بازار نفت منطقه مسیرهای جایگزین را پیدا کرده، اما محمولههای ایران همچنان گرفتار ماندهاند
تصویر رسمی حکومت ایران از تنگه هرمز و صادرات نفت و گاز، تصویری از یک اهرم مطلق و تعیینکننده است. مقامهای حکومتی بارها چنین القا کردهاند که سرنوشت عبور انرژی جهان در دست تهران قرار دارد. اما دادههای بازار نفت و رصد نفتکشها تصویر متفاوتی نشان میدهد.
اطلاعات تازه کپلر نشان میدهد تردد نفتکشها از هرمز همچنان بسیار پایین است. روز سهشنبه فقط پنج کشتی کالایی از این آبراه عبور کردند. میانگین ۱۰ روزه عبور کشتیها ۱۵ فروند بوده است.
همزمان، تولیدکنندگان بزرگ منطقه راههای دیگری برای رساندن نفت خود به بازار پیدا کردهاند. انتقال کشتیبهکشتی در خارج از هرمز یکی از مهمترین این مسیرها است. همین تحول، پرسش مهمی درباره ادعای «قفل بودن» مسیر انرژی جهان ایجاد کرده است.
صادرات نفت ایران زیر فشار چندگانه
مشکل اصلی ایران فقط عبور نکردن نفتکشها از هرمز نیست. تحریم، محدودیتهای دریایی، افزایش هزینه حمل و بیمه و دشواری دسترسی به مشتریان، همزمان بر صادرات نفت ایران فشار وارد کردهاند.
رویترز روز ۲۱ اوت گزارش داد عرضه محمولههای تازه ایران به خریداران چینی به شکل محسوسی کاهش یافته است. صادرات ایران به چین در ماه اوت حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز برآورد شده است. این رقم در سال ۲۰۲۵ بهطور میانگین حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز بود.
همین گزارش نشان میدهد نفت ایران در ذخایر شناور نیز همچنان حجم بالایی دارد. ذخیره نفت ایران روی آب از حدود ۱۰۵ میلیون بشکه به نزدیک ۸۰ میلیون بشکه کاهش یافته است. حدود ۳۰ میلیون بشکه از این نفت در آبهای آسیایی قرار دارد.
این ارقام یک نکته مهم را روشن میکنند. کاهش ذخیره شناور لزوماً به معنای رونق صادرات نیست. بخشی از نفت موجود ممکن است پیشتر به مشتریان تعهد شده باشد. در مقابل، عرضه محمولههای جدید ایران با محدودیت بیشتری روبهرو شده است.
شکست انحصار تنگه هرمز
در سوی دیگر ماجرا، رقبای منطقهای تهران مسیرهای تازهای ساختهاند. عربستان اکنون بخشی از محمولههای خود را از طریق انتقال کشتیبهکشتی در نزدیکی فجیره امارات و سواحل عمان عرضه میکند. رویترز در گزارش تازه خود اعلام کرده آرامکو برای فروش محمولههای سپتامبر از همین شیوه استفاده کرده است.
دو نفتکش غولپیکر نیز پس از دریافت محمولههای عربستان در عملیات انتقال کشتیبهکشتی در نزدیکی عمان، راهی چین شدهاند. این محمولهها در مجموع حدود چهار میلیون بشکه نفت دارند.
بیشتر بخوانید
آموزش و سرمایه انسانی؛ دولت چگونه آینده جامعه را میسازد؟ – فصل بیست و هشتم
چین نیز برای کاهش ریسک، مسیرهای حملونقل خود را تغییر داده است. شرکتهای کشتیرانی دولتی این کشور از اواخر ژوئیه استفاده از برخی مسیرهای پرخطر هرمز و بابالمندب را متوقف کردهاند. آنها به جای آن، عملیات انتقال نفت را در نزدیکی فجیره و بنادر عمان افزایش دادهاند.
دادههای کپلر نشان میدهد حجم انتقال کشتیبهکشتی مرتبط با نفتکشهای چینی و هنگکنگی در دریای عمان در ژوئن و ژوئیه از ۶۰۰ هزار بشکه در روز فراتر رفته است. این رقم در ماههای نخست سال بسیار پایینتر بود. قطر نیز در همین مسیر حرکت کرده است. قطرانرژی نخستین مناقصه صادرات نفت خام از طریق انتقال کشتیبهکشتی خارج از تنگه هرمز را برگزار کرده است.
