نگاهی به وضعیت هولناک حقوق بشر در ایران
پرونده حقوق بشر در ایران طی ماه اوت ۲۰۲۶ بار دیگر با مجموعهای از اعدامها، بازداشتها، شکنجه و کشتار شهروندان همراه بود؛ روندی که نشان میدهد سرکوب در ساختار حکومتی رژیم ایران همچنان یک سیاست مستمر و سازمانیافته است. در همین حال، افزایش اعدامهای سیاسی و استفاده از اتهامهای امنیتی برای برخورد با مخالفان، اکنون در بالاترین نهاد حقوقبشری سازمان ملل نیز مورد توجه قرار گرفته است.
اما در سوی دیگر این تصویر، واقعیتی مهمتر نیز وجود دارد: با وجود شدت گرفتن سرکوب، نه اعتراض در جامعه خاموش شده و نه مقاومت در زندانها فروکش کرده است. اتفاقاً همزمان با افزایش فشارها، صدای اعتراض و ایستادگی از زندانها به جامعه منتقل میشود. همین تقابل میان سرکوب فزاینده از یک سو و مقاومت گستردهتر از سوی دیگر، یکی از مهمترین ویژگیهای شرایط امروز ایران است.
اوت ۲۰۲۶؛ کارنامهای از اعدام، بازداشت و شکنجه
اگر بخواهیم تصویری روشن از وضعیت حقوق بشر در ایران طی اوت ۲۰۲۶ ارائه کنیم، نخستین شاخص، موج اعدامهاست.
بر اساس آمار ثبتشده، در این ماه دستکم ۸۲ نفر در زندانهای مختلف ایران اعدام شدند. در میان اعدامشدگان ۶ زن، ۷۲ مرد و ۴ زندانی سیاسی قرار داشتند. همچنین ۶ بلوچ، ۸ کرد و یک تبعه افغانستان در میان اعدامشدگان بودند.
اما بخش نگرانکنندهتر این آمار، اعدام زندانیان سیاسی است؛ چهار نفری که پروندههای آنها با اتهامهایی مانند «محاربه» و اتهامات مرتبط با امنیت ملی گره خورده بود.
آروین خیرخواهان در اول اوت در زندان شاهرود اعدام شد. او از بازداشتشدگان قیام دی ۱۴۰۴ بود و با اتهام محاربه به اعدام محکوم شده بود.
شهرام صادقی نیز در ۱۶ اوت در زندان قزلحصار اعدام شد. اتهام مطرحشده علیه او، اقدام عملیاتی به نفع اسرائیل، آمریکا و گروههای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی عنوان شده بود.
قائم، یا آرین، حسینی، ۲۰ ساله و تبعه افغانستان، در ۲۰ اوت در زندان مرکزی اصفهان اعدام شد. او نیز از بازداشتشدگان قیام دی ۱۴۰۴ بود و با اتهام محاربه به اعدام محکوم شده بود.
مجید آدینه نیز در ۲۳ اوت در زندان مرکزی کرج اعدام شد. او از بازداشتشدگان قیام دی ۱۴۰۴ بود و با اتهام محاربه به اعدام محکوم شده بود.
قرار گرفتن این چهار پرونده در کنار یکدیگر، نشان میدهد مسئله فقط اجرای احکام اعدام در پروندههای جنایی نیست. در اینجا با استفاده از مجازات مرگ علیه افرادی مواجهیم که در اعتراضات و فعالیتهای سیاسی حضور داشتهاند؛ روندی که نگرانی نهادهای حقوق بشری درباره استفاده فزاینده رژیم ایران از اتهامات امنیتی و روندهای قضایی ناعادلانه برای سرکوب مخالفان را تشدید کرده است.
۱۵۲ بازداشت؛ گسترش دامنه سرکوب
در اوت ۲۰۲۶، دستکم ۱۵۲ نفر بازداشت شدند. از این تعداد، ۱۵۰ نفر در ارتباط با فعالیتهای سیاسی، بازداشتشدگان قیام دی ۱۴۰۴، بستگان زندانیان سیاسی، فعالان سیاسی، صنفی، محیط زیستی و هنری، افراد متهم به جاسوسی، محکومان برای اجرای حکم و همچنین شهروندان بلوچ و کرد بودند.
