یک عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی تهران گفته است «بانکهای کشور پولی برای ارائه تسهیلات به بخش تولید ندارند.» عباس آرگون روز پنجشنبه ۵ اسفند در گفتوگو با یکی از خبرگزاریهای حکومتی اظهار داشت که دلیل نبود پول «افزایش قابلتوجه هزینه بانکها در حوزههای مختلف» است.
اظهارات این عضو اتاق بازرگانی مبنی بر افزایش هزینه بانکها در حالی است که بانکهای خصوصی و دولتی طی سه سال گذشته که اقتصاد ایران دچار بیثباتی بیشتری شده، فعالیتهای سفتهبازانه و سرمایهگذاری در بازارهای غیرمولد را افزایش دادهاند و درعینحال، رغبتی برای سرمایهگذاری در بخش تولید ندارند.
نقدینگی چه می شود؟
بانکها در ایران خالق نقدینگیهایی هستند که هیچگونه پشتوانهای ندارد. آنها با «عملیات پانزی» سپرده جذب و با همان سپردهها سودهای 20 درصدی پرداخت میکنند؛ اما آنها برای کسب سود بیشتر، بخش قابلتوجهی از این سپردهها را به بازارهای غیرمولد شامل مسکن، ارز، سکه و خودرو هدایت میکنند. در واقع آنها در قامت دلال وارد این بازارها میشوند و با ثروتهای کلانی که از مردم جذب کردهاند، به دلالی و بالابردن قیمتها در این بازارهای میپردازند.
مصطفی قلیخسروی، رئیس اتحادیه مشاوران املاک تهران روز شنبه 9 بهمن به رسانههای حکومتی گفته بود که «بخش زیادی از خانههای خالی، متعلق به بانک ها و دستگاههای دولتی است و قیمت کارشناسی آن به قدری بالاست که هیچ خریداری در مزایده برای آنها پیدا نمیشود.»
محمود فاطمی عقدا، معاون اسبق وزارت راه و شهرسازی نیز اواخر دی گفته بود «از زمانی که راه بنگاهداری بانکها باز شد و آنها به عنوان دلال وارد بازار مسکن شدند، وضعیت مسکن کشور به هم ریخت.»[بیاعتنایی بانکهای حکومتی به پیکر نحیف تولید در ایران]
به گفته او، «ورود بانکها برای خرید و تملک ساختمانها و واحدهای مسکونی با عدم عرضه مسکن همزمان منجر به افزایش قیمت در بخش مسکن شد.»
چرا بانکها بخش تولید را حمایت نمیکنند؟
سیاستهای ناکام اقتصادی حکومت ایران طی سالهای گذشته از صنعت و تولید، پیکرهای به جان باقی گذاشته است. آمارهای سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران نشان میدهد تعداد کل واحدهای صنعتی «ورشکسته» یا «راکد» به ۱۷ هزار مورد رسیده است.
برای بانک ها در ایران که عموماً تحت کنترل حکومت ولایتفقیه هستند، کسب حداکثر سود، حرف اول و آخر را میزند؛ ازاینرو، بخش تولید که توان رقابت با کالاهای خارجی را ندارد و از تنوع بازارهای صادراتی هم محروم است، هیچ جذابیت مالی برای آنها ندارد؛ بنابراین، نهفقط طرحهای تولیدی حمایت مالی نمیشوند، بلکه بسیاری از واحدهای بزرگ که برای صدها و هزاران نفر شغل ایجاد کردهاند، با بیاعتنایی نظام مالی حکومت مواجه هستند.
وزارت صنعت، معدن و تجارت چندی پیش اعلام کرد که از ابتدای سال جاری تا آخر دی در قالب طرح رونق تولید، به ۲۱۴۱ واحد تولیدی کوچک و متوسط، فقط ۳ هزار و هشت میلیارد و ۳۴۷ میلیون تومان پرداخت شده است. پرداخت این مبلغ اندک به واحدهای تولیدی و صنعتی در حالی است که طی سه سال گذشته بانک های خصوصی ایران دستکم 200 هزار میلیارد تومان از نقدینگی کشور را وارد سفتهبازی در بخشهای مسکن، ارز، طلا و خودرو کردهاند.
شعار توخالی خامنهای در حمایت از تولید
بیاعتنایی این موسسات مالی حکومتی به پیکر نحیف تولید در حالی است که علی خامنهای، رهبر حکومت ایران طی سالهای گذشته شعارهای متعددی در حمایت از تولید سر داده و در شعارهای هرسال خود از واژه «تولید» استفاده کرده است. او در حرف، حامی تولید است اما در عمل، دشمن شماره یک تولید و صنعتگرانی به شمار میرود که از نبود سرمایه در گردش و اعتبار برای به انجام رساندن پروژههایشان در رنج هستند.
بررسی ساختار نظام پولی ایران نشان میدهد تقریباً همه آنها وابسته به حکومت هستند و به طور مستقیم و غیرمستقیم ردی از هسته سخت قدرت به رهبری خامنهای در آنها دیده میشود. برای مثال، نهادهایی مانند سپاه پاسداران، ستاد اجرایی فرمان خمینی، آستان قدس رضوی، بنیاد مستضعفان که همگی تحت کنترل ولیفقیه هستند، از طریق شرکتهای زیرمجموعه خود، وارد بانکداری شدهاند و سهامدار عمده برخی بانکهای بزرگ هستند.
بانک هایی از جمله سپه، حکمت ایرانیان، ملت، سینا و مهر اقتصاد به طور مستقیم تحت کنترل ارتش، سپاه، بنیاد مستضعفان و بسیج قرار دارند و همه این نهادها نیز تحت کنترل خامنهای هستند. صرفاً 5 درصد از سرمایههایی که این پنج موسسه طی سالهای گذشته انباشتهاند، میتواند بخش تولید را از باتلاقی که در آن گرفتار شده است، نجات دهد.
پرسش این است: چرا بنگاههایی که خامنهای به گونهای ریاست آنها را بر عهده دارد، به داد تولید نمیرسند تا حداقل بخشی از بحران بیکاری در کشور حل شود؟ هواداران ذوب در ولایت چگونه میتوانند این دو رویی رهبرشان را در مواجه با بخش تولید، توجیه کنند؟
مجتبی احمدی . تحلیلگر مسائل ایران







