بودجه سال آینده طناب دار رژیم ایران. سایت لوانت انگستان در خصوص بودجه سال آینده و اینکه طناب داری برای رژيم ایران است. مطلبی را درج داده است. در مقاله به بودجه سال آینده طناب دار رژیم ایران خواهد بود. و اینکه بودجه بر اساس دلخوشی به تغییرات سیاسی در امریکا بسته شده است، اشاره شده. همچنین در این مقاله به اینکه روحانی گفته، بودجه بر اساس درآمدهای غیرنفتی بسته شده است. و اینکه در لایجه بودجه نشانی از تائید حرف روحانی نیست، پرداخته است.
ایران؛ بودجه نامتعادل، طنابدار رژیم ایران
حسن روحانی در ۲دسامبر ۲۰۲۰ لایحه بودجه سال ۱۴۰۰ (سال ایرانی ) را به مجلس ارائه کرد. تا کار بررسی بودجه سال آینده آغاز شود. ولی جر و بحث بر سر بودجه و منابع درآمدی دولت از همین الان شروع شده است. دولت بودجه سال آینده را بر اساس پیشبینی افزایش صادرات نفتی سوار کرده است. امری که تنها در صورت توافق با آمریکا دست یافتنی خواهد بود.
حسن روحانی در موقع ارائه آخرین بودجه دوره ریاست جمهوریاش گفت که لایحه بودجه دولت با فرض باقیماندن تحریمها و ادامه سیاست فعلی دولت آمریکا بودجه تدوین شده است. و بخش عمده هزینهها در این بودجه متکی به درآمدهایی غیر از فروش نفت و مشتقات است. اما متن لایحه بودجهای که ساعتی بعد در سایت سازمان برنامه و بودجه ایران قرار گرفت. نشانی از تائید سخنان حسن روحانی ندارد.
بیشتر بخوانید
بودجه ۱۴۰۰؛ نماد ورشکستگی و دروغ درمانی
بودجه ۱۴۰۰؛ گشادهدستی برای تروریسم، تنگ چشمی برای مردم
نگاهی کوتاه به کلیات بودجه
به صورت کلی دولت حسن روحانی در آخرین بودجهای که تدوین کرده سقف بودجه دولت را حدود ۴۰۰هزار میلیارد تومان بالاتر از سال پیش برده است. در سال ۱۳۹۹، دولت منابع و مصارف را ۲۰۲۶هزار میلیارد تومان تعیین کرده بود. که این رقم در لایحه ۱۴۰۰ به ۲۴۳۵هزار میلیارد تومان افزایش یافته است.
از این میزان، ۹۲۹.۸هزار میلیارد تومان سهم بودجه عمومی کشور است. ۱۵۶۲هزار میلیارد تومان نیز به شرکتهای دولتی، موسسات غیرانتفاعی وابسته به دولت و بانکها اختصاص یافته است.
تورم ۴۸درصدی
این لایحه در بخش بودجه عمومی اندکی انبساطی و در بخش مربوط به شرکتهای دولتی و بانکها انقباضی است. به بیان دیگر با مقایسه سرجمع بودجه عمومی در سال ۱۳۹۹ با ۱۴۰۰ میبینیم که دولت دستکم تورم حدود ۴۸درصدی سالیانه را پذیرفته و آن را در رشد هزینههای عمومی کشور در سال ۱۴۰۰ لحاظ کرده است.
اما در دخل و خرج شرکتهای دولتی و بانکها ما تنها رشد ۸درصدی مشاهده میکنیم. به نظر میرسد دولت در سال آینده و در صورت تحقق ۱۰۰درصدی منابع، توجه بیشتری به هزینههای عمومی کشورخواهد داشت تا حیاط خلوت اختصاصیاش.
چشم امید به امریکا
اما برای آنکه ببینیم دولت حسن روحانی سال آینده را از لحاظ فروش نفت چطور ارزیابی کرده. باید فصل درآمدهای حاصل از فروش نفت و مشتقات را در لایحه فعلی با وضعیت جاری مقایسه کرد.
کسانی که با اصطلاحات بودجهای آشنایی کمتری دارند ممکن است با دیدن لایحه نتوانند به راحتی نگاه دولت به نفت را در بودجه دریابند. در بودجهریزی سالیانه، منابع حاصل از فروش نفت در سرفصل «منابع عمومی دولت از محل واگذاری داراییهای سرمایهای» وارد میشود.
در این بخش و بر اساس آنچه در بخش اول لایحه آمده است. دولت در سال ۱۴۰۰ درآمدی بالغ بر ۲۵۲هزار میلیارد تومان را به فروش نفت اختصاص داده است.
