خروش کانونهای شورشی قهرمان علیه احکام اعدام و کشتار فرزندان ایران همچنان ادامه دارد. در روزهای اخیر، موج جدیدی از اعدامها بار دیگر چهره کریه و ضد انسانی حکومت ولایت فقیه را به نمایش گذاشته است. تنها در دو روز نخست اسفندماه، خبر ۱۷اعدام فاششده از سوی این رژیم منتشر شد که نشاندهنده استیصال و ضعف حاکمیت برای حفظ قدرت از طریق ترور و وحشت است.
از زمان روی کار آمدن پزشکیان، رئیسجمهور خامنهای، تاکنون ۸۵۴جوان ایرانی با طناب دار به کام مرگ فرستاده شدهاند؛ آماری تکاندهنده که نه تنها نقض آشکار موازین حقوق بشر، بلکه سندی بر ماهیت خونریز و سرکوبگر این رژیم است. این اعدامها، که هیچگونه تطابقی با مفاد بیانیه جهانی حقوق بشر ندارند، به ابزاری برای مهار جامعهای تبدیل شدهاند که در آستانه انفجار خشم و مقاومت قرار دارد.
پاسخ آتشین کانونهای شورشی به حکومت اعدام با شعار نه به اعدام
حکومت خامنهای با حلقآویز کردن جوانان، تلاش میکند طناب مرگ سرنگونی را از گردن خود دور نگه دارد. اما این سیاست جنایتبار نه تنها جامعه را مرعوب نکرده، بلکه آتش خشم و عصیان را در دل جوانان ایرانی شعلهورتر ساخته است. در این میان، کانونهای شورشی، بهعنوان پیشگامان مقاومت مردمی، با شعار «نه به اعدام» پاسخی قاطع و آتشین به این جنایات دادهاند. عملیات اخیر کانونهای شورشی در سراسر ایران، که شامل ۱۵اقدام تهاجمی علیه مراکز سرکوب و نمادهای رژیم بود، نشاندهنده عزم راسخ نسل جوان برای به چالش کشیدن این نظام است.
عملیات کانونهای شورشی،پاسخ آتشین به رژیم اعدام
گزارشها حاکی از آن است که کانونهای شورشی در سلسله عملیات هماهنگ و شجاعانه، پایگاههای سرکوب رژیم را هدف قرار دادهاند:
سه انفجار در ناحیه بسیج سپاه پاسداران در اصفهان، که ضربهای سنگین به یکی از بازوهای اصلی سرکوب وارد کرد.
انفجار در حوزه جهل و جنایت و سرکوب زنان در تهران، که نمادی از مبارزه با سرکوب سیستماتیک زنان ایرانی بود.
به آتش کشیدن حوزه جهل و جنایت در مشهد، پاسخی به نهادهای ایدئولوژیک رژیم که ابزار سرکوب و تحمیق جامعهاند.
به آتش کشیدن بنیاد غارت و چپاول در تهران، که بیانگر اعتراض به غارت اموال مردم توسط نهادهای حکومتی است.
به آتش کشیدن پایگاه بسیج در زاهدان، همدان، سراوان و دزفول، که نشاندهنده گستردگی جبهه مقاومت در سراسر کشور است.
نابودی بنرهای حکومتی با تصاویر خمینی، خامنهای و سلیمانی در شهرهایی چون تهران، کرج، مشهد، شیراز، کرمانشاه، ساری و بوشهر، که به مثابه سیلی محکمی بر صورت نمادهای این رژیم جنایتکار بود.
این اقدامات، که با شجاعت و جسارت بینظیر جوانان ایرانی انجام شد، پیامی روشن به حاکمیت ارسال کرد: «اعدام و سرکوب دیگر نمیتواند اراده مردم برای سرنگونی این رژیم را در هم بشکند».
چرخه سرکوب و مقاومت
آنچه در ایران امروز رخ میدهد، چرخهای از سرکوب وحشیانه و مقاومت قهرمانانه است. رژیم با اعدامهای روزانه، تلاش میکند جامعه را در تاریکی وحشت گرفتار کند، اما هر طناب دار، به جای خاموش کردن شعله اعتراض، جرقهای تازه برای مبارزه میشود. کانونهای شورشی با عملیات خود نشان دادهاند که جوانان ایرانی نه تنها تسلیم این جنایات نمیشوند، بلکه آمادهاند با آتش مقاومت، بساط این رژیم را برچینند. این حرکتها، فراتر از یک اعتراض ساده، نشانهای از یک جنبش سازمانیافته و هدفمند برای سرنگونی است.
بیشتر بخوانید
رد درخواست اعاده دادرسی مهدی حسنی و بهروز احسانی؛ خطر اعدام افزایش یافت
مقاومت، تنها پاسخ به اعدام
کانونهای شورشی اعلام میکنند که پاسخ ما به این اعدامها نه تسلیم و نه سکوت، بلکه مقاومت بیامان و مبارزهای آتشین خواهد بود. هر قطره خونی که رژیم از جوانان این سرزمین میریزد، بذر خشم و عزمی راسخ برای سرنگونی آن میکارد.
کانونهای شورشی قهرمان، با عملیات شجاعانه خود، راه قیام برای سرنگونی را نشان میدهند. راهی که از دل آتش و انفجار میگذرد و به آزادی ختم میشود. این رژیم با اعدامهایش تنها سقوط خود را تسریع میکند. هر طناب دار، گامی به سوی پایان این نظام است وکانون های شورشی با مقاومت و مبارزه، این راه را تا پیروزی نهایی ادامه خواهند داد. اعدامها متوقف نخواهند شد مگر آنکه این رژیم جنایتکار به زیر کشیده شود و این وعدهای است که با خون و آتش کانون های شورشی به آن وفا خواهند کرد.
با درود به کانونهای شورشی و همه جوانانی که با شعار «نه به اعدام»، آیندهای آزاد را برای ایران رقم میزنند.