در همین ماه همچنین ۲ شهروند بهایی برای اجرای حکم زندان یا بدون دلیل مشخص بازداشت شدند.
این گستردگی نشان میدهد که ماشین سرکوب رژیم ایران صرفاً متوجه یک گروه سیاسی مشخص نیست و طیفهای مختلفی از جامعه را دربر میگیرد؛ از فعال سیاسی و اجتماعی گرفته تا خانواده زندانیان، اقلیتها و افرادی که در اعتراضات حضور داشتهاند.
تیراندازی و شکنجه؛ چهره دیگر سرکوب
در کنار اعدام و بازداشت، قتل خودسرانه و برخوردهای خشن نیز ادامه داشت.
در اوت، دستکم ۹ نفر بر اثر تیراندازی مأموران رژیم ایران در شهرها و جادهها کشته شدند. این افراد شامل ۴ کولبر، ۳ سوختبر و ۲ شهروند دیگر بودند.
در حوزه شکنجه نیز دو زن که در جریان قیام دی ۱۴۰۴ بازداشت و پس از آن با وثیقه آزاد شده بودند، بار دیگر در اوت بازداشت شدند. حکم شلاق درباره آنها اجرا شد و سپس برای تحمل دوران حبس به زندان منتقل شدند.
بنابراین تنها در یک ماه، مجموعهای شامل ۸۲ اعدام، ۱۵۲ بازداشت، ۹ کشته بر اثر تیراندازی و ۲ مورد اجرای شلاق پس از بازداشت مجدد ثبت شده است؛ آماری که تصویری روشن از استمرار سرکوب در ایران ارائه میکند.
هشدار در بالاترین نهاد حقوقبشری سازمان ملل
این وضعیت در شرایطی مطرح است که شصتوسومین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد از روز دوشنبه ۷ سپتامبر ۲۰۲۶ در ژنو آغاز شده و تا ۷ اکتبر ادامه خواهد داشت.
در افتتاحیه این نشست، فولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، نسبت به افزایش اعدامهای مرتبط با اتهامات امنیتی در ایران هشدار داد.
بیشتر بخوانید
تورک اعلام کرد که از ماه مارس ۲۰۲۶ تاکنون ۵۹ نفر در ایران با اتهامات مربوط به امنیت ملی اعدام شدهاند؛ آماری که به گفته او از مجموع اعدامهای مشابه در سراسر سال ۲۰۲۵ بیشتر است.
اهمیت این اظهارنظر در این است که موضوع اعدامهای سیاسی و امنیتی در ایران دیگر صرفاً در گزارشهای سازمانهای حقوق بشری یا رسانهها مطرح نیست، بلکه در عالیترین سطح نهادهای حقوق بشری سازمان ملل نیز بهعنوان یک نگرانی جدی مورد اشاره قرار گرفته است.
تورک همچنین هشدار داد که مقامهای رژیم ایران از شرایط جنگی و بحران موجود بهعنوان پوششی برای تشدید سرکوب استفاده میکنند. به گفته او، جنگ نباید بهانهای برای ادامه ظلم و سرکوب خشنتر باشد.
او در بخش دیگری از سخنانش درباره ازسرگیری حملات میان آمریکا و ایران نیز ابراز نگرانی کرد و گفت این درگیری میتواند کل منطقه خلیج فارس را تحت تأثیر قرار دهد. تورک همچنین به گزارشهای مربوط به کشته و زخمی شدن غیرنظامیان، از جمله در یک مراسم عروسی در استان هرمزگان، اشاره کرد و خواستار بازگشت فوری به مذاکرات شد.
سرکوب بیشتر؛ مقاومت بیشتر
اما اگر تنها بر آمار اعدام، بازداشت و شکنجه تمرکز کنیم، بخش مهم دیگری از واقعیت جامعه ایران دیده نمیشود.
سرکوب در شهریور نیز ادامه داشته و در دو هفته نخست این ماه، بیش از ۴۵ نفر در زندانهای رژیم ایران اعدام شدهاند. همچنین گزارشهایی درباره خودکشی برخی بازداشتشدگان منتشر شده که گفته میشود در اثر اعمال شکنجههای وحشیانه به چنین اقدامی دست زدهاند.
با این حال، آنچه از درون زندانها به جامعه منتقل میشود، فقط صدای رنج و سرکوب نیست؛ صدای مقاومت و ایستادگی نیز هست.
