از اتصال ظاهری تا قرنطینه دیجیتال
پروفسور حسین سعیدیان
متن زیر محتوای مصاحبه پروفسور سعیدیان با تلویزیون ایران آزادی در روز شنبه ۳۰ مه ۲۰۲۶ است که از حالت گفتاری به نوشتاری تبدیل و اندکی ویرایش شده است.
سلاخی ساختار شبکه؛ پوسته ظاهری اینترنت و واقعیتِ قرنطینه دیجیتال در ایران
باید صراحتاً تاکید کرد که اصطلاح وصل شدن مجدد اینترنت یک دروغ بزرگ رسانهای و یک فریب افکار عمومی از سوی حکومت است. آنچه امروز در جغرافیای ایران رخ داده، بازگشت به اینترنت نیست؛ بلکه رونمایی از یک قرنطینه دیجیتال و یک شبکه کاملاً کانالکشیشده است. رژیم آخوندی بعد از ۸۸ روز قطعی مطلق (بیش از ۲۰۸۸ ساعت تاریکی دیجیتال که از زمان بحران دیماه ۱۴۰۴ آغاز شد)، عملاً معماری شبکه اینترنت را سلاخی کرده است.
از نظر فنی، دلیل اصلی کندی و ناپایداری شدید شبکه، نقص اتفاقی نیست، بلکه نتیجه چند اقدام مهندسیشده است:
نخست، اعمال سیاست خفقان پهنای باند یا Throttling روی ترافیک بینالملل؛ دوم، مهندسی معکوس شبکه از طریق مسمومسازی آدرسدهیها یا DNS و دستکاری مسیرها یا Routing که منجر به گم شدن بیسابقه بستههای داده یا Packet Loss شده است. سوم، مسدودسازی کامل پروتکلهای مدرنی مثل IPv6 و HTTP3 و ایجاد اختلال عمدی روی پروتکلهای اتصالی مثل SSH و UDP است. این کار دقیقاً به این دلیل انجام شده تا تمام ابزارهای عبور از فیلترینگ و کانفیگهای پولی را که روی این لایهها سوار بودند، فلج کنند.
بیشتر بخوانید
اختلافات طبقاتی؛ چرا مردم نان ندارند اما رانتخواران پورشهسواری میکنند؟
امروز باید بین وصل بودن فیزیکی و دسترسی آزاد تفکیک قائل شد؛ چراغ مودمها روشن است و آیپیها کار میکنند، اما شبکه خانگی عملاً به یک لیست سفید یا White-list تبدیل شده که تنها سایتهای مورد تأیید حکومت را باز میکند، در حالی که اینترنت دیتاسنترها قطع است. در واقع، رژیم با ایجاد اختلال عمدی در دسترسی به سرویسهای خارجی، میخواهد شهروند ایرانی را در یک «تاریکی دیجیتال» مطلق نگه دارد. پس در جمعبندی باید بگویم: اینترنت در ایران وصل نشده؛ بلکه حکومت یک پوسته ظاهری از اتصال را نگه داشته تا بگوید ما وصل کردیم، اما در باطن، با ابزارهای مانیتورینگ هوشمند و فیلترینگ لایهای، رمق شبکه را کشیده و آن را به یک اینترانت ناپایدار و سرکوبگر تبدیل کرده است. در حالی که اکنون اتصال تا حد زیادی برقرار شده است، معیارهای فنی نشان میدهد که کاربران هنوز با فیلترینگ شدیدی مشابه دوره موقت بین اعتراضات ژانویه و شروع جنگ مواجه هستند.
معماری نظارت دیجیتال در ایران: ابزارهای جدید کنترل و ردیابی کاربران
دوران ۸۸ روز قطع مطلق اینترنت، یک توقف ساده نبود؛ یک فرصت مهندسی برای رژیم بود تا کل معماری شبکه را دستکاری کند. دیکتاتوری آخوندی به این نتیجه رسیده که قطع کامل اینترنت مثل این است که برای کشتن یک پشه، خانه را به آتش بکشید! چون اقتصاد و ارتباطات بین نیروهای خودش را فلج میکند و خشم اجتماعی را به اوج میرساند. بنابراین، آنها از مدل قطع کامل به سمت مدل بسیار خطرناکترِ اینترنتِ هوشمندِ کنترلشده کوچ کردهاند. با این حال، بازگشایی این شبکه قطرهچکانی خود به صحنه جنگ قدرت و تضاد ساختاری میان نهادهای حکومتی تبدیل شده است؛ جایی که دولت از آغاز روند اتصال سخن میگوید اما نهادهای قضایی و بازوهای رسانهای سپاه پاسداران با ابطال مصوبات، دستور لغو بازگشایی را صادر میکنند تا این ناپایداری را حفظ کنند.
