چرا خاکستری سیاهتر از سیاهی است؟
دنیای امروز، پر از پیچیدگیها و ابهامات فراوان است. بسیاری، عادت کردهایم جهان را فقط به رنگ سیاه و سفید بنگریم. سفید نماد خیر، پاکی، عدالت، شجاعت و سیاهی نماد شر، فساد، ظلم و تباهی است.
اما در میان این طیفها، منطقه وسیعی به نام «خاکستری» وجود دارد. خاکستری جاییست که تصمیمها همیشه شفاف نیستند، مرز میان درست و غلط گاهی محو میشود. انتخاب افراد اغلب تحت تأثیر عوامل خارجی مانند ترس، منافع شخصی یا فشار اجتماعی قرار میگیرد. خیلی از افراد خاکستری را یک منطقه میانی بیضرر میپندارند. اما آیا واقعاً چنین است؟ آیا خاکستری گذرگاهی خنثی است یا خودش نوعی سیاهی پنهان و فریبنده میباشد؟.
از نظر نگارنده، فرقی بین خاکستری و سیاهی نیست. خاکستری نه تنها بیضرر نیست، بلکه مضرترین شکل سیاهیست؛ چون خودش را بیگناه جلوه میدهد. خاکستری آرام و نامحسوس عمل میکند و جامعه را به تدریج به سمت تباهی میکشاند. وقتی که سیاهی بارز میشود، همه او را میبینند و میتوانند در برابرش موضع بگیرند. اما کسی که خاکستری باشد چطور؟ او نه دروغ میگوید که بگوییم دروغگوست، نه راست میگوید. نه ستم میکند که بگوییم ستمگر است، نه توان برقراری عدالت را دارد که بگوییم عادل است. او فقط «سکوت» میکند، «بیطرف» میماند یا میگوید «همه مقصرند». این رفتارها، که به ظاهر خنثی میباشند، در واقع پایه و اساس سیاهی را محکم میکنند.
طیف خاکستری چگونه عمل میکند؟
در طیف خاکستری انرژی لازم برای تحلیل موقعیت و انتخاب سمت درست وجود ندارد، پس راحتترین گزینه «بیتفاوتی» است. این بیطرفی ظاهری، این سکوت محتاطانه، دقیقاً همان چیزی است که سیاهی را ممکن میسازد. تاریخ انباشته از نمونههایی این چنینی است. برای مثال، در دوران هولوکاست، میلیونها شهروند آلمانی «نه نازیها» با سکوت و بیتفاوتیشان اجازه دادند که فاجعه رخ دهد. آنها گفتند: «به من ربطی ندارد»، «من فقط دستور را اجرا میکنم»، «نمیخواهم درگیر شوم»، «هر دو طرف اشتباه دارند»، «من که یهودی نیستم».
یا در انقلابهای مدرن، مانند جنبشهای اجتماعی در خاورمیانه، جایی که بسیاری از مردم با گفتن «سیاست به ما مربوط نیست» اجازه دادند دیکتاتورها قدرتشان را حفظ کنند. مسئولیت را به گردن دیگران میاندازد تا خود اقدامی نکند این همان چیزی است که سیاهی را پایدار میکند. وقتی کسی میگوید «من نه با اینم نه با اون»، در واقع با وضع موجود همراه شده است. چون وضعیت موجود، معمولاً محصول سیاهی است که پیشتر رخ داده و حالا با سکوت خاکستری تثبیت میشود. بیطرفی در برابر ظلم، خود نوعی همراهی با ظالم است.
نگاه الی ویزل به سکوت
همانطور که الی ویزل، بازمانده هولوکاست و برنده جایزه نوبل صلح، گفت: «بیطرفی به نفع ستمگر است، نه قربانی. سکوت، ستمگر را تشویق میکند، نه مظلوم را». الی ویزل که خودش شاهد وحشت اردوگاههای مرگ بود، تأکید میکرد که بدترین چیز، نه خود شر، بلکه بیتفاوتی در برابر آن بود. رفتارهای به ظاهر بیضرر، آجر به آجر دیوار سیاهی را بالا میبرند. جهان پیچیده است، پر از سایهها و ابهامات، اما پیچیدگی، بهانهای برای فرار از انتخاب نیست. در هر موقعیت پیچیدهای، همچنان یک سمت درست وجود دارد. همچنان میتوان تشخیص داد که کدام رفتار، انسانیت را بیشتر حفظ میکند و کدام یکی بیشتر نابود میکند. هیچکس برای همیشه در میانه نمیماند. یا به سمت سفید حرکت میکند یا به سمت سیاه کشیده میشود. سکوت طولانی، خود یک انتخاب است، انتخابِ همراهی با جریان غالب را بدنبال دارد چرا؟ چون سیاهی فعال است، قدرت دارد، منابع دارد، و خودش را تحمیل میکند. در حالی که برای غلبه بر این وضع، نیاز به تلاش جمعی میباشد. حتی اگر تعداد کمی به سمت سفید حرکت کنند میتوانند موج تغییر ایجاد کنند. این را در نمودهای موفق تاریخ میتوان دید، سقوط دیوار برلین، جایی که سکوتها شکست و مردم انتخاب کردند. اگر میخواهیم جهان بهتر شود، باید این توهم را که خاکستری یک فضای امن و بیطرف است کنار بگذاریم. خاکستری، شکل نرم و فریبنده سیاهی است. فرقی بین آنها نیست؛ فقط یکی آشکار است و دیگری پنهان. پس دفعه بعد که خواستیم بگوییم «من بیطرفم» یا «همه تقصیر دارند» یا «نمیخواهم قضاوت کنم»، از خودمان بپرسیم. این بیطرفی، واقعاً به نفع کدام طرف است؟. آیا این سکوت، قربانی را بلندتر میکند یا ظالم را؟
پاسخ معمولاً روشن است، بیطرفی ما اغلب به نفع ظالم است، چون تغییر نیاز به اقدام دارد. پس اگر پاسخ روشن است، دیگر جایی برای خاکستری باقی نمیماند. این به معنای کمالگرایی نیست؛ سفید بودن یعنی تلاش برای بهتر شدن، حتی اگر گامها کوچک باشد. انتخاب با ما میباشد نه فقط در لحظات بزرگ تاریخی، بلکه در هر روز زندگی. ما میتوانیم جهان را با انتخابهایمان سفیدتر کنیم، یا با سکوتمان اجازه دهیم سیاهتر شود. مسئولیت نهایی بر عهده ماست، و این انتخاب، میراث ما را تعیین میکند. انتخابهای ما سرنوشت را شکل میدهد.
صالح شهنی