این تحولات نشان میدهد بازار انرژی منتظر باز شدن یک مسیر واحد نمانده است. شرکتها و دولتها مسیرهای جایگزین را فعال کردهاند.
بازار نفت، ادعای «قفل بودن» هرمز را چگونه سنجید؟
بازار نفت به جای تبلیغات سیاسی، با قیمت و رفتار معاملهگران واکنش نشان میدهد. اگر هرمز واقعاً تنها کلید صادرات نفت منطقه بود، هر نشانهای از اختلال پایدار باید ریسک عرضه را به شکل شدیدتری افزایش میداد. اما واقعیت پیچیدهتر است. بازار بخشی از ریسک را با تغییر مسیر، انتقال کشتیبهکشتی و جابهجایی مبادی بارگیری مدیریت کرده است.
این به معنای عادی شدن شرایط نیست. تردد از هرمز همچنان بسیار پایینتر از سطح عادی است. رویترز بر اساس دادههای کپلر، کاهش حدود ۹۰ درصدی تردد نسبت به مبنای پیش از بحران را در هفته منتهی به ۲۱ اوت گزارش کرده است. بنابراین مسئله اصلی، باز یا بسته بودن مطلق هرمز نیست. مسئله مهمتر، توان بازار برای سازگار شدن با اختلال است.
کلاه گشاد بازار نفت بر سر پروپاگاندای حکومت
حکومت ایران سالها تنگه هرمز را بهعنوان یک برگ برنده ژئوپلیتیک معرفی کرده است. اما اکنون خود دادههای نفتی نشان میدهد که دیگر تولیدکنندگان برای کاهش وابستگی به این آبراه راههای تازهای ساختهاند.
اینجا همان تناقضی آشکار میشود که تبلیغات رسمی نمیتواند پنهان کند. اگر هرمز تنها کلید صادرات نفت منطقه باشد، چرا عربستان، قطر و امارات به انتقال کشتیبهکشتی خارج از تنگه روی آوردهاند؟ پاسخ را باید در رفتار بازار جستوجو کرد، نه در شعارهای سیاسی.
تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان است. هیچ دادهای اهمیت راهبردی آن را نفی نمیکند. اما اهمیت ژئوپلیتیک هرمز با ادعای داشتن «کلید مطلق» اقتصاد انرژی جهان تفاوت دارد.
در این میان، صادرات نفت ایران با یک مشکل مضاعف روبهرو شده است. تهران هم با محدودیتهای تحریمی مواجه است و هم با دشواریهای حملونقل و فروش. نتیجه آن است که همان تنگهای که حکومت سالها آن را ابزار قدرت معرفی میکرد، اکنون شاهد یک رقابت تازه برای دور زدن محدودیتهاست.
واقعیت بازار نفت با تبلیغات حکومتی فاصله دارد. هرمز همچنان مهم است، اما دیگر نمیتوان آن را یک کلید انحصاری برای کنترل تجارت انرژی دانست. رقبای منطقهای مسیرهای جایگزین ساختهاند و مشتریان نیز خود را با شرایط جدید تطبیق دادهاند. در مقابل، صادرات نفت ایران با کاهش عرضه، افزایش هزینه و محدود شدن مشتریان روبهرو شده است.
بنابراین، آنچه برای حکومت ایران باقی مانده، بیشتر از آنکه یک اهرم مطلق اقتصادی باشد، یک ابزار تبلیغاتی برای مصرف داخلی است. بازار اما با نفتکش، قرارداد و عدد پاسخ میدهد؛ نه با پروپاگاندا.
منابع
- رویداد ۲۴- ۴ شهریور ۱۴۰۵،«نفت منطقه راه خود را پیدا کرد؛ چرا محمولههای ایران معطل مانده؟»
- رویترز – «Aramco offers more oil outside Hormuz with some cargoes heading to China»، ۲۶ اوت ۲۰۲۶
- رویترز – «Iranian oil offers to Chinese buyers fall as US blockade bites»، ۲۱ اوت ۲۰۲۶
- رویترز – «Gulf ship traffic via Strait of Hormuz hovers below 10-day average»، ۲۶ اوت ۲۰۲۶
- رویترز – «China’s state shippers deploy oil tankers outside Gulf»، ۱۸ اوت ۲۰۲۶
- رویترز – «Oil drops to more than two-week low on hopes of Hormuz reopening»، ۲۵ اوت ۲۰۲۶







