قیام عراق و لبنان ، پایان اختاپوس ولایت فقیه. با روی کار آمدن خمینی، بنیادگرایی اسلامی پا به عرصه سیاسی در ایران و کشورهای منطقه گذاشت. در سایه مماشات کشورهای غربی، عراق در سینی طلایی تقدیم رژیم ایران شد و ارتجاع آخوندی، امکان گسترش در منطقه پیدا کرد و به سرعت در عراق، لبنان، سوریه، یمن و فلسطین، گسترش یافت و منجر به بروز جنگهای بیپایانی شد که میلیونها کشته ، مجروح و آواره، برجای گذاشت. اما در قیام های عراق و لبنان، چشم انداز پایان اختاپوس ولایت فقیه را میتوان دید.
برای بررسی این موضوع؛ تلویزیون ایران آزاد گفتگویی با پروفسور علی پارسا، استاد دانشگاههای کالیفرنیا انجام داده و ایشان ضمن بررسی موضوعات فوق به سئوالات پاسخ میدهد
دکترعلی پارسا: وارد شدن به معادلات جهانی در قرن بیستم با روی کار آمدن خمینی و دارو دستهش صحنه عملی پیدا کرد، قبل از روی کار آمدن بنیادگرایی اسلامی اکثر گروه های تروریستی که داشتیم مثل بایدرماینهوف.آلمان و ارتش سرخ ژاپن هیچکدام جنبه مذهبی نداشتند، ولی با آمدن رژيم فاسد خمینی همه چیز عوض شد.
وقتی غرب در قرن ۱۹ از نظر اقتصادی و سیاسی و صنعتی رشد کرد، کشورهای اسلامی سه روش را پیش گرفتند، میتوانم بگویم هر ۳ به بنبست خورد و الان راه چهارم و راه حل نهایی با جنبش آزادیخواهانه و پیشرفته و مترقی ایران عملی خواهد شد.
گروه اول رهبرانی بودند در کشورهای مسلمان که میخواستند هر چه درغرب انجام میشود را کپی کنند، این کپی کردن سطحی بود نمونهش رضاشاه کپی آتاتورک بود ولی او موفقتر بود ولی کلا تقلیدی از غرب بود واین تقلید ظاهری و شکلی بود، و بجای اینکه ببینند غرب و فرانسه و جنبش در غرب چکار کرد اینها فقط نتیجه غرب را کپی کردند این به شکست انجامید
روش دوم سکولار سوسیالیزم بود مثلا حزب بعث عراق و سوریه دنبال کردند که این هم با اینکه هدفش پیشرفت مردم بلحاظ اقتصادی و مبارزه با استعمارگری و امپریالیزم غربی بود در نهایت به نتیجه نرسید.
روش سوم که به دوره قرن نوزدهم برمیگردد و رشد گروه های وهابی در عربستان میگفتند این دو روش به جای نرسید ما باید برگردیم به عقب و به اصلمان برگردیم، این هم جنبه سیاسی آنطوری که در ایران است نبود، اگر مثال بزنم و عربستان را به ایران مقایسه کنیم بدون داشتن مطالعه میگویند عربستان خیلی دین را وارد سیاست کرده در حالیکه در صد سال پیش در عربستان تصمیم گرفتند خانواده مذهبی در سیاست دخالت نکنند.
در واقع با روی کار آمدن خمینی این اذغام کامل دولت در مذهب انجام گرفت، که تاریخش در دنیا در دوران قرون وسطا اروپا بود که کلیسا در تمام ابعاد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مردم دخالت داشتند.
این جوابها تاریخا به نتیجه نرسید، علتش هم مسلمانان در قلب اسلام را داشتند و میخواستند اسلام را پیشرفت بدهند، منتهی به خاطر گمراهی و عقبماندگی کسانی که توانستند از موقعیتها استفاده کنند و سوار موج آزادیخواهی مردم بشوند، من فکر مکینم الان مردم ما باید بیدار شوند از لحاظ تاریخی و از چه راهی همان اسلام مترقی که در دنیا خیلی نمونهش کم است و فقط مجاهدین خلق و ایرانیان هستند که این شانس تاریخی را دارند بتوانند اسلام را به قرن ۲۱ برسانند و پیشرفت و آزادی انسان نه فقط اقتصادی بلکه آزادی. این گروه ها که گفتم هر ۳ در یک چیز مشترک بودند، اینکه آزادیخواهی، آزادی انسان و تساوی حقوق و برابری در مد نظرشان نبود.
