آلترناتیو و مقاومت ایران طی ۴دهه با نظام آخوندی در نبرد است . یک لحظه تصورشود اگر
مقاومت سراسری، علیه ستم و سرکوب آخوندها نبود؛ صحنه سیاسی ایران چه میشد؟ اگر ایستادگی مقاومت و هواداران جان برکفش، در برابر تیغ و چماق و گلوله نبود و بالعکس، اگر«بیهزینگی» و «سازش» پیشه میشد و اگر نیرویی نبود که جانانه در برابر این استبداد مذهبی بایستد، چه میشد؟ اگرحماسه قتلعام 30هزار اسیر مجاهد و مبارز نبود، اگر ایستادگی و مقاومت بخاطر شرافت ایران و ایرانی در برابر دیکتاتور نبود، و اگر آلترناتیوی در کار نبود و مردم ایران، صدایی آزاد، مستقل و مشروع نداشتند که از اونها دفاع کند.، سرنوشت این مردم و میهن چی میشد؟ برای شناخت بیشتر آلترناتیو نظام آخوندی و سئوالات، آقای محمد جواد برومند درگفتگویی با تلویزیون ایران آزادی به این موضوع پرداخته وبه سئوالات پاسخ میدهد.
محمدجواد برومند: این سؤال شما را باید خیلی مفصل توضیح داد، جای خیلی بحث در این زمینه هست که پاسخ سؤال را داد، مجاهدین از روز اول در برابر رژیمی قرار گرفتند، رژیمی بود که در شرائط خاص سر کار آمد و اساساً صلاحیت اینکه به حاکمیت در کشوری مثل ایران برسد را نداشت، که اساساً به آن رژیم قرون وسطایی میگوییم، این رژیم قرون وسطایی بدلیل ماهیتش در واقع توان اداره کشور را نداشت، نمیتوانست اساساً آزادی بدهد، از ماهیتش بیرون نمیآمد، در نتیجه از همان اول مشخص بود رژیم با سرکوب، با دیکتاتوری میخواست حکومتش را ادامه و سر کار نگه بدارد، در این شرائط مقابلش مردم ایران بودند، بنابراین درمقابل چنین رژیمی اگر نیرویی مثل مجاهدین نبود که از روز اول در مقابل او بایستند، حرف و خواسته مجاهدین خیلی ساده آزادی برای مردم بود، مردم بتوانند حرفشان را بزنند و اجتماعشان را تشکیل بدهند، و زندگی آزاد و دمکراتیک را داشته باشند، این انتظار مردم بود، اما رژیم به این خواسته نمیتوانست جواب بدهد و به همین دلیل هم از همان ابتدا پاسخی که در برابر مواضع مجاهدین و موضعگیری مجاهدین در برابر رژیم میداد اساساً پاسخهای سرکوبگرانه بود.
از همان سالهای اول چماقدارانش را برای سرکوب مجاهدین براه کرد، حمله به مراکز مجاهدین و خلاصه تا سی خرداد که روز اتمام حجت تاریخی مجاهدین در مقابل رژیم بود، در آن تظاهرات بزرگ ۵۰۰ هزار نفره، مجاهدین با بخاک و خون کشیده شدن مواجه شدند، و مبارزه مسلحانه را رژیم به مجاهدین تحمیل کرد، و مجاهدین مجبور شدند برای ادامه مبارزهشان با رژیم سلاح بدست بگیرند، و به این مبارزه ادامه دادند در ادامه باز رژیم برای اینکه بتواند کنترل و سرکوب خودش را بر جامعه اعمال بکند به این منظور دست به جنگ خارجی زد و ادامه جنگ با عراق، که وسیلهای برای سرکوب و سرپوش گذاشتن بر سرکوب بود، بدینوسیله بتواند به حیات ننگین خودش ادامه بدهد.
مجاهدین متعاقباً برای مقابله با این سیاست که ادامه سیاست سرکوب در داخل ایران بود باید با سیاست جنگطلبانه که هدفی جزء صدور ارتجاع به منطقه و جنگطلبی نداشت مقابله میکردند و مجاهدین به عراق آمدند ارتش آزادیبخش را تشکیل دادند و ارتش آزادیبخش در مقابل رژیم ایستاد و طی یک صد رشته عملیات رسید به نقطهای که با عملیات فروغ جاویدان تا نزدیکی کرمانشاه مجاهدین و ارتش آزادیبخش بیایند و به این وسیله رژیم مجبور شد در مقابل چنین وضعیتی که قرار گرفته بود زهر آتشبس را سربکشد، و در واقع از جنگ عقبنشینی بکند.
