وقتی فرستادن کودک به مدرسه به نبرد اقتصادی تبدیل میشود
گرانی لوازمالتحریر و هزینههای مدارس، فشار اقتصادی بر خانوادهها را تشدید کرده و خطر ترک تحصیل و ورود کودکان محروم به بازار کار را افزایش داده است. از دفتر و مداد چندمیلیونی تا «کمک به مدرسه»؛ هزینه تحصیل در ایران آنقدر بالا رفته که برای خانوادههای کمدرآمد، فرستادن کودک به مدرسه به یک نبرد اقتصادی تبدیل شده است؛ در سوی دیگر این بحران، نزدیک به یک میلیون کودک بازمانده از تحصیل ایستادهاند و خطر ترک تحصیل هر روز جدیتر میشود.
سال تحصیلی هنوز آغاز نشده، اما صورتحساب سنگین آن از راه رسیده است. خانوادههای ایرانی در آستانه مهر باید میان تورم، هزینههای سرسامآور زندگی و مخارج مدرسه یکی را مدیریت کنند؛ انتخابی که برای خانوادههای فقیر اساساً انتخاب نیست. لوازمالتحریر، کیف، روپوش و سایر ملزومات تحصیلی گران شده و مبالغی که در مدارس تحت عنوان «کمکهای مردمی» دریافت میشود نیز به این فشار اضافه شده است. حاصل چنین وضعیتی فقط خالیشدن جیب خانوادهها نیست؛ خطر ترک تحصیل کودکان محروم از آموزش و سوقدادن آنها به بازار کار است.
این تصویر، مهر ۱۴۰۵ را به یکی از نگرانکنندهترین مقاطع آموزشی سالهای اخیر تبدیل کرده است؛ مهرِ خانوادههایی که برای خرید چند دفتر و مداد باید میلیونها تومان هزینه کنند و کودکانی که ممکن است بهدلیل فقر، دیگر به مدرسه بازنگردند.
هزینه مدرسه؛ از چند دفتر تا صورتحساب چندمیلیونی
برای یک دانشآموز کلاس اول ابتدایی، حتی یک سبد حداقلی از نیازهای مدرسه هزینه سنگینی دارد. پنج مداد مشکی، تراش، پاککن، چند دفتر، مدادرنگی، کیف، قیچی، خطکش، چسب، ظرف غذا، لباس مدرسه و کتابهای درسی با نرخ دولتی، بر اساس قیمتهای مورد اشاره در گزارش، در مجموع حدود ۴.۵ میلیون تومان هزینه دارد، اما این تنها نقطه شروع است.
هزینه کیف و کولهپشتی مناسب از حدود ۸۰۰ هزار تومان آغاز میشود و قیمت روپوش مدرسه نیز کمتر از حدود دو میلیون تومان نیست. برای دانشآموزان دورههای بالاتر، لوازم تخصصیتر نیز به این فهرست اضافه میشود.
تداوم این وضعیت میتواند در نهایت خانوادههای بیشتری را در معرض ترک تحصیل فرزندان قرار دهد و اینجاست که بحران از «گرانی» عبور میکند و به بحران دسترسی به آموزش تبدیل میشود. این همان نقطهای است که فقر اقتصادی آرامآرام خود را به فقر آموزشی تبدیل میکند و زمینه ترک تحصیل را برای بخشی از کودکان فراهم میسازد.
کمک به مدرسه، هزینهای که برای بسیاری از خانوادهها غیرقابل پرداخت است
بخش دیگری از فشار مالی خانوادهها به مبالغی بازمیگردد که در برخی مدارس تحت عنوان «کمکهای مردمی» از خانوادهها مطالبه میشود. بر اساس گزارشهای رسانههای حکومتی، این مبالغ برای دانشآموزان ایرانی دستکم حدود پنج میلیون تومان و برای دانشآموزان اتباع حدود ۱۰ میلیون تومان عنوان شده است.
چنین مبالغی میتواند خانواده را با یک دیوار مالی تازه مواجه کند. مسئله اصلی این است که آموزش عمومی نباید به عرصهای تبدیل شود که در آن توان مالی خانواده تعیینکننده کیفیت یا حتی امکان استمرار تحصیل کودک باشد. وقتی فقر تعیین میکند چه کودکی میتواند مدرسه برود و چه کودکی باید کار کند، مسئله دیگر فقط گرانی نیست؛ مسئله نابرابری آموزشی و اجتماعی و افزایش خطر ترک تحصیل است.
ترک تحصیل؛ زنگ خطر برای کودکان خانوادههای فقیر
رابطه میان فقر و ترک تحصیل رابطهای مستقیم و شناختهشده است. هرچه هزینههای زندگی افزایش یابد و درآمد واقعی خانواده کاهش پیدا کند، احتمال خروج کودک از مدرسه بیشتر میشود؛ بهویژه در خانوارهایی که چند فرزند دارند یا با بیکاری و اشتغال ناپایدار مواجهاند.
