چرا تمام عناصر حکومتی برای مجلس سر و دست می شکنند؟
در فرهنگ منحط آخوندها همه پدیدههای خوش خیم نیز تبدیل به نوعی سرطان لاعلاج می شوند. در حالی که در دنیایی که به سمت مردم سالاری و پلورالیسم پیش می رود مفهوم مجلس نمایندگان و نمایندگی ارزش والایی می یابد، در دیکتاتوری ولایت فقیه این مفهوم تغییر معنا داده است.
در حالی که میلیونها ایرانی با تورم، گرانی، بیکاری، بحران مسکن و سقوط قدرت خرید دستوپنجه نرم میکنند، بخش مهمی از تحولات مجلس رژیم نه حول حل مشکلات مردم، بلکه حول رقابت باندهای درون حاکمیت برای تصاحب مراکز قدرت و نفوذ جریان دارد.
یکی از آشکارترین نمونههای این وضعیت، در این دوران رقابت میان باند قالیباف و جریان موسوم به جبهه پایداری در مجلس دوازدهم بود. رقابتی که در ظاهر بر سر ریاست مجلس، کرسیهای هیأترئیسه یا کمیسیونها دیده میشد، اما در واقع بر سر دسترسی به اهرمهای قدرت، نفوذ سیاسی و سهم بیشتر از منابع و امکانات حکومتی جریان داشت و همچنان جریان دارد.
اگرچه قالیباف بر کرسی ریاست نشست، اما کشمکش میان باندهای مختلف مجلس نه تنها پایان نیافته بلکه همچنان ادامه دارد. جنگ و جدالی که هر از گاهی در رأیگیریها، استیضاحها، ترکیب کمیسیونها و انتخاب مسئولان مجلس خود را نشان میدهد.
یکی از مهمترین میدانهای این نبرد، کمیسیونهای تخصصی مجلس هستند؛ کمیسیونهایی مانند برنامه و بودجه، اقتصادی، انرژی و امنیت ملی. این کمیسیونها صرفاً نهادهای کارشناسی نیستند، بلکه در عمل بر بودجههای کلان، پروژه های مختلف، قراردادها و بسیاری از تصمیمات مهم کشور تأثیر میگذارند.
مجلس کانون تنش
به همین دلیل هر باند تلاش میکند افراد نزدیک به خود را در این مراکز مستقر کند. رسانههای حکومتی نیز بارها از رایزنیها، لابیها و رقابتهای گسترده برای تصاحب کرسیهای این کمیسیونها خبر دادهاند. زیرا حضور در این جایگاهها به معنای دسترسی بیشتر به اطلاعات، نفوذ سیاسی و تأثیرگذاری بر روند توزیع منابع است.
بیشتر بخوانید
یکی دیگر از عرصههای دائمی این کشمکشها، پرونده استیضاح وزراست. در بسیاری از موارد، استیضاحها نه بخاطر کارنامه وزیر بلکه بخشی از جنگ قدرت میان جناحهای مختلف حاکمیت تبدیل است. هر باند تلاش میکند از ابزارهای نظارتی مجلس برای تضعیف رقیب و افزایش سهم خود در ساختار قدرت استفاده کند.
بطوریکه حتی برخی رسانههای حکومتی از عباراتی مانند «جنگ قدرت در مجلس»، «اختلافات درون اردوگاه اصولگرایان» و «رقابت بر سر سهم بیشتر از قدرت» استفاده کردهاند؛ توصیفهایی که بهخوبی نشان میدهد مسئله اصلی این کشمکشها، دفاع از حقوق مردم نیست.
به همین دلیل است که امروز مجلس رژیم بیش از آنکه درگیر حل بحران معیشت، تورم و مشکلات مردم باشد، به صحنه رقابت باندها برای سهم بیشتر از ساختار قدرت تبدیل شده است. روشن است که در چنین ساختاری، آنچه قربانی میشود فقط منافع مردم است.







