چه عوامی در پادگانی شدن حاکمیت نقش داشتهاند؟
ساختار سیاسی یا کالبد سیاسی حاکم بر هر کشوری بیانگر ماهیت آن حاکمیت است. نظام پادگانی یا حکومت پادگانی اکنون واژه آشنایی است که خود عوامل حکومتی در توصیف ساختار حاکم بر ایران بکار میبرند.
ظاهر فریبنده ماهیت ضد بشری
ساختاری که اکنون بر ایران حاکم است بظاهر مثل کشورهای دمکراتیک است! اسمش هم جمهوری است. همینطور در ظاهر امر تمام مقامات آن بجز ولی فقیه با رای مردم انتخاب میشوند. همه ساله انتخاباتی هم در ایران برگزار میشود و مثل خیلی کشورهای دمکراتیک، کشمکش سیاسی هم ظاهرا میان باندها هست.
به همین خاطر هرکسی که به ظاهر این ساختار نگاه کند میبیند تفاوتی با کشورهایی که در آنها دموکراسی برقرار است ندارد. این همان فریبی است که خیلی از طرف حسابهای این حکومت میخورند.
مردم حاکمیت پادگانی را میشناسند
اما مردم ایران با تجربه چند دههای که دارند، به این فریب حکومت اشراف دارند. ماهیت فاشیستی تک به تک نهادها و بازیهایش را میدانند. با خیمهشب بازیهای این حکومت کاملا آشنایی دارند و الفبای این حکومت را از «الف» اعدام تا «یا»ء یکدست سازی را ، چشم بسته هم تشخیص میدهند! این همان برتری است که هموطنان ایرانی ما دارند اما ناظران خارجی به آن اشراف ندارند.
البته الان کم کم ناظران خارجی هم دارند متوجه میشوند که چگونه تحت تاثیر یک خیمه شب بازی مضحک قرار گرفته بودند. آنان هم دارند به این اشراف میرسند که چگونه یک دیکتاتوری تمام عیار تلاش کرده بود خود را دمکراسی جا بزند. آنان به طور واقعی دارند فهم میکنند که با یک نظام پادگانی سر و کار دارند. یک ساختار پادگانی که دارای ماهیت به شدت عقب افتاده و ارتجاعی است.
نظام پادگانی؛ یک اعتراف از درون
در هفته آخر آبان ۱۴۰۲، متن استعفای یک عضو مجلس خامنه ای به اسم الیاس نادران منتشر شد. او در متن استعفایش علت استعفا را پادگانی شدن مجلس عنوان کرد. او استعفایش را یک سال پیش نوشته بود. ظاهرا به دلیل شرایط قیام جرات انتشار آن را نداشت و اکنون آن را این چنین منتشر کرد: «از مجلس استعفا میدهم علتش هم پادگانی شدن اداره مجلس است»!
این الگوی پادگانی در تمام ایران پیاده شده است. از خیابان تا بیابان، از مجلس تا محفل. یعنی هرجایی که شما دست بگذارید حکومت آن را به صورت یک شبه پادگان تبدیل کرده است. یک دیکتاتوری نظامی پلیسی به شدت فاسد شده از ثروت و قدرت. به همین دلیل این حکومت تماما متکی به نیروی سرکوبگر نظامی و انتظامی است. به محض اینکه این ساختار پادگانی دچار ضربه یا فلج بشود، تمام حکومت از هم می پاشد. چون هیچ نظم درونی در آن وجود ندارد.
یک نمونه دیگر از نظام پادگانی
روز ۲۳آبان، تسنیم، اعلام کرد که حکومت در نظر دارد ۲۷شهرک ساحلی در سواحل جنوبی کشور ایجاد کند. خبری که اگر آن را در کنار «رها» کردن استان سیستان و بلوچستان در بحران «بیآبی» و قحطی کار و اشتغال بگذاریم، خیلی خوب متوجه عمق توطئه رژیم علیه تمام ایران و علیه مردم محروم مناطق جنوب کشور میشویم.
وزیر راه و شهرسازی رییسی، مهرداد بذرپاش، در توضیح این طرح جدید رژیم گفته که طرح تاسیس شهرک ساحلی ، شامل ۴استان خوزستان، هرمزگان، بوشهر و سیستان وبلوچستان میشود. طرحی که در آن «اقتصاد دریا» ، پایه تشکیل این شهرکهاست. شهرکهایی که در توافق با ارگانی به اسم « شورای عالی مناطق آزاد تجاری-صنعتی و ویژه اقتصادی » رژیم شکل خواهند گرفت.
در همین زمینه
جنگ افروزی در خاورمیانه، سرکوب در داخل ایران!
این دادهها نشان میدهد که حکومت میخواهد :
اولا بخشی از بافت جمعیتی این ۴استان را تغییر بدهد. یعنی بخشی از مردم همین استانها را به آن ۴شهرک کوچ بدهد.
ثانیا با کنترل اقتصاد آن شهرکها در محدوده اقتصاد دریایی، از همان شروع ، معیشت و زندگی ساکنان شهرکها را گروگان بگیرد. چون همین الآن ماهیگیری در دریاهای جنوب کشور ، عملا در انحصار شرکتهای خارجی است که صنعت ماهیگیری بومی را، با صید ترال نابود کردند.
ناگفته روشن است که ایجاد ۲۷شهرک در سواحل خلیجفارس و دریای عمان، دقیقا تلاشی برای نظامی کردن سواحل جنوب کشور است . بطور مشخص این کار یک اقدام حیاتی برای سیاستهای تروریستی رژیم و همینطور تلاشی برای صدور بحران به کشورهای همسایه و دریاهای مجاور است.
بنابر این حکومت از طریق این شهرک سازی تلاش دارد تمام مرزهای جنوبی کشور را نظامی و پادگانی کند.
اما به گفته کارشناسان امور ایران؛ حکومت خامنهای چنین فرصتی را پیدا نخواهد کرد و خیلی زودتر از آنکه بتوان حدس زد این حکومت با خشم مردم سرنگون خواهد شد.







