غارتگری و تبعیض بر فقر پیشی میگیرند
چندی بود که به کوچهپسکوچههای ایران سر نزده بودیم. موجود ابلهی به نام آخوند تصور کرد که میتواند با قطع اینترنت، مردم ما را از حق ارتباطاتشان محروم کند. اما روزنهها در دنیای ارتباطات امروز، بهسرعت به پنجره تبدیل میشوند. حالا دوباره ما آمدهایم.
ما در کوچهپسکوچهها، پاشنه کفشمان را میخوابانیم و به هر دری در شهرهای ایران سر میزنیم. اکنون در روزهای پایانی بهار ۱۴۰۵ هستیم. جنگ و سرکوب نتوانسته مردم دلیر ما را زمینگیر کند.
حالا دیگر، در نبود خامنهای، برای مردم ما روشن شده که فصل آخوندها تمام شده است. آنها مانند مرغ نیمبسمل هستند و بیهوده سختجانی میکنند. اما همین سختجانیشان برای مردم مصیبت ایجاد کرده است. ما در کوچهپسکوچهها پای درد دل مردم مینشینیم.
بیشتر بخوانید
بیکاری چگونه در حال فرسوده کردن بافت اجتماعی جامعه ایران است؟
خلوتی پایتخت در روزهای جنازه گردانی خامنه ای
بنا به گفته یک هموطن از تهران : «وضعیت ترافیک و تردد در بخشهای وسیعی از پایتخت، برخلاف پوشش رسانههای رسمی، بسیار خلوت بود.
بر اساس مشاهدات یک شهروند تهرانی که در مرکز شهر حضور داشته است، خیابانهای اصلی تهران بهشکل بیسابقهای خالی از خودرو و شهروندان بومی است. او میگوید :« بهجز خیابانهای منتهی به مصلی تهران، باقی مناطق مرکز شهر کاملاً خالی و خلوت بود. خیابانها عملاً از خودروها و مردم بومی بودند.»
به گفته این هموطن بخش عمده جمعیت حاضر در محدوده مصلّی بزرگ تهران را مسافرانی از دیگر شهرستانها به تهران منتقل شدهاند تشکیل میدهند که در قالب گروههای دستهای و سازماندهیشده به پایتخت منتقل شدهاند و شمار ساکنان بومی تهران در این تجمعات بسیار کم بوده است.
فیلمهایی هم که در صدا و سیما نشان داده میشود فقط جنبه تبلیغاتی دارد. خیابانهای منتهی به مصلی فیلمهای آرشیوی سالهای گذشته است.
گزارش از کف بازار؛ وقتی شکمِ گرسنه با تابوت طلا میجنگه!
این یه گزارش واقعی از دلِ بازارهای محلی توی شهرهای کوچیک ایرانه؛ جایی که این روزا بدبختی با آبروی آدم یکی شده. وضع جوری شده که دیگه قیمتِ یه دونه موز، با قیمتِ کرامت و شخصیتِ یه پدر برابری میکنه!
ریاضیِ فقر توی سفرهی مردم: توی این بازارها، قیمتا جوری سر به فلک کشیده که خودِ فروشندهها هم میگن رومون نمیشه قیمت رو به مشتری اعلام کنیم. حسابکتابِ سفرهها اینجوری شده: موز رسیده به کیلویی ۳۵۰ هزار تومن؛ یعنی یه دونه موز واسه یه بچه، ۱۰۰ هزار تومن آب میخوره! میوههای تابستونی مثل شلیل هم که کلاً از سبد خریدِ اکثرِ مردم حذف شده و همون ۳۵۰ تومنه. حتی هندونه که قدیم میوهی تهِسفره بود، الان کیلویی ۵۵ هزار تومن شده و واسه خیلیا یه کالای لوکسه. تهِ این معامله هم همیشه یه شکله: مشتری قیمتا رو میشنوه، یه آه میکشه و با دستِ خالی و دلِ خون از مغازه میره بیرون.
تضاد شکمِ گرسنه و تابوتهای طلا: درست تو همین روزایی که مردم واسه خریدنِ سادهترین چیزا درموندهان، میلیاردها تومن داره خرجِ مراسمهای تشییع و چرخوندنِ تابوتهای حکومتی توی شهرها میشه. این گزارش نشون میده که برخلافِ اون چیزی که توی تلویزیون میگن، هیچکی توی بازار سوگوار نیست. مردم با یه حالتِ تمسخر و تحقیر به این مراسمها نگاه میکنن. میگن وقتی جسدی اصلاً وجود نداره و همهچی پودر شده، این همه خرجِ تشریفات واسه چیه؟ مردم این ریختوپاشهای میلیاردی رو نمک پاشیدن رو زخمِ فقرشون میبینن.
