در تاریخ ۱۹آذر ۱۴۰۳، شبکه تلویزیونی افق وابسته به حکومت خامنهای مصاحبهای با حسین یکتا، یکی از چهرههای بهاصطلاح فعال فرهنگی حکومتی، پخش کرد که در آن به موضوع سوریه و نگرانیهای نیروهای حکومتی پرداخته شد. این برنامه، بازتابدهندهی نگرانیها، سرخوردگیهای مزدوران حکومتی و سوالات مردم دربارهی سیاستهای ولایت فقیه در سوریه بود. از جمله نکات قابل توجه این مصاحبه، اظهارات حسین یکتا و تناقضگوییهای آشکار او در دفاع از سیاستهای علی خامنهای، ولی فقیه حکومت آخوندی بود.
نگرانی و ناامیدی مزدوران حکومتی
در ابتدای این برنامه، مجری شبکه حکومتی افق به نگرانی گسترده عوامل و نیروهای حکومتی اشاره کرد و گفت: «خیلی از بینندگان از تحولات سوریه نگران هستند و حتی برخی ابراز ناامیدی کردهاند.» این نگرانیها در پیامکهای رسیده به شبکه نیز منعکس شده بود. یکی از محورهای این نگرانیها، بینتیجه بودن هزینههای انسانی و مالی سنگین ایران در سوریه بود. مجری در ادامه افزود: «بعضیها میگویند سوریه تمام شد و این همه جوان ما پرپر شدند، اما سوریه هم که از دست رفت».
این طعنهها و کنایهها نشان از نارضایتی عمومی از سیاستهای حکومت خامنهای دارد. اظهارات مجری درباره «دسته گلهای» کشته شده در سوریه، البته تصویری رمانتیک اما ریاکارانه از این موضوع ارائه میکند. در واقع، بسیاری از نیروهای اعزامی به سوریه، یا اعضای سپاه پاسداران و گروههای شبهنظامی وابسته نظیر زینبیون و فاطمیون بودند که عمدتاً به خاطر دریافت حقوق ماهیانهای اندک حاضر به شرکت در این جنگ شدند.
تناقضگوییهای حکومت خامنهای
حسین یکتا در این برنامه تلاش کرد با بیان اظهاراتی متناقض، از نقش خامنهای در این ماجرا دفاع کند. او گفت: «بچهها به امر آقا رفتند؛ آقا فرمود بشار اسد باید بماند. اگر این مدافعان حرم نبودند، ما باید در کرمانشاه و همدان میجنگیدیم.» این اظهارات، در حالی است که خود یکتا به نقش مستقیم خامنهای در اعزام نیروها اعتراف میکند و کشتهشدگان را مستقیماً به تصمیمات او مرتبط میداند.
اما ابهامات و تناقضها در سخنان یکتا بسیار واضح است. او میگوید: «آقا فرمود اگر مدافعان حرم نبودند، جنگ به داخل ایران کشیده میشد» این در حالی است که بسیاری از مردم معتقدند حضور نظامی ایران در سوریه، نه بهدلیل دفاع از حرم، بلکه برای حفظ بشار اسد و منافع منطقهای حکومت خامنهای بوده است. همچنین، با سقوط بشار اسد و فرار او به روسیه، معلوم شد که این ادعاها چیزی جز توجیه سیاستهای شکستخوردهی حکومت نبوده است.
کشتار مردم سوریه و مسئولیت خامنهای
نقش خامنهای در حمایت از بشار اسد و شرکت در کشتار مردم سوریه، موضوع دیگری است که در این برنامه تلویزیونی بهطور غیرمستقیم مطرح شد. خامنهای که در تصمیماتش، نیم میلیون قربانی سوری را نادیده گرفت، حالا با انتقادهای شدیدی روبروست.
مردم ایران بهخوبی میدانند که هزینههای انسانی و مالی این جنگ، از جیب ملت ایران پرداخت شده است. سوالی که بسیاری میپرسند این است که چرا در حالی که مردم ایران با فقر و مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند، میلیاردها دلار صرف حفظ حکومت اسد شد؟ ارقام رسمی اعلام شده از سوی مقامات حکومتی، مبلغ پنجاه میلیارد دلار، تنها بخشی از این هزینهها را بازگو میکند.
فرار نیروهای ایرانی و شکست پروژه مقاومت
یکی دیگر از موضوعات مورد بحث در این برنامه، شکست کامل استراتژی حکومت خامنهای در سوریه بود. حسین یکتا به شکلی نامفهوم تلاش کرد از مفهوم «محور مقاومت» دفاع کند، اما این دفاعیات نیز نتوانست مجری برنامه و مخاطبان را قانع کند. او گفت: «در انقلاب اسلامی هر وقت امتثال[پیروی] امر ولایت شده، آخرش زیبا و خوشگل تمام شده است.»اما این ادعا، در تضاد با واقعیتهای میدانی است.
فرار نیروهای سپاه پاسداران و حتی کارمندان سفارت ایران از سوریه، پس از فرار بشار اسد، نشان داد که چیزی به نام «دفاع از حرم» وجود نداشته است. این، در واقع یک پروژه تبلیغاتی بود تا توجیهی برای اعزام نیرو و قربانی کردن آنها ارائه شود.
در همین زمینه
سرنگونی بشار اسد، هدر رفتن تمام سرمایهگذاریهای حکومت ایران
پرسشهای بیپاسخ از خامنهای
با از بین رفتن عمق استراتژیک حکومت خامنهای در سوریه، سوالات زیادی باقی مانده است که خامنهای باید به آنها پاسخ دهد.
چند نفر از نیروهای ایرانی و نیروهای وابسته به حکومت ولایت فقیه در سوریه کشته شدند؟ چرا میلیاردها دلار از سرمایه مردم ایران برای حفظ حکومت بشار اسد هزینه شد؟ چرا نیروهای ایرانی و عوامل حکومت، در لحظه سقوط بشار اسد، از میدان نبرد گریختند؟
این سوالات، بهوضوح نشان میدهد که سیاستهای خامنهای در سوریه نهتنها شکست خورده، بلکه هزینههای سنگینی را به مردم ایران تحمیل کرده است. مقایسه این وضعیت با وقایع گذشته، از جمله خوردن جام زهر توسط خمینی در پایان جنگ ایران و عراق، نشاندهندهی شباهتهای قابل توجهی در نحوه دجالگری و عوام فریبی توسط حکومت خامنهای است.
حکومت خامنهای فاقد مشروعیت سیاسی و مردمی
آنچه که امروز شاهد آن هستیم، طعنه و کنایههای گسترده مردم به سیاستهای خامنهای است. شبکههای اجتماعی پر از طعنهها و کنایههای صریح و شفاف است که نشان از نارضایتی عمومی دارد. در نهایت، تلاش حکومت برای تطهیر نقش خامنهای و توجیه شکستهای استراتژیکش، چیزی جز اتلاف وقت نیست. جامعه ایران بهوضوح متوجه عمق این شکستها شده و این مساله، پایههای مشروعیت نظام را بیش از پیش سست کرده است.







