چگونه رانت، انگیزه تولید را تضعیف میکند؟
کمپانی هند شرقی؛ هنگامی که امتیاز، جای بازار را گرفت
در سال ۱۶۰۰ میلادی، پادشاهی انگلستان امتیاز انحصاری تجارت با شرق را به «کمپانی هند شرقی» اعطا کرد. این شرکت، تنها یک بنگاه تجاری نبود؛ بلکه به پشتوانه قدرت سیاسی، از حقوقی برخوردار شد که هیچ رقیبی به آن دسترسی نداشت. حق انحصاری تجارت، انعقاد قرارداد، ایجاد پایگاههای تجاری و حتی در مقاطعی تشکیل نیروی نظامی، به آن امکان داد تا نه با رقابت آزاد، بلکه با اتکا به امتیازهای ویژه رشد کند.
اقتصاددانان امروز، این تجربه را یکی از نمونههای کلاسیک پیوند قدرت سیاسی و منافع اقتصادی میدانند. هنگامی که موفقیت اقتصادی بیش از آنکه به نوآوری و کارایی وابسته باشد، به دسترسی به قدرت وابسته شود، قواعد بازار به تدریج جای خود را به نظام امتیازدهی میدهد.
این روایت تاریخی، نقطه آغاز فهم اقتصاد رفاقتی است.
اقتصاد رفاقتی چیست؟
اقتصاد رفاقتی، ساختاری است که در آن، موفقیت اقتصادی بیش از آنکه نتیجه رقابت، نوآوری و بهرهوری باشد، به روابط نزدیک با مراکز قدرت، دسترسی به امتیازهای ویژه و بهرهمندی از رانت وابسته میشود.
در چنین ساختاری، فعالان اقتصادی برای افزایش سود، تنها به بهبود کیفیت کالا یا کاهش هزینه تولید نمیاندیشند؛ بلکه بخشی از انرژی و منابع خود را صرف دستیابی به مجوزهای خاص، قراردادهای انحصاری، اعتبارات ترجیحی یا حمایتهای غیررقابتی میکنند.
بیشتر بخوانید
الیگارشی اقتصادی؛ چگونه ثروت ملی در اختیار اقلیتی صاحب قدرت قرار میگیرد؟-فصل یازدهم
به این ترتیب، معیار موفقیت از «توانایی تولید ارزش» به «توانایی کسب امتیاز» تغییر میکند.
رانتجویی؛ رقابت برای امتیاز، نه برای تولید
آن کروگر و گوردون تالوک، از پیشگامان نظریه رانتجویی، نشان دادند که در برخی اقتصادها، افراد و بنگاهها به جای رقابت برای افزایش بهرهوری، برای دستیابی به امتیازهای اقتصادی رقابت میکنند.
رانتجویی به معنای کسب درآمد از خلق ارزش جدید نیست؛ بلکه به معنای دستیابی به درآمد از طریق امتیازهایی است که دیگران از آن محروم هستند.
نمونههایی از این امتیازها میتواند شامل مجوزهای انحصاری، دسترسی ویژه به منابع مالی، ارز ترجیحی، قراردادهای انحصاری یا حمایتهای تبعیضآمیز باشد.
هرچه بازده این امتیازها بیشتر باشد، انگیزه سرمایهگذاری در تولید، پژوهش و نوآوری کاهش مییابد.
چگونه اقتصاد رفاقتی شکل میگیرد؟
اقتصاد رفاقتی معمولاً یکشبه پدید نمیآید؛ بلکه حاصل فرایندی تدریجی است.
ابتدا، بخشی از منابع اقتصادی در اختیار گروههای برخوردار از نفوذ قرار میگیرد. سپس، این گروهها با استفاده از موقعیت خود، فرصتهای بیشتری به دست میآورند. در ادامه، رقابت دشوارتر میشود و بازیگران مستقل، برای بقا ناچار میشوند خود را با همین قواعد تطبیق دهند.
در چنین فضایی، موفقیت اقتصادی دیگر صرفاً به خلاقیت، سرمایهگذاری یا مدیریت وابسته نیست؛ بلکه کیفیت روابط با مراکز تصمیمگیری نیز به عاملی تعیینکننده تبدیل میشود.
به همین دلیل، اقتصاد رفاقتی نه تنها ساختار بازار را تغییر میدهد، بلکه فرهنگ اقتصادی جامعه را نیز دگرگون میکند.
بزرگترین زیان؛ تغییر انگیزهها
مهمترین پیامد اقتصاد رفاقتی، شاید در آمارهای رشد اقتصادی یا سرمایهگذاری بهطور مستقیم دیده نشود؛ بلکه در تغییر انگیزههای افراد آشکار شود.
در یک اقتصاد رقابتی، کارآفرین موفق کسی است که محصول بهتر، فناوری پیشرفتهتر یا خدمات کارآمدتر ارائه کند.
اما در اقتصاد رفاقتی، این تصور شکل میگیرد که دسترسی به روابط، از نوآوری سودآورتر است. هنگامی که چنین باوری در جامعه گسترش یابد، استعدادها به جای رقابت در بازار، به سوی رقابت برای کسب امتیاز حرکت میکنند.
این تغییر، به تدریج سرمایه انسانی، بهرهوری و ظرفیت نوآوری اقتصاد را فرسوده میکند و توسعه را با مانعی عمیق روبهرو میسازد.