دکتر علی پارسا: در اسلام مسئله مرجعیت خیلی مهم است، چون تاریخ اسلام را نگاه کنید همانطور که آقای محدثین گفتند در زمان حضرت محمد بدلیل وجود حضرت محمد در دوره اول اسلام هیچوقت دین و مذهب با هم نبود، جدا بوده، این عقب مانده های داعش و القاعده هم صحبت از خلیفه میکنند، ادعای رهبری مذهب و اسلامی ندارند ولی رژيم ایران بدلیل اینکه پیچیدهتر عمل میکند و بر روی نفت و ثروت و پول مردم سوار است دستش بازتر است، متاسفانه فقط سیاستمداران غرب نیستند که با رژيم مماشات کردند، روشنفکران غرب اکثر نسبت به این پدیده بنیادگرایی اسلامی که به قول خانم مریم رجوی خطرناکترین نوع استبداد است، اصلا بی تفاوت هستند.
در چارچوب ما باید از آزادی مردم در هر کجای دنیا استقبال کنیم و کثافت کاریهای باندهای عقب مانده اسلامی را به حساب اسلام میگذارند، به قول خانم مریم رجوی خطرناک است اینها را با اسلام مساوی بدانیم در حالیکه در واقع اینها ضد اسلام هستند در دنیا از اینها کسی بیشتر به اسلام صدمه نزده است.
دکتر علی پارسا: البته مماشات دولتهای غربی و نشناختن رژيم از ۱۴ و یا ۱۵ سال پیش بخصوص وقتی آقای محدثین کتاب بنیادگرایی رامنتشرکردند، اینها توجه نکردند. آمریکا با حمله به عراق، این کشور را در سینی طلایی تقدیم رژیم آخوندی کرد. تاجاییکه اوباما گفت این احمقانهترین حرکت امریکا بود.همچنین پریزیدنت ترامپ آن رابزرگترین اشتباه امریکا خواند.البته اشتباهی که چوبش را ما میخوریم .
ما در دو جبهه مبارزه میکنیم جبهه سیاسی و جبهه روشنفکرنمایانهش، که ما در دانشگاهها درگیر آن هستیم، نفوذ ایادی رژيم در دانشگاه های امریکا در هاروارد خط رژیم را پیش میبرند، متاسفانه این جنبه کوتاهی فکری و وجدانی روشنفکران که بله اینها به هر حال مسلمان هستند، و باید احترام گذاشت میگویم این چه احترامی است اینها انسانکش و ضدزن هستند. شما بجای تحلیل کردن باید جلوی آنان بایستید، خوشبختانه خیلیها هم قبول میکنند و خیلی از دانشآموزان من چه چپ و راست قبول دارند که این مسئله دنیا است و فقط مسئله ایران نیست، این دروغ که مماشاتگران با گفتن اینکه ما باید به مسلمانان احترام بگذاریم کشک است. سیاستمداران میگویند اینها الان قدرت دارند باید با اینها بسازیم، ولی من بدلیل شغلم در دانشگاه ها با کسانی سر و کار دارم که عملا توجیه میکنند.
دکتر علی پارسا: الگوی همه اینها رژیم خمینی است، الگو خیلی از نیروها که ظاهرا چپ میزدند وجود شوروی کمونیستی بود، که بلاخره امریکا از بین میرود و اینها دنیا را میگیرند، یعنی الگو داشتند، در اسلام هم سابقه نداشته گروه های مذهبی قدرت در دست بگیرند، دوباره باید به کتاب آقای محمد محدثین برگردم میگوید که چطوری از ابتدای اسلام که ربطی به شیعه و سنی نداشته این گروه های عقب گرا و ارتجاعی و ضد مردمی وجود داشتند در مقابل آنان کسانی بودند که به اسلام واقعی که البته دفاع از حقوق مردم است ولی نه با زور و چماق این همیشه بوده، این رژيم الگوی بقیه گروه ها شد. این دو الگو که با الگوبرداری از غرب که برخی از روشنفکران فکر میکنند هرچه از لذت پرستی و ابتذال و خودخواهی های فردی که در غرب است این اندیشه و برداشت ارتجاعی ما را موفق میکند.
الگوبرداری سطحی از غرب چاره راه ما نیست، سکولاریسم با اعتقاد داشتن به مذهب را قاطی میکنند، این به بنبست خورد، سوسیالیزم عربی هم در حزب بعث و جاهای دیگر به بنبست خورد چون پایه آزادیخواهی و ترقی در آن نبود، راه سوم برای مردم مسلمان دنیا جذبه دارد، برای مردم عراق و لبنان هم جذبه داشت یکی در مقابل امپریالیزم و اسرائيل ایستاده پس حق میگوید، ولی الان مردم تجربه کردند نه اینطور نیست، اینها بدنبال فساد و قدرت هستند، میخواهند دنیا را کنترل کنند تا نظرات خودشان را پیش ببرند، آرام آرام بیدار میشوند.
