چگونه اقتصاد رانتی، تورم مزمن و سیاستهای ناکارآمد، جامعه ایران را در چرخه دائمی فقر گرفتار کرد
در سالهای پایانی اتحاد جماهیر شوروی، صفهای طولانی نان در مسکو به تصویری عادی تبدیل شده بود. مردم ساعتها در سرما میایستادند تا شاید چند قرص نان بخرند. اقتصاد رسمی هنوز از «ثبات» سخن میگفت، اما واقعیت زندگی مردم چیز دیگری بود؛ جامعهای که آرامآرام قدرت خرید، امید و طبقه متوسط خود را از دست میداد. بسیاری از پژوهشگران بعدها نوشتند که فروپاشی شوروی، پیش از آنکه سیاسی باشد، نتیجه فرسایش تدریجی زندگی روزمره مردم بود. امروز نیز دور باطل فقر در ایران، شباهتی هولناک به همان فرسایش تدریجی دارد؛ چرخهای که میلیونها خانواده را به سمت ناامنی اقتصادی سوق داده است.
اقتصاد ایران طی بیش از یک دهه گذشته درگیر رکود مزمن، تورم ساختاری و سقوط مداوم قدرت خرید بوده است. گزارشهای بانک جهانی، صندوق بینالمللی پول و حتی رسانههای داخلی نشان میدهد جامعه ایران وارد مرحلهای از «فقر پایدار» شده است. در این وضعیت، خانوارها نه توان پسانداز دارند، نه امکان سرمایهگذاری و نه امیدی به بهبود پایدار وضعیت معیشت خود.
آنچه این بحران را خطرناکتر میکند، تبدیل شدن فقر به یک چرخه بازتولیدشونده است. در دور باطل فقر در ایران، افزایش هزینههای مسکن، خوراک، درمان و حملونقل باعث کاهش قدرت خرید میشود. کاهش قدرت خرید نیز تقاضای مؤثر را نابود میکند. در نتیجه تولید کوچکتر میشود، اشتغال کاهش مییابد و درآمدها باز هم افت میکند. این چرخه، اقتصاد را در سطحی پایین از رشد و رفاه منجمد کرده است.
براساس دادههای منتشرشده، جمعیت زیر خط فقر طی دو دهه گذشته جهشی کمسابقه داشته است. اگر در میانه دهه ۱۳۸۰ حدود ۹ میلیون نفر زیر خط فقر بودند، اکنون دهها میلیون نفر در معرض فقر یا فقر مطلق قرار دارند. حتی رسانههای نزدیک به ساختار رسمی نیز از افزایش شدید فقر مطلق سخن میگویند؛ پدیدهای که زمانی محدود به مناطق محروم بود اما اکنون طبقه متوسط شهری را نیز درگیر کرده است.

اقتصاد رانتی و بازتولید دائمی فقر
یکی از مهمترین دلایل شکلگیری دور باطل فقر در ایران، وابستگی ساختار اقتصادی به درآمدهای نفتی و سیاستهای رانتی است. اقتصاد نفتی به جای آنکه به توسعه پایدار منجر شود، به ابزاری برای گسترش فساد، توزیع غیرشفاف منابع و تقویت نهادهای غیرپاسخگو تبدیل شده است. در چنین ساختاری، سرمایهگذاری مولد جای خود را به سوداگری، دلالی و فعالیتهای غیرتولیدی داده است.
در سالهای اخیر، بخش بزرگی از سرمایههای جامعه به سمت بازارهای غیرمولد مانند ارز، طلا، زمین و مسکن حرکت کرده است. علت این وضعیت روشن است؛ تولید در اقتصاد تحت کنترل رژیم ایران، امنیت و بازدهی ندارد. سرمایهگذار مستقل با نااطمینانی دائمی، فساد سیستماتیک و نبود حمایت حقوقی روبهرو است. بنابراین سرمایهها به جای تولید، وارد فعالیتهایی میشوند که تنها تورم و نابرابری بیشتری ایجاد میکنند.
بیشتر بخوانید
از بحران مزمن تا فروپاشی معیشتی؛ اقتصاد ایران به کدام سو میرود؟
بازار مسکن نمونه آشکار این بحران است. طی سالهای گذشته، قیمت مسکن چندین برابر رشد کرده اما درآمد خانوارها هرگز همپای آن افزایش نیافته است. نتیجه این شکاف، حذف تدریجی میلیونها نفر از بازار مسکن بوده است. بسیاری از خانوادهها ناچار شدهاند به حاشیه شهرها مهاجرت کنند، در خانههای کوچکتر زندگی کنند یا بخش بزرگی از درآمد خود را صرف اجاره کنند.
در چنین شرایطی، حتی افزایش دستمزد نیز کمکی به معیشت مردم نمیکند. زیرا تورم مزمن، هرگونه رشد درآمد را ظرف چند ماه خنثی میکند. اقتصاددانان بارها هشدار دادهاند که سیاستهای پولی و مالی حکومت، تورم را به بخشی دائمی از اقتصاد تبدیل کرده است. چاپ پول برای جبران کسری بودجه، کاهش ارزش پول ملی و رشد نقدینگی، مستقیماً سفره مردم را کوچکتر کرده است.
