شنبه, ۱۴ شهریور, ۱۴۰۵
ایران آزادی
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
ایران آزادی
No Result
View All Result

آتش و خیابان؛ چگونه خیابان را سازماندهی کردیم؟

۱ آبان, ۱۴۰۴
آتش و خیابان؛ چگونه خیابان را سازماندهی کردیم؟
Share on TwitterShare on Facebook

داستان واقعی یک کانون شورشی-قسمت هفتم

بعد از قیام ۹ دی۹۶، حال‌وهوای خیابان‌ های تهران و کل کشورعوض شده بود. جوونا توی خیابان‌ها فعال شده بودند.

اما بزرگ‌ترها هنوز سایه‌ی خاطره‌ی سرکوب ۸۸ رو با خودشون می‌کشیدن. یادمه پدر یکی از بچه‌ها با لحنی پدرانه، ، نصیحت‌مون می‌کرد که “خودتون رو فعلاً وارد ماجرا نکنید. صبر کنید ببینیم چی میشه. این حکومت با این وضع نمی‌تونه زیاد دوام بیاره، ولی الان زوده که بخواید برید جلو.”

ولی ما ترجیح می‌دادیم توی سخت‌ترین لحظه‌ها، همون‌ جلو باشیم. کنار کسایی که از روز اول ایستاده بودن، نه کنار اونایی که منتظر بودن تعادل صحنه به نفعشون بچرخه.

ده دی دوباره یه فراخوان اومد، مقصد مثل همیشه: میدان انقلاب. این‌بار تعدادمون بیشتر بود پوریا، میلاد و پیام هم اومدن. امیر هم با انگشت قطع شده اومده بود، حضورش با اون دست باندپیچی‌شده، برای همه‌مون دلگرم‌کننده بود. نه فقط به خاطر شجاعتش، بلکه چون یادآوری می‌کرد که زخمی بودن دلیل کنار کشیدن نیست.

فضای خیابون هنوز پر از خطر و ترس بود، اما ما یه حس تازه داشتیم: یک حس هم‌دلی که آدم رو سرپا نگه می‌داره.

از همون اول، درگیری‌ها تو خیابون بالا گرفته بود. ما پنج نفر بودیم، تیمی که وسط شلوغی شکل گرفته بود. خیلی زود بچه‌ها رو سازماندهی کردم. هر کسی مسئول کاری شد. همون لحظه‌ها بود که اون حس فرماندهی و نظم، از جمع کوچیک ما پخش شد و جمعیتو تحت تاثیر قرار داد. اونایی که توی خیابون بودن، کم‌کم فهمیدن باید  پشت چه کسانی حرکت کنن و چه کسی وسط اون هرج‌ومرج، راه نشونشون می‌ده.

در همین زمینه

آتش و خیابان؛ روایت یک جرقه،آغاز کابوس خامنه ای

توی اون غوغا، ما شدیم نقطه‌ی تمرکز و فرماندهی. خیلی از جوون‌هایی که نمی‌دونستن باید چیکار کنن، کم‌کم سمت ما کشیده می‌شدن.

یادمه یکی از بچه‌های شادآباد اومد سمتم، گفت: «داداش، هرچی بگی ما گوش می‌کنیم، من و رفیقم پشتتیم.»

“درگیری‌ها بالا گرفت. اوضاع داشت از کنترل خارج می‌شد. مأمورای ضدشورش یه‌هو گله‌ای حمله میکردن. دیگه معلوم بود ما رو شناسایی کردن. فهمیده بودن هسته اصلی کیه و دنبال این بودن که من و بچه‌ها رو دستگیر کنن.

“بعضی وقتا لباس‌شخصی‌ها با یه تاکتیک خاص بین جمعیت نفوذ می‌کردن. ماسک می‌زدن و طوری رفتار می‌کردن انگار خودشونم معترض‌ان، اما در اصل داشتن از چهره‌ها فیلم می‌گرفتن واسه شناسایی بعدی.

یه نفر از همینا نزدیک ما بود. ماسک زده بود و از جمعیت فیلم می‌گرفت. زود متوجهش شدم. بدون معطلی رفتم سراغش و شروع کردم به کتک‌کاری. همه اومدن کمک. اون طرف حسابی لت‌وپار شد، خونین و مالین از وسط جمعیت کشیدنش بیرون.”

درگیری‌ها اون‌قدر شدید شد که مامورها با وحشیگری هر کی که دم دستشون بود رو با باتوم و قنداق تفنگ می‌زدن. صورت خیلی‌ها خونی و کبود شده بود. عده زیادی رو دستگیر کردن، روی سر بعضی‌ها کیسه کشیدن و با خشونت سوار ماشین‌های خودشون کردن. واقعیتش، این صحنه‌ها دلهره‌آور بود و هیچ‌وقت نمی‌خواستم دست این‌ها بیفتم.