اگر بخواهیم ابزارهای فنی جدید رژیم را در این ساختار کالبدشکافی کنیم، باید به چند لایه کلیدی اشاره کنم:
اول، سلاخی و فیلترینگ پیشرفته VPNها: رژیم دیگر فقط آیپیها را نمیبندد. آنها با استفاده از تجهیزات دستساز و وارداتیِ هوش مصنوعی، رفتار ترافیک یا همان Fingerprinting را شناسایی میکنند. به محض اینکه الگوریتمهای مانیتورینگ تشخیص بدهند یک کاربر دارد از پروتکلهای رمزگذاریشده و ناشناس عبور میکند، بدون نیاز به شناختن خودِ ویپیان، کل آن خط ارتباطی را مسدود یا اصطلاحاً Block میکنند. از کار افتادن کانفیگهای پولی و پروتکلهای مدرن در این دوران، دقیقاً نتیجه مستقیم استقرار همین ابزار جدید است.
دوم، سیستمهای شنود و بازرسی عمیق بستهها یا DPI: رژیم توان مانیتورینگ ترافیک را به شدت ارتقا داده است. با ابزارهای جدید کنترل ترافیک، آنها قادرند محتوای بستههای داده را در لایه اپلیکیشن بررسی کنند. این یعنی شاید نتوانند پیام رمزگذاریشده یک کاربر در یک پیامرسان خارجی را بخوانند، اما با تحلیل متادیتا، میفهمند که یک کاربر در چه ساعتی، به چه سروری متصل شدهاید و چقدر داده رد و بدل کردهاید. این نظارت و ردیابی هوشمند در اپلیکیشنهای بومی و داخلی که فاقد رمزنگاری سرتاسری واقعی هستند، به مراتب شدیدتر و به معنای نقض مطلق حریم خصوصی کاربران است.
سوم، ابزارهای امنیت سایبری حکومت و تهاجم بیرونی: نکته جالب و متناقضی که باید به آن اشاره کنیم این است که رژیم در همین ماههای گذشته، در حالی که اینترنت را برای مردم خودش قطع کرده بود، بازوی تهاجم سایبری خود را فعال نگه داشت. گزارشهای افشاگرانه خبرگزاری رویترز و شرکتهای امنیت دیجیتال نشان میدهد گروههای هکری وابسته به حکومت مانند ابابیل میناب یا Ababil Minab، در همین دوران کارزارهای سایبری گستردهای را علیه زیرساختهای ترابری در کشورهای منطقه هدایت میکردند. این امر فاش میکند که نامهای مستعار بومی تنها پوششی برای جاسوسان سایبری رژیم هستند و ابزارهای امنیت سایبری حاکمیت، کاملاً در خدمت تروریسم سایبری و سرکوب داخلی بازطراحی شدهاند.
چهارم، محدودسازی هدفمند و لایهای پلتفرمها: رژیم مدل دسترسی را طبقاتی کرده و یک سیستم چند لایه مانند اینترنت پرو یا سیمکارتهای سفید راه انداخته است. پلتفرمهای بینالمللیِ تأثیرگذار کاملاً مسدود میمانند و دسترسی مردم به بقیه سرویسها مشروط، کند، همراه با کاهش عمدی پهنای باند و به شدت مانیتور میشود.
در جمعبندی این بخش باید تاکید کنم: توان فنی رژیم برای قطع مجدد اینترنت کاملاً پابرجا است، اما استراتژی امروز آنها تغییر کرده است. آنها ترجیح میدهند کاربر ایرانی را در یک اتاق شیشهای تاریک قرار دهند؛ اتاق شیشهای که در آن رفتارهای آنلاین زیر ذرهبینِ مانیتورینگ و ابزارهای شنود رژیم است، و تاریک از این جهت که دسترسی به جهان آزاد، کاملاً فیلتر و قطرهچکانی است. رژیم یک سیستمِ پلیسیِ دیجیتال ساخته تا بدون قطع فیزیکی شبکه، کنترلِ مطلقی بر اذهان و ارتباطات جامعه داشته باشد.
امنیت در اینترنت کنترلشده: راهنمای عملی برای کاربران
ما امروز در ایران با یک میدان مینِ دیجیتال روبرو هستیم. رژیم با این بازگشاییِ قطرهچکانی، عملاً فاز جدیدی از سرکوب را کلید زده است. چالشها و تهدیدات امنیتی شهروندان از یک محدودیت ساده، به یک تهدید امنیتی و جانیِ مستقیم تبدیل شده است.
اگر بخواهیم چالشهای اصلی این اینترنتِ کنترلشده و طبقاتی را خلاصه کنم، کاربران امروز با سه تهدید مواجه هستند:
اول، نظارت هوشمند و پیامکهای تهدیدآمیز: رژیم با استفاده از فناوری بازرسی عمیق بستهها یا همان DPI، حتی اگر نتواند محتوای پیامهای رمزگذاریشده شما را بخواند، رفتار، متادیتا و الگوی مصرف شما را تحلیل میکند. کار به جایی رسیده که امروز بسیاری از شهروندان به خاطر استفاده از فیلترشکن، پیامکهای هشداری از نهادهای امنیتی دریافت میکنند با این مضمون که دستگاههای امنیتی از اتصال شما به اینترنت جهانی مطلع هستند. این یک جنگ روانی برای ایجاد خفقان و ناامیدی است.
