دکتر آروین بر تعهدش به مردم پایدار ماند
دکتر مریم آروین وکیل پایه یک بود و در ۲۵سالگی وکیل شده بود. او از دانشجویان ممتاز دانشگاه فردوسی مشهد بود که در ۲۸سالگی دکترای تخصصی حقوق گرفته بود. اما مزدوران خامنهای در زندان سیرجان با تزریق داروهای سمی و شکنجههای ضدانسانی او را در تاریخ ۱۷بهمن ۱۴۰۱ به شهادت رساندند. شهید قهرمان دکتر مریم آروین به رایگان از جوانان و نوجوانان فقیر دستگیر شده در قیام سراسری دفاع میکرد و بدنبال آزادی و برابری بود.
دکتر مریم آروین سخن میگوید
من مریم آروین اهل سیرجان، از دانشجویان نخبه دانشگاه فردوسی مشهد بودم. رشته حقوق خوندم و تو بیست و پنج سالگی وکیل شدم. ۲۸سالم بود که دکتری حقوق گرفتم. اما هنوز رساله دکترای حقوقم رو تمام نکرده بودم که حکومت آدمکش منو بجرم دفاع از موکل ۱۷سالهام کشت!
دختری بودم اهل شعر و نویسندگی. کتابی هم نوشته بودم با عنوان «حقوق متهم در مراحل دادرسی با رویکرد فقهی» که چاپ هم شده.
تو سیرجان مدرس دانشگاه بودم و دفتر وکالت هم داشتم. از معترضین دستگیر شده که فقیر بودن و پول تهیه وکیل نداشتن به رایگان دفاع میکردم.
یه روز که تو صحن دادگاه از موکول ۱۷سالهام دفاع میکردم با قاضی بیسواد سیرجان بنام قدیمی درگیری لفظی پیدا کردم. مامورای حکومتی منو همانجا با بی احترامی از دادگاه بیرون انداختن.
بعد هم فرد مزدوری به اسم زیدآبادی تعقیبم کرد و تو اعتراضات ازم فیلم گرفت. یه روز تو تظاهرات که همراه مادرم بودم وحشیانه به من حمله کردن و دستگیر شدم. منو زمین انداختن و روی زمین کشیدن.
روز ۵آذر بردنم زندان سیرجان و روز ۲۲آذر با قید وثیقه آزاد شدم. تو زندان خیلی اذیتم کردن. داروی سمی بهم تزریق کردن و خیلی کتکم زدن.
در همین رابطه
مادر شهید ابوالفضل مهدی پور؛ شجاعت فرزندم تکثیر می شود!
بیرون زندان هم دست از سرم بر نداشتن. حکومت از کانون وکلای کرمان خواست که پروانه وکالتم رو باطل کنه. با اینکه مدرک دکترای تخصصی از یکی از بهترین دانشگاههای دولتی داشتم و وکیل پایه یک بودم اما تمام داراییم یه ماشین پراید بود. چون من از موکلام بخاطر پول دفاع نمیکردم، من از آزادی و قانون انسانیت دفاع میکردم. با همه زحمتی که برای رسیدن به این مرتبت تخصصی کشیدم ولی یاد گرفتم که در کشور ما، حق و حقوق به یغما رفته نه در دادگاه و قضاییه حکومت، بلکه در کف خیابون و با فریاد و اعتراض بدست میاد.
بذارید شما رو از زبان یکی از نزدیکانم با زندگی کوتاهم آشنا بکنم.
بله! من شرافت شغلیم رو در کف خیابون و در کنار موکلینم یافتم و سرانجام بخاطر آثار شکنجه و خوراندن داروهای سمی در دوران زندان، روز ۱۷بهمن پایان نامه ناتمام دکتری خودم رو در راه دفاع از انسانهای مبارز، با جانم به پایان رساندم.






