در حالیکه ساختار قدرت در ایران آخوند زده تحت سلطه خامنهای و نهادهای وابسته به آن، از جمله سپاه پاسداران، عامل اصلی بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران شناخته میشوند، خامنهای در سخنرانی روز شنبه خود با کارگران، بار دیگر نقش «دلسوز ملت» را بازی کرد. او در حالی از معیشت و امنیت شغلی کارگران سخن گفت که بخش بزرگی از استثمار ساختاری نیروی کار در ایران، زیر نظر نهادهای تحت مدیریت او انجام میگیرد».
خامنهای، که در مقام فرمانده کل نیروهای مسلح نظارتی کامل بر سپاه پاسداران و بنیادهای اقتصادی وابسته دارد، از کارگران خواست «در سود تولید شریک شوند» و «امنیت شغلی و ایمنی بدنیشان تأمین شود»، حال آنکه دهها شرکت و کارتل اقتصادی متعلق به نهادهای نظامی- مذهبی وابسته به دفتر او، از جمله بنیاد تعاون سپاه، آستان قدس، بنیاد مستضعفان و قرارگاه خاتمالانبیا، خود جزو بدنامترین نهادهای ناقض حقوق کارگران، محیط کار و قراردادهای شغلیاند.
در همین زمینه
پنهانکاری اتمی و سرکوب عریان: دو روی یک سکه برای بقای استبداد!
خامنهای بدترین دشمن کارگران
خامنهای همچنین مدعی شد که «در دولت رئیسی، ۸۰۰۰ کارخانه به مدار تولید بازگشتهاند» و از آن بهعنوان یک افتخار یاد کرد؛ در حالی که همزمان گزارشهای متعددی از تعطیلی یا نیمهتعطیلی بنگاههای صنعتی، مطالبات معوقه کارگران، قراردادهای سفید، و عدم اجرای قانون کار در سرتاسر کشور وجود دارد. رئیسی که خود یکی از مجریان سرکوبهای خونین آبان ۹۸ و قاضی اعدامهای ۶۷ بود، حالا در روایت خامنهای تبدیل به «شهیدی حامی کارگران» شده است؛ نمونهای از جعل تاریخی که تنها برای سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی و جنایت طراحی میشود.
خامنه ای ادعا کرد که آمریکا با طرح مسائل حاشیهای میخواهد توجهها را از فاجعه غزه منحرف کند. اما در همین ایران، دولت تحت فرمان او با انواع اخبار ساختگی، سانسور گسترده و روایتسازیهای جعلی تلاش میکند تا فاجعه انفجار و آتش سوزی در بندر عباس را بپوشاند و از یادها فراموش کند.
در همین سخنرانی، خامنهای از ممنوعیت واردات کالاهای مشابه داخلی دفاع کرد و تولید داخلی را راه نجات دانست،
خامنه ای گفت؛ «آدم تعجب میکنه اگر جوان ایرانی میتوانه اون جور موشکی تولید کنه، اون جور سلاحی تولید کنه، اون جور محصولی تولید کنه، خب میتوانه خودرویی هم تولید کنه که مصرف اش کمتر باشه، تولیدش بهتر باشه، روی این کار کنیم، روی این تکیه کنیم، کار آسان رو اونی که آسانتر هست این هست که بگیم خیلی خب راه رو باز کنیم از خارج داخل بشه این به ضرر کشور است این به ضرر جامعه کارگری ست به ضرر کل کشور است…»
رنج و ستم بر کارگران ایران
اما پاسخ نداد که چرا با وجود میلیاردها دلار بودجه، صنایع خودروسازی ایران (ایرانخودرو و سایپا) که عمدتاً با رانت و فساد اداره میشوند، هنوز نتوانستهاند خودرو قابل رقابت تولید کنند؟ چرا دهها هزار میلیارد تومان یارانه و تسهیلات، سر از جیب نهادهای خاص درمیآورد ولی به جیب کارگران یا بهبود زیرساختها نمیرسد؟
او از تولید موشک و پهپاد سخن گفت و آن را نشانه توانایی مهندسان ایرانی دانست، اما نگفت چرا در همان کشور، درمان رایگان، تحصیل باکیفیت، یا حتی غذای کافی برای بخش بزرگی از جمعیت در دسترس نیست؟
در نهایت، خامنهای در نقش «رهبرفرزانه!» تلاش کرد تا با شعارهای ضدآمریکایی و ضداسرائیلی، بار دیگر ذهنها را از بحرانهای داخلی منحرف کند، بیآنکه کمترین مسئولیتی در برابر فجایع اقتصادی، سرکوب مدنی و نابودی سرمایه انسانی ایران بپذیرد. او همچنان خود را به کوچه علیچپ میزند، گویی نه در رأس قدرت است، نه از منابع کشور آگاه، نه از رفتارهای مخرب نهادهای تحت امرش خبر دارد.
اما دیگر کسی فریب این بازیهای نمایشی را نمیخورد. واقعیت، آن چیزیست که کارگران در کف کارخانهها تجربه میکنند؛ همان جایی که دست کارتلهای امنیتی–اقتصادی بر گلویشان فشار میآورد و «رهبر» با لبخند از مشارکت در سود تولید سخن میگوید. و کارگر این را می فهمد که راز و رمز رسیدن به حقوق برابر و عادلانه در ستیز و نبرد با حاکمیت ستمگر است. تنها با اتحاد و تشکل و سازماندهی می توان کارفرمای بزرگ یعنی ولی فقیه و کارگزارانش از جایگاه استثمارگرانه شان پایین کشید و ماندگاری کرامت انسانی را جشن گرفت.







