران هم همین است، باید به این دوران و سیاست خاتمه داده شود. خانم مریم رجوی بارها تاکید کرده رژیم باید قیمت کارهای که میکند را بدهد، باید از او این قیمت را گرفت و گرنه خارج از منافع مردم ایران صلح جهانی و صلح منطقهای در خطر است، به همین خاطر گفتم مقاومت ایران شایسته جایزه صلح نوبل است، بخاطر همین کشیدن فتیله بمب اتمی و ترمز زدن به رژیم و تنها مانع دستیابی رژيم به بمب اتمی بوده و حق مسلم مردم ایران است. رژیم باید قیمت کارهایش را بدهد حسابرسی بینالمللی کجا رفت؟ ۳۰ هزار قتلعام زندانی سیاسی کجا رفت؟ دم از حقوق بشر کجاست؟ چون قیمت را نمیدهد جریتر میشود.
محسن نادی شبستری: تا جایی که به برجام برمیگردد تجدید کدام برجام، برجامی که جسد مردهای بیشتر از او باقی نمانده است، من شخصا این خبر را نشنیدم، ولی اگر حتی باشد بحث این نیست که رژیم جام زهر را میخورد یا نه!! مقاومت ایران این سوال را از سالیان قبل تعیین تکلیف کرده، رهبر مقاومت ایران گفته خواهش میکنم صلح بکنید، خواهش میکنم هر جام زهری را سر بکشید، هر عقبنشینی را عقب بتمرگید، مقاومت ایران بسیار استقبال میکند، چون راه سرنگونیش را هموارتر میکند، چون راه عقبنشینی رژيم از این مقولات است. مقاومت ایران و مردم ایران قیمت بسا کمتری خواهند داد.
بنابراین ما با قاطعیت تمامتری میگوییم که هر عقبنشینی، هر جام زهری و از هر عقبنشینی رژيم استقبال میکنیم، ولی چنین خبرهایی و چنین مذاکراتی نیست. اخیرا شما سخنرانیهای خامنهای را پخش کردید و دنبال کردید، اصلا مذاکره را مرز سرخ اعلام میکند، این کار را هم آگاهانه است، مذاکره مرز سرخ است، امکان ندارد بتواند مذاکره بکند چون هر مذاکره و عقبنشینی از این چیزهای که گفتیم راه به قیام سراسری مردم ایران میبرد.
الان گفتیم یکی از دلائلی که بجای مذاکره رو به اینگونه عملیات تمام عیار جنگی چیست؟ چون می داند جواب ندارد، چون میداند در سرنگونی است، مقاومت ایران میگوید اگر میتواند بفرما !! ولی چنین خبری نیست، نه مذاکره خبری است، نه رژیم پای آن میرود، در بنبست سرنگونی و اینکه آرزو و آمال سیاست مماشات است، تبلیغات با اهداف مشخص رسانهای و منابع سیاسی در این سیاست مماشات است، هرگونه اخبار میپراکنند، در صورتی که رژيم به این اعتقادی ندارد.
محسن نادی شبستری: فکر کنم در موضعگیری خانم مریم رجوی بعد از اقدام جنگطلبانه که رژیم هم بخوبی آمده بود با این عملیات چیزی ورق خورد، صفحهای چرخید، چون بیسابقه بوده و رژیم در این اشل با این حجم از موشک و پهباد مستقیما از داخل ایران کشور همسایهای را هدف قرار بدهد، و وارد یک مرحله جدیدی شدیم.
بنابراین خانم رجوی تاکید کردند این گام بلندی در سیاست جنگطلبانه رژيم و تعرضات جنگیش بود، که عواقب خاص خودش را دارد و خواهیم دید، ولی باز بیشتر از همیشه ثابت شد راه حل در برابر رژیم زبان قاطعیت است، و راه حل قطعی خلاصی از فاشیزم دینی حاکم بر ایران است.
اگر بخواهیم راه حل بنیادین ارائه کنیم خلاصی از این رژيم فاشیزیم دینی است و لاغیر، که در ایران و کل منطقه ثبات و آرامش و زندگی مسالمتآمیز را به ارمغان بیاورد فقط تغییر رژیم است.
