خشک شدن دریاچه ارومیه: نماد مایه عبرت دیکتاتوری در تهران
مسعود تجریشی، رئیس دانشگاه شریف، حکومت خامنهای را مایه عبرت و شرم جهانی توصیف میکند. در گفتوگوی او تحلیلی از فاجعه آب، سیاستهای غلط سدسازی و پیشبینی سال بحرانی پیش رو مطرح میشود.
تمدن ایران، زاده رودها و چشمهها، اکنون در کام دیکتاتوری خامنهای خشکیده است. دریاچه ارومیه، این میراث کهن، به نماد نابودی تبدیل شده است. مسعود تجریشی، استاد آب و رئیس دانشگاه شریف، در گفتوگویی صریح، این فاجعه را برملا میکند. او حکومت را مایه عبرت دیگران میخواند.
رسانه حکومت انتخاب در تاریخ ۱۵ آذرماه ۱۴۰۴ متن گفتوگوی مسعود تجریشی که در تاریخ ۱۱ آذرماه ۱۴۰۴ در یتوتیوب منتشر شده بود را درج کرد. مسعود تجریشی در این گفتوگو می گوید: «ما همش داریم مایه عبرت میشیم آدم تأسف میخوره دیگه کشوری با این تمدن با آب تونسته تمدن ایجاد بکنه الان شدیم مایه عبرت دیگران. در کتاب کلاس چهارم استرالیا میگویند ببین اگه به اکوسیستم توجه نکنید محیط زیست توجه نکنید میشه دریاچه ارومیه خشک میشه». این اعتراف، از زبان یکی از سران علمی ساختار حکومتی بیانگر فاجعهای است که حکومت خامنه ای ایجاد کرده است. کشوری با تمدنی هزاران ساله، که آب رگ حیاتش بود، حالا در کتابهای درسی کلاس چهارم استرالیا مثال شرم میشود. این مایه عبرت، نه تصادف است، بلکه نتیجه سیاستهای ویرانگر حکومت خامنهای است.
بحران آب، زخم کهنه دیکتاتوری است
دکتر مسعود تجریشی متولد سال 1341 در شهر تهران است. وی در سال ۱۳۶۷ کارشناسی علوم و مهندسی آب و خاک و در سال ۱۳۶۹ کارشناسی ارشد علوم و مهندسی آب را از دانشگاه کالیفرنیا دیویس اخذ کرد و در سال ۱۳۷۲ نیز موفق به دریافت مدرک دکترای مهندسی محیط زیست از همین دانشگاه شد. او جزئیات را بصورت شفاف فاش بیان میکند. بر اساس صحبتهای او بحران آب، زخم کهنه دیکتاتوری است. تهران، پایتخت حکومت، هرگز نباید بیآب بماند، اما شد. آب از طالقان، کرج و لار برداشت شد. سدها ساخته شد و چاهها حفر گردید. همه برای حفظ ظاهر. او تأکید میکند: «مسیر راهکارهایمان غلط بوده» این مثل این است که به جای درمان، زخم را عمیقتر کنیم. حکومت، به جای مدیریت پایدار، به انتقال بیحساب روی آورد.
مایه عبرت در سیاستهای غلط، سدسازی و کشاورزی ویرانگر
مسعود تجریشی به دریاچه ارومیه میپردازد. این دریاچه، قلب اکوسیستم شمالغرب، خشک شد. چرا؟ به خاطر چغندرقند، محصولی بیارزش. او محاسبه میکند: « ۲۰ میلیون دلار هزینه، ۱۸ میلیون فروش. ضرر خالص ۲ میلیون در سال. این سیاست، آب ارومیه را بلعید. حکومت خامنهای، به جای حفاظت، کشاورزی ناکارآمد را ترویج داد. دامداریهای غولپیکر در سرزمین بیآب. صادر کردن چغندر، در حالی که مردم تشنهاند.
سازمانهای بینالمللی، ایران را مثال شکست میدانند. گردوغبار ارومیه، مرزها را درنوردید. سلامت میلیونها نفر به خطر افتاد. تجریشی هشدار میدهد: «سال آینده، بدتر خواهد بود». بارش نرمال، اما ۵۰ درصد عقبماندگی، در حالیکه برف تبخیر میشود و هیچ آبی نمیماند. حکومت در تهران، این را نادیده میگیرد.