دکتر علی پارسا: قرون وسطا یعنی درآمدن از یوغ کلیسا مثال تاریخی است زمانی که کلیساها همه چیز را کنترل میکردند،چطوری اروپایی ها از زیرش درآمدند جنبه ذهنی و رنسانس که تاکید بر روی انسان شد ییک مثال از شریعتی که میگوید: دین برای ساختن انسان است و نه انسان برای ساختن دین، پایه رنسانس بر روی انسانها و آزادی انسانها برگشت، رنسانس از داخل روم شروع نشد، بدلیل اینکه خفقان و سرکوب آنقدر زیاد بود امکان نداشت.
ولی از آلمان شروع شد مارتین لوتر از آلمان بلند شد چون نمیتوانستند آلمان را سرکوب کنند، هشدار به روشنفکران غربی ها نیآمدند کلیسا را بخاطر مذهبشان کنار بگذارند، اما اعتقادات قلبی را بر اساس بازبینی جدید از مسیحیت بود، من مسلمان در کنار همسایگان مسیحی احساس امنیت بیشتری میکنم، تا در کنار یک سری که خودشان را مسلمان و ایرانی میدانند، این فرهنگ پایین ماست که هر کسی بخاطر مذهب بیرون میریزیم و اینها را با هم مقایسه میکنند.
مثال جدیدتر انقلاب فرانسه که به ناپلئون رسید او محبوبترین فرد اروپا بود، آلمانی ها که با فرانسویها زیاد خوب نبودند اما آقای بتهون سمفونی شماره ۳ را برای آقای ناپلئون سرود، بعدها فهمیدند انقلاب فرانسه مسئله قدرت طلبی فرانسه است مخالفت با ناپلئون از آلمان و روسیه و انگلستان شروع شد. جدیدتر البته در زمان خودش انقلاب فرانسه مترقی بود منتهی میخواهم بگویم کشورهای اقمار مثلا در شوروی سوسیالیستی کسی اجازه نداشت مخالفت کند، از اروپای شرقی شروع شد و دانه به دانه افتادند وقتی دیدند اینها زور میگویند و مسئلهشان کمونیزم و سوسیالیست نیست و یک عده در مسکو نشسته و میخواهند زور بگویند و قدرت طلبی کنند و مردم دیگر را به اسم سوسیالیزم استثمار کنند. این برای من و مردم ما باید دلگرم کننده باشد در ضمن اروپا یک کشور نبود، فرانسه محورش بود ولی همه باهم رشد کردند، الان هم مسئله فقط ایران نیست، خوشبختانه مقاومت ایران در رهبری جنبش جهانی است ولی سرنوشت خاورمیانه به هم وابسته است ما باید از این کثافات تاریخی خودمان را آزادکنیم.
قرن ۲۱ است، نماز بخوانید حجاب سر کنید، اجباری ،حتی از عربستان هم بدتر در حالیکه درعربستان خارجیها میتوانند بغیر از مکه همه جا بروند و حجاب سر نداشته باشند، این فاشیستیترین حکومت است و مردم فهمیدند آن چیزی نیست که اینها زمانی فکر میکردند.
الان هم از درون و هم از بیرون در حال پیوند خوردن هستند، در شهرستانها مردم بیشتر آزادی دارند چون تمام عناصر جاسوسی و اطلاعاتی رژيم در تهران متمرکز است چون فکر میکنند تهران مهم است، در نهایت قیام عمومی مردم میتواند این رژيم را پایین بیاورد، خصوصا کسانی که بیشتر چپاول میشوند و نه کسانی که در تهران نشسته و شریک چپاول با رژيم هستند، و دوباره تاکید میکنم زنان که بیشترین ظلم به آنان در جوامع اسلامی و مخصوصا در ایران میشود، همانطور که در رهبری مقاومت ایران خانم مریم رجوی و بقیه که متعهدترین نیروهای انقلاب ما هستند، زنان بهتر میدانند تضاد جنسی یعنی چی!! و قدردانی میکنم از بینش درست و تاریخی رهبری مقاومت ایران و بینش انسانی که ما را بتواند آزاد کند.
دکتر علی پارسا: مشکل است چون مسئله ما فقط سیاست بازان نیستند، در حالت فعلی امریکا سر مماشات را بسته انشاءالله ادامه پیدا کند. چطوری مدیا باید فعال بشود، من تشکر میکنم من هم یک صدا هستم ولی مطمئن هستم اکثر مقاومت ایران و کسانی که طرفدارش هستند، قلبا حس میکنند چی درست است و چی درست نیست، ولی خیلیها گیرهای فلسفی دارند.
