میلاد کانون نویسندگان ایران را در حالی گرامی میداریم که ایرانزمین غرق در سیاهی فقر و فساد حکومتی، اعدامهای بیرحمانه و گسترده، و زندانهای مملو از آزادیخواهان، بهویژه زنان و دختران آگاه و سلحشور است. امروز، در بهار ۱۴۰۴، شرایط ایران بیش از هر زمان دیگری بحرانی است. اقتصاد کشور زیر بار تحریمها، سوءمدیریت و فساد سیستماتیک در حال فروپاشی است.
تورم افسارگسیخته، بیکاری گسترده و فقر مطلق، زندگی میلیونها ایرانی را بهورطه نابودی کشانده است. در این میان، نظام ولایت مطلقه فقیه بهجای پاسخگویی به مطالبات مردم، با شدت بیشتری به سرکوب و سانسور روی آورده است. اعدامها که به ابزاری برای ایجاد رعب و وحشت تبدیل شدهاند، در سالهای اخیر به شکلی بیسابقه افزایش یافتهاند.
گزارشها حاکی از آن است که تنها در سال ۲۰۲۴، صدها نفر، از جمله فعالان سیاسی، معترضان و حتی افرادی با اتهامات غیرسیاسی، به دار آویخته شدهاند. زندانها نیز مملو از کسانی است که جرمشان تنها فریاد برای عدالت و آزادی بوده است. زنان و دخترانی که پس از قیام شکوهمند سال ۱۴۰۱ به نماد مقاومت تبدیل شدند، همچنان هدف اصلی سرکوب هستند.
بازگشت نیمه علنی گشتهای ارشاد به خیابانها، ضرب و جرح زنان، و بهراه انداختن تجمعات غیرقانونی لباس شخصی های چادری برای اجرای پوشش اجباری ، نشاندهنده عزم حاکمیت برای سرکوب هرچه بیشتر زنان است.
کانون نویسندگان پرچمدار آزادی بیان و مبارزه با سانسور
در این میان، کانون نویسندگان ایران، که از بدو تأسیس در سال ۱۳۴۷، پرچمدار دفاع از آزادی بیان و مبارزه با سانسور بوده، پنجاهوهفتمین سالگرد تأسیس خود را جشن میگیرد. بیانیه این کانون بهمناسبت این سالگرد، بار دیگر بر اصول بنیادین خود تأکید کرده است: «اکنون که پنجاهوهفت سالگی تأسیس کانون نویسندگان ایران را گرامی میداریم، تلاشهای همهی آزادیخواهان را ارج مینهیم و یک بار دیگر اعلام میکنیم که مبارزهی جمعی و حساسیت به ستم و سرکوب در سراسر جهان یگانه راهیست که میتواند به برچیده شدن سانسور و تحقق آزادی بیان بیانجامد»

این بیانیه نهتنها بازتابی از تعهد تاریخی کانون به آرمانهایش است، بلکه هشداری جدی بهشرایط کنونی ایران و جهان دارد. کانون نویسندگان ایران در این بیانیه بهدرستی اشاره میکند که «ضرورت»ی که به تأسیس این نهاد منجر شد، همچنان پابرجاست. این ضرورت، چیزی جز نیاز بهدفاع از آزادی بیان و مبارزه با سانسور نیست. نیازی که در ایران امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. رژیم آخوندی، با تشدید سانسور در رسانهها، فضای مجازی و حتی تئاتر و سینما، تلاش میکند هر صدای مخالفی را خاموش کند. گزارشها نشان میدهد که در سالهای اخیر، برخی نمایشها برای فرار از سانسور به زبان انگلیسی اجرا شدهاند، و نویسندگان برجستهای چون بکتاش آبتین ، رضا خندان (مهابادی) و کیوان باژن، محمود طراوتروی، آتفه چهارمحالیان، سعید هلیچی، ماندانا صادقی،رضا محمدی، بهروز یاسمی، امیرحسین آتش ویوسف گرامیپور، …بارها احضار و بازجویی و زندانی شدهاند .این سرکوبها تنها به نویسندگان محدود نمیشود؛ معلمان، کارگران، دانشجویان و فعالان حقوق بشر نیز با بازداشت، زندان و احکام سنگین مواجه هستند.
تلاش خامنهای برای پاک کردن رد پای جنایات گذشته
اما آنچه در شرایط کنونی ایران بیش از همه نگرانکننده است، تلاش باندهای مخوف غارت و سرکوب حامی خامنهای برای پاک کردن ردپای جنایات گذشته و حال خود است. کانون نویسندگان ایران در بیانیههای پیشین خود به تخریب گورستانهایی اشاره کرده که محل دفن زندانیان سیاسی اعدام شده در دهه ۶۰ است، و این اقدام را تلاشی برای «پاک کردن پرونده جنایت» توصیف کرده است.