بودجه با هزینههای فاقد درآمد اختصاصی
به بیان دیگر از سرجمع هزینههای ۸۴۱هزارمیلیاردی اداره عمومی کشور(هزینههای فاقد درآمد اختصاصی)، حدود ۳۵درصد آن به سرنوشت بشکههای نفت وابسته است. اما تا زمانی که این رقم ۲۵۲ هزار میلیارد تومانی ناشی را به دلار و میزان فروش روزانه نفت تبدیل نکنیم خوشبینی یا بدبینی دولت نسبت به تحولات خارجی را در نمییابیم.
گرچه دولت برای شش ماهه نخست امسال باید حدود ۵۴هزار میلیارد تومان درآمد نفتی میداشت. ولی در عمل فقط توانست ۲۷هزار میلیارد تومان نفت بفروشد.
بودجه بر اساس دلاری ۱۱هزار و ۵۰۰
دولت در سال آینده درآمدهای دلاری خود را با نرخ تبدیل ۱۱ هزار و ۵۰۰تومان در نظر گرفته است. همچنین متغیر دیگر در محاسبه مجموع درآمد نفتی، نرخ پایه هر بشکه نفت بر اساس تخمین وزارت نفت است. این نرخ نیز در لایحه بودجه ۴۰دلار در نظر گرفته شده است.
حال که همه اعداد لازم برای محاسبه را در اختیار داریم. میتوان به اعدادی رسید که ماهیت سیاستی بودجه را نشان میدهند. دولت برای سال آینده فروش ۲میلیون و ۳۰۰هزار بشکه نفت در هر روز را پیشبینی کرده و تنها در این صورت میتواند به درآمد ۲۲۵ هزار میلیارد تومانی برسد.
این در حالی است که در بودجه سال جاری سهم درآمدهای نفتی ۱۰۷هزار میلیارد تومان است. رقم ۱۰۷هزار میلیارد تومان نیز بر مبنای فروش روزانه ۱.۱میلیون بشکه نفت پیشبینی شده بود. که البته در ششماهه نخست سال جاری و در بهترین تخمین ممکن ایران توانسته ۵۰۰هزار بشکه نفت در روز بفروشد.
کمبود بودجه فروش نفت
به بیان دیگر گرچه دولت برای شش ماهه نخست امسال باید حدود ۵۴هزار میلیارد تومان درآمد نفتی میداشت ولی در عمل فقط توانست ۲۷هزار میلیارد تومان نفت بفروشد.
دولت برای آنکه در سال جاری، کسری بودجه ناشی از کاهش فروش نفت در ششماهه اول سال را جبران کند. باید بتواند روزانه ۱میلیون و ۶۰۰ هزار بشکه نفت در شش ماهه دوم بفروشد. این سناریو قطعا رخ نخواهد داد. چرا که دستکم ۴۰روز دیگر تا تغییر دولت در آمریکا زمان مانده است.
اما اگر فرض را بر این بگذاریم که تا روز ۲۰ ژانویه و روی کار آمدن بایدن اوضاع فروش نفت برای ایران تفاوتی نکند. و بایدن هم همان روز تحلیف، تحریمهای نفتی ایران را معلق کند. ایران باید در دو ماه بهمن و اسفند روزانه ۳میلیون بشکه نفت بفروشد تا کسری بودجه سال جاری را پاسخ بدهد.
انتظار رفتن ترامپ برای لغو تحریمها
به بیان دیگر برخلاف آنچه دولت ادعا میکند. ایران بیصبرانه منتظر رفتن ترامپ و گشایش نفتی و لغو تحریمها در این زمینه است. اگر تحریمهای نفتی در دولت بایدن برداشته نشود و یا تعلیق تحریمها منوط به مذاکراتی شود که مانند برجام بیش از یک سال به درازا بکشد، ایران در سال آینده و تنها از محل عدم تحقق درآمدهای نفتی، کسری درآمدی حدود ۱۹۸هزار میلیارد تومانی خواهد داشت .
کسری بودجه مساوی فقر بیشتر مردم
طبیعتاً این کسری بودجه به گرانی بیشتر اجناس و فقر بیشتر مردم راه خواهد برد. در حال حاضر بیش از ۶۰٪ مردم ایران زیر خط مطلق فقر زندگی میکنند. و با بودجه سال آینده باید انتظار داشت که این درصد افزایش بیشتری پیدا کند. ولی عواقب این کسر بودجه فقط در همینجا ختم نمیشود. بلکه مطمئنا با واکنش و خشم بیشتر مردم و بصورت قیامهایی از نوع نوامبر۲۰۱۹ که با افزایش قیمت بنزین شعلهور شد. و در عرض مدت کوتاهی بیش از ۱۰۰شهر را فرا گرفت مواجه خواهیم بود. و البته شاید هم این بار راه به سرنگونی خامنهای منتهی شود.