اما بصورت پراتیک ما درخواستمان این است تمام قطعنامههای شورای امنیت در مورد پرونده اتمی رژيم و موشکهایش به اجرا گذاشته شود، باید رژيم از عراق و سوریه و یمن، لبنان و افغانستان جمعجور کند و بیرون بیاید، یعنی وادارش بکنند، قطعنامهها را بکار بیندازند و رژیم دخالتهایش در منطقه را جلویش را بگیرند، باید وزارت اطلاعات را هم در لیست تروریستی بگذارند، این خواسته مردم ایران است، خواسته بسیاری از پارلمانها است.
یکی هم جامعه بینالمللی در پایان همه اینها باید حق مردم ایران را برای مقاومت به رسمیت بشناسد، کرسی ایران در سازمان ملل متعلق به مردم ایران است، هر نوع رسمیت دادن به این و هر نوع دعوت مقامات رژیم به سازمان ملل و هر ارگان دیگری از نظر مردم ایران نامشروع است، این اقدامات پراتیک را ما مصر هستیم، در پایان به رسمیت شناختن حق مردم ایران است.
محسن نادی شبستری: همانطور که گفتم خط رژیم این است، که بتواند یک و نیم سال به هر نحوی کش بدهد، البته من به جنگ و دعواهای درون رژيم نگاه میکردم باندها در درون مجلس بخصوص بعد از عملیات جنگی علیه عربستان خیلی بهم ریختند، و دو دستگی عجیبی بین آنان است و یکی به یکی دیگر میگفت اگر حساب کردید بر روی اینکه یک و نیم سال کشش بدهید تا پسا ترامپ یک چیزی برایت بیاورد اصلا معلوم نیست پسا ترامپ چی در بیاید.
پس روی چی حساب کردی؟ کلیدیترین نکته این است وضعیت و سرنگونی و تعیین تکلیف رژيم نه با ترامپ است نه با اوباما بوده!! نه بعد از ترامپ خواهد بود!! رژیم همه راه فلاحش کش دادن یک ساله است، یا هر زمانبندی دیگر، بحث ما روشنتر از این حرفها است، رهبر مقاومت بحث سیاست «کس نخارد» را گفته، مقاومت و مردم ایران سیاستشان و استراتژیشان کس نخارد است، یعنی به هیچ چیز نه دل بستن، نه امید بستند، فقط به مقاومتشان و به مردمشان و به قیمتی که میدهند، این تا جای که به مردم ایران بر میگردد.
اما تا جای که به رژیم برمیگردد، رژیم نیست که تصمیم بگیرد بنبست سرنگونیش را کش بدهد تا بعد از ترامپ و یا قبل از ترامپ یا به اینکارها ادامه بدهد یا ندهد، حرف ما خارج از هر بحثی حرف مقاومت روشن و مشخص است، پراتیک سیاسی است، ما میگوییم سرنگونی رژیم مستقل از همه این پارامترها جای دیگری تعیین تکلیف میشود، در معادله دیگری تعیین تکلیف میشود، اگر این طور بود این مقاومت با ۴دهه با جانفشانی و قیمت سنگین از هفت خوان عبور نمیکرد.
بنابراین روزی اسمش اوباما است، روزی ترامپ است و روزی رفسنجانی و روزی منتظری است، مستقل از اینها رژیم تعیین تکلیف شده است، ما در مرحله سرنگونی هستیم، تعیین تکلیف شده است، فقط بحث زمان است، و کانونهای شورشی و قیام و شهرهای شورشی که رژیم را تعیین تکلیف میکند، رژيم میخواهد هر حساب و کتابی را بکند، این عملیات را انجام بدهد و ندهد، و شکی نداریم این کانونهای شورشی در مرحله بعد به شهرهای شورشی قیام شعله میکشد و رژيم را از ایران جارو خواهد کرد، در این ما تردیدی نداریم.