اقتصاد رفاقتی در اقتصاد ایران؛ هنگامی که رابطه بر رقابت پیشی میگیرد
در اقتصاد سیاسی ایران، یکی از مهمترین چالشهای توسعه، محدود شدن رقابت آزاد و گسترش سازوکارهایی است که در آن، دسترسی به فرصتهای اقتصادی همواره بر پایه کارایی، نوآوری و بهرهوری تعیین نمیشود. در چنین شرایطی، نزدیکی به مراکز تصمیمگیری، برخورداری از امتیازهای ویژه یا حضور در شبکههای قدرت میتواند بر تخصیص منابع و فرصتهای اقتصادی اثرگذار باشد.
از دیدگاه اقتصاد سیاسی، هرچه این روند گستردهتر شود، فضای رقابت برای بنگاههای مستقل محدودتر میشود و انگیزه سرمایهگذاری مولد کاهش مییابد. در نتیجه، بخش مهمی از ظرفیت اقتصادی کشور به جای خلق ارزش افزوده، صرف رقابت برای دستیابی به امتیاز میشود.
این همان نقطهای است که اقتصاد رفاقتی، به مانعی برای رشد پایدار تبدیل میشود.
چرا اقتصاد رفاقتی به نوآوری آسیب میزند؟
نوآوری زمانی شکوفا میشود که همه بازیگران، فرصت نسبتاً برابر برای ورود به بازار و رقابت داشته باشند. اگر موفقیت اقتصادی بیش از آنکه به کیفیت محصول، فناوری یا مدیریت وابسته باشد، به روابط و امتیازهای خاص وابسته شود، انگیزه سرمایهگذاری در تحقیق، توسعه و کارآفرینی کاهش مییابد.
در چنین فضایی، بنگاههای نوپا با هزینههای بیشتری برای ورود به بازار روبهرو میشوند و بسیاری از کارآفرینان، به جای تمرکز بر افزایش بهرهوری، ناچار میشوند انرژی خود را صرف عبور از موانع اداری یا دستیابی به مجوزها و حمایتهای خاص کنند.
اقتصاددانان این وضعیت را یکی از مهمترین دلایل کاهش پویایی اقتصادی و کند شدن رشد بهرهوری در اقتصادهای رانتی میدانند.

اقتصاد ایران در آینه آمار
برای آنکه بحث از سطح نظری فراتر رود، نگاهی به چند شاخص بینالمللی میتواند تصویری روشنتر از کیفیت نهادهای اقتصادی ارائه دهد.
بر اساس شاخص ادراک فساد سازمان شفافیت بینالملل، ایران در سالهای اخیر در میان کشورهایی قرار گرفته است که با چالشهای جدی در زمینه شفافیت و مقابله با فساد مواجه هستند. این شاخص، میزان ادراک فعالان اقتصادی و کارشناسان از فساد در بخش عمومی را اندازهگیری میکند.
همچنین، شاخصهای حکمرانی بانک جهانی در مؤلفههایی مانند «حاکمیت قانون»، «کیفیت مقررات» و «کنترل فساد» نشان میدهند که ایران طی سالهای گذشته با ضعفهای نهادی قابل توجهی روبهرو بوده است.
در گزارش رقابتپذیری جهانی و بسیاری از مطالعات بینالمللی نیز، امنیت سرمایهگذاری، پیشبینیپذیری مقررات و کیفیت نهادها، از مهمترین عوامل جذب سرمایه و رشد اقتصادی معرفی شدهاند.
این آمارها به تنهایی همه واقعیت را توضیح نمیدهند، اما در کنار چارچوب نظری مقاله، تصویری منسجم ارائه میکنند: هرچه کیفیت نهادها کاهش یابد، زمینه برای گسترش روابط غیررقابتی و اقتصاد رفاقتی بیشتر میشود.

نکته مهم: این شاخصها مستقیماً «اقتصاد رفاقتی» را اندازهگیری نمیکنند، اما محیط نهادیای را نشان میدهند که در آن، رانتجویی، امتیازهای انحصاری و رقابت نابرابر میتوانند گسترش یابند.
اقتصاد رفاقتی؛ تغییر قواعد بازی
اقتصاد رفاقتی تنها به معنای وجود روابط شخصی در فعالیت اقتصادی نیست؛ بلکه به معنای تغییر قواعد بازی است. هنگامی که امتیازهای ویژه جایگزین رقابت آزاد شوند، تولیدکنندگان کارآمد، کارآفرینان مستقل و نوآوران، به تدریج جای خود را به کسانی میدهند که به شبکههای قدرت نزدیکتر هستند.
در چنین ساختاری، هزینه نهایی را کل جامعه میپردازد؛ زیرا کاهش رقابت، کاهش بهرهوری، افت سرمایهگذاری و کند شدن رشد اقتصادی، پیامدهایی هستند که رفاه عمومی را تحت تأثیر قرار میدهند.
از دیدگاه این مجموعه، اقتصاد رفاقتی یکی از مهمترین حلقههای اتصال میان الیگارشی اقتصادی و انحصار است. بدون شناخت این سازوکار، درک چرایی تداوم بسیاری از مشکلات اقتصاد ایران دشوار خواهد بود.
آرمین بهاری
منابع
- Anne O. Krueger, The Political Economy of the Rent-Seeking Society.
- آن او. کروگر، اقتصاد سیاسی جامعهی رانتخوار
- Gordon Tullock, The Welfare Costs of Tariffs, Monopolies, and Theft.
- گوردون تالوک، هزینههای رفاهی تعرفهها، انحصارات و سرقت.
- Mancur Olson, Power and Prosperity.
- مانکور اولسون، قدرت و رفاه.
- Douglass C. North, Institutions, Institutional Change and Economic Performance.
- داگلاس سی. نورث، نهادها، تغییر نهادی و عملکرد اقتصادی.
- Transparency International, Corruption Perceptions Index 2024.
- سازمان شفافیت بینالملل، شاخص ادراک فساد ۲۰۲۴
- World Bank, Worldwide Governance Indicators.
- گزارشهای بانک جهانی مرتبط با حکمرانی و فضای کسبوکار/







