قدرت نرم چیست که هم اکنون توسط حکومت ایران جایگزین صدور بنیادگرایی و تروریسم در منطقه شده است؟ به گزارش خبرگزاری حکومتی مهردرتاریخ ۱۱اردیبهشت ماه ۱۴۰۴کمال خرازی رئیس شورای راهبردی روابط خارجی حکومت آخوندی در همایشی تحت عنوان «خلیج فارس در پرتو تحولات منطقهای و بینالمللی» گفت: «… جمهوری اسلامی ایران یک کشور مقتدر است و از نظر نظامی توانسته از خود دفاع کند و در برابر بیگانگان ایستادگی کند.
در سایه اقتدار نظامی، باید به استفاده از قدرت نرم بپردازیم تا روابط سالمی بین ایران و کشورهای دیگر برقرار شود. از طرفی، تحولات ژئوپولیتیکی و تغییرات ژئواستراتژیکی در منطقه، شرایطی را فراهم آورده که ما بتوانیم قدرت نرم را برای گفتوگو با کشورهای دیگر در منطقه به کار بگیریم».
قدرت نرم نتیجه درهم شکسته شدن هیمنه قدرت سخت خامنهای در منطقه
بکارگیری واژه قدرت نرم بیشتر بیان این واقعیت است که سیاستهای خامنهای مبنی بر صدور بنیادگرایی و تروریسم در منطقه شکست خورده است. خامنهای که سیاستهای خود را در برخی کشورهای عربی همچون لبنان و عراق و سوریه از طریق نیروهای نیابتی پیش میبرد و حتی سوریه را یکی از استانهای حکومت خود قلمداد میکرد با برافروختن جنگ خونین هفت اکتبر ۲۰۲۴ لقمهای بزرگ تر از دهان خود برداشت. جنگ افروزی در غزه روند شکستهای پیاپی را برای خامنهای رقم زد و با سقوط حکومت بشار اسد و شکست استراتژیک، خامنهای را به انزوا کشاند. این شکست یک بحران سنگینی را به حکومت ولایت فقیه تحمیل کرد، به نحوی که آن را در مقابل جامعه جهانی قرار داد.
بحرانهای اقتصادی از یک طرف و بحرانهای منطقهای و جهانی از سوی دیگر حاکمیت بنیادگرای ولایت فقیه را در منگنه قرار داد. بهخصوص که شرایط داخلی ایران بحران خطرناکی است که با سرنوشت حکومت و بقای آن گره خورده است. در واقع هدف از جنگ افروزی خامنهای در منطقه قراردادن سپر در مقابل قیام های داخلی بود که تجربه و ترس آن از قیام مردم در سال ۱۴۰۱در حاکمیت آخوندی ایجاد شده بود.
حال بعداز این شکست سنگین استراتژیک حکومت ولایت فقیه به جنگ نرم روی آورده است. جنگ نرم اعلام شکست سیاست بنیادگرایی خامنهای در منطقه است.
خامنه ای سرمار ولایت، یا کبوتر منطقه!
بعداز شکستهای منطقهای، حکومت ولایت فقیه به فکر توسعه همکاری و ترمیم روابط با کشورهای عربی منطقه افتاده است. حکومتی که در امور داخلی کشورهای منطقه مستمرا دخالت میکرد، حوثیهای یمن را علیه عربستان وارد جنگ کرد و بزرگترین مجتمع نفتی عربستان بهنام آرامکو را مورد هدف قرار داد. در امور بحرین دخالت میکرد و مخالفان این کشور را تسلیح و تامین مالی میکرد. عربستان را بهعنوان کشور ثروتمند منطقه متهم بهدخالت در قیام مردم ایران میکرد یا آنها را مزدور آمریکا و صهیونیسم مینامید، چه اتفاقی افتاده است که حالا به سیاست قدرت نرم روی آورده و در فکر توسعه همکاری و ترمیم روابط با آنها میباشد. هر ناظر بیطرف تردیدی ندارد که در پس شکستهای پیدرپی خامنهای هدف او از این روابط خروج از انزوا و نجات حکومت از بحرانهای جهانی است که هم اکنون درگیر آن است و تلاش میکند از طریق این کشورها طرف اصلی مذاکره هستهای را نرم کند.
در همین زمینه
شکست استراتژیک در سوریه چگونه به سرنگونی خامنهای راه می برد؟
قدرت نمایی پوشالی برای پنهان کردن ضعف و استیصال حکومت ولایت فقیه
کمال خرازی در رابطه با قدرت نمایی پوشالی حکومت ولایت فقیه میگوید: «به همت دانشمندان و نیروهای مسلح و تدبیر فرماندهی معظم کل قوا، موفق شدیم که موجبات اقتدار کشور را فراهم کنیم. اقتداری که امنیت داخلی، تمامیت ارضی و جلوگیری از هرگونه تجاوز به کشور عزیزمان را تأمین میکند. امروز ایران یک کشور مقتدر است و هیچکس نمیتواند به کشور ما تجاوز کند».
بعد از مقدمه چینی در مورد اقتدارپوشالی برای پنهان کردن ضعف و استیصال حکومت ولایت فقیه، خرازی با تاکید بر این که سیاست راهبردی حکومت ایران استفاده از قدرت نرم است گفت: «این سیاست شامل توسعه همکاریهای اقتصادی با کشورهای منطقه است».
خرازی با وقاحت تمام دست به یک فرافکنی میزند، به جای این که بگوید حکومت ولایت فقیه سرعقل آمده میگوید: «به نظر میرسد در سایه عقلانیت و بلوغی که کشورهای منطقه پیدا کردهاند، باید گفتگوهای منطقهای بین ایران و مجموعه کشورهای عربی محقق شود». این فرافکنی در حالی است که سر مار ولایت در منطقه به سنگ خورده است و روی آوردن حکومت آخوندی به قدرت نرم یعنی پرده برداشتن از ضعف و استیصال حکومت است که چارهای ندارد جز این که با بیان واژه مضحک قدرت نرم واقعیت نظام زهوار دررفته خامنهای را بپوشاند. اما به قول معروف « سگ داند و پینه دوز که در انبان چیست؟
لزوم بکارگیری زبان جدید! و قدرت نرم در کنار قدرت سخت
خرازی با اشاره به لزوم بکارگیری قدرت نرم در کنار قدرت سخت، گفت: «امروز که به این اقتدار دست یافتهایم، باید به قدرت نرم در سایه قدرت سخت پرداخته و دیپلماسی کنشگر را در پیش گیریم. … ما در مرحلهای هستیم که باید در زمینه دیپلماسی غیررسمی و عمومی، سرمایهگذاری جدی کنیم و با زبانی جدید صحبت کنیم..
این امر میتواند تصویر جدیدی از کشورمان نهتنها در منطقه، بلکه در سطح جهانی ایجاد کند. زمان آن فرارسیده است که از قدرت نرم که در ایران بسیار ارزشمند است، بهرهبرداری کنیم و تواناییهای خود را در این زمینه تقویت کنیم »
خرازی در پایان صحبت هایش بطور مضحکی سرنوشت حکومت رو به سرنگونی ولایت فقیه را تلاش میکند اینطور نشان دهد: « سرنوشت آینده این منطقه در گرو همکاری کشورهای منطقه است و ایران آماده همکاریهای گسترده است».
تلاشهای خرازی برای نشان دادن وضعیت حکومت که در باتلاق بحرانهای منطقهای، جهانی و داخلی گرفتار آمده است، بیان از پایان عمر حکومتی است که جز مرگ و سرنگونی آیندهای دیگر برای آن متصور نیست.







