نشانههای فروپاشی اقتصادی ایران از جهش ارز و تورم تا هشدار درباره استهلاک ظرفیتهای تولیدی
دریاچه آرال روزگاری یکی از بزرگترین دریاچههای جهان بود. اما سیاستهای نادرست و برداشت بیرویه از رودخانههای تغذیهکننده آن، طی چند دهه این پهنه عظیم آبی را به سرزمینی خشک و نمکی تبدیل کرد. فاجعه یکشبه رخ نداد. آب هر سال اندکی عقب نشست، اما زمانی فرا رسید که دیگر هشدارها معنای خود را از دست داده بودند. اقتصاد نیز میتواند چنین سرنوشتی پیدا کند. فروپاشی همیشه با یک انفجار ناگهانی آغاز نمیشود؛ گاهی سالها منابع مصرف میشوند، سرمایهها فرسوده میشوند و توان بازسازی از میان میرود.
امروز نشانههای فروپاشی اقتصادی ایران را میتوان نه فقط در گزارشهای رسمی، بلکه در رفتار روزمره بازار و سفره خانوار دید. فاصله میان جهشهای ارزی کوتاهتر شده و قیمت کالاها دیگر حتی از نرخ جاری دلار نیز پیروی نمیکند. بازار عملاً قیمت آینده را پیشخور میکند. این رفتار، بیش از هر آمار رسمی، نشاندهنده فروپاشی اعتماد به توان ساختار حاکم برای کنترل آینده است.
بازار به وعدههای ساختار حاکم اعتماد ندارد
در فاصلهای کوتاه، نرخ دلار از حدود ۲۰۰ هزار تومان به بیش از ۲۱۳ هزار تومان رسید، در حالی که همزمان ادعاهایی درباره کفایت ذخایر ارزی مطرح میشد. اما بازار به این اطمینانبخشیها واکنشی متفاوت نشان داد. قیمت بسیاری از کالاهای اساسی با نرخهایی محاسبه شد که معادل دلار ۲۴۰ یا حتی ۲۵۰ هزار تومانی بود.
این شکاف معنای مهمی دارد. بازار دیگر وضعیت امروز را مبنای تصمیمگیری قرار نمیدهد، بلکه آیندهای بدتر را در قیمتها لحاظ میکند. فروشندهای که کالای خود را با نرخ ارز بالاتر قیمتگذاری میکند، الزاماً به دنبال سود بیشتر نیست؛ او میداند جایگزین کردن همان کالا در آینده ممکن است بسیار گرانتر شود.
در چنین وضعیتی، وعدههای رژیم ایران درباره ذخایر ارزی یا کنترل بازار اثر خود را از دست میدهند. اقتصاد با دستور و بیانیه اداره نمیشود. فعالان بازار، خانوارها و سرمایهگذاران بر اساس تجربه خود تصمیم میگیرند. وقتی تجربه سالهای گذشته پیوسته با کاهش ارزش پول ملی همراه بوده، طبیعی است که جامعه وعده ثبات را باور نکند.

سکه گرانتر میشود، مردم طلای خود را ارزانتر میفروشند
یکی از تلخترین نشانههای بحران را میتوان در تفاوت بازار سکه و طلای مصرفی مشاهده کرد. زمانی که سکه با انتظارات ارزی آینده قیمتگذاری میشود، اما طلای زینتی مردم تقریباً بر اساس قیمت روز خریداری میشود، شکاف میان دارایی مردم و هزینه زندگی آشکارتر میشود.
بسیاری از خانوارها در شرایط فشار اقتصادی، آخرین ذخایر دارایی خود را میفروشند تا هزینه خوراک، اجاره، درمان یا سایر نیازهای روزمره را تأمین کنند. طلافروش طلای زینتی آنها را با قیمت جاری بازار میخرد، اما همان خانوار برای خرید کالاهای مصرفی با قیمتهایی مواجه میشود که آینده تورمی را در خود جای دادهاند.
این چرخه، مکانیزمی برای انتقال تدریجی ثروت از طبقات ضعیف به بخشهایی است که توان حفظ دارایی دارند. مردم داراییهای انباشته گذشته را مصرف میکنند، اما هزینه زندگی با سرعت بیشتری رشد میکند. نتیجه روشن است: فقیر شدن تنها به معنای کاهش درآمد نیست؛ به معنای فروش تدریجی پشتوانههایی است که خانوادهها برای روزهای سخت ذخیره کرده بودند.
هشدار مسعود نیلی؛ اقتصاد به مرحله استهلاک رسیده است
هشدارهای اخیر مسعود نیلی نیز تصویری مشابه، اما از زاویهای ساختاریتر ارائه میکند. او سالها درباره ابرچالشهای اقتصاد ایران سخن گفته بود، اما روایت جدید او از وضعیت کشور نگرانکنندهتر است. مسئله دیگر فقط یک ناترازی یا یک بحران جداگانه نیست؛ مجموعهای از بحرانها همزمان در حال تقویت یکدیگر هستند.
