بزرگنمایی ضعفها کار چه کسی است؟
مجتبی خامنه ای رهبر تازه به دوران رسیده رژیم ایران به مناسبت روز دولت پیامی منتشر کرد. این پیام مجتبی نیز مثل پیام پیشیناش نیشهایی وجود داشت که به جای وحدت، دوباره جنگ و جدال باندی را روش کرد.
مجتبی خامنه ای در این پیام گفت:
«در دوران کنونی و شرایط خطیر و پیچیدهای که وصول به «ایران هرچه قویتر» با آن روبرو است، یکی از امور ضروری برای دستیابی به این هدف، علاوه بر تلاش شبانهروزی و ابتکار مستمر، تبیین و روایت قدرت و قوّت ایران و ملّت عزیز آن میباشد. ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجستهسازی نیست؛ بلکه نیازمند برنامهریزی و اقدام برای رفع و حلِّ مشکل است. گاه بیان صادقانه ضعفهای خود در وقتی که دشمن به روحیّه نیاز دارد، کمک بزرگی به او است و ای بسا دلهای دوستان و همراهان را دچار نگرانی نموده و ایشان را سرگردان و متحیّر سازد.»
خامنه ای اگر با سپاسگزاری و تشکر از دولت پزشکیان شروع کرد اما پرواضح است که مخاطب این پاراگراف پیام شخص پزشکیان و معاونان او هستند که تلاش دارند با برجستهسازی کمبودهای ناشی از محاصره یا لجستیک، ضعف دولتشان را موجه جلوه بدهند. البته قالیباف هم که حالا همه تخممرغهایش را در سبد پزشکیان گذاشته است مخاطب این پیام مجتبی خامنه ای بود که پیشتر گفته بود که اگر قدرت نظامی داشته باشیم اما توان اداره معیشت مردم را نداشته باشیم دوام نمیآوریم!
مجتبی خامنه ای سپس تلاش کرد به تقلید از پدرش رؤوس برخی از انتظاراتش از دولت پزشکیان را فهرست کند؛
بیشتر بخوانید
میرجاوه: تهاجم به گشت مرزبانی رژیم و کشته شدن یک نیروی نظامی
لزوم توجّه جدّی به زنجیرهی چالشهای اقتصادی ـ معیشتی از قبیل تورّم، بیکاری، مدیریت قیمتها و بازار کالا و خدمات! و عنایت خاص به بعضی دیگر از عناصر حوزهی اقتصاد از قبیل رشد، افزایش سرمایهگذاری و هدایت آن به سمت مفید و مورد نیاز!
رونق تولید، اسقاط تدریجی دلار از طراز نقش آفرینی مهم و نهایتاً محور قرار دادن مجموعه سیاستهای اقتصاد مقاومتی است.
مجتبی خامنه ای و پارادوکس مرگبار
مجتبی خامنه ای سپس تلاش کرد باز هم به سبک پدرش رهنمود اقتصادی به دولت بدهد اما چون در این زمینه الکن است برخی کلی گوییهای بیمعنا کرده است:
طبعاً تشویق تولید و در عین حال مدیریت واردات و قیمتها میتواند منتهی به وضعیتی گردد که لکّههای تیرهای که در صفحهی اقتصاد کشور خودنمایی میکنند بهتدریج کوچک و کوچکتر شود تا آنگاه که بهکلّی محو گردد.
اما مجتبی خامنه ای طاقت نیاورد و در این پیام هم تلاش کرد نگرانی اصلی خود را از شکاف در باندهای قدرت یادآور شود:
«هر اقدام در هر یک از کلانعرصههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی، و اقتصادی باید با ملاحظهی پیوست مربوط به انسجام اجتماعی صورت بگیرد. بعضی از اقدامات که ممکن است در ظاهر، طرفدارانی هم در بین برخی از اقشار کشور داشته باشد، در صورتیکه فاقد این پیوست باشد یا آنچه بهعنوان پیوست در آن مورد تدوین شده در مقام عمل مغفول واقع شود، میتواند ضررهایی به همان اقشار و دیگران وارد سازد. بیتردید هر سخن ناامیدکننده و تضعیفکنندهی انگیزههای ملّی و عمومی و هر نوع دوگانهسازی موهوم از قبیل جنگ یا مذاکره، وفاق یا تندروی، سازش یا جنگطلبی که در گذشته به مردم عزیزمان خسارتهایی بیواسطه یا باواسطه وارد ساخته، از این پس هم میتواند همان تأثیر را بهجا بگذارد. لذا بنده قاطعانه اعلام میکنم که ارتکاب هر آنچه بهضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است»
به نظر میرسد خامنه ای خودش هم ناقض حرفها و حکمهای خودش هست؛ از یک طرف به پزشکیان و باندش میتازد که چرا ضعفها را بیان میکنید که باعث شادی دشمنان و نومیدی دوستان میشود. از طرف دیگر خودش هر بار با انگشت گذاشتن روی موضوع شکاف درونی رژیم و به قول خودش «ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد» ضعف و کانون ضربه خودش را معرفی میسازد.
این پارادوکس ناگزیر دیکتاتورها در پایان مسیر است و گریزگاهی برای آن متصور نیست.
منبع:
پایگاه اطلاع رسانی مجتبی خامنه ای – ۶ شهریور ۱۴۰۵، پیام مجتبی خامنه ای







