عبدالرحمن گورکی، نویسنده و تحلیلگر سیاسی
«ایران خود را برای سرنگونی دیکتاتوری مذهبی آماده میکند!» باور به این حرف تا یک سال پیش دشوار بود. اما اکنون تحولات بزرگ و جدیدی در ایران، منطقه و جهان در حال شکلگیری است. موضعگیریها حکایت از این امر دارد که «ایران» در نقطه کانونی این تحولات قرار دارد! برنده و بازنده آن کیست؟
در سال ۲۰۲۴در نزدیک به ۷۰کشور جهان انتخابات برگزار شد که مهمترین آن، برگزاری انتخابات امریکا بود. حزب جمهوریخواه این کشور، علاوه بر ریاست جمهوری، اکثریت مجلسین سنا و کنگره امریکا را نیز کسب نمود. این چرخش تاریخی، برای حاکمان رژیم مذهبی ایران بسیار دردآور و مرگبار بود. زیرا کسی بر کرسی ریاست جمهوری امریکا نشست که قبلا پاسدار تروریست «قاسم سلیمانی» را در یک عملیات نظامی در بغداد به هلاکت رساند.
قبل از آن نیز، توافقنامه اتمی با رژیم ایران را پاره کرده بود! حزب جمهوریخواه نهتنها از اینگونه اقدامات عقبنشینی نکرد، بلکه به آن «افتخار» نموده است! پس ولی فقیه و دیگر مقامات رژیم ایران حق دارند که غمگین و نگران باشند و عصای مرگ در دست داشته باشند. زیرا که این تحول بزرگ، همزمان است با خشمی فروخورده از جانب مردم و مقاومت ایران که در حال آماده شدن برای وارد کردن ضربه نهایی به دیکتاتوری در ایران هستند!
سرنگونی رژیم ولایت فقیه کار کیست!
بدیهی است که سرنگونی دیکتاتوری در ایران، ماموریت و وظیفه مردم ایران است و لاغیر. دیگران میتوانند برای رسیدن به این هدف، حامی و پشتیبان مردم و مقاومت ایران باشند. مقاومت این مردم از دیرباز، چشم به دیگران ندوخته است.. مقاومت مردم ایران تاکنون، به طور شبانهروزی برای رهایی از چنگال دیکتاتوری در نبرد بوده است.
جنگ اصلی!
جنگ اصلی، جنگ مردم ایران با دیکتاتوری و به طور خاص دیکتاتوری مذهبی بوده است. اما به موازات آن، پیشبرد خط سیاسی و دیپلماتیک در جامعه بینالملل، حائز اهمیت بسیار است و تا به امروز ادامه داشته و خواهد داشت. زیرا باید سیاست و استراتژی مماشات با دیکتاتوری در ایران را به شکست کشانید تا علیه مردم ایران به کار گرفته نشوند! به عبارت دیگر، به شکست کشانیدن سیاست مماشات با دیکتاتوری مذهبی، از نبرد برای سرنگونی دیکتاتوری اعتبار میگیرد!
شکست سیاست مماشات با دیکتاتوری مذهبی!
رویارویی با سیاست مماشات با دیکتاتوری مذهبی، یک رویارویی ساده نبوده و نیست! زیرا که مماشاتگران غرب، دنبال منافع خود در رابطه با ایران بوده و هستند. آنها دست از منافع خود نخواهند کشید. حتی رئیسجمهور جدید امریکا، به طور رسمی اعلام کرد که علاقمند به تغییر رژیم در ایران نیست. یعنی این نظرگاه که، یک کشور یا نیروی خارجی پیدا خواهد شد که رژیم حاکم بر ایران را سرنگون کند «سراب»ی بیش نیست.
چه باید کرد؟
در صحنه داخلی ایران، از آغاز سال جاری میلادی تاکنون بیش از ۸۰۰نفر اعدام شدهاند که قریب به ۵۰۰تن از آنها در دوران ریاست « پزشکیان» صورت گرفته است. این اعدامها به موازات گران کردن نان، تخممرغ، لبینات، مسکن، سیمان، خودرو، عوارض جادهها، بلیط هواپیما و قطار و … توسط حکومت صورت گرفته است. پزشکیان گفته بود که مسیر «ابراهیم رئیسی» را میرود و پیرو خط ولایت فقیه است! یعنی مسیر دشمنی با مردم ایران! فراموش نکنیم که مردم ایران سرنگونی دیکتاتوری ولایت فقیه را میخواهند.
در صحنه منطقهیی، با ضربات وارد شده بر نیابتیهای دیکتاتوری مذهبی ایران، «سر مار»، یعنی مرکز همه مشکلات منطقه» بیرون زده است. دود و دم کذایی «محور مقاومت» به کنار رفته و ضعف رژیم بیشازپیش در برابر دیدگان تحلیلگران سیاسی منطقهای و جهانی قرار گرفته است. به همین دلیل است که موج «ریزش» و «وحشت» علاوه بر نیروهای رژیم در داخل، در همان نیروهای نیابتی نیز بیداد میکند. در فصل جدید، این نیروها در حال فاصله گرفتن از رژیم هستند.