بنابراین میبینیم که مجاهدین بودند که در مقابل رژیم ایستادند و در آن شرائط البته وقتی رژیم از جنگ دست کشید مماشاتگران بینالمللی برای منافع خودشان برای چپاول ایران با رژیم همدست شدند، برای اینکه ثروت و منابع ثروت مردم ما را چپاول کرده و ببرنند، رژیم با سیاست بینالمللی مماشات همسو شد که در این شرائط مجاهدین به مبارزهشان ادامه دادند ما در عراق بودیم بحثش خیلی مفصل است، جنگ حمله امریکا به عراق و شرائطی که مجاهدین در آن قرار گرفتند، و در ادامه آن پایداری و مقاومت ۱۴ ساله مجاهدین در برابر مشخصاً رژیم، چون بدلیل سیاست مماشات رژیم نفوذش در عراق را گسترش داده بود و مجاهدین باید در مقابلش مقاومت میکردند همزمان با این در واقع مقاومتی در زندانهای ایران در برابر رژیم بود.
بنابراین در همه جبههها مجاهدین و هواداران مجاهدین هستند که در برابر رژیم ایستادند، مقاومت در زندانها که منجر به قتلعام سی هزار زندانی شد، سی هزار زندانی که فقط بخاطر اینکه در مقابل رژیم ایستادند و نام مجاهد را حفظ کردند رژیم آنها را قتلعام کرد، بنابراین میبینیم مجاهدین چه قیمتی در زندانها دادند، چه قیمتی مجاهدین در ادامه مبارزهشان دادند، سالهای اشرف و سالهای لیبرتی و شهادتها و فدیههای که در این سالها برای ادامه مبارزهشان و ادامه ایستادن در مقابل رژیم تا امروز دادند، که مجاهدین توانستند در شرائطی از عراق خارج بشوند و به آلبانی بیایند و تا امروز که رژیم را ما رساندیم به نقطهای که نقطه سرنگونی رژیم هست و رژیم هم راهی جزء این ندارد.
بنابراین خیلی بهتر هم میشود دید، دنیا خیلی خوب میبیند چه رژیم سرکوبگری است و جز ارتجاع و بنیادگرایی هدف دیگری ندارد و چگونه مردم منطقه را با این وضعیتی که امروز شاهد آن هستیم مواجه کرده که همه دنیا به این موضوع آگاه شدند، در واقع مجاهدین بودند که سیاست اتمی رژیم را افشا کردند، و نشان دادند که رژیم قصد تهیه سلاح اتمی را دارد، و همین باعث شد که رژیم نتواند سلاح اتمی بدست بیاورد، تمام جبههها مجاهدین در مقابل رژیم ایستادند تا این نقطه که به نقطه سرنگونی رسیده است .
محمدجواد برومند: اولین نیرویی که در مقابل رژیم ایستاد مجاهدین بودند، و برادر مسعود با موضعگیریهایشان نشان دادند که ما چی میخواهیم و حرفمان چی هست، و بدلیل مواضعی که مجاهدین در برابر رژیم داشتند خیلی سریع در ایران رشد و گسترش پیدا کردند، تا جای که نشریه مجاهد در تیراژ ۵۰۰ هزار منتشر میشد، و مجاهدین توانستند ظرف مدت کوتاهی پایگاه وسیع اجتماعی پیدا کنند، اولین مشخصه نیروی جانشین وآلترناتیو پایگاه اجتماعی او است، که مجاهدین گستردهترین پایگاه را در ایران دارند، دلیل بارز دیگر شهدایی هست که مجاهدین دادند، در دورترین روستاها و در سراسر ایران مجاهدین شهید دارند، وقتی به لیست شهداء نگاه بکنیم میبینیم در همه شهرها و روستاها مجاهدین شهید دارند، و این نشاندهنده پایگاه گسترده مجاهدین در سراسر ایران است.
این اولین شاخص نشاندهنده آلترناتیوی و جانشینی مجاهدین هست.
