تأخیر مزدی تازهترین نشانه فروپاشی سیاستهای معیشتی حکومت خامنه ای است
سفره کارگران دوباره در مرکز توجه افکار عمومی قرار گرفته است. سخنان اخیر یک فعال کارگری درباره تأخیر در تشکیل جلسات دستمزد سال آینده، تصویری روشن از بحران معیشتی ارائه میدهد. بنا به نوشته رسانه حکومتی تسنیم در تاریخ ۱۹ آذرماه ۱۴۰۴ مینویسد: «در حالی که آذر ماه به نیمه رسیده، هنوز هیچ جلسه رسمی برای بررسی وضعیت دستمزد سال آینده برگزار نشده است؛ در حالیکه قاعدتاً کمیته مزد باید از مهرماه آغاز بهکار میکرد تا فرصت کافی برای بررسی شاخصهای معیشتی و آمادهسازی پیشنهادها وجود داشته باشد. این تعلل، پیام روشنی ندارد جز اینکه معیشت کارگران در اولویت نیست». این جمله ساده اما تکاندهنده، واقعیتی تلخ را آشکار میکند؛ واقعیتی که در آن حکومت نه قصد بهبود شرایط را دارد و نه ارادهای برای توقف سقوط معیشت مردم دیده میشود.
کارگران امروز با تورم افسارگسیخته و جهش بیوقفه نرخ ارز روبهرو هستند. این جهش هر روز هزینهها را افزایش میدهد و سفره کارگران را کوچکتر میکند. حقوق ناچیز آنان اما ثابت مانده است. در چنین شرایطی نادیده گرفتن جلسات مزدی یک بیاعتنایی آشکار به زندگی میلیونها خانواده است. این وضعیت محصول ساختار فاسد و سرکوبگری است که طی چهار دهه توان نابودی معیشت مردم را داشته و هیچ پاسخی برای درد جامعه ندارد.
بیتوجهی ساختاری و اثر آن بر سفره کارگران
سفره کارگران فقط یک مفهوم معیشتی نیست. این سفره نشانه توان یک جامعه برای ادامه زندگی است. وقتی فعالان کارگری از بیتوجهی سخن میگویند، درباره بحرانی صحبت میکنند که در همه ابعاد زندگی مردم حضور دارد. کارگران هر روز شاهد افزایش قیمت مواد غذایی، اجارهخانه و خدمات هستند. اما هیچ تغییری در دستمزد دیده نمیشود. این تضاد آشکار نشان میدهد که سیاستگذاران نه دغدغه مردم را دارند و نه خود را موظف به پاسخگویی میدانند.
کارگزاران حکومت خامنه ای همیشه وعده بررسی میدهد. اما سفره کارگران هر روز خالیتر میشود. سردمداران حکومتی بارها درباره شرایط اقتصادی اظهارنظر کردهاند. اما این سخنان فقط تلاشی برای انکار واقعیت بوده است. کارگران در سکوت رسانههای حکومتی تنها ماندهاند. آنان هر بار برای بیان وضعیت خود با سانسور و تهدید روبهرو شدهاند. این ترکیب تلخ، یعنی فقر و سرکوب، همان چیزی است که جامعه را در آستانه انفجار قرار داده است.
تعمیق بحران و نقش تصمیمگیریهای معلق
سفره کارگران قربانی تصمیمگیریهای معلق و بیبرنامه است. تعویق جلسات مزدی سال آینده ادامه همان رفتاری است که سالها وجود داشته است. حکومت خامنه ای هیچ برنامهای برای مهار تورم ندارد و هیچ سازوکاری برای حفظ قدرت خرید مردم ارائه نشده است. در چنین فضایی تأخیر در تعیین حداقل دستمزد یک تهدید جدی علیه زندگی میلیونها نفر است.
هر بار که جلسات مزدی عقب افتادهاند، نتیجه آن کاهش قدرت خرید بوده است. کارگران در ماههای پایانی سال بیش از هر زمان دیگری به تصمیم نهایی نیاز دارند. اما حکومت خامنه ای همیشه تصمیم را دیر اعلام کرده است و این تأخیر به سود کارفرمایان حکومتی است. اما زندگی کارگران را ویرانتر میکند و سفره کارگران با هر روز تأخیر کوچکتر میشود.
چرا ساختار موجود قادر به حمایت نیست؟
سفره کارگران در نظام کنونی اولویت ندارد زیرا این نظام بر پایه سرکوب و چپاول بنا شده است. ساختاری که نهادهای وابسته به قدرت را ثروتمند کرده و مردم را در فقر نگه داشته است، نمیتواند مدافع حقوق کارگران باشد. چهار دهه تجربه نشان داده که اصلاحپذیری در این سیستم وجود ندارد. هر اقدامی برای ترمیم مشکلات معیشتی در نهایت با شکست روبهرو شده است. دلیل این شکست روشن است؛ مشکل در ریشه نظام است، نه در سیاستهای جزئی.
کارگران امروز بیش از هر زمانی میدانند که سیاستهای حکومتی علیه آنان عمل میکند. آنان بارها برای حقوق خود اعتراض کردهاند. اما پاسخشان فقط سرکوب بوده است. این سرکوب بخشی از همان سازوکار حفظ قدرت است. سازوکاری که سفره کارگران را قربانی بقا و جاهطلبی سیاسی کرده است.
سفره کارگران امروز نماد وضعیت مردم ایران است. فقر، ناامنی اقتصادی، وعدههای توخالی و بیتوجهی کامل به حقوق مردم بخشی از تصویر موجود است. تأخیر در جلسات مزد سال آینده نشانه رفتار همیشگی حکومت است؛ رفتاری که از آن بوی بیاعتنایی و تحقیر مردم به مشام میرسد. فعالان کارگری این وضعیت را هشدار دادهاند. اما گوش شنوایی در ساختار قدرت وجود ندارد. جامعه اکنون با بحرانی روبهرو است که نتیجه مستقیم چهار دهه فساد و سرکوب است.