تحریمها نیز در این میان نقش مهمی داشتهاند، اما بحران کنونی را نمیتوان صرفاً به تحریم تقلیل داد. بسیاری از کشورها تحت فشار خارجی قرار داشتهاند، اما ساختار اقتصادی شفاف و پاسخگو مانع از فروپاشی معیشت مردم شده است. مشکل اصلی در ایران، ترکیب تحریم با سوءمدیریت، فساد نهادینه و اولویت دادن به اهداف سیاسی و امنیتی بر منافع اقتصادی جامعه است.

فرسایش طبقه متوسط و گسترش ناامنی اجتماعی
دور باطل فقر در ایران تنها به کاهش درآمد محدود نمیشود؛ این بحران اکنون به فرسایش اجتماعی گسترده منجر شده است. طبقه متوسط که زمانی ستون ثبات اقتصادی و فرهنگی جامعه بود، بهتدریج در حال فروپاشی است. خانوادههایی که پیشتر توان خرید خانه، آموزش مناسب و خدمات درمانی داشتند، اکنون برای تأمین هزینههای اولیه زندگی با بحران روبهرو هستند.
آمارهای رسمی نشان میدهد سهم هزینه خوراک از بودجه خانوار بهشدت افزایش یافته است. این یعنی مردم بخش بیشتری از درآمد خود را صرف زنده ماندن میکنند. همزمان، کیفیت تغذیه کاهش یافته و مصرف کالاهای ضروری افت کرده است. کاهش کالری مصرفی در کنار رشد قیمت مواد غذایی، نشانه آشکار گسترش فقر غذایی در کشور است.
در بازار کار نیز وضعیت بحرانیتر شده است. گسترش اشتغال غیررسمی، قراردادهای موقت و نبود بیمه، میلیونها شاغل را به نیروی کاری بیثبات تبدیل کرده است. بسیاری از کارگران و کارمندان، باوجود اشتغال کامل، زیر خط فقر زندگی میکنند. این پدیده که از آن با عنوان «شاغلان فقیر» یاد میشود، یکی از خطرناکترین نشانههای فروپاشی اقتصادی است.
افزایش مهاجرت داخلی نیز بخشی دیگر از این بحران است. خانوارها برای فرار از هزینههای سنگین زندگی در کلانشهرها، به شهرهای کوچکتر یا حاشیهها مهاجرت میکنند. اما این جابهجایی اغلب به معنای کاهش کیفیت زندگی، ضعف خدمات عمومی و گسترش حاشیهنشینی است. در نتیجه، فقر از مرکز شهرها به پیرامون منتقل میشود و بحران اجتماعی گستردهتری شکل میگیرد.
در کنار این تحولات، کاهش اعتماد عمومی به آینده اقتصادی نیز به بحرانی عمیق تبدیل شده است. جامعهای که امید به بهبود نداشته باشد، به سمت مصرف کوتاهمدت، فرار سرمایه و گسترش بیثباتی روانی حرکت میکند. افزایش خرید کالاهای لوکس در بخشی از جامعه نیز نتیجه همین نااطمینانی است؛ نوعی مصرف نمایشی در دل اقتصادی فروپاشیده.
واقعیت این است که اقتصاد ایران دیگر صرفاً با یک دوره رکود یا تورم روبهرو نیست. آنچه شکل گرفته، یک ساختار پایدار تولید فقر است. ساختاری که در آن، نابرابری اجتماعی بازتولید میشود، فرصتهای اقتصادی محدودتر میشود و فاصله میان اقلیت برخوردار و اکثریت جامعه هر روز بیشتر میشود.
بانک جهانی از «دهه ازدسترفته» اقتصاد ایران سخن گفته است؛ دههای که در آن میلیونها نفر به زیر خط فقر سقوط کردند. اما مسئله اصلی فقط سقوط درآمدها نیست. بحران عمیقتر، نابودی تدریجی امکان بازسازی اقتصادی در چارچوب کنونی است. هنگامی که ساختار سیاسی و اقتصادی بر مبنای انحصار، فساد و سرکوب شکل گرفته باشد، فقر دیگر یک بحران موقت نیست؛ به بخشی از سازوکار حکومت تبدیل میشود.
امروز دور باطل فقر در ایران تنها یک شاخص اقتصادی نیست؛ تصویری از جامعهای است که زیر فشار تورم، فساد، تحریم و ناکارآمدی فرسوده شده است. جامعهای که در آن، میلیونها نفر هر روز بیشتر از گذشته برای بقا میجنگند و طبقه متوسط، آرام و بیصدا، در حال محو شدن است.
آرمین بهاری
منابع
- گزارش «فقر در ایران» بانک جهانی، ۲۰۲۳
- گزارشهای صندوق بینالمللی پول درباره اقتصاد ایران
- روزنامه دنیای اقتصاد، ۴ آذر ۱۳۸۵
- هفتهنامه تجارت فردا، ۴ آذر ۱۴۰۲
- روزنامه هممیهن، ۲۵ آذر ۱۴۰۴
- اقتصادنیوز، ۴ خرداد ۱۴۰۵