شاخص دوم رهبری ذیصلاح است، ما میدانیم با چه رژیمی مواجه بودیم، رژیمی که با نام اسلام و با آن سابقه تاریخی که از اسلام یدک میکشید و معرفی میکرد ما باید در مقابل آن میایستادیم، بنابراین رهبری نیاز بود که بتواند در مقابل رژیم بایستد، رهبری ذیصلاح و برادر مسعود بود که توانستند در مقابل رژیم بایستند، و این جنبش را هدایت بکنند، و مشخصاً نقشی که خواهر مریم در این دوران بدوش کشیدند و بعهده گرفتند، و توانستند تا امروز با صلاحیت بالایی این جنبش را رهبری بکنند تا به نقطه امروزمان رسیدیم.
سومین موضوع که حاصل همین مبارزه هست، تشکیلات و سازمانیافتگی مجاهدین است، مجاهدین بدلیل اینکه نیروی به حق بودند و خط درستی درمقابل رژیم به پیش بردند، بدلیل رهبری ذیصلاحشان توانستند دارای تشکیلات گسترده در مقابل رژیم بشوند، چیزی که الان بیش از همه چیز دشمن از آن میترسد تشکیلات و سازمان رزم مجاهدین هست.
نکته بعدی که برای هر آلترناتیوی ضروری هست، برنامهاش و برنامهای که برای آینده دارد، از روز اول تشکیل شورای ملی مقاومت برادر مسعود برنامههای شورای ملی مقاومت را اعلام کردند در همه زمینههای اجتماعی، سیاسی، خطوط ما مشخص است و امروز هم برنامه ۱۰ مادهای خانم مریم رجوی که در سطح بینالمللی بعنوان برنامه مشخص و شناخته شده و مورد حمایت است.
موضوع بعدی شناختهشدگی بینالمللی هست، توسط برادر مسعود برنامه مشخص طرح دولت موقت و برنامههای دولت موقت و در پایه همه چیز مشخص و تعیین تلکیف بود، یعنی از روز اول مشخص بود این آلترناتیو چه برنامه مشخصی برای ایران دارد، در تمامیت این عواملی که مشخص کردم پارامتر و شاخصهای معرفی یک آلترناتیو واقعی است که در جای نمونه و مثلش را نمیبینیم.
محمدجواد برومند: علتش وضعیتی که الان رژیم دارد مرحله ، مرحله سرنگونی است، رژیم در تمام این سالیان خوب میدانست آلترناتیوش مجاهدین هستند و به اشکال متفاوت با مجاهدین مقابله میکرد، البته در این سالیان بیشترین روش کارش روش سرکوبگرانه بود چه سرکوب در داخل کشور، سرکوب و کشتار زندانیان، و همچنانکه در دورانی که در اشرف و لیبرتی بودیم و تهاجماتی که به اشرف و لیبرتی میکرد، از طریق نظامی امکاناتی داشت که به مجاهدین ضربه نظامی بزند، اما الان در این دورانی که هستیم چون دستش بسته است، و در طرف دیگر شرائطی که رژیم در آن قرار گرفته است، شرائط سرنگونی است، یعنی اهمیت آلترناتیو و مجاهدین برای رژیم الان بارها و بارها بیشتر از گذشته شده چون خودش را در مرحله سرنگونی میبیند قدرت مجاهدین هر روز بیشتر میشود و تواناییشان بیشتر میشود و هر روز گسترش بیشتری دارند، و هر روز شناختهشدگی بینالمللی بیشتری پیدا میکنند، بنابراین رژیم در وحشت از مجاهدین مجبور به دست زدن به اقداماتی است، تنها راهی که دارد با شیطانسازی با انواع و اقسام تبلیغات، درست کردن فیلمها، دادن کتابهای مختلف علیه مجاهدین، به مردم ایران بگوید مجاهدین آلترناتیو نیستند، و بدینوسیله نقش مجاهدین بعنوان آلترناتیو را خنثی بکند، یا در سطح بینالمللی تلاش میکند نشان بدهد مجاهدین آن آلترناتیوی که میخواهند نیستند، به همین دلیل علیرغم اینکه بلحاظ اقتصادی تحت فشار است ولی در این زمینه حداکثر قیمت را میدهد و حداکثر هزینه را میکند، این خودش شاخص و علامتی است از اینکه درست ما در مرحله سرنگونی هستیم، و رژیم چارهای جزاین ندارد.
