وقتی حکومت آخوندی سه نسل را دور دیگ آش جمع کرد
در کشورهای توسعه یافته و کشورهایی که دارای سرمایههای ملی هنگفت هستند و پیشرفت چشمگیری در همه عرصهها دارند، تلاش می کنند بالاترین دستاورد علمی و تکنولوژیکی و فرهنگی خود را در قالب نمایشگاه در معرض عموم قرار بدهند یا برای شگفتیهای پیشرفت و تاریخ و تکامل جامعه جشنواره برگزار کنند. در واقع فرهنگ برگزاری جشنواره به معنای مجموعهای از ارزشها، آیینها و روشهای سازمانیافته برای جشنگرفتن، معرفی و تقدیر از برترین دستاوردهای فرهنگی، هنری، علمی یا اجتماعی است. این فرهنگ شامل ارج نهادن به خلاقیتها، ایجاد همبستگی جمعی و انتقال ارزشهای اصیل به جامعه است.
اهداف و کارکردهای فرهنگ برگزاری جشنواره
کشف استعدادها: شناسایی و معرفی چهرهها و آثار تازه در عرصههای گوناگون.
تبادل فرهنگی: به اشتراکگذاری آیینها، هنرها و سنتهای محلی یا ملی.
نشاط اجتماعی: ایجاد فضایی شاد و پویا برای تجمعات عمومی و همدلی مردم.
برندسازی و توسعه: معرفی بهتر مناطق محلی و رونق گردشگری از طریق آیینهای خاص
حال با این توصیف کدام یک از این اهداف در چهار دهه حکومت ولایت فقیه به منصه ظهور رسیده است؟ آیا اثر تازهای خلق شده است؟ خیر تنها اثری که در جامعه ایران مشاهده می شود سرکوب و خفقان و داغ و درفش و زندان و اعدام است و هر روز چوبههای دار سخت مشغول هستند تا میخ پایههای این حاکمیت استبدادی را که بهشدت لق شده محکم کنند. آیا تبادل فرهنگی خاصی در جامعه ایران اجازه ظهور پیدا کردند یا سرکوب به بهانه آخوند ساخته بدحجابی و کشتن مهسا امینی به خاطر پیدا بودن چند تار مو اثر فرهنگی این حکومت است؟ آیا خودکشیها طلاقهایی که هر روز خانوادهها را متلاشی میکند ناشی از نشاط اجتماعی است؟ آیا مردم از فقر دامنگیر سرخوش هستند و برای سلامت حاکمیت دعا میکنند یا نه کمرشان زیر بار معیشت و گرانی و تورم خمیده شده است؟
شاید هم حکومت آخوندی با برگزاری جشنواره آش قصد برندسازی دارد، چون تولیدات دیگر حکومتی از جمله خودرو که به ارابههای مرگ شبیه هستند و به حق این نام را مردم ایران به خودروهای تولید داخل ایران لقب دادهاند؟ آیا مردم که در بحرانهای اقتصادی دار و ندار خود را برای بقا میفروشند با بخاطر گردشگری است؟ در نهایت با انبوهی دیگر از بحرانها که مردم ایران درگیر هستند آیا برگزاری جشنواره آش تمسخر آمیز نیست؟
آیا درد مردم ایران معیشت است و حفظ و توسعه فرهنگ غذایی
مردمی که آه در بساط ندارند مردمی که با خط فقر ۹۰ میلیونی و حقوق زیر چهل میلیونی به سختی جان زندگیشان نفس میکشد، چگونه دنبال حفظ و توسعه فرهنگ غذایی هستند، درحالی که هر روز به دلیل فقر و تنگناهای معیشتی سفره شان کوچک تر و مواد غذایی به دلیل گرانی و تورم حذف میشود.
رسانه حکومتی دیدار نیوز در تاریخ ۲ شهریور ماه ۱۴۰۵ خبری را با آب و تاب منتشر کرده است که معاون رئیسجمهور میگوید: «این جشنواره علاوه بر کمک به معیشت و اشتغال خانوادهمحور، در حفظ و توسعه فرهنگ غذایی کشور نیز نقش مهمی دارد».
بیشتر بخوانید
در ادامه این رسانه حکومتی مینویسد: «زهرا بهروزآذر دوشنبه دوم شهریور در جمع خبرنگاران، اظهار کرد: یکی از ارکان بسیار مهمی که در فرهنگ ما وجود دارد، «غذا» است و جشنواره آش زنجان علاوه بر اینکه به معیشت و اشتغال کمک میکند، موجب حفظ و نگهداری این رکن مهم فرهنگی میشود».
سه نسل دور دیگ آش جشنواره گرد هم آمدند
رسانه حکومتی دیدار نیوز در ادامه مینویسد: «معاون رئیسجمهور با اشاره به حضور خانوادهها گفت: اتفاق شگفتی که در این جشنواره افتاده، حضور خانوادهها است؛ بهگونهای که در برخی موارد دو تا سه نسل از یک خانواده در جشنواره حضور دارند». بهروزآذر ادامه داد: «این موضوع یکی از مهمترین اتفاقاتی است که امروز به آن نیاز داریم و امیدواریم بتوانیم از ظرفیت چنین برنامههایی، نه فقط در حوزه آش، بلکه در همه حوزههای مرتبط با فرهنگ غذا و طعمهای ایرانی، استفاده و آنها را توسعه دهیم».
البته اگر بحران معیشت و بحران اقتصاد که همچون خوره پیکره فرتوت حکومت را میخورد با همین فرمان پیش برود باید منتظر جشنواره پخت پای مرغ و کله مرغ و جشنواره سیرابی و شیردان هم بود، چون عوامل حکومتی این جشنوارهها را به عنوان رکن فرهنگی جمهوری اسلامی از آن یاد میکنند. متاسفانه نمیشود وقاحت را اندازهگیری کرد ولی میشود توصیه کرد که عوامل حکومتی به جای برگزاری جشنوارههای جورواجور وقت بگذارند و کتاب بیشعوری اثر خاویر کرمنت را بخوانند.
در بخشی از کتاب بیشعوری که حال و روز سرکردگان حکومت آخوندی را ترسیم میکند میخوانیم: «همه ما در زندگی، بیشعورهای زیادی را دیده ایم و حتی با آنها سر و کار هم داشته ایم… هیچ انسانی نمیخواهد که ضعفها و اشتباهاتش را بپذیرد… زمانی که همه افراد دور و برتان با احترام با شما رفتار میکنند اما درنهایت متوجه میشوید که این احترام برآمده از ترس است. این بیماری که بیشعوری نام دارد، یکی از پدیدههای عصر معاصر زندگی ما است…»
نتیجه اینکه آیا با برگزاری این نوع سیرکها سرکردگان حکومت آخوندی قصد اثبات بیشعوری خود را دارند؟ واقعیت اینکه نیاز نیست چون متلاشی کردن زندگی مردم ایران و به محاق بردن جامعه ایران خود بزرگترین دلیل بیشعوری احمقهایی هست که بر این کشور حکمرانی میکنند، شاید روز جشنواره حماقت را هم برگزار کنند آن موقع به مساحتی نیاز دارند که تمام آخوندهای حکومتی را بتوان در آن جای داد.
منابع
- دیدار نیوز – ۲ شهریور ۱۴۰۵
- معرفی کتاب بیشعوری مندرج در سایت طاقچه