در سال تحصیلی ۱۳۹۵-۱۳۹۶، بر اساس آمارهای مطرحشده، ۷۷۷ هزار و ۸۶۲ دانشآموز بازمانده از تحصیل در کشور وجود داشت. این رقم در سالهای بعد روند نگرانکنندهای پیدا کرده و بر اساس برخی برآوردهای غیررسمی، شمار بازماندگان از تحصیل در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ به نزدیکی یک میلیون نفر رسید.
اینجا بخوانید
سال تحصیلی با شوک گرانی؛ هزینه مدرسه یک دانشآموز به ۲۰ میلیون تومان رسید
صرفنظر از تفاوت منابع و روشهای آماری، یک واقعیت غیرقابل انکار است: جاماندن کودکان از آموزش به یک مسئله ساختاری تبدیل شده است. در چنین شرایطی، افزایش هزینههای تحصیل میتواند این شکاف را عمیقتر کند و شمار کودکانی را که در معرض ترک تحصیل قرار دارند، افزایش دهد.
وقتی دانشآموز میپرسد: «درس بخوانم که چه؟»
بحران آموزش فقط در دفتر و مداد و شهریه خلاصه نمیشود. بخش خطرناکتر ماجرا، کاهش انگیزه دانشآموزان برای ادامه تحصیل است. افخم صباغ، مدیرعامل مؤسسه خیریه مهروماه از افزایش بیانگیزگی بهویژه در دوره متوسطه سخن میگوید و به پرسشی اشاره میکند که از زبان برخی دانشآموزان شنیده میشود: «آنهایی که درس خواندهاند الان دارند چه میکنند؟». این پرسش، نشانه شکاف میان آموزش و چشمانداز آینده است.
وقتی دانشآموز احساس کند سالها درسخواندن الزاماً به شغل، درآمد و زندگی بهتر منتهی نمیشود، انگیزه او برای تحمل هزینههای مستقیم و غیرمستقیم تحصیل کاهش پیدا میکند. در خانواده فقیر، این بیانگیزگی میتواند با فشار اقتصادی ترکیب شود و تصمیم به ترک تحصیل را سرعت ببخشد. به بیان سادهتر، فقر به کودک میگوید کار کن؛ ناامیدی به او میگوید درس خواندن فایدهای ندارد.
قربانی نهایی؛ کودکی که از مدرسه به بازار کار پرتاب میشود
تلخترین پیامد ترک تحصیل، پایان یک رابطه با مدرسه نیست؛ آغاز رابطهای دیگر با بازار کار است. کودکی که مدرسه را ترک میکند، در بسیاری از موارد وارد مشاغل غیررسمی و کمدرآمد میشود، محیطهایی که نه امنیت شغلی دارند، نه حمایت اجتماعی و نه امکان رشد واقعی.
در نتیجه، آنچه با یک دفتر کمتر، یک کیف ارزانتر یا ناتوانی در پرداخت هزینه مدرسه آغاز میشود، ممکن است در نهایت به خروج کودک از نظام آموزشی و ورود او به چرخه فقر و استثمار منجر شود. مسئله آموزش از این منظر تنها یک موضوع فرهنگی نیست؛ یک موضوع اقتصادی و حتی امنیت اجتماعی است. جامعهای که بخش بزرگی از کودکان آن از آموزش باکیفیت محروم شوند، در سالهای آینده با نیروی کاری کممهارتتر، درآمدهای پایینتر، فقر گستردهتر و نابرابری اجتماعی عمیقتر مواجه خواهد شد.
مهر امسال فقط آغاز مدرسه نیست، آغاز یک هشدار است
مهر ۱۴۰۵ تصویری روشن از بحران عمیقتری ارائه میدهد: وقتی هزینه تحصیل از توان خانواده جلو میزند، آموزش نخستین قربانی فقر میشود و خطر ترک تحصیل افزایش مییابد. خانوادهای که برای خرید ابتداییترین ملزومات مدرسه باید چند میلیون تومان هزینه کند و همزمان با تورم، اجاره، خوراک و درمان دستوپنجه نرم میکند، دیر یا زود ناچار به حذف بخشی از هزینههای آموزشی خواهد شد.
اگر آموزش عمومی نتواند کودک فقیر را در مدرسه نگه دارد، فقر نهتنها امروز او، بلکه آینده او را نیز تصاحب خواهد کرد. مهرِ فقیر فقط بوی گرانی دفتر و مداد نمیدهد؛ بوی حذف تدریجی آموزش از زندگی کودکان محروم و گسترش ترک تحصیل را میدهد و این شاید خطرناکترین صورت بحران اقتصادی باشد: «وقتی فقر، نیمکت مدرسه را خالی میکند و جای آن را کار کودک میگیرد».
منابع
- روزنامه شرق ۲۲ شهریورماه ۱۴۰۵ «مهر فقیر، از گرانی تا ترک تحصیل»
- سایت عصر ایران ۲۲ شهریور «مهر فقیر…»
- سایت بالاترین ۲۰ شهریور ۱۴۰۵ «ترک تحصیل وقتی فقر دانش آموز را از مدرسه میراند»