این رویکرد نشان میدهد که فاشیسم دینی حاکم بر ایران نه تنها از گذشته درس نگرفته، بلکه با شدت بیشتری به سرکوب ادامه میدهد. در سال ۱۴۰۴، با تحت فشار قرار دادن دانشجویان و دانشگاهیان و تشدید فشار بر زنان، نهادهای امنیتی- نظامی بار دیگر شمشیر را از رو بستهاند. این اقدامات، که کانون نویسندگان آن را «سرکوب نظاممند» مینامد ، نهتنها حقوق ابتدایی عموم مردم ستمدیده ایران را زیر پا میگذارد، بلکه در یک جنگ و گریز شبانه روزی با جوانان و بویژه زنان آزاده میهن که به قول کانون، «نماد این مقاومت و پایداری» هستند،درگیری مستمر دارد.
در سطح جهانی نیز، همانطور که بیانیه کانون اشاره میکند، وضعیت آزادی بیان نگرانکننده است. از کشتار پزشکان در غزه توسط اسرائیل گرفته تا قوانین متحجر طالبان در افغانستان، و از سانسور برابریطلبی در آمریکا تا رشد جریانهای راست افراطی در اروپا، جهان با شبکهای از سرکوب و سانسور مواجه است. این شرایط، نیاز به مبارزه جمعی و جهانی علیه سانسور را بیش از پیش آشکار میکند. کانون نویسندگان ایران بهدرستی تأکید میکند که «اگر در جایی از جهان آزادی بیان نقض میشود، آزادی بیان در همه جای جهان در معرض خطر قرار میگیرد»
درهمین زمینه
بکتاش آبتین: ارزش هر انسان در عصیانی است که انجام میدهد!
در میان تاریکی، روشنایی مقاومت همچنان پا برجاست
با این حال، در میان این تاریکی، روشنایی مقاومت همچنان پابرجاست. جنبش درخشانی که پس از قتل مهسا (ژینا) امینی در سال ۱۴۰۱ آغاز شد، هنوز زنده است. زنان، دانشجویان، کارگران و بازنشستگان با وجود سرکوبهای شدید، به اعتراضات خود ادامه میدهند . شبکههای اجتماعی، هرچند با محدودیتهای شدید مواجهاند، همچنان بستری برای فریاد آزادیخواهی هستند. این مقاومتها نشان میدهد که خواست آزادی بیان، همانطور که کانون نویسندگان اشاره میکند، به «خواستی عمومی» تبدیل شده است.
از منظر اجتماعی و تاریخی باید گفت که نظام ارتجاعی حاکم بر میهن با سرکوب و سانسور، تنها به تعمیق بحرانهای خود دامن میزند. سانسور نهتنها مانع از رشد فرهنگی جامعه میشود، بلکه به گسترش فساد و نابرابری کمک میکند. اعدامها و زندانها نیز، بهجای ایجاد ترس، خشم عمومی را شعلهورتر کردهاند. خامنهای باید درک کند که سرکوب، راهحلی پایدار نیست.
تجربه تاریخی نشان داده که سرکوب صدای مردم، تنها به رادیکالتر شدن اعتراضات منجر میشود. همانطور که در دهه ۴۰ خورشیدی، بسته شدن کانون نویسندگان، روشنفکران را بهسوی سازمانهای چریکی بهعنوان تنها راه مبارزه با استبداد و وابستگی سوق داد .
یاد، نام و راه بنیانگذاران کانون نویسندگان را گرامی میداریم
در پایان، باید از مؤسسان کانون نویسندگان ایران تجلیل کرد. چهلونه نویسندهای که در سال ۱۳۴۷ با امضای اساسنامه کانون، بنای این نهاد را گذاشتند، از جمله سیمین دانشور، محمود اعتمادزاده (بهآذین)، نادر نادرپور، سیاوش کسرایی، داریوش آشوری، غلامحسین ساعدی و بهرام بیضایی و…، نهتنها پایهگذار یک تشکل صنفی بودند، بلکه چراغی را افروختند که در تاریکترین روزها راهنمای آزادیخواهان شد .
این مؤسسان، با شجاعت و تعهد خود، نشان دادند که قلم میتواند نیرومندتر از شمشیر باشد. امروز، در پنجاهوهفتمین سالگرد تأسیس کانون، یاد و خاطره آنها را گرامی میداریم و عهد میبندیم که راهشان را ادامه دهیم.
پنجاه و هفت سالگی کانون نویسندگان ایران خجسته باد!
عارف تهرانی