دوم، تلهگذاری با بدافزارهای جاسوسی حکومتی: یکی از بزرگترین فجایع فعلی، انتشار فیلترشکنهای جعلی و آلوده در کانالهای تلگرامی است. به عنوان نمونه، بدافزار جاسوسی خطرناکی به نام دیسیاچاسپای یا DCHSpy که مستقیماً به نهادهای اطلاعاتی حکومت وصل است، در پوشش ویپیانهای رایگان یا نرمافزارهای جعلی اینترنت ماهوارهای استارلینک به خورد مردم داده میشود. این بدافزارها به محض نصب، اطلاعات واتساپ، تمام تماسها، پیامکها، تصاویر، موقعیت مکانی و حتی صدای محیط زندگی کاربر را سرقت و به اتاقهای بازجویی مخابره میکنند.
سوم، اینترنت طبقاتی و تبعیضآمیز: رژیم با راهاندازی دسترسیهای ویژه مثل اینترنت پرو یا سیمکارتهای سفید عملاً دارد جامعه را خطکشی میکند تا دسترسی آزاد را به یک امتیاز برای خودیها تبدیل کند و بقیه جامعه را با کندی و اختلال مداوم، به سمت بستر ناامنِ شبکه ملی اطلاعات و اپلیکیشنهای بومی فاقد رمزنگاری سرتاسری هل بدهد.
رهنمود و نقشه راه برای شهروندان
اما در برابر این ساختار مخوف، رهنمود من به شهروندان یک چیز است: ارتقای هوشمندانه بهداشت امنیت دیجیتال و کاهش ردپا. ابزارها فقط بخشی از راه حل هستند، رفتار ماست که امنیت ما را تضمین میکند. هیچ ابزاری صد در صد امن نیست، اما با ترکیب لایههای دفاعی میتوان ریسک را به حداقل رساند. چند راهکار عملی را به صورت دستهبندی شده عرض میکنم:
هرگز و تحت هیچ شرایطی فیلترشکنهای رایگان، ناشناس یا فایلهایی که در کانالهای تلگرامی فرستاده میشوند را نصب نکنید. برای دور زدن محدودیتها، صرفاً از کلاینتهای متنباز معتبر مانند هیدیفای، v2rayNG استفاده کنید و پروتکلهای جدید و مقاوم به بازرسی عمیق دادهها مانند Hysteria2 یا Xray با قابلیت Reality را ترجیح دهید.
هنگام نصب هر ابزاری، دسترسیهای آن را بررسی کنید؛ یک فیلترشکنِ واقعی هیچ نیازی به دسترسی به دوربین، میکروفون یا مخاطبان گوشی شما ندارد. همچنین فایلهای مشکوک را قبل از نصب در سایت VirusTotal اسکن کنید.
در تنظیمات مرورگر و سیستم عامل خود، قابلیت ترافیک بر بستر امن یا همان DNS over HTTPS را فعال کنید تا از مسمومیت دیاناس توسط حاکمیت جلوگیری شود.
اصول تفکیک دستگاهها و حسابها را به شدت جدی بگیرید: حتماً حساب کاربری یا ترجیحاً گوشیِ کارهای عادی روزمره خود را از گوشی و حساب کاربریِ فعالیتهای حساس، رسانهای و سیاسیتان کاملاً جدا کنید.
مهاجرت به پیامرسانهای امن: برای ارتباطات مهم خود صرفاً از نرمافزارهای امنِ دارای رمزنگاری سرتاسری واقعی مانند سیگنال استفاده کنید و دور اپلیکیشنهای داخلی مثل روبیکا و ایتا را که شعبه دیجیتالِ اتاق بازجویی هستند، خط قرمز بکشید.
قفل کردن حسابها: تایید دو مرحلهای را در تمام برنامهها و ایمیلهای خود فعال کنید، اما نه با پیامک مخابراتی داخل کشور؛ چون رژیم به راحتی پیامکها را شنود و سرقت میکند. حتماً از نرمافزارهای تولید رمزِ معتبر مانند Google Authenticator استفاده کنید.
در جمعبندی باید بگویم: امنیت دیجیتال در شرایط امروز ایران یک دو سرعت نیست، یک ماراتنِ مداوم و هوشمندانه است. رژیم تمام توان فنی و ابزارهای هوش مصنوعی خود را برای کنترل به کار گرفته، اما با رفتار هوشمندانه، آگاهی از ابزارها و ارزیابی مداوم ریسک شخصی، شهروندان میتوانند این حصارِ سرکوب را بشکنند و بر تاریکی دیجیتال پیروز شوند.