سیاستمداران حکومت، بحران را سیاسی نمیبینند. تجریشی میگوید: «بیآبی برای سیاسیون خوب شکل نگرفته است، آنها فشار را بر مردم میاندازند. برنامه پنجم توسعه، تالابها را خشک کرد. به جای معیشت پایدار، سدسازی را انتخاب کردند. فناوری را نادیده گرفتند. روانآب را هدر دادند». اینها، میراث دیکتاتوری خامنهای است.
اعترافات مسعود تجریشی: صدای درون ساختار حکومتی
مسعود تجریشی، از جامعه علمی حکومت خامنه ای است. اما صدای او، انتقادی است. او میپرسد: «چرا وزیر نیرو دیدگاه را تغییر نمیدهد؟ چرا به کانونهای گردوغبار بیتوجهیم؟ نامهای به رئیسی نوشتم، پاسخی نگرفتم. در دوران ابراهیم رئیسی، هیچ اقدامی صورت نگرفت». این اعتراف، شکاف را نشان میدهد. حتی سران علمی، از ناکارآمدی سردمداران حکومتی خشمگیناند.
تجریشی، حکومت را مایه شرم میخواند. «آدم تأسف میخورد» این مایه عبرت، اجتماعی است. مهاجرت اجباری از حاشیهها، اعتراضات مردمی، با شعار آب پیوند خورد. اما حکومت خامنهای، سرکوب میکند و بحران، عمیقتر میشود. تجریشی پیشبینی میکند: «با قطعی آب در تهران، مصرف کاهش نمییابد». فقط رنج بیشتررا به مردم تحمیل می کند.
ایران در آستانه «ورشکستگی آبی»؛ هشدارهای بینالمللی درباره بزرگترین بحران آب
عواقب جهانی: دیکتاتوری و نابودی محیط زیست
حکومت در تهران، ایران را به مایه عبرت تبدیل کرده و حکومت خامنه ای، مقصر اصلی آن است. مسعود تجریشی میگوید: «به جای نقشآفرینی، آب را انتقال میدهیم». مشهد، بیآبترین شهر. ارومیه، خشکشده. اینها، نتیجه ساختاری است که آخوندهای بی سواد و فاقد تخخصص علمی بر مصدر کارشناسان و متخصصان نشسته اند، همچون مداحی که کرسی ریاست دانشگاه را به او واگذار کرده اند. این نمونه برجسته و بارز اولویت اصلی حکومت را که سرکوب است، نشان میدهد و گسترش روز افزون اعدامها دال بر این واضعیت است که خامنه ای اولویت او بقای حکومت است نه معیشت و کاستن فشارهای معیشتی از مردم که کمرشان زیر بارگران آن خمیده شده است.
از منظر حقوق بشر، فاجعه واضح است. میلیونها نفر، قربانی سیاستهای غلط، کودکان و سالمندان در گردوغبار نفس میکشند. کشاورزان، بیکار میشوند وحکومت سرکوبگر، پاسخی هم نمیدهد. تجریشی هشدار میدهد: «آمادگی برای بدترین سناریو لازم است». اما بقای دیکتاتوری چون در اولویت اصلی است، نسبت به سایر مشکلات و بحرانها حکومت را کور کرده است.
این مایه عبرت، پیامی برای جهان دارد. دیکتاتوریها، محیط را نابود میکنند. ایران، مثال زنده است. مسعود تجریشی، با صراحت میگوید: «کشور بیآب، چرا بزرگترین دامداریها را دارد؟ از کیسه میخوریم، نه بهرهوری».
راه پیش رو: نیاز به تغییر بنیادین
بحران آب، نماد مایه عبرت دیکتاتوری است. سال آینده، آزمون بزرگ هم برای مردم و هم برای حکومت ضد بشری خامنه ای است. حکومت، یا تغییر میکند و سرنگون میشود و یا همچنان فشارهای بیشتری را به مردم تحمیل میکند. مسعود تجریشی میگوید: «سال بسیار بدی خواهد بود» این، نه پیشگویی، بلکه نتیجه سیاستهای حکومت خامنه ای است.
در نهایت، تمدن ایران، زنده است. اما نیاز به آب دارد. نیاز به آزادی و رفاه و آسایش دارد. حکومت خامنهای، به دلیل غرق بودن در بحرانهای لاعلاج فکر رفاه مردم را کناز زده است. مایه عبرت بودن، پایان نیست. آغاز مبارزه است. زنان، جوانان، دانشمندان، متحد میشوند. برای آبی پاک، برای ایرانی آزاد و دموکراتیک که بیتردید به دست مردم ایران با قیامهای سیل آسا بنیاد این دیکتاتوری را ویران می کنند.