در صحنه بینالمللی نیز، انزوای رژیم روزبهروز افزایش یافته است. شکاف بین اروپا و آمریکا بهطور نسبی بسته شده و دیگر رژیم امکان مانور بین آنها را ندارد. هنوز جوهر هفتادویکمین قطعنامه محکومیت رژیم بهخاطر نقض وخیم حقوقبشر در «کمیته سوم مجمع عمومی ملل متحد» خشک نشده که وحشت از پیامدهای قطعنامه «شورای حکام» سراپای نظام را فراگرفته است. بر جمیع تحولات بینالمللی مربوط به رژیم باید آمدن ترامپ را نیز افزود که روی بقیه تحولات تأثیرگذار است.
در همین زمینه
انقلاب گرسنگان در کمین حکومت ولایت فقیه
آلترناتیو دیکتاتوری در ایران!
در نگاهی به تاریخ ۱۰۰ساله گذشته ایران درمییابیم که چگونه در غیاب یک نیروی دمکراتیک و پیشتاز در جامعه ایران، فداکاریهای دیرینه مردم ایران ناکام مانده و نیروهای فرصتطلب وابسته به نظامهای دیکتاتوری و حامیان بینالمللیاشان، نیروهای مردمی را به حاشیه رانده و مبلغ و مروج نظام دیکتاتوری در ایران بودهاند.
اما وجه ممیزه دوران حاضر را میتوان در این واقعیت دید که اکنون یک آلترناتیو همهجانبه در برابر نظام دیکتاتوری مذهبی وجود دارد که یک افق روشن را در برابر دیدگان تمام تودههای بهجان آمده ایرانی قرار داده است. این آلترناتیو این اطمینان را به دیگران میدهد که ایران آینده، یک حاکمیت مردمی، صلحطلب و همزیست با دیگران خواهد بود.
سوابق پر هزینه این آلترناتیو، چراغ آیندهداری و ضمانت برای مردم ایران و مردمان منطقه است که نیروی محوری آن، سازمان مجاهدین خلق ایران است که در رویارویی با دو دیکتاتوری شاه و دیکتاتوری ولایت فقیه آبدیده شده و امتحان پس داده است. این نیرو اکنون در سراسر ایران، از پایگاه اجتماعی و «نیروی خیابان» برخوردار است و در سطح بینالمللی نیز از یک حمایت گسترده بینالمللی بهرمند است.
اخیرا و در روز ۳آبانماه ۱۴۰۳خانم مریم رجوی با حضور در پارلمان اروپا اعلام کردند:
یکم. دیکتاتوری دینی و طرفداران آن میگویند آلترناتیوی وجود ندارد. این یک دروغ محض است و مردم و منتخبان جهان علیه آن برخاستهاند.
دوم. آخوندها میگویند بدون آنها، ایران، سوریه یا لیبی و دستخوش هرج و مرج میشود! این، آن روی سکه ادعای نبودن آلترناتیو است. وقتی آلترناتیو شایستهیی وجود داشته باشد، جایی برای هرج و مرج نیست. میلیونها ایرانی دور از وطن هم، با تخصصها و سرمایههایشان به ایران باز خواهند گشت.
سوم. دیکتاتوری حاکم و حامیانش میگویند ایران تجزیه خواهد شد! این هم باز یک دروغ است. هموطنان بلوچ و کرد ما حقوق حقه خود را میخواهند و نه تجزیه.
نگاهی به صحنه سیاسی کنونی ایران!
لابد همه ما شاهد این صحنه بودهایم که مقامات دیکتاتوری حاکم بر ایران، بارها و به مناسبتهای مختلف، از اینکه «تاکنون سرنگون نشدهاند» اظهار خوشحالی میکنند! این صحنه از ویژگیهای وضعیت لرزان و شکننده دیکتاتوری حاکم بر ایران است و گویای این واقعیت دیگر است که مردم ایران نهتنها نظام دیکتاتوری را نمیخواهند، بلکه از آن متنفر هستند.
آخوند ذوالنوری رئیس کمیسیون امنیت مجلس رژیم روز سوم آبان ۱۴۰۳در گفتگو با تلویزیون حکومتی گفت که فقط در روز یکشنبه ۲۶آبان ۱۳۹۸در تهران ۱۴۷درگیری و در سراسر کشور هم در ۸۰۰ نقطه درگیری بوده است و ۹۰۰پمپ بنزین در کشور آتش زده شد.
سخن پایانی!
از این منظر است که میتوان به رویدادهایی همچون ۳۰خرداد ۱۳۶۰، ۵مهرماه ۱۳۶۰، ضربه مهلک ۳۰خرداد ۱۳۶۷ با نقطه عطف پذیرش قطعنامه ۵۹۸، و قیامهای مردمی سالهای اخیر نگریست که هر کدام طعم تلخ سرنگونی را به دیکتاتوری حاکم بر ایران چشانیده است. رویدادهایی که بالاخره روزی به «پیروزی بر دیکتاتوری در ایران» خواهد انجامید. روزی که دور نیست و در حال نزدیک شدن است. هر حادثهیی در این «سرزمین»، در حکم یک جرقه است!