ما هم با همون روش بزن و  در رو پیش می‌رفتیم، سریع حمله می‌کردیم و عقب می‌کشیدیم. تنهایی هیچ‌جا نمی‌رفتیم، همیشه کنار هم بودیم. دیگه شعار دادن و فریاد کشیدن رو کنار گذاشتیم و بیشتر روی درگیری‌های رو در رو تمرکز کردیم. یه بار مامورا از چند طرف ما رو محاصره کردن، مجبور شدیم فرار کنیم سمت جمال‌زاده. تو راه، هر چی سطل زباله، سنگ و حتی درخت بود جمع کردیم و انداختیم وسط خیابون تا مسیر رو ببندیم. اونجا فضا حسابی شورشی و آتشین شده بود. ما تقریبا ۱۵ نفر شده بودیم؛ همه آماده درگیری و زد و خورد. اون روز هرچند درگیری‌های زیادی داشتیم، اما خوشبختانه هیچ‌کدوممون آسیب جدی ندیدیم و کسی دستگیر نشد. تجربه کردم که تاکتیک جنگ پارتیزانی توی شهر و همین روش بزن و در رو، واقعاً برای درگیری‌های خیابونی جواب میده. این روش تمرکز نیروهای امنیتی رو به هم می‌ریزه و از توانشون برای کنترل فضا کم می‌کنه.

آخرای شب بود و خیابون‌ها آرام‌تر شده بود. مردم پراکنده شده بودند و نیروهای سرکوبگر داشتند همه جا مستقر می‌شدند. چیزی که اون شب بیشتر از همه توی ذهنم موند، همین حس رهبری و انسجامی بود که توی گروه‌مون وجود داشت. ما با عملگرایی و جنب‌وجوشمون به جوون‌هایی که توی خیابون بودن نشون دادیم که واقعاً باید به چه کسانی گوش بدن. آنشب درس بزرگی برام داشت:

در دل هر اعتراض و در میانه‌ی هر خیزش خیابانی، چیزی فراتر از شجاعت نیاز است؛ و آن، «فرماندهی‌ست». فرماندهی یعنی تشخیص لحظه‌ی حمله یا عقب‌نشینی، شناخت خودی و نفوذی، سازماندهی بی‌صدا در دل فریادها. یعنی کسی که وقتی خیابون آشفته‌ست راه رو نشون بده و امید تزریق ‌کنه. و این همون چیزیه که ما بودیم؛ نه فقط معترض، بلکه پیش‌برنده. نه فقط فریاد، بلکه «راهنما».

ادامه دارد…

ما را در ایکس ایران آزادی دنبال کنید

ما را در تلگرام ایران آزادی دنبال کنید

Tags: آتش و خیاباناعتراضاتتظاهراتقیام ۱۴۰۱
TweetShare

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توصیه سردبیر

علی‌اکبر اکبری چگونه در ۲۰ سالگی به یک قهرمان ملی تبدیل شد؟
خبرها و تحلیلها

علی‌اکبر اکبری چگونه در ۲۰ سالگی به یک قهرمان ملی تبدیل شد؟

۱ شهریور, ۱۴۰۵

پربیننده‌ترین‌ها

اگر حکومت ایران ضعیف‌تر شده، چرا هنوز سقوط نکرده است؟

۱۱ شهریور, ۱۴۰۵
نمره قبولی، این بار مال ماست!

نمره قبولی، این بار مال ماست!

۱۱ شهریور, ۱۴۰۵
اژه‌ای با شمشیر شکسته به جنگ چه کسی می‌رود؟

اژه‌ای با شمشیر شکسته به جنگ چه کسی می‌رود؟

۹ شهریور, ۱۴۰۵
سه زن زندانی؛ سه کانون شورش و عصیان!

سه زن زندانی؛ سه کانون شورش و عصیان!

۱۲ شهریور, ۱۴۰۵
مجتبی خامنه ‌ای در پیامش به چه کسی تاخت؟

مجتبی خامنه ‌ای در پیامش به چه کسی تاخت؟

۷ شهریور, ۱۴۰۵
3818

اسامی و مشخصات شهیدان اعتراضات و قیام ۱۴۰۴

۳۱ خرداد, ۱۴۰۵

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

  • خانه
  • خبرها و تحلیلها
  • حقوق بشر
  • طنز
  • درباره ما
  • ارتباط با ما
  • صفحات ویژه
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.