حکومت ایران سرکوب داخلی را پنهان و برای دیگران اشک تمساح میریزد
سیاست کثیف یا خیانت بار به سیاستهای حکومتهای دیکتاتور مانند حکومت ایران اطلاق میشود. اعدام سیاسی بخشی از این سیاست کثیف است، اما سرکوبگران با فرافکنی سعی در پوشاندن این خیانت سیاسی دارند.
حکومت ولایت فقیه سالها است با یک سیاست دوگانه و فریبکارانه تلاش میکند چهره واقعی خود را پشت شعارهای حقوق بشری پنهان کند. رسانههای حکومتی هر روز از وضعیت زندانیان و مخالفان سیاسی در کشورهای دیگر گزارش منتشر میکنند، اما همزمان ماشین سرکوب و اعدام سیاسی در ایران بدون توقف فعال است. این تناقض آشکار، بار دیگر ماهیت سرکوبگر و غیرانسانی ساختار حاکم بر ایران را نمایان میکند.
خبرگزاری حکومتی ایرنا درتاریخ ۳ خرداد ماه ۱۴۰۵ گزارشی درباره احکام صادر شده برای متهمان امنیتی در بحرین منتشر کرد. در این گزارش، حکومت بحرین به سرکوب مخالفان و استفاده سیاسی از پروندههای امنیتی متهم شد. رسانههای وابسته به حکومت ایران تلاش کردند این موضوع را به عنوان نمونهای از نقض حقوق بشر معرفی کنند. اما همزمان در داخل ایران، دستگاه قضایی حکومت ولایت فقیه موج تازهای از اعدام سیاسی و سرکوب مخالفان را ادامه میدهد.
درهمین رابطه این رسانه حکومتی مینویسد: «در ادامه پروندههای امنیتی جنجالی در بحرین، دادگاه این کشور برای چند متهم احکام سنگینی از جمله حبس ابد صادر کرد؛ اقدامی که منتقدان آن را در چارچوب رویکرد امنیتی و تشدید فشار بر مخالفان، بهویژه جریانهای شیعی، ارزیابی میکنند. به گزارش روز یکشنبه ایرنا به نقل از روزنامه الایام، دادگاه عالی کیفری بحرین در دو پرونده جداگانه، ۱۱ نفر را به ادعای ارتباط و همکاری با سپاه پاسداران ایران و مشارکت در فعالیتهای خصمانه علیه این کشور محاکمه کرد. بر اساس اعلام دادستانی جرائم «تروریستی» بحرین، برای ۹ نفر حکم حبس ابد و برای دو متهم دیگر سه سال زندان صادر شده است.
اعدام سیاسی؛ ابزار دائمی بقای حکومت
قوه قضاییه حکومت ایران طی دهههای گذشته نشان داده که بخشی جداییناپذیر از ساختار سرکوب است. صدور احکام سنگین، شکنجه زندانیان، اعترافات اجباری و اجرای اعدام سیاسی به سیاست ثابت این حکومت تبدیل شده است. تنها در دو ماه گذشته دهها زندانی سیاسی و عقیدتی در زندانهای مختلف ایران اعدام شدهاند. بسیاری از این زندانیان از دادرسی عادلانه محروم بودند و پروندههای آنان بر اساس اعترافات اجباری شکل گرفت.
بیشتر بخوانید
اعدام سیاسی در ایران فقط یک مجازات قضایی نیست. حکومت از این ابزار برای ایجاد ترس اجتماعی استفاده میکند. هدف اصلی، خاموش کردن اعتراضات و جلوگیری از شکلگیری هرگونه مخالفت سازمانیافته است. خانوادههای زندانیان سیاسی بارها اعلام کردهاند که نهادهای امنیتی حتی اجازه اطلاعرسانی آزاد درباره وضعیت بازداشتشدگان را نمیدهند.
در چنین شرایطی، رسانههای حکومتی درباره احکام صادر شده در بحرین موضعگیری میکنند و تلاش دارند خود را مدافع حقوق مخالفان نشان دهند. این رفتار، نمونه آشکار یک بام و دو هوای سیاسی است. حکومتی که خود رکورددار اعدام سیاسی و سرکوب معترضان است، نمیتواند مدعی دفاع از آزادی و حقوق بشر باشد.
سیاست کثیف رسانهای حکومت آخوندی
رسانههای وابسته به حکومت ولایت فقیه نقش مهمی در این فریب سیاسی دارند. این رسانهها اخبار مربوط به سرکوب در کشورهای دیگر را با بزرگنمایی منتشر میکنند، اما درباره سرکوب داخلی سکوت دارند. در بسیاری از موارد حتی نام زندانیان سیاسی اعدام شده در ایران نیز اجازه انتشار پیدا نمیکند.
پس از اعتراضات سراسری سالهای اخیر، موج بازداشتها و اعدام سیاسی شدت بیشتری گرفت. حکومت تلاش کرد با ایجاد فضای رعب، اعتراضات مردمی را کنترل کند. با این حال، انتشار گزارشهای بینالمللی نشان میدهد که ایران همچنان یکی از بزرگترین ناقضان حقوق بشر در جهان است.
تناقض رفتاری حکومت زمانی آشکارتر میشود که جنایتکاران آخوندی، کشورهای دیگر را به سرکوب مخالفان متهم میکنند. دستگاهی که خود مسئول مرگ هزاران زندانی سیاسی، معترض خیابانی و فعال مدنی است، اکنون در جایگاه مدعی حقوق بشر ظاهر میشود. این سیاست کثیف رسانهای بخشی از تلاش حکومت برای منحرف کردن افکار عمومی از بحرانهای داخلی است.
دجالگری سیاسی و فرار از پاسخگویی
حکومت ولایت فقیه طی چهار دهه گذشته همواره تلاش کرده سرکوب داخلی را با دشمنسازی خارجی توجیه کند. پروندهسازی امنیتی، اتهام وابستگی به خارج و تبلیغات رسانهای ابزارهای اصلی این سیاست هستند. اما واقعیت جامعه ایران چیز دیگری را نشان میدهد. افزایش اعتراضات مردمی، اعتصابها و نارضایتی عمومی بیانگر شکست این سیاست سرکوبگرانه است.
اعدام سیاسی اکنون به نماد بحران مشروعیت حکومت تبدیل شده است. هرچه شکاف میان مردم و حکومت عمیقتر میشود، دستگاه سرکوب نیز خشنتر عمل میکند. حکومت دیکتاتوری آخوندی طی دو ماه گذشته نزدیک به چهل زندانی سیاسی را اعدام کرده است اما در مقابل، تلاش دارد با نمایشهای تبلیغاتی و موضعگیری درباره مسائل خارجی، افکار عمومی را منحرف کند.
آنچه امروز در ایران جریان دارد، فقط یک تناقض رسانهای نیست. این وضعیت نشاندهنده ساختاری است که بقای خود را بر سرکوب، اعدام سیاسی و حذف مخالفان بنا کرده است. حکومتی که در داخل کشور چوبههای دار را پر میکند، نمیتواند در بیرون از مرزها ژست دفاع از آزادی و عدالت بگیرد و در نگاه مردم و حامیان حقوق بشر این سیاست کثیفی است که حکومت ولایت فقیه در پیش گرفته است.