شبیخون معیشتی به رانندگان سنگین
اصفهان – گزارش اختصاصی از وضعیت بحرانی حملونقل جادهای
در حالی که بحران اقتصادی و کسری بودجه، گلوی رژیم ایران را فشرده است، نهادهای امنیتی و انتظامی با رویکردی «غارتگرانه»، صنف زحمتکش رانندگان خودروهای سنگین را هدف قرار دادهاند. که هدف آن اخاذی از رانندگان و سرکوب خانوادههای آنان است.
۱. پلیس راهور:مأموران راهور در جادههای استان اصفهان، به بهانههای واهی اقدام به توقف و اخاذی از رانندگان میکنند.
از جمله رانندگان از جریمههای ۴۰۰ هزار تومانی برای موارد جزئی (مانند نبستن کمربند) خبر میدهند که همزمان با آن، مأموران مبالغی را نیز به صورت نقد (رشوه) برای چشمپوشی از تخلفات ساختگی طلب میکنند. بوضوح می بینیم «دولت پول ندارد و مأمورانش را برای کندنِ پوستِ رانندگان به جادهها فرستاده است.
نمونه دیگر اینکه پروندهسازی برای «باک اضافی: مأموران با توقف خودروهای سنگین، به بهانهی داشتنِ «باک اضافی» که یک ضرورت فنی برای سفرهای طولانی است، رانندگان را به اتهام «قاچاق کالا تحت فشار قرار داده و از این طریق اقدام به باجگیری میکنند.
۲. غارت دستمزدها توسط سپاه پاسداران:
سپاه پاسداران که بخش بزرگی از قراردادهای حملونقل ترانزیتی را در قبضه دارد، از پرداخت به موقع کرایهها خودداری میکند.
از جمله مطالبات مربوط به برج ۱۱ سال گذشته (۷ ماه تأخیر) همچنان پرداخت نشده و سپاه تنها به صورت قطرهچکانی (هر بار معادل دو ماه) بخشی از بدهی خود را تسویه میکند. این در حالی است که حجم کاری رانندگان به دلیل رکود اقتصادی از ۱۲ سرویس در ماه به «یک سرویس» کاهش یافته است.
۳. تفتیش عقاید و استعلام سوابق در میادین و جادهها
فضای شهر اصفهان و جادههای منتهی به آن، تحت پوشش مراسمهای مذهبی حکومتی، کاملاً امنیتی و پلیسی شده است.
استعلام کد ملی: مأموران در ایستبازرسیها با گرفتن کد ملی رانندگان، سوابق شخصی و سیاسی آنها را استعلام میکنند تا از این طریق رانندگانی را که سابقهی اعتراض یا درگیری دارند، شناسایی و مرعوب کنند.
استقرار نیروهای امنیتی در میادین شهر و ایجاد آلودگی صوتی، آرامش شبانه شهروندان و رانندگان را سلب کرده است.
۴. گروگانگیری اعضای خانواده
رژیم برای شکستن مقاومت رانندگان، به حریم خصوصی و خانوادههای آنان نیز تعرض میکند. در یک مورد برادرِ یکی از رانندگان که تنها به دلیل انتشار یک «استوری سیاسی» در فضای مجازی بازداشت شده بود، اکنون با اتهامات سنگینی همچون «توهین به مقام معظم رهبری» و «همکاری با اسرائیل» روبروست. این اتهامات واهی در مرحلهی «آخرین دفاع»، تنها با هدف فشار بر خانواده و ساکت کردنِ اعتراضات صنفی-سیاسی مطرح شده است.
خلاصه اینکه فشار همزمان «باجگیری در جاده»، «سرقت دستمزدها توسط سپاه» و «پروندهسازی امنیتی برای اعضای خانواده»، رانندگان جادهای را به ستوه آورده است. این قشر زحمتکش اکنون به این باور رسیده است که رژیم در ضعیفترین موقعیت تاریخی خود قرار دارد و این فشارها تنها برای «بقایِ مالی» یک سیستمِ در حال سقوط است. خشم فروخورده در جادههای ایران، نشاندهندهی آمادگیِ این صنف برای پیوستن به جرقههای بزرگِ تغییر است.
حرف آخر: این شکافی که بین واقعیت کفِ بازار و نمایشِ قدرت درست شده، جامعه رو به مرزِ انفجار رسونده. دیگه اعتبار و مشروعیت این نظام توی صندوقهای رأی نیست؛ اعتبارشون با قیمت همون میوههایی سنجیده میشه که دستِ خالیِ پدرها دیگه توانِ لمس کردنشون رو هم نداره. مردم دیگه فریبِ این نمایشها رو نمیخورن و خشمشون جایِ گریه رو گرفته.