من خودم استادم خانم نیکی هیلی در دانشگاه کتابی نوشته که ناسیونالیسم از راه دین وارد میشود این رژيم واقعی ایرانی است ولی از راه دین وارد میشود، چقدر اشتباه میکنند، این استادی که شاید به دهها نفر چیز یاد میدهد، اینها از نظر فکر عقب مانده و باد زده هستند، اینها دچار بیتفاوتی کلی شدند، با ظاهر اینکه باید به همه احترام بگذاریم خوب اینها مسلمان هستند. ببخشید اینها یک مشت جنایتکار هستند، من به استادم گفتم تو به من توهین میکنی و به من میگویی این مسلمانی است من میگویم تو از کجا میدانی این مسلمانی است؟ حرف مرا قبول میکنی یا حرف این عقب مانده های تاریخی در چارچوب دانشگاهی، کار مشکل است، احتیاج به مبارزه سیاسی فقط نیست، احتیاج به مبارزه عمیقتر فکری است.
دکترعلی پارسا: بلاخره مجبور به خارج شدن میشود، تحریمها دست اینها را بلحاظ ولخرجی کوتاه کرده و نمیتوانند خرج کنند، از زمان خمینی چرا جنگ با عراق را شروع کرد، برای اینکه نمیتوانست مسائل داخلیش را حل کند، اینها از طریق قدرتنماییهای کاذب میخواهند خودشان را نشان بدهند، لبنان برای آنان پایگاه شیعه است، در عراق شاید نصف بیشتر مردم شیعه هستند، بعضی را میشود برای مدتی گول زد، این یعنی تا ابد نمیتوان مردم را زیر بار زور نگه داشت، بلاخره دنیای ارتباطات است. کسی نمیتواند خودش را غایم کند همه ایده ها رو هستند، حتی در حوزه ها طلبه های جوان بیدار میشوند، رفتند بدنبال اسلام بعد دیدند نه بابا تعدادی جنایتکار هستند، عقب مانده های که میخواهند تاریخ را به عقب برگردانند، تاریخ به جلو میرود و به عقب نمیرود.
دکترعلی پارسا: این نشاندهنده آغاز پایان رژيم است، تاریخی است وقتی رژيمی وابسته میشود و در ماجراجوییهای بینالمللی دخالت میکند بلاخره در جای دستش رو میشود. این برای رژيم مهم است چون فشارها به داخل ریخته میشود و در داخل رژيم را داغان میکند، این مثال تاریخی است.
دکترعلی پارسا: ما آنقدر پایین رفتیم و ما مسلمانان ایزوله شدیم از این بدتر که نمیشود چه کار کنند، جنگ راه بیندازند که راه انداختند منتهی قدرتش را ندارد بیتشر از این عمل کند، آینده روشن که بر اساس احترام به ادیان دیگر است، ما باید سازنده اقتصاد خودمان باشیم، من خودم آرشیتکس بودم مجبور شدم به امریکا بیایم، چقدر محقق و دانشمند داریم که ایران را ول کردند اگر اینها برگردند، ما منبع تحول کاملا فکری میشویم که خودش باعث تحول اقتصادی، رشد اقتصادی و رشد فرهنگی و تبادل عادلانه با دنیای غرب خواهد شد.
مثال ویتنام را بزنم ۶۲ هزار امریکایی بدست ویتنامیها کشته شدند، چقدر ویتنامی کشته شدند، جنگ تمام شد الان با هم رابطه خوبی دارند، پس دلیل ندارد ما اگر بر پایه های خودمان متکی باشیم و روشنفکران ما از این چپ و راست زدن در بیایند، به مردم و فرهنگ خودشان احترام بگذارند و بفهمند ما میتوانیم مبارزه با امپریالیزم و دخالت خارجی را با اتحاد با همدیگر حل کنیم.
به نظر من فرهنگ مجاهدین که توحیدی است یعنی این نیست که بگوییم خدا یکی است، بر مبنا اتحاد مردم است، حتی با همین رژيم خمینی مگر از روز اول اسلحه برداشتند، ما بیرون بودیم و میدیدیم چقدر صبر میکنند، میزدند توی سرشان و شکنجهشان میکنند ولی چیزی نمیگویند، اصل بر مبنای توحید است، وحدت است، در نهایت دنیا وحدت پیدا میکند، نه که خصلتهای فرهنگیش را کناری بگذارد با بقیه شریک میشویم و میتوانیم تبادل فرهنگی کنیم نه تقلید کورکورانه داشته باشیم.







