«آخرین سکانس عظما» عنوان قطعه شعر طنزی است که شاعر خوش ذوق وطن «گودرز» به مناسبت بگورسپاری علی خامنهای سروده است. گودرز در این شعر با زبانی گزنده وضعیت آخرین سکانس یک حاکمیت رو به مرگ را روایت می کند.
آخرین سکانس عظما!
نعش «آقا» عاقبت راهی گورستان شده
صدر تا ذیل نظام در ماتم و بحران شده
تا شود چال و رود درگور ضحاک زمان
مرده خواران نظام بر روحاش آویزان شده
گله های «جانفدایان» همچو لوطیمرده ها
چهارماه و چند روز بیصاحب و ویلان شده
کارناوال و سیرک تابوت، نوحه خوانی و عزا
منبعی از ارتزاق در مکتب شیخان شده
در همین زمینه
ارتزاق از نعش عظما یک سکانس ویژه است
امت نالان از این رو راهی میدان شده
روح و جسم ناقص ضحاک بعد از چهارماه
راهی قعر جهنم با نگهبانان شده
روزهای خوب و محبوب عزاداری گذشت
وقت سگدعوا سپس افزایش بحران شده
«مجتبی» در سایه جا مانده زان روح پلید
بود پنهان و کنون بی سنگر و امکان شده
ریخت و پاش از کیسه مردم برای دفن دیو
خود به یک افزایش نفرت از این شیخان شده
لشگر ساندیس خواران و قشون تحت امر
در خیابان چون سیاهی لشگر شیطان شده
«نعش» رفت و مجتبی میمانَد و روز سیاه
تق و لق اصل ولایت در همه ارکان شده
ملت ایران ز خشم و کین روز افزونشان
کوهی از آتش درون سینه اش پنهان شده
خیزش در راه سراسر سهمگین و آتشین
شهرهای شورشی آماده طوفان شده
گودرز – تیر ۱۴۰۵