پیامها و مواضعی که زندانیان به مناسبت سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران منتشر کردهاند، نمونهای از همین ایستادگی است. این مواضع را میتوان نشانهای از سطح بالای رزمندگی و روحیه شورشگری زندانیانی دانست که در برابر فشارهای سنگین امنیتی حاضر به عقبنشینی نیستند.
برای کسانی که سالها تجربه زندان و همبندی با زندانیان سیاسی و افراد مقاوم و «سرموضع» را داشتهاند، این میزان از پایداری و اعلام موضع، واقعیتی قابل توجه است. زندان، برخلاف هدفی که رژیم ایران دنبال میکند، در مواردی به محلی برای استمرار مقاومت تبدیل شده است.
نمونه روشن دیگر، کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» است؛ کارزاری که اکنون به ۱۶۷مین هفته خود رسیده است. ۱۶۷ هفته اعتصاب غذا و اعتراض مستمر زندانیان علیه موج اعدامها، خود گویای یک پایداری کمسابقه در شرایطی است که زندانیان میدانند اعتراض آنها میتواند با هزینههای سنگین برایشان همراه باشد.
از سرکوب ۱۳۶۷ تا زندانهای امروز
این وضعیت را میتوان در امتداد تجربه تاریخی سرکوب در ایران نیز دید.
در سال ۱۳۶۷، رژیم ایران بیش از ۳۰ هزار زندانی مجاهد و مبارز را به دلیل ایستادگی بر مواضع خود اعدام کرد؛ جنایتی که از آن بهعنوان یکی از بزرگترین کشتارهای سیاسی تاریخ معاصر ایران یاد میشود. هدف آن کشتار گسترده، از میان برداشتن نسلی از مخالفان و ایجاد رعبی بود که مانع شکلگیری دوباره مقاومت شود.
اما آنچه امروز در زندانهای ایران دیده میشود، تصویری کاملاً متفاوت ارائه میکند. زندانیان سیاسی نهتنها سکوت نکردهاند، بلکه با پیام، اعتصاب غذا، اعتراض و اعلام موضع، صدای خود را به بیرون از زندان منتقل میکنند.
در یک سوی این معادله، رژیمی قرار دارد که برای حفظ کنترل خود به اعدام، بازداشت، شکنجه و سرکوب متوسل میشود؛ در سوی دیگر، جامعهای قرار دارد که با وجود این فشارها همچنان اعتراض میکند و زندانیانی که حاضر نیستند در برابر سرکوب تسلیم شوند.
آمار ۸۲ اعدام، ۱۵۲ بازداشت، ۹ کشته بر اثر تیراندازی و ۲ مورد شلاق در اوت ۲۰۲۶، از شدت سرکوب حکایت دارد؛ اما ۱۶۷ هفته تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» و استمرار مواضع زندانیان سیاسی نیز نشان میدهد که سرکوب نتوانسته مقاومت را خاموش کند.
شاید مهمترین واقعیت امروز ایران همین تضاد باشد: هرچه رژیم ایران برای ایجاد رعب و خاموش کردن جامعه بیشتر به خشونت متوسل میشود، در بخشهایی از جامعه و بهویژه در زندانها، مقاومت سازمانیافتهتر و آشکارتر میشود.
از این منظر، مسئله فقط این نیست که رژیم ایران تا چه اندازه سرکوب میکند؛ مسئله مهمتر این است که چرا پس از این همه اعدام و سرکوب، اعتراض و مقاومت همچنان ادامه دارد؟
پاسخ را باید در شکاف عمیقی جستوجو کرد که میان جامعه و حاکمیت شکل گرفته است؛ شکافی که با سرکوب از میان نمیرود. تجربه تاریخی نیز نشان داده است که اعدام و ارعاب ممکن است برای مدتی سکوت ایجاد کند، اما نمیتواند یک بحران سیاسی و اجتماعی عمیق را برای همیشه حل کند.
از همین رو، آنچه امروز از زندانهای ایران به بیرون ساطع میشود فقط صدای قربانیان سرکوب نیست؛ صدای مقاومتی است که رژیم ایران، با وجود تمام ابزارهای سرکوب، هنوز نتوانسته آن را خاموش کند.