محمدجواد برومند: این به شرائطی که در آن هستیم برمیگردد، یعنی شرائط بحرانی رژیم و مرحله سرنگونی، اتفاقاً آن موضوعی که همه بر روی آن وحدت نظر دارند این است که رژیم در نقطه سرنگونی است، این رژیم خواهی، نخواهی سرنگون میشود، به همین دلیل آن کسانی که زمانی همدست رژیم بودند الان بعنوان آلترناتیو خودشان رامعرفی میکنند، چند نفری دور هم جمع میشوند و گروههای کوچکی که تا الان متفرق بودند الان سربلند کردند و خودشان را بعنوان آلترناتیو معرفی میکنند، حالا رژیم برای اینکه نقش آلترناتیو اصلی خودش را یعنی مجاهدین و شورای ملی مقاومت را کمرنگ بکند مستقیم و غیر مستقیم از طریق دستگاههای اطلاعاتی که دارد وارد این گروهها میشود و این را دامن میزند، و بطور خاص اختلافات آنان را دامن میزند، که در سطح ایران و سطح بینالمللی نشان بدهد که آره آلترناتیوهای متعددی در ایران هست که ضمناً با هم خیلی اختلاف دارند و با نشان دادن آلترناتیوهای مختلف نقش مجاهدین و شورا را کم رنگ بکند، از طرف دیگر مردم ایران را به نقطهای برساند که این آلترناتیوها قبل از رسیدن به قدرت مسائل خودشان را حل و فصل بکنند، بنابراین در این گردوخاک و طوفانی که بوجود میآورد و ایجاد میکند هدفش آن آلترناتیو اصلی را نقشش را کمرنگ بکند که در این زمینه هم هیچ موفقیتی نداشته است، چون همه این آلترناتیوهای دست ساز دستشان رو شده است، یا چیزی نیستند، یا همدست رژیم هستند، بنابراین مردم ایران باید خوب بدانند رژیم بدلیل نقش مجاهدین و شورا را کمرنگ بکند دست به چنین اقداماتی میزند.
محمدجواد برومند: در روز ۳۱ خرداد در تظاهرات واشنگتن تعداد زیادی از شخصیتهای خیلی معتبر سیاسی شرکت داشتند، همه سخنرانی کردند، و قابل توجه بود من به یکی از سخنرانیهای شخصیت سیاسی امریکایی اشاره میکنم که در باره آلترناتیو صحبت کرده بود، آقای بیل ریچاردسون وزیر سابق انرژی امریکا در تظاهرات بزرگی که هموطنان ما در آنجا برگزار کردند رو به تظاهرات کنندگان به موضوع جانشین و آلترناتیو شورای ملی مقاومت که یکآلترناتیو سیاسی مستحکم در برابر رژیم هست اشاره کرد و گفت: ما یک حاکمیت جدید در ایران نیاز داریم این حاکمیت شما هستید، سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت، چرا شما؟ اول بخاطر اینکه شما قوی هستید، و قدرت سازماندهی دارید (که اشاره به تشکیلات و قدرت سازماندهی مجاهدین دارد)، دوم بخاطر اینکه شما خانم مریم رجوی را دارید، (عنصر رهبری و شناخته شدگی خانم مریم رجوی در سطح بینالمللی برای هدایت جنبش)، و برنامههای ایشان، (برنامه ۱۰ مادهای خواهر مریم که الان در سطح بینالمللی کاملاً شناخته شده است)، برنامه قوی و مستحکمی که همه از آن حمایت میکنند. سوم برای اینکه طرح برای حال و آینده ایران دارید (آلترناتیو باید طرح داشته باشد و طرح شورای ملی مقاومت که اشاره کردیم از سال ۶۰ این طرح توسط برادر مسعود ارائه شده است، طرح مشخص و روشن برای آینده ایران و در ادامه برنامه ۱۰ مادهای خواهر مریم هست)، و در نهایت اشاره میکند که یک دلیل دیگر هم حاضرید بخاطر آزادی ایران خطر بپذیرید، ایشان کاملاً با پروسه مجاهدین آشنا هستند، که مجاهدین اهل دادن قیمت و پذیرش خطر برای آزادی مردمشان هستند، که در تمام طول سالها مجاهدین قیمت را دادند، و در آخر میگویند درست به همین دلیل شما در سطح جهانی از یک شناختهشدگی برخوردار هستید، و اینکه شما نیروی در سمت درست تاریخ هستید، اینها نکاتی بود که آقای بیل ریچاردسون در مورد آلترناتیو مجاهدین و شورای ملی مقاومت گفتند.
