چرا درآمدهای نفتی میتوانند تولید، صادرات و اشتغال را تضعیف کنند؟
کشتیهایی که ثروت آوردند، اما کارخانهها را خاموش کردند
در سال ۱۹۵۹، در شمال هلند میدان عظیم گاز طبیعی «خرونینگن» کشف شد. این کشف در ابتدا نویدبخش آیندهای درخشان بود. صادرات گاز به سرعت افزایش یافت، درآمدهای ارزی رشد کرد و بسیاری تصور میکردند اقتصاد هلند وارد دورهای طلایی شده است. اما تنها چند سال بعد، واقعیتی متفاوت آشکار شد. صنایع تولیدی قدرت رقابت خود را از دست دادند، صادرات صنعتی کاهش یافت و نرخ بیکاری در برخی بخشها افزایش پیدا کرد. اقتصاددانان دریافتند که ورود گسترده درآمدهای ارزی، ناخواسته به تولید داخلی آسیب زده است. از آن زمان، این پدیده با نام «بیماری هلندی» شناخته شد.
بیشتر بخوانید
نفرین منابع؛ چرا بسیاری از کشورهای ثروتمند از نفت، فقیر ماندهاند؟ – شماره ۳
داستان هلند، هشداری برای همه کشورهای برخوردار از منابع طبیعی بود. ثروتهای زیرزمینی، اگر بدون سیاستگذاری مناسب وارد اقتصاد شوند، میتوانند همان بخشهایی را تضعیف کنند که پایه توسعه پایدار هستند. به همین دلیل، بیماری هلندی امروز یکی از مهمترین مفاهیم اقتصاد منابع طبیعی و اقتصاد سیاسی به شمار میرود.
بیماری هلندی چیست؟
اصطلاح «بیماری هلندی» به وضعیتی گفته میشود که در آن ورود حجم زیادی از ارز حاصل از صادرات منابع طبیعی، موجب تغییر ساختار اقتصاد به زیان بخشهای مولد میشود.
هنگامی که درآمدهای نفتی یا گازی افزایش مییابد، مقدار ارز خارجی در اقتصاد نیز بیشتر میشود. اگر این درآمدها بهدرستی مدیریت نشوند، ارزش پول ملی نسبت به ارزهای خارجی افزایش مییابد یا بهصورت مصنوعی در سطحی بالاتر حفظ میشود. در نتیجه، واردات کالاهای خارجی ارزانتر و صادرات محصولات داخلی گرانتر میشود.
در نگاه نخست، این وضعیت ممکن است به سود مصرفکنندگان باشد؛ زیرا کالاهای وارداتی با قیمت پایینتری در دسترس قرار میگیرند. اما در پشت این ظاهر جذاب، صنعت داخلی بهتدریج قدرت رقابت خود را از دست میدهد. کارخانههایی که باید با کالاهای ارزان وارداتی رقابت کنند، سرمایهگذاری را کاهش میدهند، تولید افت میکند و فرصتهای شغلی از میان میرود.

اقتصاددانان مکس کوردن و پیتر نیری نشان دادند که بیماری هلندی تنها یک مسئله ارزی نیست؛ بلکه به تغییر جهت سرمایه، نیروی کار و سرمایهگذاری از بخشهای تولیدی به سمت بخشهای وابسته به درآمدهای منابع طبیعی منجر میشود. این جابهجایی، به مرور پایههای اقتصاد مولد را تضعیف میکند.
نفت چگونه صنعت را تحت فشار قرار میدهد؟
در اقتصادهای نفتی، دولت بخش بزرگی از درآمد ارزی را از صادرات نفت به دست میآورد. این درآمد، بدون آنکه حاصل رقابت صنعتی یا افزایش بهرهوری باشد، وارد اقتصاد میشود. در نتیجه، تقاضا برای کالاها و خدمات افزایش مییابد و همزمان، واردات نیز گسترش پیدا میکند.
وقتی واردات ارزانتر از تولید داخلی باشد، بسیاری از بنگاههای صنعتی توان رقابت خود را از دست میدهند. سرمایهگذاران نیز به جای ورود به بخشهای دشوار و بلندمدت مانند صنعت، فناوری یا کشاورزی، به فعالیتهایی روی میآورند که از درآمدهای نفتی و رانتهای ناشی از آن سود بیشتری به دست میآورند.
به این ترتیب، اقتصاد به جای آنکه بر پایه تولید و نوآوری رشد کند، به سمت تجارت، واسطهگری، واردات و فعالیتهای وابسته به درآمدهای نفتی حرکت میکند. این همان نقطهای است که بیماری هلندی، به تدریج ساختار اقتصاد را تغییر میدهد و ظرفیت تولید ملی را فرسوده میکند.
بیماری هلندی در اقتصاد ایران؛ از رونق نفت تا رکود تولید
اقتصاد ایران طی دهههای گذشته بارها آثار بیماری هلندی را تجربه کرده است. هر زمان که درآمدهای نفتی افزایش یافته، منابع ارزی بیشتری وارد اقتصاد شده و دولت توانسته است هزینههای خود را گسترش دهد. همزمان، واردات کالاهای مصرفی، واسطهای و حتی کالاهایی که امکان تولید آنها در داخل وجود داشته، رشد کرده است.
