حاکمیت چگونه زیست بود ایران را نابود کرده است؟
وضعیت محیط زیست ایران بطور کلی بحرانی است و در مواردی مانند آلودگی هوا، تأمین آب شرب، خشکانده شدن تالابها، جنگل تراشی، تأمین آب، تخریب مراتع، فرسایش خاک، شوری، بیابانزایی و غیره سیر قهقرایی طی میکند. وقایع فوق ترجمان یک حقیقت غیر قابل انکار است که، حفاظت و ترمیم محیط زیست در برنامه مدیریت حاکمیت ولایت فقیه هیچ جایگاهی ندارد. اولویت اول و آخر حکومت آخوندی، حفظ این حاکمیت ضد انسانی بهر قیمت است. اقتصاد، معیشت، دارائیها و هست و نیست کشور ایران صرف سرپا نگهداشتن رژیم ناقض حقوق انسان و زیست بومهای گیاهی و جانوری میشود. کارنامه رژیم به ظاهر مذهبی حاکم بر ایران از بدو پیدایشش تا کنون، چیزی بغیر از سرکوب مردم، گسترش فقر، نقض شدید حقوق بشر، اعدام های فراقانونی، جنگ افروزی، صدور بنیادگرایی و تروریسم، اقتصادی پر از فساد و اختلاس چیز دیگری نبوده است.
در حال حاضر، به ظاهر افراد کمی در ایران تحت حاکمیت آخوندی به حفاظت از حیوانات و طبیعت فکر میکنند. امّا، متون علمی و پژوهشی پیرامون آن، آگاهی زیست محیطی و حفاظت از حیوانات، تصویری فراتر از فقدان علاقه عمومی را ترسیم میکنند. اگرچه عوامل سیاسی، اقتصادی و ساختار سیاسی حکومت آخوندی، اقدامات مؤثر حفاظتی مردم نهاد را بهشدت محدود کرده است. امّا پژوهشها، همواره نشان میدهند که بخش بزرگی از جامعه ایران به ویژه جوانان، افراد تحصیلکرده و جامعه علمی، دغدغه ای عمیق و ذاتی نسبت به حیوانات و طبیعت دارند. با این حال، چالشهای ساختاری حکمرانی، بحرانهای اقتصادی و سرکوب سیاسی، به شدت مانع از تبدیل این نگرشها به اقدامات عملی در دنیای واقعی میشوند.
چندین گونه از جانوران و گیاهان ایران در فهرست قرمز یا گونه های در حال نابودی بودند که قبل از جنگ نیز در معرض انقراض قرار داشتند. امّا، رژیم هیچگونه برنامه ای برای حفاظت از آنها یا مدیریتی جهت بازسازی در این موارد نداشته است. این حقیقت در اختصاص بودجه های سالانه حاکمیت به وضوح دیده میشود. این مشکل تا جایی پیش میرود که متخصصین محیط زیست در صورت اعتراض به موقعیت محیط زیست دستگیر شده، مورد شکنجه و بدرفتاری قرار گرفته، زندانی و تا حتّی کشته میشوند. کارشناسان واقف به مسائل زیست بومی خشکی و دریایی ایران با تجربیات گسترده تحقیقاتی در منطقه اعتقاد دارند؛ در حوزه خلیج فارس و تنگه هرمز، اکنون وضعیت برای گرازهای دریایی و دلفینهای نادر بسی دشوارتر شده است. تنگه باریک هرمز بین عمان و ایران، که خلیج فارس را به دریای عمان متصل میکند، محل زندگی موجودات دریایی منحصر به فرد و متنوع از نظر علم زیست شناسی است. در این زیستگاه، گونه های جانوری و گیاهان آبزی که با شرایط سخت زیست سازگار شدهاند به شدت به سلامت و مرمت اکوسیستمهای دیگر در منطقه وابسته اند.

کوسه ماهی خلیج فارس و تنگه هرمز
خلیج فارس از منظر زیست محیطی، یک سیستم دریایی ظریف و شکننده و همچنین، یک گلوگاه انرژی جهانی بسیار با اهمیت است. تحقیقات صورت گرفته درباره درگیریهای گذشته نشان داده است که جنگ در این منطقه از جهان میتواند خسارات گسترده و مداوم به زیستگاههای ساحلی و اعماق دریایی وارد کند. امروزه، این خطر با ویژگی عمق کم و تقریباً نیمه بسته خلیج فارس تشدید شده است. تبادل محدود جریان آب با اقیانوس آزاد، دما و شوری شدید، کمبود اکسیژن رو به گسترش، کاهش ورودی آب شیرین رودخانه های منتهی به این بدنه آبی، آن را مشکل جدّی روبرو کرده است. استقرار سدهای بی شمار بر روی رودخانه هایی که در ایران، خلیج فارس را تغذیه میکردند و همچنین دیگر کشورها بر روی رودخانه های دجله و فرات و وابستگی شدید این زیست بوم با ارزش به حقآبه آب شیرین، افزایش میزان نمک در آب این پهنه را تشدید کرده است.
