سپاه پاسداران چرا به تناقضگویی افتاد؟!
شاید هنوز برای خیلی از بسیجیها و نیروهای وفادار به رژیم این سوال وجو دارد که چی شد که بعد از یک هیاهو یک باره فریاد«انتقام انتقام!» خاموش شد؟ چرا توافق تسلیم دیروز حالا توسط سپاه به توافق عزتمندانه تغییر ماهیت! داد؟
اظهارات تازه یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران، بیش از آنکه تبیین سمت و سوی یک توافق باشد، تلاشی برای بازنویسی روایت شکست حکومت است. او مدعی شده تفاهمنامه با آمریکا «از موضع عزت و قدرت» تنظیم شده و از ابتدا نیز مورد تأیید مجتبی خامنهای بوده است. این ادعا اما با آنچه تنها چند هفته پیش در فضای رسمی حکومت جریان داشت، آشکارا در تضاد است.
در همان روزهایی که متن تفاهمنامه منتشر شد، رسانههای نزدیک به سپاه، چهرههای موسوم به جریان انقلابی و حتی برخی مقامات حکومتی آن را «تسلیم»، «عقبنشینی» و «خیانت به خون کشتهشدگان» توصیف میکردند. در تجمعات شبانه، نسخههای این توافق به آتش کشیده شد و برگزارکنندگان، دولت و مذاکرهکنندگان را به سازش با آمریکا متهم کردند. اگر به گفته یدالله جوانی این تفاهمنامه از ابتدا با تأیید رهبر رژیم ایران تنظیم شده بود، این پرسش همچنان برای بسیجیان عاری از فهم سیاسی بیپاسخ میماند که چرا همان نیروهای وفادار به ولایت، علیه آن بسیج شدند و چرا سپاه و بیت خامنهای در برابر آن سکوت کردند؟ و آن جنجال«علیالاصول» چه بود؟
بیشتر بخوانید
چرا بندرعباس و چابهار در مرکز تحولات نظامی قرار گرفتهاند؟
دو راهی مرگبار تسلیم یا جنگ؟
پاسخ را باید نه در ادعاهای امروز سپاه، بلکه در تحولات میدانی دو هفته گذشته جستوجو کرد. رژیم ایران در این مدت زیر سنگینترین فشارهای نظامی و اقتصادی سالهای اخیر قرار گرفت. حملات مستمر آمریکا، فرسایش توان نیروهای نیابتی، افزایش هزینههای امنیتی و مهمتر از همه، فشار ناشی از محدود شدن مسیرهای دریایی و اختلال در شبکههای لجستیکی و تجاری، معادلات تهران را تغییر داد. حکومتی که تا دیروز شعار «مقاومت تا آخرین نفس» سر میداد، ناگهان همان«تسلیمنامه» را «عزتمندانه» تبلیغ میکند.
در واقع، آنچه تغییر کرده، نه ماهیت توافق، بلکه شرایط رژیم است. هنگامی که توازن قوا به زیان حکومت تغییر میکند، دستگاه تبلیغاتی مأمور میشود عقبنشینی را «پیروزی» معرفی کند. همان الگویی که در پایان جنگ ایران و عراق با تعبیر «جام زهر» و سالها بعد در مذاکرات هستهای با عنوان «نرمش قهرمانانه» تجربه شد، اکنون بار دیگر تکرار میشود؛ با این تفاوت که این بار سپاه نیز مستقیماً مسئول توجیه عقبنشینی شده است.
اظهارات یدالله جوانی را باید در امتداد پیام اخیر مجتبی خامنهای نیز ارزیابی کرد. آن پیام، بهطور ضمنی تکلیف جریانهای تندرو را روشن کرد و اکنون معاون سیاسی سپاه مأمور شده است به بدنه نیروهای حکومتی تفهیم کند که دیگر زمان مخالفت گذشته و باید روایت جدید را بپذیرند. به بیان دیگر، آنچه تا دیروز «سند تسلیم» بود، امروز به فرمان رأس هرم قدرت به «تفاهمنامه عزت» تبدیل شده است؛ تغییری که نه حاصل کشف حقیقت، بلکه نتیجه ضرورتهای سیاسی و بقای حکومت است.
قیام مردم و وحشت دائمی سپاه
اما مهمتر از همه اینها، واقعیتی است که در پس این چرخش آشکار پنهان مانده است. رژیم ایران ممکن است زیر فشار حملات آمریکا، محاصره دریایی یا تهدیدهای نظامی ناچار به عقبنشینی تاکتیکی شود، اما آنچه بیش از هر عامل خارجی خواب را از چشمان فرماندهان سپاه و رهبران حکومت ربوده، مردم ایران هستند. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که هرگاه رژیم در عرصه خارجی عقب مینشیند، نگرانی اصلی آن نه واشینگتن، بلکه خیابانهای تهران، تبریز، زاهدان، اهواز و دیگر شهرهای ایران است. سپاه بهخوبی میداند که خطر نهایی برای بقای این نظام از ناوهای آمریکایی آغاز نمیشود؛ از مردمی آغاز میشود که بارها نشان دادهاند آمادهاند در نخستین فرصت، سرنوشت خود را به دست بگیرند.
۶۰عملیات آتشین کانونهای شورشی در روز سهشنبه ۶مرداد رو در روی بیعتخوانی و بیعتخواهی مجتبی خامنهای گواه این واقعیت است که تهدید برای بقای رژیم ولایت فقیه همچنان نه آسمان بلکه زمین رنج کشیده و خاک تفتیده ایران است. کما اینکه محکومیت جهانی اعدامهای مستمر شورشگران و کانونهای شورشی نیز گواه همین واقعیت است که رژیم وقتی پای بقایش در میان باشد به هر بدنامی تن میدهد.
از همین رو، بزرگترین هراس رژیم نه از حملات آمریکا، بلکه از قیامی است که میتواند آخرین ستونهای قدرت آن را فرو بریزد. تورم ۸۹درصدی و فقرو بیکاری فراگیر یک جامعه آتشفشانی را در انتظار جرقهای نگاه داشته است . قیامی که سنگبنای آن را کانونهای شورشی و جوانان شورشگر در سراسر ایران برپا کردند. افزایش اعدام شورشگران و کانونهای شورشی روی دیگر همین چرخش ناگهانی سپاه پاسداران است.
منابع
- مصاحبه یدالله جوانی معاون سیاسی سپاه با ایران
- پیام اخیر مجتبی خامنه ای به شیخ نعیم قاسم