در کوتاهمدت، این روند ممکن است رفاه ظاهری ایجاد کند. بازارها مملو از کالاهای وارداتی میشوند و مصرف افزایش مییابد. اما در بلندمدت، تولیدکنندگان داخلی با رقیبی مواجه میشوند که به دلیل نرخ ارز و سیاستهای وارداتی، از مزیت قیمتی برخوردار است. بسیاری از صنایع توان رقابت خود را از دست میدهند، سرمایهگذاری صنعتی کاهش مییابد و اشتغال مولد آسیب میبیند.
در چنین فضایی، سرمایه نیز به جای حرکت به سمت تولید، به فعالیتهایی با بازدهی سریعتر مانند تجارت، واردات، زمین، مستغلات یا بازارهای سفتهبازانه سوق پیدا میکند. نتیجه آن، اقتصادی است که به جای خلق ارزش افزوده، به توزیع درآمدهای نفتی و فعالیتهای غیرمولد وابسته میشود.

نفت؛ جانشین تولید یا مکمل آن؟
یکی از خطاهای رایج در اقتصادهای نفتی آن است که درآمدهای نفتی به جای آنکه مکمل تولید باشند، جانشین آن میشوند. هنگامی که دولت بخش عمده منابع مالی خود را از صادرات نفت تأمین میکند، فشار کمتری برای ایجاد محیط مناسب کسبوکار، افزایش بهرهوری و حمایت از رقابت سالم احساس میشود.
در چنین شرایطی، رشد اقتصادی بیش از آنکه بر نوآوری، سرمایه انسانی و تولید صنعتی استوار باشد، به نوسانات بازار جهانی نفت وابسته میشود. هر افزایش قیمت نفت، رونق کوتاهمدتی ایجاد میکند و هر کاهش قیمت، اقتصاد را با کسری بودجه، تورم و رکود روبهرو میسازد.
به همین دلیل، بسیاری از اقتصاددانان معتقدند بیماری هلندی تنها یک مسئله ارزی نیست؛ بلکه نشانه وابستگی ساختاری اقتصاد به منابع طبیعی و ضعف بخشهای مولد است.
آیا میتوان بیماری هلندی را مهار کرد؟
تجربه کشورهایی مانند نروژ نشان میدهد که پاسخ مثبت است. تفاوت اصلی این کشورها با بسیاری از اقتصادهای نفتی، نه در میزان ذخایر، بلکه در شیوه مدیریت درآمدهای نفتی است.
سرمایهگذاری بخش بزرگی از درآمدهای نفتی در صندوقهای ثروت ملی، جلوگیری از ورود ناگهانی همه درآمدهای ارزی به اقتصاد داخلی، تقویت تولید، حمایت از صادرات غیرنفتی و حفظ انضباط مالی، از جمله اقداماتی است که میتواند آثار بیماری هلندی را کاهش دهد.
در مقابل، هرگاه درآمدهای نفتی مستقیماً صرف افزایش هزینههای جاری، واردات گسترده و توزیع رانت شود، اقتصاد بیش از پیش به نفت وابسته خواهد شد و بخشهای مولد توان رقابت خود را از دست خواهند داد.
بیماری هلندی در ایران
در مقاله دوم، دیدیم که درآمدهای نفتی چگونه میتوانند دولت رانتی را شکل دهند. در مقاله سوم، نظریه نفرین منابع نشان داد که وفور منابع طبیعی، بدون نهادهای کارآمد، الزاماً به توسعه منجر نمیشود.
اکنون بیماری هلندی حلقه اقتصادی این زنجیره را تکمیل میکند. درآمدهای نفتی، اگر بدون مدیریت بلندمدت وارد اقتصاد شوند، میتوانند تولید، صنعت، کشاورزی و صادرات را تضعیف کنند و اقتصاد را بیش از گذشته به واردات و درآمدهای خام وابسته سازند.
از منظر اقتصاد سیاسی، بیماری هلندی صرفاً یک اختلال در بازار ارز نیست؛ بلکه نشانهای از آن است که ثروت طبیعی، به جای آنکه در خدمت توسعه پایدار قرار گیرد، میتواند ساختار اقتصاد را به سمت مصرف، رانت و وابستگی سوق دهد. در چنین شرایطی، کاهش توان تولید داخلی، افزایش آسیبپذیری در برابر شوکهای خارجی و بیثباتی اقتصادی، پیامدهایی قابل انتظار خواهند بود.
آرمین بهاری
منابع
- W. Max Corden & J. Peter Neary, Booming Sector and De-industrialisation in a Small Open Economy.
- Richard Auty, Resource-Based Industrialization.
- Terry Lynn Karl, The Paradox of Plenty.
- Jeffrey D. Sachs & Andrew M. Warner:
- پژوهشهای مربوط به منابع طبیعی و رشد اقتصادی
- World Bank:
- گزارشهای توسعه و حکمرانی
- International Monetary Fund (IMF):
- مطالعات اقتصادهای متکی بر منابع طبیعی