درگیریهای مسلحانه چندین دهه بعلت انتشار نفت، مواد شیمیایی سمی، فلزات سنگین به کار رفته در مهمات جنگی، گازها و غبار ایجاد شده در اثر کاربرد آنها، باعث آلودگی مزمن و تخریب زیستگاه خلیج فارس شده است. این فعل و انفعالات، پیامدهای زنجیرهای وحشتناک برای شیلات، کیفیت و کمیت آب خلیج فارس و تنگه هرمز، کشتیرانی و عملیات صنعتی اطراف آن داشته است. از آنجائیکه تأثیرات چنین فعالیتهایی قابل پیشبینی هستند و میتوانند شدید، طولانی مدت و فرامرزی باشند، آمادگی زیست محیطی در خلیج فارس باید بصورت امنیت ملّی منطقهای و تاحتّی جهانی محسوب شده، حفاظت از زیرساختها و برنامهریزی اضطراری آن باید در دیپلماسی فعال و همکاری همه کشورهای ذینفع ادغام شود.

نشت وحشتناک نفت در اثر صدمه به کشتیها و منابع نفتی در جنگ
کارشناسان محیط زیست بارها درباره جنگ دریایی، آلودگی صوتی زیر آب و خطر نشت نفت در خلیج فارس و تنگه هرمز هشدار داده اند. نبردهای دریایی و مسدود شدن مسیرهای کشتیرانی در خلیج فارس و تنگه هرمز، از طریق ایجاد آلودگی صوتی شدید در زیر آب و گسترش نشت نفت، موجب بروز بحران زیست محیطی دریاییِ وخیمی شدهاند. انفجارهای نظامی و سونارهای فعال، صداهای بلند و ناآشنایی در زیر آب ایجاد میکنند. امواج مهیب ایجاد شده میتوانند به بافتهای ماهی ها آسیب برسانند و به شنوایی پستانداران دریایی صدمه دائمی وارد کنند. سطح بالای سر و صدای کشتیها مانع از شنیدن صداهای اجتماعی، یافتن طعمه یا ناوبری ایمن توسط نهنگها و دلفینها میشود. جنگهای خلیج فارس و دریای عمان به دلیل آلودگی عظیم نفتی، انفجارهای زیر آب و آلودگی صنعتی، آسیبهای شدید و طولانی مدتی به اکوسیستمهای شکننده دریایی وارد کرده و میکند.
پیشینه نشت های نفتی در خلیج فارس و تنگه هرمز در طول جنگهای منطقهای، فجایع زیستمحیطی بزرگی بودهاند که یکی از مهمترین آنها در جریان جنگ ایران و عراق و دیگری در حمله عراق به کویت، رخ داده است. در جریان جنگ خلیج فارس، ژانویه سال ۱۳۷۰، نیروهای ارتش عراق هنگام عقب نشینی از کویت، شیرهای نفت پایانه های نفتی الاحمدی کویت را باز کردند و انبارهای نفت و پالایشگاه را به آتش کشیدند. بر اساس تخمین ها، حدود ۴/۸ تا ۸۰۰ میلیون بشکه نفت خام در آبهای منطقه رها شد و لکه های نفتی عظیمی پدید آورد که زیست بومهای ساحلی را ویران کرد.

وجود لخته های عظیم نفتی در اطراف تنگه هرمز
حمله به نفتکشها، پایانه ها و سکوهای نفتی نوروز و سلمان توسط هواپیماها و ناوهای جنگی دو طرف ایران و عراق، همچنین برخورد کشتیها با مینهای دریایی باعث نشت مقادیر متنابهی مواد نفتی در آبهای خلیج فارس شد. حمله هوایی عراق به سکوی نفتی نوروز سال ۱۳۶۲ باعث آسیب شدید و نشت مداوم نفت به میزان هزاران بشکه در روز شد، که مهار آن به دلیل شرایط جنگی ماهها طول کشید و یکی از بزرگترین آلودگیهای منطقه را رقم زد. در طول جنگ ۸ ساله ایران و عراق در حمله به نفتکشها، ده ها فروند کشتی و نفتکش هدف قرار گرفتند که بخشی از محمولههای آنها وارد آب شد و اکوسیستم، آب شیرین کنها و سواحل خلیج فارس را به شدت آلوده کرد.
