دانشمندانی که روی اتفاقات درونی کره خاکی ما تفحص و تحقیق می نمایند را عقیده بر این است که وقتی زلزلهای در راه است بعضی حیوانات هستند که زودتر از انسانها آنرا میگیرند و به جستوخیز و جستجو برای راه فرار می پردازند. این حرکات آنها انسانها را متعجب میسازد. این گفته متخصصین را داشته باشید که بعدا به آن بر میگردیم.
سخن را اما از سال ۸۸ آغاز میکنیم که آقا به قوایش آتش به اختیار داده بود که برای حفظ نظام بکوشند. همان روزگار که مردمان نمی دانستند آیا شب به خانه بر میگردند یا مهمان گزمههای آقا خواهند بود.
همانگاه که «رآفت اسلامی» آقا چون غلیظ ابری آسمان را قیرگونه پوشانده و آدمیان نیمه جان گشته را نفس به سختی فرو می رفت، همگان را آرزو بر آن بود که باریکه راهی یافت شود تا وقایع درون را به منابع بیرون رساند.
شاید بعضی را در خاطر مانده باشد که همان هنگام نوجوانی بود ایرانی که در کشوری اروپایی بدور از مخاطرات درون، زندگی خود را میداشت. وقتی مصیبت هموطنانش را دید او توانست از طریق اینترنت به داخل وصل شود . او اینچنین وقایعی هر چند اندک را بیرونی و همگانی کرد و همین قدر هم باریکه تنفسی برای مردمان دربند بود.
نقل و انتقالات و بازی در باشگاه ولایت
از آن سال تاکنون تغییرات بسیاری واقع شده، در نقل و انتقالات تابستانی و زمستانی برخی باشگاه عوض کردند، معاملات بهتری گیرشان آمد. قراردادهای جدیدی بستند و الان در باشگاه ولایت بازی می کنند.
بعضی نیز دیگر برای ورزش و باشگاه پیر شده بودند و خود را بازنشسته کرده یا دیگر توبه کردهاند و سراغ دعوا و خشونت نمیروند، و زندگی از نوع قرن بیست ویکم را گزیدهاند! خلاصه کلام موضوع آنگونه شد که چشمان مام وطن را پر ز آب نمود.
آن سال ۸۸ آن نوجوان دور از وطن که وطن را دوست همی داشت، وظیفه دانست و راهی اگر چه موریانه گونه باز نمود. خدایش خیر دهاد! حالیا عجیب است که مجاهدینی بودند و هستند که سالیان در پی آن گذاشتند تا نه یک باریکه راه بل بالاترین کانالها و افراد حقوقی را بهکار انداختند تا آنکه چرخ مکافات به گردش در آمد و صفحات در صدها برگش از عملکرد علمای ولایت مستند شد. و تشتهای رسوایی یکی یکی از بام ولایت افتاد،….
آقا و اصحاب عمامه را که البته خوش نیامد، اما جماعتی از روحانیون و علمای کراواتی هم که رنجش و لرزش مولای خود را نکو نمیداشتند، ابتدا همگان کبک گونه سکوت نمودند، گوئیا که اصلا دنیا را خبری نبوده…
در همین زمینه
داستان کبکها و سرهنگ ها (طنز سیاسی)
این جست و خیز حیوانات برای چیست؟
اما بهناگهان، تو گویی که در روزنامههای اول هفته ابلاغ شده باشد و خیلی خبرها بوده، یک به یک به جستوخیز افتادند و غریب آبادی گونه فریاد وا ایرانا سر دادند. قاضی دهقان را احوط بر آن است که اینان را نیز دعوت نماید تا یک بارهم در دادگاه!! ۱۰۴ به منبر روند. به ویژه که حکم مصادره اموال مجاهدین هم صادر شده است!
مام وطن را گریه بر آمد که بازیکنان باشگاه آقا چگونه زور خود بر آن می دارند که «دموکراسی» حفظ شود و قوت شبشان قطع نگردد.و آقا نیز جسم ناقصی دارد و نباید او را پریشان احوال نمود، خصوصا اینکه آن حقوقیان خیلی از گلیم فراتر رفته حسابرسی از آقا را میخواهند. خوب پس شعار سرنگونی هم بدهند!!
و مام وطن را گلخند بر لب آمد که اگر این مجاهدین نبودند شیخ رئيسک دادگاه در کدامین محفل می رقصیدی و از کدامین نمایشنامه نان همی خوردی و این گونه شد که ساز ناساز مجاهدین این جماعت نگونبخت به این روزگار گرفتار همی نمودی
و داستان ما در اینجا به نهایت رسید، همانگونه که کارشناسان گفتهاند آنگاه که زلزله در راه است حیوانات زودتر ترسان شده جست و خیز میدارند. راستی آیا کدامین زلزله در راه است؟