بیشتر بخوانید
به روایت نیلی، سال ۱۳۹۷ نقطه عطفی در اقتصاد معاصر ایران بود. پس از آن، نرخ ارز جهشهای بیسابقهای را تجربه کرد، سطح عمومی قیمتها بهشدت افزایش یافت و مواد غذایی رشد قیمتی بسیار بیشتری را تحمل کردند. اقتصاد وارد محیطی شد که در آن بیثباتی دیگر یک حادثه موقت نیست، بلکه به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است.
مهمترین مفهوم در این تحلیل، «استهلاک اقتصاد» است. اقتصاد میتواند برای مدتی با کارخانههای فرسوده، زیرساختهای آسیبدیده و سرمایهگذاری ناکافی ادامه حیات دهد. اما هیچ اقتصادی نمیتواند برای همیشه از سرمایههای گذشته مصرف کند. زمانی که سرمایهگذاری جای خود را به مصرف منابع میدهد، آینده بهتدریج قربانی امروز میشود.
ایستگاه پیش از بحران بزرگتر
تورم مزمن برای جامعه ایران پدیده تازهای نیست. خطر اصلی زمانی آغاز میشود که جامعه به بحران عادت کند. افزایش مداوم قیمتها ممکن است حساسیت عمومی را کاهش دهد، اما این عادت به معنای کاهش خطر نیست.
هشدار درباره نزدیک شدن به محدوده تورم بسیار بالا، در واقع هشدار درباره تغییر رفتار اقتصادی جامعه است. هنگامی که مردم دیگر تمایلی به نگهداری پول ملی ندارند، قراردادها کوتاهتر میشوند و هر کس تلاش میکند دارایی خود را سریعتر به کالا، طلا، ارز یا هر دارایی دیگری تبدیل کند، تورم وارد مرحلهای تازه میشود.
در این شرایط، انتظارات تورمی خود به موتور تورم تبدیل میشود. مردم از آینده میترسند، بنابراین امروز بیشتر خرید میکنند. فروشندگان از آینده میترسند، بنابراین قیمتها را بالاتر تعیین میکنند. سرمایهگذاران نیز از آینده نامطمئن هستند و سرمایهگذاری مولد را به تعویق میاندازند. این چرخه، توان اقتصاد برای بازگشت به ثبات را هر روز محدودتر میکند.

بحران اصلی، همزمانی بحرانهاست
تورم، سقوط ارزش پول ملی، فقر، بحران انرژی، ناترازی بودجه، فرسودگی شبکه بانکی، بحران صندوقهای بازنشستگی و افت سرمایهگذاری را نمیتوان مسائل جداگانه دانست. همه آنها محصول ساختاری هستند که سالها منابع کشور را مصرف کرده، اما ظرفیت لازم برای تولید ثروت پایدار را بازسازی نکرده است.
همزمان، محدودیت در روابط اقتصادی خارجی، تحریمها، انزوای سیاسی و نااطمینانی گسترده، هزینه این بحرانها را افزایش داده است. اقتصادی که برای بازسازی زیرساختهای خود به سرمایه، فناوری و ارتباط جهانی نیاز دارد، نمیتواند در فضای دائمی تنش و بیثباتی مسیر توسعه پایدار را طی کند.
فروپاشی اقتصادی ایران بنابراین صرفاً یک مسئله آماری نیست. این بحران در کیفیت تغذیه خانوادهها، کاهش قدرت خرید، مهاجرت نیروی متخصص، خروج جوانان از بازار کار و فروش داراییهای خانوادگی دیده میشود. قربانیان بحران نیز بهتدریج از دهکهای پایینتر به طبقات متوسط حرکت میکنند.
مسئله اصلی ایران کمبود منابع طبیعی یا انسانی نیست. ایران همچنان از موقعیت جغرافیایی مهم، منابع طبیعی گسترده و میلیونها نیروی تحصیلکرده برخوردار است. بحران در نحوه حکمرانی بر این ظرفیتها نهفته است. ساختاری که طی دههها نتوانسته از هشدارهای انباشته درس بگیرد، اکنون خود به مهمترین مانع بازسازی اقتصادی تبدیل شده است.
دریاچه آرال زمانی خشک شد که سالها پیش از رسیدن به نقطه بحرانی، نشانهها آشکار بودند اما تصمیمهای بنیادین گرفته نشد. اقتصاد ایران نیز امروز با مجموعهای از نشانههای روشن روبهرو است. تفاوت مهم اینجاست که آینده یک ملت نباید قربانی تداوم ساختاری شود که ظرفیتهای اقتصادی و اجتماعی کشور را فرسوده کرده است. خروج از این مسیر، بیش از اصلاحات مقطعی و وعدههای تکراری، به تغییر بنیادین ساختار حکمرانی و استقرار نظمی دموکراتیک، پاسخگو و متکی بر منافع ملی نیاز دارد.
آرمین بهاری
منابع
- روزنامه سازندگی – ۲۷/۵/۱۴۰۵ : «مسعود نیلی نگران چیست؟»
- اکو ایران – ۱۷/۶/۱۴۰۵: نقش پررنگ انتظارات در تورم ایران
- تجارت فردا – ۱۴/۶/۱۴۰۵: سهم تورم از آتش جنگ