تبادلهای خصمانهٔ آتش مداوم فعلی، نظیر حملات به نفتکشها و تأسیسات نفتی در جریان درگیری منطقهای سال ۱۴۰۵، همچنان موجب ورود نفت، فلزات سنگین و مواد شیمیایی سمی به تنگه هرمز میشود. بر اساس پژوهش جدید دانشگاه فلوریدای جنوبی، میزان نشت نفت در خلیج فارس از زمان آغاز جنگ ایران در سال جاری بهشدت افزایش یافته است. بخشی از این آلودگی احتمالاً ناشی از نفتکش هایی است که به دلیل بسته شدن تنگه هرمز بر اثر اقدامات نظامی، در خلیج فارس لنگر گرفتهاند؛ تنگه ای باریک تحت کنترل ایران که حدود ۲۰ درصد از نفت جهان از طریق آن جابهجا میشود. سازمانهایی مانند گرین پیس، لکههای نفتی متعددی را در نزدیکی مناطق حفاظت شده، جنگلهای حرا و صخره های مرجانی منطقه ردیابی کردهاند. نفت شناور مانع از رسیدن نور خورشید به علفهای دریایی بستر میشود، حیواناتی مانند دوگونگها یا گاوهای دریایی گرسنه میمانند و شیلات محلی را مسموم و نمکزدایی کارخانه های آب شیرین کن را آلوده میکند.

سوختن کشتی در آتش جنگ آخوند ساخته
لکه های نفتی خفه کننده، فلزات به گرفته شده در مهمات جنگی خطری سیستمی و حیاتی برای اکوسیستم خلیج فارس به شمار میرود که، افزایش انواع امراض سرطانی، سایر امراض و مسمومیت انسان و زیست بوم را بدنبال دارد. همآنگونه که اشاره شد، به دلیل ساختار جغرافیایی نیمه بسته خلیج فارس، تبادل آب با اقیانوسهای آزاد را محدود و چرخش آب خلیج با دریا با سرعتی بسیار کند صورت میگیرد. امری که موجب میشود نفت خام نشت یافته و آلاینده های شیمیایی برای مدتی طولانی در این محیط باقی بمانند. لکه های نفتی شناور برای حیات آبزیان بسیار خطرناک و همانطور که اشاره شد، مانع از رسیدن نور حیاتی خورشید به علف دریایی در کف دریا میشوند؛ بسترهایی که منبع اصلی غذای گونههای در معرض انقراض، همچون گاوهای دریایی یا دوگونگها و لاکپشتهای سبز، هستند. مزاید بر این، دمای بالا، شدت تابش خورشید و تبخیر زیاد به تسریع و تولید گازهای سمی و گلخانه ای میآفزاید.
نشت نفت خام در خلیج فارس و تنگه هرمز یک تهدید حاد و سیستماتیک برای طیف وسیعی از جانداران دریایی است. مطالعات آلودگی و مقالات علوم زیست دریایی تأیید میکند که جغرافیای نیمه بسته و سرعت گردش آب بسیار پایین منطقه، هیدروکربنهای سمی نفت را به دام میاندازد و خطرات زیستمحیطی چند دهه ای را ایجاد میکند. نشت نفت خام نه تنها باعث به خطر انداختن زیستگاههای حیاتی نهنگ ها و دلفینها میشوند، بلکه باعث تهدید جدی و به خطر انداختن زیستگاههای لاک پشت ها، پرندگان دریایی و مارهای دریایی هم میشوند. علاوه بر این، نشت نفت جنگلهای حرا و سیستم صخرههای مرجانی در سراسر خلیج فارس را نیز به طور جدّی در برابر مسمومیت نفتی آسیبپذیر میکند. تحقیقات علمی صورت گرفته این آسیبها و تهدید هارا تأیید میکند که جنگلهای حرا و سیستمهای صخرههای مرجانی در برابر سمیت نشت نفت بسیار آسیب پذیر هستند. اگرچه این صدمات از طریق مکانیسمهای بیولوژیکی مختلف حاصل میشوند، ولی آسیبها بسیار متفاوت هستند. مطالعات متعدد که بلایای تاریخی مانند نشت عظیم نفت جنگ خلیج فارس در سال ۱۳۷۰ را ردیابی میکنند، در نظارت ماهوارهای اخیر با تأکید بر نشتهای ناشی از درگیریهای کنونی، تهدیدات اکولوژیکی شدید و متمایزی که در این محیط وجود دارد را، برجسته میکند…. ادامه دارد








