اندوه و خمودگی در فوتبال ایران؛ بازیکنان دیگر توان بازی ندارند
پس از سرکوب خونین قیام دیماه، جامعه ورزشی ایران وارد فاز تازهای از بیانگیزگی و رخوت شده است. بازیکنان فوتبال بهعنوان بخشی از جامعه، بیش از هر زمان دیگری در معرض فشار روحی و روانی قرار گرفتهاند. روزنامه حکومتی شرق در تاریخ ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ در گزارشی تحت عنوان «اگر درد مردم را نمیفهمید، نمک نپاشید» به وضوح وضعیت بغرنج بازیکنان را نشان داد.
سوگ جمعی جامعه ورزشی
سروش رفیعی، بازیکن پرسپولیس، از حاکم شدن «سوگ جمعی و اندوه فراگیر در سطح جامعه» خبر داد و تأکید کرد که رمق و توانی برای هیچکس باقی نمانده است. او افزود: «این رخوت و خمودگی تنها در فوتبال دیده نمیشود و در دیگر مشاغل نیز قابل مشاهده است، اما فوتبال به دلیل بازتاب عمومی بیشتر، شدت بیشتری پیدا کرده است».
چهلم شهیدان قیام؛ تجلی خشم و سرزندگی مردم ایران برای جنبشی بزرگ
واکنش رسانههای حکومتی به اظهارات رفیعی نیز نشاندهنده فضای ملتهب جامعه ورزشی است. یک برنامه تلویزیونی با بیتوجهی به فشارهای روانی بازیکنان، به او توصیه کرد که اگر حوصله ندارد، جای خود را به امیرحسین محمودی بدهد. چند رسانه حکومتی دیگر نیز با برداشتهای اشتباه، بیانگیزگی بازیکنان را به بیتفاوتی نسبت دادند. اما رفیعی در مصاحبهای روشن کرد: «ما مجبوریم که بازی کنیم و این اجبار ناشی از شرایط اجتماعی و اقتصادی است، نه از عدم علاقه یا خستگی».
وضعیت اقتصادی و اثر آن بر انگیزه ورزشکاران
رمق جامعه ورزشی علاوه برمتاثر بودن از فشار روانی، شرایط اقتصادی کشور، تورم افسارگسیخته و افزایش قیمت کالاهای اساسی، تأثیر مستقیم بر روحیه بازیکنان و دیگر افراد جامعه گذاشته است. افزایش ۶۲درصدی قیمت تخممرغ، گرانی مجدد لبنیات و گوشت، رشد کرایه تاکسی، شهریه مدرسه، مسکن و خودرو، فشار مضاعفی بر زندگی روزمره مردم وارد کرده است.
بازیکنان فوتبال، اگرچه در میدان ورزش حاضرند، اما این شرایط اقتصادی و فشار اجتماعی، عملکرد آنان را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. رفیعی با اشاره به تجربه شخصی خود پس از دیماه گفت: «ما مجبور به بازی هستیم، اما این بازی تحت فشار و اندوهی فراگیر انجام میشود که بر عملکرد همه بازیکنان تأثیر گذاشته است».
واکنش رسانهها و فقدان همدلی
حالا که تریبونها در دست کسانی است که دغدغه مردم را ندارند یا وانمود به بیغمی میکنند، انتقادهای سطحی و بیتوجه به واقعیتها تنها خشم عمومی را افزایش میدهد.
رمق جامعه ورزشی اکنون نه تنها به دلیل فشار روانی ناشی از سرکوب، بلکه به دلیل بحران اقتصادی و ناتوانی رسانهها در همدلی با مردم و ورزشکاران، کاهش یافته است. این وضعیت نشان میدهد که جامعه تحت حکومت کنونی توان بازیابی روحیه خود را ندارد و هرگونه تلاش برای احیای انگیزهها تنها با کنار رفتن ساختارهای سرکوبگر ممکن خواهد شد.