محمدجواد برومند: در واقع افشای توطئههای رژیم که اولاً خودشان بخوبی اشراف پیدا کنند که رژیم چرا شیطان سازی میکند، بدلیل موقعیت مقاومت و آلترناتیو بدلیل اینکه رژیم در نقطه بودونبود است، در مرحله سرنگونی است، در وحشت بالایی از سرنگونی است ودستش هم برای وارد کردن ضربه نظامی به مجاهدین بسته است لذا دست به چنین تبلیغات و شیطان سازی های میزند، بنابراین باید برای مردم توضیح داد که چرا اینکارها را میکند و نکته دوم در زمینه آلترناتیو سازی است این را همینطور و باید پرسید که چرا حالا این بحث را پیش کشیدید، چرا تا پیش از این آلترناتیوی مطرح نبود، کسی ادعا نمیکرد و سربلند نمیکرد، این روزها چرا؟ دلیلش واضح است رژیم در نقطه سرنگونی است، لذا برای اینکه نقش آلترناتیو را کمرنگ بکنند دست به چنین کارهای میزند به این اشراف داشته باشند، و نشان بدهند و توضیح بدهند که یک آلترناتیو در ایران بیشتر وجود ندارد شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق با رهبری ذیصلاحش برادر مسعود و خانم رجوی و همین.
محمدجواد برومند: البته مردم اقدامات خودشان را میکنند فعالیتهای که اقشار مختلف از معلمین، کشاورزان، اصناف انجام میدهند و ما دائماً شاهد فعالیتها اقشار مختلف در سراسر ایران روزانه شاهد هستیم و البته ما میخواهیم فعالیتها را گسترش بدهند و بیشتر بکنند، بخصوص شعارها را رادیکالتر به سمت سرنگونی رژیم بکنند، اما یک واقعیت بسیار مهم هست به هر حال برای سرنگونی باید حرکات اجتماعی را سمت و سو داد که نقش سمت و سو دهنده را همین مقاومت و مجاهدین و امروز کانونهای شورشی بر عهده دارند، و این نقش را برادراران و خواهران ما در کانونهای شورشی باید خوب حس بکنند، که چه نقش مهمی دارند ضمن اینکه اقشار در صحنه فعال هستند و در واقع اینها هستند که باید به جلو سمت و سو بدهند و در ادامه خودش همین حرکت رو به پیش کانونهای شورشی هست که به ارتش آزادیبخش میرسد و سازماندهی لازم برای سرنگونی رژیم ایجاد میشود، بنابراین این بستر سرنگونی رژیم هست و هر کس نقش و جایگاه خودش را دارد، اقشار و مردم نقش خودشان را دارند و نیروهای پیشتاز مجاهد خلق و نیروهای پیشتاز کانونهای شورشی نقش خودشان را دارند که همه با هم سمت و سو بدهیم تا سرنگونی که قطعاً به آن روز خواهیم رسید.
محمدجواد برومند: این جواب را ما از روز اول دادیم این رژیم جز زبان قدرت زبان دیگری حالیش نیست رژیم سرکوبگر بیرحم از روز اول، مجاهدین به همین دلیل در مقابل رژیم سلاح بدست گرفتند، بنابراین رژیم جز زبان قدرت زبان دیگری را نمیشناسد و باید با قدرت در مقابل آن رویارویی کرد که البته به نظر من مردم این را خوب حس کردند و ما شاهد یکسری وقایع در این رابطه هستیم، کمااینکه در کازرون شاهد بودیم آن آخوند جنایتکار را به سزای اعمال خودشان رساندند، و همینطور در نقاط مختلف کشور، بنابراین سمت و سو همین است و طبعاً باید در مقابل رژیم قاطعانه ایستاد و جوابش را داد.
[bs-embed url=”http://www.youtube.com/watch?v=3BF_CYNTeSo” title=”کلیپ کنفرانس” show_title=”1″ icon=”” heading_color=”” heading_style=”default” title_link=”” bs-show-desktop=”1″ bs-show-tablet=”1″ bs-show-phone=”1″ bs-text-color-scheme=”” css=”” custom-css-class=”” custom-id=””]







